قهوه خانه مدرسه سلطانی (چهارباغ)

در دوره رضاشاه که اداره باستان شناسی این نوع ابنیه را مورد دقت نظر قرار داد، بساط فروش کالا را از مدرسه جمع کرده و به تعمیر آن پرداخت. در سال های 1316 نیز محلی را که اکنون کتابخانه است و درب آن از خیابان آمادگاه باز می شود، به عنوان دبیرستان معقول و منقول ساختمان نموده و به مدرسه الحاق کرد. بعدها در آنجا کتابخانه فرهنگ برپا گردید. این کتابخانه در کل دهه های بیست، سی و چهل محل کتابخانه فرهنگ ونیز محل تجمع فرهنگیان، برگزاری سخنرانی ها و دیگر مراسم فرهنگی بود. که باید تاریخ جداگانه ای برای آن نگاشته شود.

هم چنین تصویری از اوژن فلاندن و پاسکال کست از این وضعیت باقی مانده است . این دو فرانسوی در دوره محمدشاه به اصفهان آمده و بسیاری از آثار تاریخی شهر را «طراحی» کرده اند که خوشبختانه برای ما باقی مانده و چاپ نیز شده اند. نکته مهم آن که بعد از شهریور 20 گویا قرار شده بود که دوباره ورود مدرسه چهارباغ به صورت بساط فروش میوه، قهوه خانه و کبابی در آید که روزنامه اخگر با این فرایند به شدت مخالفت می نماید. متن نامه وارده به روزنامه و نظر روزنامه در زیر درج می گردد:

مدرسة چهارباغ را قهوه‌خانة‌ سابق نکنید!

یکی از اقدامات مفید دولت در بیست سال گذشته، تأسیس ادارة باستان‌شناسی و توجه مخصوص به حفظ این آثار و از همه مهمتر کوتاه کردن دست مغرضین و مفت‌خواران از مفاخر تاریخی کشور بود. در این مدت وزارت فرهنگ به دست مأمورین صمیمی و کارشناس، قسمتی از این آثار را(‌تا آنجا که بودجة ناقابل باستان‌شناسی اجازه می‌داد) به بهترین وجهی تعمیر و ترمیم نمود. چنان که نمونه‌های برجستة آن در اصفهان گنبد و مسجد شیخ ‌لطف‌الله، ایوان و سردر مسجدشاه، تمام مدرسة‌ چهارباغ، قسمت عمدة مسجدجامع، گنبد باباقاسم،‌ و امامزاده اسماعیل و بسیاری از آثار تاریخی دیگر است. برخی نیز مانند گنبد مسجدشاه هنوز تحت تعمیر می‌باشند و امیدواریم کاشی‌کاری آن امسال تمام شود.

پس از وقایع شهریور بیست می‌خواهند با مساعدت برخی از اولیای امور که ما فعلاً از افشای نامشان خود‌داری می‌کنیم، بار دیگر برای استفاده از موقوفات کار تعمیر و ترمیم آثار تاریخی را تعطیل نموده و دوباره در مدارس و مساجد قدیمه قهوه‌خانه‌ها و دکه‌های بقالی را دایر نمایند.

مثلاً مدرسة چهارباغ اصفهان، که کامل‌ترین بناهای دورة صفوی و مجموعه‌ای از صنایع ظریفه و هنرهای زیبا آن زمان است، تا چند سال پیش مسکن گروهی اوباش و محل قهوه‌خانه و غیره بود. اکنون این بنا به بهترین صورتی تعمیر شده وزیارتگاه عشاق صنعت و هنر می‌باشد. حال انصاف بدهیم که حفظ این بنا به این صورت شایسته‌تر است یا به صورت قهوه‌خانه و غیره؟(‌امضاء : ن)

اخگر: همه‌کس وضع رقت‌بار گذشتة این بنای تاریخی و باعظمت و شکوه را، که آثار خرابی از در و دیوار آن می‌بارید، و گذشته از این قهوه‌خانة جمعی بیکاره و ولگرد شده و حتی مدخل آن به دکان بقالی تبدیل یافته بود، فراموش نکرده، و صورت امروز آن را که گویی تازه از زیر دست بناّها و معماران عصر شاه سلطان‌حسین صفوی در آمده است،‌در نظر دارد و انصاف می‌دهد که اگر وزارت فرهنگ، موقوفات این بنای مجلل را که عالی‌ترین نمونه‌ای از نوع تمدن و میزان فرهنگ باستانی ایران است، تصرف نکرده و به آن شدت و علاقه‌ای که رؤسای فرهنگ وقت و مخصوصاً ادارة‌ باستان‌شناسی به کار تعمیر و مرمت آن برده‌اند، در تجدید رونق و شکوه آن نمی‌کوشیدند، امروز این اثر بزرگ چنین جلوه و جمالی را نمی‌داشت و این گونه جالب انظار سیاحان خارجی واقع نمی‌شد..

روزنامه اخگر، 4 تیر1321.

/ 2 نظر / 37 بازدید
دوست

سلام آقای رجایی خدا قوت ، تشکر که به فکر نشان دادن زوایای تازه و کمتر پرداخته شده به تاریخ هستید .موفق باشید

نزهت احمدي

سلام وقتي مي بينم با انگيزه و فعال نوشتن وبلاگ را ادامه مي دهيد بسيار خوشحال مي شوم. به هر حال مطالبتان جالب و خواندي است و گوياي آن است كه چقدر وقت مي گذاريد. اميدورام سربلند و پايدار باشيد در ضمن لطفا ادرس ايميل تان را براي من بفرستيد.