تشکیل اداره بهداشت در اصفهان و تصمیم برای عطاران

این است لایحة مذکوره جناب معزی الیه:... این هواخواه دیرین ملت در دورة مشروطة صغیر دراین مرحله قدم اجتهاد گذاشته، محض استرضای خدا و علاج مرضی، از فقرا و غرباء، خالصاً مخلصاً، بدون ریا، مریض‌خانه‌ای به نام «‌اسلامیه» تأسیس و برپا نموده، در تنظیم و ترتیب اجزاء و اعضاء و سایر لوازم آنجا، از رخت‌خواب و تخت‌خواب و البسه و پرستار و دوا و غذا و و و به قدری که دانستم و توانستم وقت به کار بردم و هر روز سی نفر از مرضی را صلا داده به دست رضا، از هر جهت مجاناً به جراحی و تداوی آنها مساعی جمیله نمودم... ولی افسوس می‌‌خورم و حسرت می‌‌برم که آن بنیاد آباد را استبداد به باد داد... ولی ـ بحمدالله و المنه ـ پس از این یأس، نسیم حکمت بوزید و ابواب رحمت برویم برگشاد که دیگر بار نوع عزیزم را به خدمتی شیواتر منصوص[1] گشتم و به اشارة امنای ملت و پرستاران مملکت به امتیاز حافظ‌الصحگی این بلد مخصوص آمدم.

مطابق صورت علی‌حده، اگر چه اداره کردن این شغل خطیر بسی دقیق و دشوار است و ترتیب و تنظیمش به طور صحیح از حیث تنظیف مسالک و معابر از کثافات و تزکیة آبهای حمام و تصفیة هواهای ساریه و میاه جاریه از مواد عفنه و اخراج لاشة حیوانات میته و تبعید فضلات و فضولات و ترتیب امور غسالان محلات و ثبت عدة اموات نفوس و موظف شدن اطبای شهر و توابع ـ علی قدر مراتب علمهم ـ به وظایف علمیه وعملیه و استرداد ثبت مرضای ایشان یومیه، و دقت در بروز چگونگی امراض مسریه و نظارت در عمل عطاران و جلوگیری از دواسازها و دوافروشان بی‌مروت، که طبایع صحیحه را به ادعیه مصنوعه و دواهای ساختگی بدل جَلَب[2]، محض جلب نفع خود سقیم و علیل می‌‌نمایند، بلکه زهر قاتل می‌‌دهند و غیره و غیره. مشکلات و معضلات بسیار در پیش است...

عموم دوافروشان اصفهان را اعلان می‌‌شود:

گذشت آن روزی که نوع انسانی فدای دخل شما می‌‌شد و سالی چندین نفس محترم را به دواهای اشتباهی هم آغوش مرگ می‌‌ساختید. امروز قانون حکم می‌‌کند که از قراردادهایی که انجمن حفظ‌الصحه درمورد شماها می‌‌دهد تخلف نورزید وگرنه به موجب اطلاع مفتش مخفی به مجازات سخت گرفتار خواهید شد. و بر شماها لازم است که اعلان ذیل را قرائت نموده، مضمون آن را کار بندید:

] دستورالعمل اداره حفظ‌الصحه [

در باب عمل دوافروشان و عطاران داخلة شهر و بازار و محلات که کلیتاً،سوای سه دواخانة عمومی ‌‌حاجی سید جواد و ملا احمد و میرزا حسین است، دیگر هیچ کدام دوا نمی‌‌فروشند. ] چند کلمه خوانده نشد [ چهل قسم دوا که معین شود فروخته باقی عطاران جز پنج شش قسم که معین شود بفروشند. عطاران بازار هم همان چهل قسم دوا را فروخته، باقی دواجات محل فروشش منحصر باشد به سه دواخانة مذکور فوق.

قرار شد هر دواخانه و هر دوافروشی که دوایی فروخت، به موجب نسخة طبیب یا بدون نسخه، ذیل نسخه یا ظَهر[3] پاکت دوا، به مهراسم خودش معین کند که فروشندة دوا معین باشد و هر گاه تخلف شد مجازاتی که ادارة حفظ‌الصحه معین می‌‌کند از عهده برآیند.

صورت آقایان اطباء‌ معروف شهر که در انجمن حاضر شده و باقی قرارداد را مهر و امضاء ‌کرده‌اند از قرار ذیل است:

جناب صدرالاطباء / جناب آمیرزا محمودخان حافظ‌الصحه / جناب آمیرزا عبدالباقی معتمدالاطباء/جناب ناظم‌الاطباء آمیرزا مسیح‌خان / جناب احتشام‌الاحکما / جناب حاجی آقا محسن / جناب آمیرزا عبدالرحیم مؤتمن‌الحکما / جناب آمیرزا ابوالقاسم / جناب آمیرزا محمدمهدی / جناب آمیرزا باقر مجدالاطباء / جناب میرزا ابوالحسن سلطان‌الاطباء / جناب آمیرزا محمد حسن / جناب آمیرسید مصطفی / جناب آمیرزا مصطفی / جناب آمیرزا مرتضی اعتمادالاطباء / جناب آمیرسید حسین سلطان‌الحکما / جناب آمیرزا محمدهادی / جناب ملک‌الاطباء معاون الصحه / این بنده حسن طبیب قاجار مدیر حفظ‌الصحه.[4]

کتاب «اصفهان از انقلاب مشروطه تا جنگ جهانی اول» به تدوین عبدالمهدی رجایی، انتشارات دانشگاه اصفهان، ص 48


[1] - منصوص: معین شده.

[2] - جَلَب: حقه باز.

[3] - ظهر: پشت.

[4] - روزنامه زاینده رود،  شوال 1327. راجع به تاریخچه و سیر تحول انجمن پزشکان اصفهان در دورة ‌ظل‌، رک: رجایی، تاریخ اجتماعی اصفهان، فصل پنجم «‌بهداشت و درمان شهر اصفهان»

/ 0 نظر / 66 بازدید