به یاد استاد محمد مهریار

استاد محمد مهریار عکاس: خودم سال 1386

هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق

مجری برنامه بزرگداشت استاد محمد مهریار جمله اش را با این مصرع حافظ آغاز کرد و البته به جا و مناسبت. 18 اسفند دومین سالگرد فوت استاد محمد مهریار بود. در آن برنامه فیلمی مستند از زندگی استاد به نمایش در آمد . فیلمی ساخته آقای فرشاد احمدی که توانسته بود بعضی از جنبه های زندگی و وجود استاد را به نمایش بگذارد. باز هم دریغ که ما آدم ها را بعد از مرگشان به سراغشان می رویم. می شناسیم و می شناسانیم!

 اما استاد مهریار درباره اصفهان شناسی چه کرد؟ استاد کتابی دارد به نام «فرهنگ جامع نام ها و آبادی های کهن اصفهان» این کتاب سه جلدی است در  دو مجلد. کاری که استاد در این اثر انجام داده است آن است که با سی سال تلاش و مطالعه به شکل یک فرهنگ و به صورت الفبایی آبادی های قدیم و جدید اصفهان را توصیف کرده و  توضیح  داده است. ایشان به خاطر تسلطی که بر زبان و ادب فارسی  داشتند، ابتدا به ریشه شناسی و لغت شناسی آن نام پرداخته و سپس شرحی راجع به آنجا به دست داده است. نکته مهم این است که این شرح حاصل یک تحقیق کتابخانه ای نیست بلکه استاد تک به تک به آن آبادی ها رفته و به صورت  میدانی وضعیت آنجا را دیده و در باره آن  مردمان، محصول آنجا، وضعیت آبیاری زمین، جغرافیا و جمعیت آنجا و دیگر چیزهایی که به ذهن ایشان آمده مطلب نوشته است. به همین  دلیل این کتاب عظیم تصویری جامع از منطقه اصفهان در روزگار تألیف را به نمایش می گذارد.

مجلد اول فرهنگ جامع نام ها و آبادی ها شامل حدود 800 مدخل است که همین تعداد آبادی را معرفی کرده است. حتی آبادی هایی که گاهی سه نفر جمعیت داشته اند از نگاه قلم وی نیفتاده است. مجلد نخست را انتشارات فرهنگ مردم در سال 1382 و در 930 صفحه انتشار داد

جلد سوم کتاب حدود 600 مدخل دارد و شامل اسامی و مکان هایی است که از جلد اول افتاده اند . این جلد که حدود 500 صفحه است در سال 1387 توسط انتشارات رنگینه به چاپ رسید.

اثر دیگر استاد تألیف کتابی است به نام «شاهدز کجاست» و دیگر دو ترجمه است یکی یادداشت های مهم گیلانتز از سقوط اصفهان به دست افغان ها که به نام «سقوط اصفهان» انتشار یافته و دیگر ترجمه سفرنامه ساسون می باشد که هر دو به چاپ رسیده اند. ایشان از اولین استادان  دانشکده ادبیات دانشگاه اصفهان بوده است. این داستان را در مقاله «دانشکده ادبیات دانشگاه اصفهان چگونه بنیاد شد» شرح داده است. خلاصه کلام این که وقتی دکتر عباس فاروقی در سال 1337ش برای برپایی یک دانشکده ادبیات به اصفهان آمد و توانست عمارت شازده ابراهیم را بسازد، به دنبال استاد برای آنجا می گشت و از میان معلمین باسواد شهر چند نفری را انتخاب کرد که محمد مهریار هم جزو آنها بود.سال های طولانی تدیس و معاونت دانشکده ادبیات، حق زیادی بر تربیت چند نسل از فرزندان این شهر دارد. محمد مهریار جامع دانش هایی مانند ادبیات فارسی، تاریخ و روانشناسی بود و به همین خاطر او معلمی دلسوز  و موفق بود. جمعیتی که از نسل قدیم در سوگ استاد نشسته بودند نه به خاطر کتاب ها و تألیفات ایشان بود، که بود، بلکه بدین خاطر گرد آمده بودند که  استاد در منش و روش خود یک انسان بزرگوار و بزرگ منش بود که در نظر او ابتدا «انسان» ارزش داشت و سپس تیپ و طبقه و فکر و فامیل شخص. به همین خاطر استاد نزد همه کس عزیز بود و همه سوگ او را به ماتم نشسته بودند.بی جا نیست یک جمله از مقدمه دکتر صلواتی را بر کتاب فرهنگ جامع نام ها آبادی ها بیاورم که چه خوب این بعد از وجود مهریار را بازگفته است:

مهریار به دنیا و مافیها دل نبسته و گرد مقامات نگشته و هیچ گاه آرزوی سمت و مقام و موقعیتی را نداشته و همواره دوست می داشت که در انجمن های علمی وادبی و مجامع شعر و هنر بنشیند و با اهل دانش و معرفت مباحثه و مراوده داشته باشد.

یادش گرامی باد.

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۸:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱٩
تگ ها : محمد مهریار