معرفی کتاب فراز و فرود نساجی در اصفهان

 

حدود یک قرن پیش اولین کارخانه نساجی در اصفهان راه اندازی شد. تحولی که در پی آن و تأسیس ده‌ها کارخانه نساجی دیگر، مرحله کاملاً تازه‌ای در تاریخ شهر اصفهان آغاز شد. اصفهان منچستر شرق لقب گرفت. این دوران طلایی و ویژه بعد از جنگ جهانی دوم کم کم رنگ باخت تا این که در زمان حاضر اثرات زیادی از کارخانه‌های  مذکور و مقامی که اصفهان به واسطه تعلق به این کارخانه‌ها به دست آورده بود باقی نمانده است. در واقع صنعت نساجی دوره‌ای پا به اصفهان نهاده  و حدود نیم قرن بعد از این شهر رخت بر بست. اما این صنعت تقریباً بر تمام جنبه‌های  حیات اقتصادی و اجتماعی شهر رنگ و اثر خود را بر جای نهاد. از آنجا که رسالت تاریخ محلی ثبت و ضبط دوره‌های  خاص یا پدیده‌های  ویژه و ممتاز تاریخ یک شهر می‌باشد، با پژوهش حاضر می‌کوشد به روش علمی و دانشگاهی و مستند به مطبوعات، اسناد و تاریخ شفاهی، این دوره از تاریخ اصفهان را بازسازی و ثبت نماید.

در دوره رضاشاه (1320- 1304ش) پس از  دو دهه بی‌ثباتی سیاسی و اجتماعی نوعی امنیت در کشور حکمفرما گردید و در سایه نظام قضایی و قوانین حمایتی مجلس، سرمایه‌های ملی به جریان افتاده و چندین کارخانه تولیدی برای نجات کشور از وابستگی به خارج افتتاح گردید. این کارخانه‌ها اغلب در زمینه‌های  نساجی، قند و سیمان  فعالیت می‌کردند. سه قلمی که بیشترین نیاز کشور بدان‌ها بود و بالاترین رقم واردات را به خود اختصاص داده بودند. به دلیل شرایط مساعد  منطقه‌ای و سوابق تاریخی، علاقة مردم اصفهان به سوی صنعت نساجی روانه شد و حاصل آن که نه کارخانه عظیم نساجی در این شهر پایه‌گذاری گردید. وجود این همه کارخانه تحولات شگرفی را در بنیان‌های  اقتصادی، اجتماعی و سیاسی شهر پدید آورد. پول فراوانی به این شهر سرازیر گردید و طبقه‌ای به نام کارگر صنعتی  بوجود آمد که مطابق آمارها بین ده تا پانزده هزار نفر را شامل می‌شد. در شهری که دویست هزار نفر جمعیت داشت، این تعداد و خانواده‌هایشان تقریباً نیم جمعیت شهر را تحت پوشش قرار می‌داد. پس دور از انتظار نیست که این نیروی عظیم اجتماعی موجد تغییرات زیادی در عرصه سیاسی و اجتماعی شهر گردد.

