یک خبر از کتاب اصفهان از انقلاب مشروطه تا جنگ جهانی اول

لوطی ها بخش پر رنگی از تاریخ اجتماعی کشور ما را تشکیل می دادند در اینجا به درج خبری از یکی از آنها در یک صد سال پیش می پردازم. این خبر از روزنامه زاینده رود انعکاس یافته است و در ص 53 کتاب اصفهان از انقلاب مشروطه تا جنگ جهانی اول درج شده است

غمگین مباش زیرا که به دست لوطی کشته شدی

 

میرزا دادمحمد نقاش، که از الواط معروف دروازه نو درب امام به شمار می‌‌رفت و در شرارت بی نظیر بود، قریب پانزده روز قبل، شب را به قهوه‌خانة دروازه نو می‌‌رود. در آنجا بین او و علی مسگر منازعه‌ای اتفاق افتاده، یک زخم کاری به پهلوی علی می‌‌زند... پدر علی بعد از دو روز از غصه دق کرده، وفات می‌‌کند. علی را به مریض‌خانه برده، معالجه ثمری نمی‌‌بخشد و پس از چند روزی می‌‌میرد. می‌‌گویند میرزاداد محمد روزی را به عیادت او می‌‌رود و به او می‌‌گوید «غم مخور! اگر زنده ماندی تو هم مثل من لوطی خواهی شد و اگر مُردی باکی نیست، زیرا که به دست لوطی کشته شده‌ای »

ورثة مقتول در محضر شرع قاتل بودن میرزا دادمحمد را به ثبوت می‌‌رسانند و حکم قتل او صادر می‌‌شود. لذا روز شنبه 29 بر حسب حکم حضرت صمصام السلطنه در مقام مجازات حاضر می‌نمایند. در وقتی که او را به مقتل خود می‌‌برند، هیأتی از سرباز و فراش در جلو و عقب او روان بودند. ولی آن ریاست، مانند ریاست حکام مستبده موقتی بود! و طولی نکشید که او را مقتول و کیفرش را در کنارش نهادند. میرغضب پس از بریدن سر او گفته بود «‌نباید غمگین باشی زیرا که به دست لوطی کشته شدی »



[1] - روزنامه زاینده رود، سال اول، ش 37، 3 ذی قعده 1327.

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٦:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۳
تگ ها :