حمام و فرهنگ عمومی (تصویری از حمام 1321ش)

تاریخ اجتماعی با حمام های عمومی ارتباط نزدیکی دارد. شاید بدین خاطر که آدم ها در حمام جمع می شوند و لباس از تن می کنند، فرهنگ و روح هر جامعه نیز در حمام عریان شده و بدین طریق زوایای ناپیدا و پنهان خود را آشکار می نماید. در اصفهان ضرب المثلی جاری است که وقتی فردی خوب کس دیگر را شناخته است می گویند «فلانی لختشو دیده است» احتمالاً یعنی با او یک دو جلسه به حمام عمومی رفته است! حالا بی راه نیست اگر بگوییم لختِ فرهنگ اجتماعی ما را هم باید در سربینه ها وگرم خانه های حمام ها جستجو کرد.

بگذریم. در دوره رضاشاه توجهی به وضع حمام های عمومی گردید. (قابل گفتن نیست که در آن روز کمتر کسی در خانه حمام داشت و اغلب از حمام های عمومی استفاده می کردند) نخست در سال 1311 شهرداری های شهرهای بزرگ این قانون را به حمامی ها دیکته کردند که باید آب خزینه  خود را ماهی یک بار عوض کرده و حداقل یک دوش داشته باشند . بعد از مدتی از آنها خواست که دوش های خود را افزایش داده و کم کم خزینه ها را جمع کنند. تاسرانجام در سال های 1318 حمامی ها مجبور شدند خزینه های خود را دیوار کشیده ، بسته و فقط از دوش استفاده نمایند.


با رفتن رضاشاه و باز شدن فضای کشور حمامی ها نیز (بنا به درخواست بعضی مراجعین ونیز به خاطر این که آب کمتری استفاده شود) درب خزینه ها را باز کرده و دوش ها متروک ماند. مطلبی که در زیر می آید تصویر یکی از حمام های اصفهان  است که در سال 1321 ش. در اصل نامه ای است که در روزنامه اخگر به چاپ رسیده و معلوم نیست چرا نام حمام ذکر نشده است اما هر چه هست یک نکته عجیب و نفرت انگیز به نظر می آید این که آب دوش حمام به خزینه وصل بود و با رفتن به زیر دوش آب کثیف خزینه بر روی شما می ریخت!! اینک متن نامه ...

جمعه گذشته که بر حسب اتفاق منزل یکی از دوستان خود دعوت داشتم از میزبان محترم خویش تقاضا کردم که به اتفاق به یکی از حمام های نزدیک برویم . پس از ورود به حمام ابتدا هوای کثیف و بوی زننده ای که توام با دود تریاک بود مارا استقبال و شامه ما را معطر نمود. صحن بزرگ حمام مفروش از لنگ های کثیف و پاره ای بود که اگر اندک فشاری به آنها وارد می آمد مانند آب باران به سطح زمین فرو می ریخت.

ما از شرح دیوارها و جای لباس و سایر تزیینات آن می گذریم . همین قدر وقتی نگاه کردیم با این که دارای محوطه ای نسبتاً بزرگ بود، دیگر جای لباس برای واردین نبود.

پس از ورود به داخل حمام منظره ای داشت تماشایی، که خدا نصیب هیچ فرهنگی مأب نکند! ولی برای بیان حقیقت ما امیدواریم آقای رئیس دایره بازرسی شهرداری جمعه آینده به این حمام تشریف فرما و اگر از محل آن بی اطلاعند به دفتر اخگر مراجعه فرمایند.

طرف جنوبی حمام دارای چند پله سنگی و در میان دیوار آن سوراخی بود که یک نفر می توانست داخل و خارج شود . نمایان بود طرف مغرب آن دارای چند عدد دوش که بعضی از آنها بدون در و برخی دیگر بدون سرپوش بود، مشاهده می شد و به عبارت دیگر استاد تریاکی حمام بیشتر عطف توجهی به خزینه بود که دوش ها از حیز انتفاع افتاده بودند. از همه بدتر آب کثیف خزینه بود که در لوله های دوش ها جریان داشت . خواستم مراجعت نمایم ولی متأسفانه ممکن نبود زیرا مورد استهزا قرار می گرفتم . ناچار خود را برای استحمام حاضر نمودم . مضحک تر این بود که بعضی از آقایان علاوه بر این که زیر دوش می رفتند ، از موقعیت استفاده نموده و داخل خزینه نیز می شدند .

 روزنامه اخگر شماره آذر 1321.

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۱۱:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/٢٩
تگ ها : حمام ها