کتاب اخبار اصفهان در روزنامه های عصر قاجار منتشر شد خرداد 1398

کتاب

اخبار اصفهان در روزنامه های عصر قاجار

منتشر شد.



با وجود منابع چندی که در قالب تاریخ محلی درباره اصفهان در دوره قاجار موجود است از جمله کتاب‌های «جغرافیای اصفهان» «الاصفهان» و کتاب «نصف جهان فی تعریف الاصفهان» با این همه بخش‌های زیادی از تاریخ این شهر از جمله تاریخ مردم آن هنوز در لابلای متون و اسناد تاریخی گم هستند. در واقع ما هنوز کتاب جامعی مثلاً درباره تاریخ اصفهان در دوره ناصری نداریم، حتی به درستی نمی‌دانیم حکام اصفهان در این دوره چه کسانی بوده‌اند و هر کدام از چه زمانی تا چه زمانی بر این شهر حکومت کرده‌اند. اوضاع اجتماعی مردم در این یک قرن و نیم چگونه بوده است. مردم روستاها چه نوع زندگی را تجربه می‌کردند و هزاران خلاء تحقیقاتی دیگر که کتاب«اخبار اصفهان» تلاش دارد بخشی از آن را پر کرده و مواد خامی را برای هر نوع تحقیق در اختیار پژوهشگران قرار دهد.

هر چه زمان می‌گذرد، اهمیت مطبوعات در انعکاس و بیان بخش‌های ناشنیدة تاریخ آشکارتر می‌گردد. علاوه بر آن رویکرد مطبوعات که توجه به «تاریخ اجتماعی» را در سرلوحه خود قرار می‌دهند، طرفداران بیشتری پیدا می‌کند. از خلال مطبوعات قاجاری اطلاعات زیادی درباره شهر اصفهان و مردمان آن می‌توان دریافت. با مراجعه به این داده‌ها، ابعاد گوناگون زندگی اجتماعی، اقتصادی و سیاسی مردم شهر بیش از پیش به روشنای تاریخ خواهد آمد. 

شاید نخستین مبدع این روش در تهیه و عرضة داده‌های مطبوعاتی در شهر اصفهان صاحب این قلم باشد. اولین کار من «تاریخ اجتماعی اصفهان در عصر ظل‌السلطان» به انعکاس داده‌های روزنامه فرهنگ اصفهان اختصاص داشت. کتاب بعدی تحت عنوان «اصفهان از انقلاب مشروطه تا جنگ جهانی اول» به روزنامه‌های بازه زمانی انقلاب مشروطه تا جنگ جهانی اول در اصفهان توجه داشت و اخبار، گزارش‌ها و مقالات آنها را انعکاس می‌داد. کتاب بعدی «تحولات عمران و مدیریت شهری اصفهان در دوره پهلوی اول» به انعکاس روزنامه‌های عصر رضاشاه در اصفهان می‌پرداخت. کتاب «تاریخ نساجی اصفهان به روایت اسناد و مطبوعات» نیز چنین رویکردی داشت. گفتنی است داده‌های دو کتاب نخست که بازة زمانی کتاب حاضر را پوشش می‌دهد، در تکمیل کتابی که در دست شماست، بسیار یاری دهنده است. بنابر این پژوهشگر تاریخ اصفهان که کتاب حاضر را در دست دارد، از دو کتاب نامبرده بی‌نیاز نخواهد بود.

اهمیت کتاب


وقتی روزنامه به ایران وارد شد، هم انتشاردهندگان روزنامه و هم مخاطبین آن درست نمی‌دانستند چیست و به چه درد می‌خورد. تا به جایی که بخشی از نظام اداری قاجاری گمان می‌کردند روزنامه مانند یک منصب دولتی است که به بعضی‌ها تعلق می‌گیرد و به بعضی‌ها تعلق نمی‌گیرد. (وقایع اتفاقیه،ش26،2 شوال 1267) اما انتشار دهندگان روزنامه نیز در تهیه اخبار شهرها و ولایات مشکل داشتند. بدین خاطر از طرف خود ناصرالدین شاه به حکام «کل و جزء» دستور داده شد ماهی دو مرتبه اخبار منطقه خود را به نزد «محمدحسن‌خان صنیع‌الدوله» یا همان اعتماد‌السلطنه بعدی ارسال دارند. البته این شخص در نیمه‌های راه به فرایند تهیه و نشر روزنامه رسید. ابتدا در روزنامه وقایع اتفاقیه اشخاص دیگری از جمله «برجیس » و «میرزا جبار تذکره‌چی» به کار تهیه و نشر اخبار مشغول بودند. به هر حال فرمان شاه چنین است «در ضمن احکام صادرة همایونی ملفوفه فرمان مبارک به جمیع وزرای عظام و حکامِ کل و جزء ممالک محروسه شرف صدور یافت که اخبار متعلقه به اداره و ایالت و حوزه حکومت خود را در هر ماهی دو نوبت نزد محمدحسن‌خان صنیع‌الدوله، رئیس کل دارالطباعه بفرستند.»(ایران،ش 30، 26 جمادی‌الاول 1288) معنی عبارت «در روزنامه این ولایت نوشته بودند...» که درابتدای اغلب اخبار می‌آمد، نشان از امتثال امر پادشاه داشت.

