معرفی کتاب گردش ایام

به همین خاطر وی نام خاطراتش را «گردش ایام» نام نهاده است. این مجموعه خاطرات بخشی مربوط به زادگاه وی (شهرضا) است و بخشی مربوط به ایام تحصیل در تهران، بخش دیگر مربوط به ایام کار و استادی در اصفهان و سرانجام نیز خاطرات مهاجرت است در انگلستان.

این خاطرات به خاطر مقام علمی ایشان به عنوان یک روحانی و استاد دانشگاه از این جهت حائز اهمیت است که فضای فکری و محافل دینی و دانشگاهی دهه سی و چهل اصفهان را به تصویر کشیده است. از سوی دیگر به چند نفر از شخصیت های اثر گذار اصفهان به شکل مفصل پرداخته و راجع به ابعاد گوناگون زندگی آنان سخن گفته است کسانی مانند: آیت الله ارباب، آیت الله درچه ای، جهانگیرخان قشقایی، ملا عبدالکریم گزی، دکتر عبدالباقی نواب، میرزا عبدالحسین صدر، محمدعلی مکرم و تاج اصفهانی . از این دریچه نیز می توان بیشتر و بیشتر فضای فکری اصفهان در آن دوران را شناخت.

قسمتی از کتاب راجع به سخنرانی یکی از وعاظ اصفهان به نام میرزا عبدالحسین صدر که منشأ تحول صنعتی اصفهان گردید:

«از کارهای جالب دیگر صدر این بوده است که روزی از مردم دعوت می کند که در مسجدشاه اصفهان تجمع کنند زیرا صدر می خواهد یک توپ به منچستر انگلستان شلیک کند... ]در منبر پس  از بیان وضعیت اسفناک کارگاه های دستبافی پارچه گفت[ من امروز پیشنهاد می کنم ثروتمندان و کسانی که اهل تمکن و دارایی هستند اقدام کنند و کارخانه ریسندگی و بافندگی از کشورهای دیگر وارد کنند و نصب نمایند که شرایط بهداشت و نیز سطح تولید و کیفیت آن قابل مقایسه با وضع اسفناک بافندگی و بافندگان ما نیست... این سخنان صدر آن قدر موثر می افتد که از همان مجلس اندیشه تأسیس کارخانجات جدید در اصفهان بیش از پیش مایه می گیرد و ثروتمندان شروع به اقدام کرده و پس از چند سال اصفهان یکی از مراکز صنعت نساجی ایران شد»(ص243)

مشخصات کتاب

گردش ایام؛ خاطرات حوزه ، دانشگاه ، داخل و خارج کشور

دکتر خلیل رفاهی

چاپ اول، 1382

انتشارات مانی

/ 1 نظر / 58 بازدید
کسرا

دکترخلیل رفاهی در کتاب گردش ایام میگوید: زمانی درقم طلبه بودم بعلت خامی وبی ارتباطی با جامعه معتقد بودم، فقط کسی که در قم باشد وروحانی،بافضیلت است اما وقتی در دوره ای که دانشگاه تهران بودم بااشخاص با فضیلت روبه روشدم فهمیدم که درخارج ازقم ودرافراد غیر روحانی افراد ارزشمندوجود دارد،اما باز شیعه بودن را شرط اصلی میدانستم،بعد باسفر به کشورهای عربی فهمیدم که بین سایر فرقه های اسلامی هم انسان ارزشمند یافت میشود پس ازسفربه اروپابه این نکته واقف شدم که دربین سایرادیان نیز انسان ارزشمند هست ولی در ژاپن حادثه ای برایم رخ داد که فهمیدم فضیلت وانسانیت به وزبان ومکان ونژاد ومذهب ورنگ نیست برای غذا به رستورانی بزرگ وشلوغ درهنگ کنک رفتم وبه جاهای دیگر سری زدم چند ساعت بعد ناگهان یادم آمد که ساکم راکه تمام زندگیم داخل آن بود درآن رستوران جا گذاشته ام با عجله رفتم وبا کمال ناباوری دیدم ساکم همانجاست و پیرمردی کنار آن نشسته او گفت:وقتی دیدم ساکت را فراموش کردی با اینکه وقت دندانپزشکی داشتم ماندم تا برگردی،از او تشکر کردم و گفتم خدا به شما اجربدهد ولی او گفت:"من به خدا اعتقادی ندارم،من به انسانیت معتقدم"