پاداش حلال خوری ارحام صدر

656957_WU0Sqb2I.jpg 

نمی دانم چگونه است که چند سالی است قبح« بیت المال» شکسته است. مناسب دیدم این مطلب را بگذارم . در مصاحبه ای که رضا ارحام صدر با زاون قوکاسیان می کند به نکته جالبی در این رابطه اشاره می شود. اول باید بگویم رضا ارحام صدر در کنار بازیگری، از آنجا که کارمند شرکت بیمه ایران بود و این شرکت «کاروانسرای مادرشاه» را ساخته و تبدیل به «هتل عباسی» نمود.[1] پس رضا ارحام صدر حدود شش سال تا سال 1358 مدیر این هتل بود. وی در مصاحبه اش می گوید:

من می رفتم بیمه و تا دو بعد از ظهر بیمه بودم. ساعت ده تا دوازده از پشت میز بیمه می رفتم هتل و کارهای هتل را رسیدگی می کردم. دو بعد از ظهر می آمدم خانه. آن چه می کردند که شما ناهارت را توی هتل بخور، می گفتم ابداً. من مال دولتی از شکمم پایین نمی رود. من باید بروم همان دو تا ماهیچه و چهار تا نخود و یک دانه سیب زمینی که زنم ظهر به ظهر می پزد می گذارد جلوم ، همان را بخورم.

در تمام این شش سال هیچ وقت غذای هتل را نخوردم. خانمم و اینها گهگاه می رفتند هتل کوثر بستنی و کافه گلاسه می خوردند. در حالی که قبلش می آمدند هتل شاه عباس. که البته اینجا هم پول می دادند. گفتم «اصفهان یک شهری است که اگر زن و بچه من یک روز یک سیخ کباب اینجا خوردند، مردم خواهند گفت که خودش اینجا مدیر است و زن و بچه اش هم همیشه ناهار و شام اینجا می خورند.» شش سال نگذاشتم پایشان را آنجا بگذارند.

(زندگی در تماشاخانه اصفهان، 1392، ص 176)

در قدیم بسیار بر روی «مال حلال» تأکید می کردند. آن روزها «حرام خوری» جرم بزرگی بود که نه تنها مجازات اجتماعی ، بلکه عذاب وجدان شدید فردی داشت. آن قدر سنگین که کمتر کسی به سراغش می رفت . همان قدیم ها اثرات بسیار بدی از حرام خوری بر می شمردند و بر عکس اثرات نیکویی از حلال خوری را به ما یادآور می شدند. این که رضا ارحام صدر بعد از سی سال کناره گیری از کار هنری، هنوز در دل مردم ایران جا دارد آیا یکی از اثرات همین حلال خوری ها نیست.


[1] . داستان این تبدیل را در یکی از کتاب های خود «برگ هایی از تاریخ اجتماعی اصفهان معاصر» آورده ام.

/ 2 نظر / 41 بازدید

چه فردها رفته در كوهها ، چه حلاج ها رفته بر دار. مه فشاند نور و سگ عوعو كند هركسي بر ظينت خود مي كند

عشق به مردم

سلام خوبي دوست من؟ مطالب مفيدي داري به منم سر بزن نظر يادت نره!!!!!!