 بعد از شهریور بیست، تحولات زیادی در عرصه مدیریت کلان کشوری و سیاست‌های تجاری حادث شد و حاصل آن که کارخانه‌ها با دو بحران شدید اقتصادی و اجتماعی روبرو گردیدند. به حدی که کل شهر با فراز و نشیب آنها متلاطم می‌گردید: بحران «اقتصادی» از چند علت ناشی می‌شد که عمده‌ترین آن ریشه در سیاست درهای باز تجاری دولت‌های  بعد از جنگ داشت.  این دولت‌ها  در ابتدا به عنوان کمک به مردم فقیر و اسیب دیده از جنگ و بعد تحت عنوان تبدیل دلارهای نفتی به ریال، درهای تجاری را بازکرده و کارخانه‌های  خسته و فرسوده داخلی را در مقابل رقبای خارجی خود تنها گذاشتند. بالا رفتن قیمت مواد اولیه و  رسوخ بی‌اعتمادی و بی‌اخلاقی در نهادهای اقتصادی و سرانجام موضوع کارگران اضافی و  مطالبات آنها، شرکت‌های تولیدی را چنان درگیر خویش کرد که بسیاری از آنها متزلزل شده و وقتی با کمبود سرمایه در گردش مواجه شدند ناچار از نظام بانکی وام ستانیدند. اما خیلی زود وام‌ها به پایان می‌رسید و مشکلات سابق بر جای می‌ماند و این بار قروض بانک‌ها نیز بر آن اضافه شده بود. دوباره کارخانه تعطیل می‌شد. فشارهای اجتماعی و کارگران بی‌کار شده دولت‌ها را به عکس‌العمل ناچار کرد. در سال 1331 هیأت‌های  حمایت از صنایع تشکیل گردید که مرکب از چندین سازمان دولتی مختلف مانند اداره اقتصاد، اداره پیشه و هنر و  اداره کار بود. کار این هیأت‌ها در درجه اول پشتیبانی فکری و فنی از بخش خصوصی بود و در درجه دوم در مورد کارخانه‌هایی که تعطیل می‌شدند، این هیأت‌ها مدیریت کارخانه را برای مدت معینی به عهده می‌گرفتند. خوب یا بد کارخانه ورشکست شده را می‌گرداند، اما سایه قروض سنگین بانک‌ها هم‌چنان بر جای بود تا وقتی که بانک وام دهنده وارد عمل می‌شد و وقتی مطالباتش پرداخت نمی‌شد، طی تشریفات قانونی، اجرائیه صادر کرده و کارخانه را به مزایده گذاشته و در نهایت تصاحب می‌نمود. سرنوشت چندین کارخانه اصفهان چنین گردید که سرانجام به دست بانک ملی افتاد. یکی از کارخانه‌ها نیز به بانک تهران رسید. بانک صنعت و معدن نیز صاحب یکی دیگر از کارخانجات اصفهان شد.

بحران «اجتماعی» از دو منشأ سرچشمه می‌گرفت: بحران مالی و تحولات سیاسی کشور. بحران مالی کارخانه‌ها موجب تعطیلی‌های  موقت و عدم پرداخت حقوق کارگران می‌گردید. همین امر اعتصابات کارگری را دامن می‌زد. نزاع میان کارگران و کارفرمایان تا جایی شدت یافت که دولت، وزارت کار را برای میانجیگری میان این دو تأسیس کرد. این وزارت‌خانه در قالب قانون کار سعی کرد هر دو سو را به مذاکره دعوت کرده و بر اساس یک قالب معین یعنی قانون کار، به مصالحه بکشاند. از اتفاق در این فضا (دهه بیست) تحولات سیاسی کشور شدت یافته، به سوی آزادی احزاب سیاسی و نزاع‌های حزبی می‌رفت. حزب توده نیز در ایران به شدت فعال شد و به سازماندهی و هدایت کارگران در قالب اتحادیه‌های  کارگری مشغول گردید. در عین حال دیدگاه‌های مخالف حزب توده نیز در میان کارگران نطقه بسته و رشد کرد. جدال میان این دو جریان فکری صفحه دیگری از تاریخ صنعتی این شهر را رقم زد.

شرح بحران‌های  مذکور و علل و پیامدهای آن بخشی از این پژوهش است. این بخش در عین حال که فصلی از تاریخ این شهر را روشن می‌کند، به دلیل تشابه بحران‌ها و  استمرار آنها تا به روزگار حاضر، می‌تواند دستمایه‌ای باشد برای مدیران محلی و کشوری که با شناسایی تاریخچه مسأله، بهتر بتوانند به حل آن نائل آیند. بخش دیگر نیز به تأثیر کارخانجات در فضای شهری و امور شهرسازی می‌پردازد. مدیریت شهری اصفهان با عوارضی که از این کارخانه‌ها می‌ستانید، پروژه‌های  عظیم شهرسازی را سامان داد. چندین خیابان مهم در شهر کشید و آنها را آسفالت نمود. از آن بارزتر این کارخانجات در مقاطعی برق شهر را هم تأمین می‌نمودند. به لحاظ روانشناسی اجتماعی وجود کارخانجات باعث نطفه بستن و رشد روحیه صنعتی در میان مردم شهر گردید.روحیه‌ای که بر سه پایه نظم، محاسبه و آموزش استوار بود. ورزش کارگران، جنبش کارگری، تأسیس کلاس‌های کارگری و هر کار دسته جمعی معطوف طبقه‌ای به نام کارگر حرفه ای، فضایی بود که جامعه اصفهان در این مقطع با آن آشنا گردید. فضایی که خاص قرن بیستم بود. سرمایه‌ای که گردش کارخانجات به شهر سرازیر کرد، بخشی نیز به مردم شهر از کارگر و غیر کارگر، می‌رسید. این ثروت توانست فقر و بیکاری را در شهر کاهش داده و در عوض موضوع بیمه‌های اجتماعی را در میان آنان تثبیت گرداند.  به طور خلاصه وجود کارخانه‌ها موجب وزیده شدن نسیم مدرنیته در شهر اصفهان گردید.

