عمارت صدری و مرثیه بر آثار ویران شده اصفهان

به هر حال روزنامه زاینده رود در شوال 1328ق  وقتی مشاهده کرد روی عمارت صدری کسانی دست گذاشته و قصد دارند آن را تصاحب کنند بسیار خشمگین شد و به تمام هم شهریان خود تذکر داد که درباره این گنجینه های شهر چه مسئولیت سنگینی بر عهده دارند و به آنها گفت که در تمام دنیا چقدر با احترام نسبت به این ابنیه و آثار نگریسته می شود ولی در اینجا یک حاکم می تواند کلیه آنها را خراب نماید. متن مقاله روزنامه زاینده رود:

«یکی از رسوم ملل متمدنه حفظ آثار قدیمه و نگاهداری عمارات عتیقه است که نظر به فواید کثیره و اکتشافات و اطلاعات تاریخیه که ممکن است از آنها کسب شود  … ]در این کشورها[ در نگاه‌داری آثار قدیمه به قدری ساعی هستند که در اسپانیا هنوز آثار حکومت اسلامیه باقی است … اصفهان یک وقتی پای تخت سلاطین بزرگ بوده و عمارات عتیقه از مساجد و عمارات سلطنتی بسیار داشته است. در ظرف سی سال دشمنان آبادی چنان آنها را از بیخ و بن برکنده که نشانه‌ای باقی نگذارده‌اند. آن عمارت هفت‌دست و آیینه‌خانه و نمکدان که از جملة ابنیه بسیار ممتاز در نهایت استحکام و حسن‌بنا و نقشه‌های عجیبه و آیینه‌های بزرگ خیلی شفاف و حوض‌های یکپارچه که از سنگ‌های مرمر صاف تراشیده شده که سلاطین بزرگ با مخارج گزاف بنا نهاده و به یادگار گذارده، تمام خراب و درجای آنها به جز یک تپه خاک غم انگیز ملالت خیز باقی نگذارده‌اند، که انسان که اندکی غیرت و عصبیت ایرانیت داشته باشد از مشاهدة آن آثار بالیه بی‌اختیار اشک از چشمش می‌پاشد.

اگر کسی اندکی گوش شنوا دارد از کلوخ و سنگ ریزه آنجا صدای ناله و افغان می‌شنود. دیدة بصیرت روح سلاطین را در حالت افسردگی مشاهده می‌نماید. ای کاش سلاطین زادگان ما به قدر خالدبن‌برمک دارای حس و عصبیت ایرانیت بودند و برای طمع در سنگ و آجر آن عمارات عظیمه را که جزو بقایای تاریخیه بود، و عظمت سلاطین اسلامیه و سلیقه و درجة تمدن نیاکان ما را نشان می‌داد، آن سان خراب و ویران نمی‌ساختند.

انسان وقتی که می‌بیند عمارات صدری و طالار طویله خراب و کاشی‌های آن در چندی قبل به توسط یهودی‌ها به خارجه فروخته شده، و اراضی آن کشتزار یک نفر .. مفت خوار است، هوش از سرش بدر می‌رود و برق غیرت می‌خواهد او را بسوزاند. یک نفر نیست بپرسد کجا این ... وارث صدر شد یا اراضی که هنوز به اسم صدر خوانده می‌شود؟ کی آنرا مجهول‌المالک کرد؟ چیزی که از آن عمارات باقی است عمارت چهلستون است، که از بناهای عجیبه اصفهان به شمار بوده و از دست خرابی مخربین محفوظ مانده یعنی مشروطه مانع خرابی آن شده. ولی از فرط بی‌مواظبتی، در ارکان آن عمارت، طول زمان رخنه انداخته. اگر حال بدین منوال بگذرد آن هم به امثال خود ملحق خواهد شد.

وظیفة کافه افراد ملت است در حفظ و نگاهداری آن کوشش کنند و نگذارند خراب شود که به مصارف  گزاف ساختن مثل آن امکان ندارد.

دیگر از ابنیه قدیمه که بایستی اهالی اصفهان وجودش را مغتنم شمارند پل‌های چهارباغ است. خاصه پل‌های خواجو که در حسن بنا و عظمت مثل آن در تمام ایران یافت نمی‌شود. که روی به انهدام گذارده و اگر تعمیر نشود از میان رفته، چه قدر اسباب زحمت و خسارت خواهد شد که یکی از بزرگترین صدمات سختی گذشتن از رودخانه است.

اگر مخربین این مملکت عمارات قدیمه را خراب کردند ما بایست به حفظ بقایای آن بکوشیم … امروز می‌شود به هفت یا هشت هزار تومان آنجا را تعمیر کرد ولی اگر خدای ناکرده خراب شود به صرف هشتاد هزار تومان هم مثل آنرا نمی‌توان ساخت.

این خدمات بزرگ قانوناً برعهدة بلدیه است که از هر محلی که مقتضی می‌داند در لوازم تعمیر و نگاهداری آن اقدام نماید»

روزنامه زاینده رود، شوال 1328.

/ 0 نظر / 31 بازدید