نظرات جلال همایی درباره آثار میرزا حسن جابری انصاری

جلال همایی و میرزا حسن خان جابری انصاری هر دو از مورخین بلندآوازه اصفهان هستند. کسانی که آثار زیادی در تاریخ و فرهنگ اصفهان از خود به یادگار گذاشته اند. می گویند اختلاف میان بزرگان برای امت رحمت است. شاید بدین خاطر که نقاط قوت و ضعف بزرگان را در حوزه دانش و توانایی علمی می سنجند و خود به انتخاب بهترین دست می زنند.

 در آخرین کتاب جلال همایی نقد بسیار تندی بر آثار «میرزا حسن خان جابری انصاری» به چشم می خورد که البته کمی هم به نظر اغراق آمیز باشد. جلال همایی وقتی که حوادث جنگ جهانی اول را در شهر اصفهان را بیان می کند، بدین امر اشاره دارد که حاج آقانوراله نجفی و عده ای دیگر در مقابل روس ها عقب نشینی نکردند و در شهر هسته مقاومتی تشکیل دادند... اما گویا میرزا حسن خان جابری انصاری این اقدام حاج آقا نورالله را نپسنیده و بر آن خرده گرفته بوده است. به همین خاطر جلال همایی حمله قلمی و سخت به ایشان می نماید.... « اما این فکر و عملی که انجام  گرفت فی حد ذاته از این جهت که نماینده کمال شهامت و از خود گذشتگی در راه وطن پرستی است، شایسته تحسین و تمجید می باشد. نه یاوه سرایی و هزیان گویی فاضل معاصر آقای شیخ حاجی میرزا حسن خان جابری انصاری در «تاریخ اصفهان» و «آگهی شهان» که گویی عهد کرده که یک کلمه صحیح و درست و مطابق واقع ننویسند و قصدشان فقط مفاخر خود و اسلاف و اعقابشان و اعمال غرض و خصوصیت و عداوت با زید و عمرو و تثبت حقابة املاک بی حد و حصر خودشان باشد و در ضبط وقایع و تواریخ جز اضلال و اغواء خوانندگان بیچاره عملی انجام نداده باشند. نگارنده خدا را به شهادت می گیرم که قصدم عیب جویی و حرف گیری نیست. و نسبت به شخص فاضل معظم از هر حیث ارادت و تواضع دارم. اما به نوشته های ایشان به هیچ وجه من الوجوه اعتماد ندارم و مخصوصا تاریخ اصفهان ایشان را نه آموختنی بلکه سوختنی می دانم. زیرا قسمتی از عمر عزیز من را تباه کرده که جبرانش به هیچ قیمت میسر نیست. ... خود این شخص برای اشخاص ماده تاریخ ساخته ، اما در ضبط تواریخ چند سال پیش و پس انداخته و اگر بخواهم این موارد را احصا کنم یک عمر دیگر لازم است» (جلال همایی، 1395، تاریخ اصفهان ، مجلد حوادث و وقایع، ص723)

ای کاش جلال همایی بیشتر به ما می گفت که چرا این قدر آثار جابری در نظرش بی اعتبار شده اند. ای کاش کتابچه ای در نقد و بررسی اثار جابری می نوشت تا به درستی غث و ثمین یا درست و غلط آن معین شود و ما چند دهه بعد از مرگ این هر دو بزرگوار ، بدانیم آن چه جلال همایی به این تندی نوشته است، حاصل یک عصبانیت لحظه ای بوده است یا این که موضوع پایه دار و عمیق تر است. این امر را مقوله بالا بلند «نقد» می تواند آشکار نماید که متاسفانه چون در فرهنگ کتابخوانی ما جای آن خالی است، به دستی معلوم نمی شود ارزش علمی هر اثر خلق شده تا چه حد است و نقاط ضعف و قوت آن کدام می باشند. این موضوع برای خود مولف هم خوب است که بداند کجای کارش می لنگد. به تقویت نقاط ضعف خود بپردازد و آثار بهتر و کم نقص تری ارائه دهد.

/ 0 نظر / 45 بازدید