 

اهمیت و کاربرد کتاب

این تحقیق در قدم اول بخشی از تاریخ گمشده شهر را بازسازی و بازنمایی می‌کند. پدیده‌ای به نام صنعت نساجی که در حدود نیم قرن کلیه وجوه اقتصادی، اجتماعی و سیاسی شهر را تحت تأثیر خویش قرار داده و نیمی از مردم شهر مستقیم و غیر مستقیم با آن در ارتباط بودند. اینک فقط نامی و یادی از آن روزگار برجای مانده، به همراه چند مخروبه به نام کارخانه‌های نساجی و چندین هزار کارگر پیری که در گوشه و کنار شهر روزگار عسرت خویش را می‌گذرانند.

پژوهش حاضر از آغاز شکل‌گیری صنعت نساجی و توجه به این صنعت در دوره قاجار تا  مقطع انقلاب اسلامی را در زیر نگاه قلم خویش دارد و سعی کرده است با مراجعه به منابع دست اول بکوشد کلیه وجوه اقتصادی، اجتماعی و سیاسی مربوطه را تبیین و توضیح نماید. و در حد بضاعت خویش به تحلیل قضایا بپردازد. در این اثر سعی شده است صنعت نساجی به عنوان جزئی از تاریخ معاصر شهر اصفهان مورد مطالعه قرار گرفته و رابطه متقابل شهر و صنعت تشریح شود. تأثیر حضور و وجود کارخانجات بر موضوعاتی مانند بیکاری، بیسوادی، امور خیریه، تشکیلات درمانی، جنبش کارگری، بیمه‌ها و سرانجام مسأله شهرسازی در مقطع مورد مطالعه بیان گردد. در مطالعاتی که پیشتر  بر روی موضوع صنعت نساجی اصفهان صورت گرفته است، معمولاً یکی از وجوه به صورت تک نگاری بررسی شده و یا این که از منابع نامشخص و غیر مستند بهره برده شده است. این پژوهش سیاست‌های کلان دولتی و تأثیر قوانین موضوعه مجلس را در رشد صنعت نساجی با دقت زیاد مورد بررسی قرار می‌دهد. این پژوهش در مرز میان تاریخ، اقتصاد و علوم سیاسی قرار دارد و بیشتر تلاش دارد جانب تاریخ را بگیرد تا در ورطه اعداد و ارقام و نظریات اقتصادی و یا تئوری‌های سیاسی بیفتد.

بی‌گمان تاریخ معاصر اصفهان با کارخانجات نساجی گره خورده است. از این رو در اثر حاضر با مراجعه به مطبوعات و اسناد و تاریخ شفاهی سعی شده است داستان اصفهان امروز  نیز دنبال گردد.

فراز و فرود صنعت نساجی در اصفهان (از آغاز تا انقلاب اسلامی)

نویسنده: عبدالمهدی رجایی

ناشر: سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان

تعداد صفحات 503 صفحه (دارای جدول، نمودار و تصویر)

قیمت 25 هزار تومان

 

/ 1 نظر / 119 بازدید
م. محمدی

با سلام و عرض خسته نباشید خدمت جناب آقای دکتر رجائی میخواستم بخاطر مطالب جالبی که در رابطه با تاریخ اصفهان مطرح میکنید از شما تشکر کنم .. من خودم شهر اصفهان را خیلی دوست دارم و از اینکه مطالبی راجع به گذشته اصفهان را در پست های شما میخوانم احساس خیلی خوبی دارم ... با آرزوی موفقیت برای شما