بی‌گمان در ابتدای کار حُکام به خاطر اجرای دستور پادشاه، شروع به ارسال اخبار کردند. اخباری که بیشتر صبغة اجتماعی داشت. اما کم کم حکام دریافتند که از طریق ارسال اخبار مثبت از وضع حوزه حکمرانی خود، می‌توانند خویش را در دل شاه جا کنند. چنین شد که بعضی از اخبار و داده‌های ولایات رنگ و بوی خودستایی گرفت و شامل جملاتی تکراری و کسل‌کننده از وجود امنیت و رفاه در منطقه شد. اما این همة داستان نشر روزنامه در این کشور نیست. کم کم روزنامه‌های خارج از کشور شروع به انتشار کردند، روزنامه‌هایی که در بیان حقیقت محذورات کمتری داشتند. بنابر این روزنامه‌نگاری بیش از پیش رنگ و بوی حقیقت گرفت. وقوع انقلاب مشروطیت دست روزنامه‌های داخلی را در انعکاس واقعیت‌ها گشاده کرد. فضای آزادی پیش آمد که مراجع قدرت شکسته شدند و ترس روزنامه‌نگار در نقد آنان ریخته شد. این شرایط با وقوع جنگ جهانی اول و اشغال کشور توسط نیروهای خارجی بسته‌تر گردید و سرانجام روی کار آمدن دیکتاتوری رضاشاهی قلم روزنامه‌ها را در حوزه سیاست خفه کرد. با این همه اکنون که بعد از یک قرن و نیم به این داده‌های مطبوعاتی نگاهی می‌افکنیم، متوجه امتیازات و نکات برجسته‌ای در دل سطور آن‌ها می‌شویم و در می‌یابیم مطالب مذکور حاوی چه نکات بدیعی برای پژوهش‌های تاریخی هستند.

یک مورد آنکه ما «زمان دقیق» حوادث و وقایع را در می‌یابیم.اینکه فلان شخص به طور مشخص از کی تا کی حکمرانی شهر را بر عهده داشته است. در دوران حکمرانی خود چه کارنامه‌ای برجای گذاشته و چه کرده است. نیز در این روزنامه‌ها با حوادث عمده‌ای که در منطقه اتفاق افتاده و ابعاد آن آشنا می‌شویم. یک نمونه از این حوادث آمدن ناصرالدین شاه و امیرکبیر به اصفهان در سال 1267ق است و نمونه دیگر قحطی بزرگ سال 1288ق می‌باشد که گوشه‌هایی از آن بلیه را در شهر اصفهان درک می‌کنیم. بلایای کوچکتر مثل گسترش وبا و شیوع بعضی بیماری‌های دیگر را نیز می‌توان در سطور روزنامه‌ها جستجو کرد.

در کتاب‌هایی که به تاریخ شهر‌ها اشاره دارند کمتر مقوله «تاریخ اجتماعی» را مد نظر قرار می‌دادند. اما در خلال روزنامه‌های منتشره می‌توان به گوشه‌هایی از تاریخ اجتماعی شهرها، تعاملات مردم با یکدیگر، نقش لوطی‌ها و دیگر طبقات اجتماعی، جایگاه اصناف، و نیز منظومه فکری مردم را تا حدودی دریافت. مثلا در خبری در همین کتاب می‌خوانیم«در این روزها در محله دارالبطیخ ضعیفه‌ای به یک شکم سه دختر زاییده است و این معنی گاهی که اتفاق افتاده و تجربه نموده‌اند می‌گویند که دلالت بر طول عمر و ازدیاد شوکت پادشاه آن ایام می‌نماید.» (وقایع اتفاقیه، ش 102، 3 ربیع‌الثانی 1269) از اتفاق آنکه این سخن درست از آب در آمد و ناصرالدین شاه در میان همتایان خویش در تاریخ ایران بیشترین دوران سلطنت را تجربه کرد! اخبار مربوط به اتفاقات روزانه در محلات شهر از فرازهای خواندنی این کتاب هستند: خواهر بدکاری که توسط برادرش کشته شد، دختری که مادر خود را در تنور انداخت، هوویی که با کاسه حلیمِ مسموم، رقیب را از میدان به در کرد، اطفالی که در حوض می افتادند و دهها خبر از زندگی اجتماعی آن روزگار. بی‌گمان چالش‌های امنیتی از جمله «سرقت» یکی از اخبار تکراری شهرها بود. اخباری که حکام ترجیح می‌دادند با ذکر کشف و مجازات دزدان، لیاقت خود را به رخ بکشند. ما در این کتاب حوزة عمل، دامنة کار و نحوة سرقت‌ها را در طول این مدت نشان می‌دهیم.



