در دفاع از دوچرخه سواران 1345

نوروز فرا رسید... آیا باید در خلال این فعالیت‌ها عده‌ای را هم ناراحت کرد؟ اصفهان شاید از لحاظ دوچرخه‌سوار دومین شهر در دنیا باشد. کمتر مردمی چون اصفهانی‌ها مجبورند از این وسیله استفاده کنند. در این شهر اکثریت مردم، از محصل، کارگر، کارمند و بازاری سوار چرخ می‌شوند. وضع این شهر چنین ایجاب می‌کند. دوچرخه امروز از لوازم اولیه بیشتر خانواده‌هاست. کمتر خانه‌ای است که چند دوچرخه در آن نباشد. اگر بگوییم این وسیله به منزله دست و پای افراد است اغراق نگفته‌ایم. دست و پایی که بدون آن زندگی مشکل است. اما متأسفانه باید اذعان کنیم دوچرخه سوارها مظلوم‌ترین و بی‌دفاع‌ترین دسته در جامعه ما هستند. نه کسی قلم دست می‌گیرد تا از آنان دفاع کند و نه کسی به درد دل آنها می‌رسد.

 هر روز محدودیتی تازه برای آنها فراهم می‌کنند. البته در میان آنان افراد بی‌احتیاط بسیارند که در اثر عدم رعایت مقررات راهنمایی باعث زحمت گذرندگان می‌شوند، ولی از طرف مأمورین انتظامی نسبت به این دسته مخصوصاً ظلم بیشتری می‌شود. اغلب اتفاق می‌افتد که این طایفه از همه حقوق محرومند، به جرم این که فقیرند و چرخ‌سوار. هر روز مالیاتی تازه و قانونی جدید در این باره وضع می‌شود و کسی نیست بگوید چرا. یک روز باید از خیابان سپه حرکت نکنند. روز دیگر ورود آنها به خیابان فتحیه ]آمادگاه [ممنوع می‌شود. به عناوین مختلف و به بهانه‌های گوناگون گرفته می‌شوند و باید جریمه بپردازند. بیچاره‌ها مجبورند از کوچه پس کوچه‌ها عبور کنند تا مبادا پاسبانی دلش بخواهد ایرادی بگیرد و مزاحمتی فراهم کند. گاهی برای صرفه‌جویی پنج ریال، کسی را پنجاه ریال جریمه می‌کنند. در اغلب کلانتری‌ها شنیده می‌شود که دستور دارند هر روز 15 عدد چرخ توقیف کنند یا برای مالیات یا نمره یا چراغ یا زنگ و بهانه‌های بچه گانه دیگر.

وقتی هم که دوچرخه‌ها را توقیف می‌کنند، آنها را در گاری و یا کامیونی در برابر چشمان بی‌رمق صاحبانش ریخته و بدون توجه به مخارجی که هر کدام در بر دارد، مثل زباله حمل می‌کنند. نمی‌دانم از فقر مردم خبر ندارند. یا از کوچه پس کوچه‌های کثیف و تنگ شهر اصفهان بی‌اطلاعند یا به وضع اتوبوس‌رانی خوشبین هستند و یا آن که از الطاف بی‌پایان تاکسی‌رانان برخوردارند. کدام یک؟ در زندگی ماشینی و سریع امروز در کوچه‌های جهانباره، محله نو، خواجو، تل واژگان، باب‌الدشت، درب امام و دیگر دخمه‌های اصفهان چه باید کرد؟ چگونه باید رفت و آمد؟ آیا جز با این وسیله چاره دیگری هست؟ پس چرا اذیت می‌کنند؟ چرا سخت می‌گیرند؟ در کجای دنیا محدودیت برای یک اکثریت قریب به اتفاق مردم تا این اندازه است؟ اخیراً که به مناسبت فرا رسیدن عید و آمدن مسافرینی از سایر شهرستان‌ها، رفت و آمد دوچرخه‌سوارها (جز برای افراد بخصوصی) در خیابان چهارباغ قدغن شده است. مسافرین که به اصفهان می‌آیند، قدمشان بر چشم، ولی نباید علت رنج و ناراحتی صاحب‌خانه شوند.

خواهشمند است مأمورین انتظامی این شهر در وضع خود نسبت به دوچرخه‌سوارها تجدید نظر کنند و بیشتر از این مخالف و بدبین برای خود نتراشند و بدانند که با هر پنجاه ریال جریمه دوچرخه، یک خانواده و یا دو خانواده، سر بی‌شام بر زمین می‌گذارند. (فضل الله صلواتی)

روزنامه اصفهان:

 آن چه آقای صلواتی نوشته‌اند، مورد گواهی ما نیز می‌باشد، ولی خود ایشان هم که اقرار دارند و می‌نویسند، «و البته در میان آنها افراد بی‌احتیاط بسیارند که در اثر عدم رعایت مقررات راهنمایی باعث زحمت گذرندگان می‌شوند» در کجای دنیا دیده شده که دوچرخه سواران دو نفر و سه نفر و گاهی چهار نفر و پنج نفر، به قطار و مانند یک سد سدید درد دل کنان، از خیابانی عبور کنند و به هر وسیله نقلیه دیگری که پشت سر آنها برای گرفتن راهِ عبور بوق بزند، یا خبردار بگوید، کمترین اعتنایی نکنند؟ در کجای دنیا معمول است که در وسط خیابان روی زین دوچرخه رقاصی کنند؟ و دوچرخه را به این طرف و آن طرف گردانده و به این ترتیب تفریح نمایند؟ در کجای دنیا رسم است که وقتی دوچرخه‌سوار از کوچه‌ای می‌خواهد وارد خیابان شود بدون اعتنا به این که اتومبیلی هم به سرعت دارد عبور می‌کند، شتابان وارد خیابان می‌شود و موجب تصادف با اتومبیل و ایجاد بدبختی برای دو خانواده می‌گردد؟

در این صورت چه انتظار دارید که پلیس نسبت به این قبیل افراد ترحم کند؟ تازه مگر پلیس در تمامی خیابان‌ها وجود دارد؟ وای به وقتی که پلیس نبود. آن وقت بیایید و ببینید اکثریت جوانان دوچرخه‌سوار مرتکب چه بی‌نظمی‌ها می‌شوند و چه دسته‌گل‌های خنده‌آوری بر آب می‌دهند. باید کاری کرد که اول اینها مرتب و منظم بشوند و پس از آن به سراغ رحم و عاطفه پلیس رفت.

 (اصفهان، فروردین 1345)

 برگ هایی از تاریخ اجتماعی اصفهان معاصر ص 361

/ 0 نظر / 57 بازدید