چند نمونه از اخبار روزنامه ها که در کتاب ذکر شده است...

]دختری که مادر خود را کشت[

دیگر نوشته بودند که در قریه خوراسگان مابین مادر و دختری نزاع اتفاق افتاده بود. چون خانه خلوت بوده است دختر به مادر غلبه کرده و پای او را بسته و به قتل رسانده بود و نعش او را در تنور خانه مخفی کرده و خاکستر و خاشاک بر روی او ریخته بود. بعد از چند روز که خویشان او به قاعده‌ای که در دهات معمول است برای پختن نان آمده بودند، استشمام عفونت از آن تنور کرده بودند. معلوم شده بود که مادر آن دختر است. گریبان آن دختر را گرفته تحقیقِ کیفیت از او کرده بودند. او هم اول انکار کرده، بعد اقرار نموده بود که میان من و مادرم نزاع اتفاق افتاد، عرصه بر من تنگ شده، او را به قتل رساندم. مراتب به عالیجاه چراغ‌علی‌خان عرض شده، برای آوردن دختر فرستاده است و در حقیقت این عمل خیلی غرابت دارد و بجز جنون دختر به چیز دیگر نمی‌توان حمل کرد. (وقایع اتفاقیه، ش 128، 7 شوال 1269)

]بازسازی مادی هزار جریب[

دیگر نوشته بودند که عالیجاه نایب‌الحکومه در آبادی مادی‌های بلوکات و توابع و قرای خالصه مراقبت و اهتمام را دارد که رعایا در نهایت امیدواری و خاطر جمعی مشغول امر زراعت خود باشند و بخصوص در آبادی مادی هزار جریب و معموریت هزار جریب که محل تفرج و تردد خاص و عام است، کمال اهتمام را به عمل آورده، یک نفر آدمی بخصوص گماشته است که مراقب تنقیه مادی آنجا و آبادی هزار جریب شود که کمال نزهت و صفا را به هم رساند.(وقایع اتفاقیه، ش 177، 25 رمضان 1270)

]دعوای زن ها، دو برادر را به‌جان هم انداخت[

در روزنامه اصفهان نوشته بودند که در قریه سه ده لنجان دو نفر برادر که زن‌های آنها با یکدیگر خصومت کرده بودند، به سبب نزاع زن‌ها، با هم منازعه نموده و به هم در آویخته اند. برادر کوچک کاردی به برادر بزرگ کشیده، او هم کارد را از دستش گرفته و به پهلویش فرو برده، برادر کوچک را مقتول نموده، عالیجاه چراغ علی‌خان، نایب‌الحکومه اصفهان، فرستاده قاتل را آورده‌اند و خود قاتل نیز به عمل خود اقرار نموده است و الان محبوس است که موافق حکم شرع مطاع به دیه یا قصاص، هر چه مقرر گردد معمول دارند. (وقایع اتفاقیه، ش 184، 15 ذی‌قعده 1270)

]سرقت در عروسی[

‌دیگر نوشته‌اند که چند وقت قبل در خانه یک نفر از تجار عروسی بود. چند نفر از نسوان که به آنجا آمده بودند حُلی و زیور خود را به جاریه‌ای داده بودند که محفوظ بدارد و جاریه اسباب مزبور را که به قدر چهار صد تومان بود، در اتاقی گذاشته، درش را قفل نموده بود. ضعیفه‌ای سارقه در آنجا مترصد بوده، اسباب مزبور را سرقت کرده بود. مراتب به عرض نواب شاهزاده رسیده، چند روز داروغه و غیره حسب‌الحکم جمیع محلات را گردش کرده، اثری از او نیافتند، بعد از چند روز خبر رسید که ضعیفه سارقه از شهر بیرون رفته، نواب شاهزاده سوار به اطراف فرستاده در گلپایگان او را یافته، اسباب مسروقه را گرفتند، ولی خود ضعیفه از چنگ آنها در رفته، خود را به قم رسانده بست نشست. (وقایع اتفاقیه، ش 347، 5 صفر 1274)

همچنان که از این چند خبر پیداست، در کمتر منابعی از تواریخ محلی می توان اطلاعاتی را یافت که این چنین وارد جزئیات شده و خبر یا گزارشی اجتماعی را چنین دقیق ذکر کرده باشد. همچنین در کمتر منابعی است که قیمت اجناس مصرفی مردم به طور ماهانه ثبت و ضبط شده باشد. این داده‌ها برای پژوهندگان تاریخ اقتصادی گران‌بها است. در کتاب حاضر می‌توان پیامدهای دو قحطی بزرگ در سال های 1288ق و 1336ق را مشاهده کرد. در مورد شهر اصفهان در باب کاربری و وضعیت عمارات و ابنیه‌ای که ویران شدند در روزنامه‌ها اطلاعاتی یافت می‌شود. اینکه در عمارت تالار طویله مراسم عزاداری نظامیان برگزار می‌شد یا عمارت هفت دست جایی بود که روندگان از شهر معمولاً به عنوان ایستگاه اول به آن نگاه می‌کردند.

از دیگر نکات بدیع این کتاب اطلاعات نابی است که از شهر اصفهان در خلال جنگ جهانی اول به دست می‌دهد. مقطعی تاریخی، مهم و البته کم منبع در تاریخ این شهر. مدیریت شهری و حکمرانی بختیاری نیز از داده‌های قابل تأمل کتاب است.

نکته‌ای که در خلال این مطالعه بر بنده مشخص شد این است که ما «تاریخ روستایی» معاصر کشور را می‌توانیم از دل روزنامه‌ها ترسیم و تکمیل نماییم. بدین شکل که معمولاً در کتب و دیگر منابع راجع به روستاها و زندگی و کشت و کار آنجا کمتر اطلاعاتی به چشم می‌خورد. اما با مراجعه به اخبار روزنامه‌ها به درستی می‌فهمیم که اوضاع بارش‌های جوی، کشت و کار، آفت‌ها و آسیب‌های کشاورزی، سیاست‌های حکومتی در قبال کشاورزی، موضوع «گاو میری» «ملخ خوارگی» «سن خوارگی» و ... در روستاهای عصر قاجار تا چه حد بوده است. با نگاهی به اخبار گرد آمده در این کتاب می‌توان ترس و انتظار کشاورز اصفهانی، در حالی که چشم به آسمان دوخته است را دریافت.از یاد نبریم مقوله سرقت یا راهزنی، موضوعی است که هم شهرها و هم روستاها را متأثر از خویش می‌کرد. آن چه شهر اصفهان را با دو ایل بختیاری و قشقایی در تعامل قرار می‌داد، موقعیت جغرافیایی آن بود. در این کتاب تعاملات گوناگون میان حکام شهری و این دو ایل را می‌توان پی گرفت.

به هر صورت در این کتاب تلاش شده است این داده‌های ارزشمند مطبوعاتی، از خلال روزنامه‌های منتشر شده در خارج از شهر اصفهان، بازنویسی و گردآوری شوند. اقرار می‌کنم که صاحب این قلم تصور نمی‌کرد روزنامه‌های خارج از کشور این قدر به دقایق امور آگاه بوده و بتوانند پشت پرده‌های ماجراها را با آزادی بیشتر، که روزنامه‌های داخلی فاقد آن بودند.چنان که می دانیم حوادث و اتفاقات پیش آمده در فاصله زمانی انقلاب مشروطیت تا روی کار آمدن رضاشاه از نقاط بسیار مبهم و گنگ تاریخ اصفهان و بلکه ایران است که در این کتاب با درج صدها خبر از روزنامه‌های مختلف، تا حدودی به روشنای تاریخ می‌آیند. به هر حال این کتاب دریچه‌ای به هشتاد سال تاریخ معاصر شهر اصفهان است که در تحقیقات مختلف مورد مراجعه قرار خواهد گرفت.

در این کتاب دوره کامل دوازده عنوان روزنامه از جمله روزنامه وقایع اتفاقیه، ایران، ایران سلطانی، حبل المتین، حکمت ، ثریا، پرورش، چهره نما و... مورد بررسی قرار گرفت و داده های مربوطه از دل آنها استخراج، بازنویسی و سپس تدوین گردید .

امیدواریم نشر چنین کتابی زحمت بازیابی و بازنویسی داده‌های مطبوعاتی را از دوش پژوهشگران اصفهان و محققین این شهر بردارد و با عرضه این قبیل داده‌های خام، پژوهش‌های بیشتری برای پر کردن گسست‌ها یا نقاط تاریک و کار نشدة تاریخ شهر به انجام رسد. از آنجا که به قول بزرگی، «تاریخ گفتگوی بی‌انتهای گذشته و حال است» باشد که از پرتو این کتاب، نسل حاضر سوالات خود را از گذشته پرسیده و به پاسخ‌های مناسب خود برسند.



نام کتاب: اخبار اصفهان در روزنامه های عصر قاجار

مولف: عبدالمهدی رجایی

ناشر: مورخان

قیمت : 75 هزار تومان

تعداد صفحات: 570 صفحه


محل فروش در تهران: انتشارات توس خیابان انقلاب

در اصفهان: کتابفروشی فرهنگسرا دروازه دولت

 

 

/ 0 نظر / 86 بازدید