اوضاع خراب نساجی اصفهان در دوره ناصرالدین شاه

 

کتاب «جغرافیای اصفهان» نوشته میرزا حسین تحویلدار است. نویسنده اهل قلم نبود. اما حاصل کارش اثری است بی نظیر راجع به اصفهان در روزگار خویش که به سال 1308 ق می باشد. نگاه نویسنده یک نگاه اجتماعی است. خصوصاً روی موضوعات اجتماعی مانند مهاجرت، اسکان قبایل در شهر، اصناف و حرفه ها، لوطی ها ، طبقات اجتماعی و ... تمرکز شدیدی دارد. حتی وقتی که موضوعی به ظاهر غیر اجتماعی را بیان می دارد، سعی می کند نکته ای در حوزه زندگی و مردم بر آن بیفزاید. مثلاً وقتی دارد راجع به انواع محصولات اصفهان صحبت می کند، که گندم خوب اصفهان مربوط به بلوک رودشتین و براآن و قمشه و کرون است، و باقی بلوک گندم خوبی تولید نمی کنند، بلافاصله همین موضوع را وارد زندگی مردم کرده اضافه می نماید «خبازها ناچارند ارزان و گران را مخلوط هم کنند تا صرف نماید. لهذا نان بازاری ولایت برتری بسیار بر بلاد ندارد. اما تعریف در نان خانگی اصفهان است که از گندم خالص مواضع مرغوب مزبوره باشد. حین پختن در خانه های شهر اگر باشد، بوی عطر نان را تقریباً بیست خانه فاصله می شوند. بعضی ارباب سلیقه نان خالی را در مزه و لذت ترجیح بر برنج های پخته و خورش های الوان داده اند »(ص 65) وقتی در موضوعی مثل گندم شهر این طور از دریچه زندگی به آن نگریسته می شود، آنجا که به محیط پر تکاپو و غوغای بازار شهر رفته و 199 قسم اصناف بازار را معرفی کرده، توضیح می دهد، اصنافی که ما شاید تا کنون نام بسیاری از آنها را نشنیده باشیم، دیگر نبض زندگی در این کتاب تا کجا می تپد.

او در توصیف اصناف شهر به صورت دینامیک عمل کرده است یعنی نه تنها شرحی راجع به آن صنف داده ، بلکه فراز و فرود آن ها را هم باز گفته است . یعنی ما از گفته های وی می فهمیم که مثلاً صنف عباباف اصفهان «سابق بر این قلیل بودند و ضعیف ، این زمان زیادند و قوی. متاعشان به همه ولایات ایران می رود» (ص 122) پس این صنعت در دوره مذکور رونقی یافته است.


آن چه تحقیق این جانب بر آن متمرکز است، موضوع نساجی و پارچه بافی می باشد. متأسفانه به واسطة ورود پارچه های ارزان قیمت انگلیسی و هندی به بازار ایران، که از ابتدای دوره ناصری شدت گرفت و شرکت های خارجی خود مستقیماً به این کار وارد شده و حتی شعبه های خود را در سراسر شهرهای ایران تأسیس کردند، پارچه بافی ایران به شدت تحت فشار قرار گرفت. دیگر پارچه هایی وارد بازار می شد که با کارخانه درست شده بود. یعنی تولید ارزان تر و زیاد تر.  کیفیت مهم نبود فقط رنگ و لعاب کار مشتری ها را به شدت جذب می کرد. طرح هایی که هر لحظه هم عوض می شد. این نوع تولید را مقایسه کنید با آنچه با خون دل و زحمت فراوان در کارگاه های دستی و توسط پیرزنان بافته می شد. خلاصه اندک اندک تولید داخلی پارچه از رواج افتاد و نساج ها و رنگرز ها و شعرباف ها و خلاصه همه اصنافی که به نوعی با پوشاک و پارچه سر و کار داشتند ، ورشکست شدند. جلوه ای از این شکست را در کتاب جغرافیای اصفهان می بینیم. او درتوصیف جماعت نساج با درد و غم فراوان آورده است:

سابق که پارچه های فرنگ شایع نبود، از اعلی و ادنی حتی ارکان دولت، و  بعضی از شاهزادگان عظام قدک پوش بودند... چندین سال است پارچه های زرد و سرخ باطن سست فرنگستان رواج گرفته، هر دفعه اقمشة ایشان طرح تازه بوده و هر کدام به نظرها تازگی داشته ، مردم ایران جسم و جان خود را رها کردند و دنبال رنگ و بوی دیگران بالا رفتند و در واقع در این مرحله به ضررها رسیدند و درست ملتفت نیستند ... اقلاً عشر اصناف این شهر نساج بود که خمس آن باقی نیست . تقریباً نیم عشر از اناثیة اصفهان ، بیوه زنِ بی کسِ یتیم دار به ریسمان ریسی این کار، صغیر کبیر می کردند و همگی ساقط شدند و هم چنین اصناف بزرگ دیگر مانند صباغ و نداف و عملة گازرخانه ، که بسته و پیوسته به این صنف بودند، بیشترشان از میان رفتند . سایر اصناف خلایق را هم از پرتو این شکستگی ضررها رسید. بخصوص رعایای دهات که بی تسعیری جوزق (پنبه) به همه اجناسشان زیان آمد» (ص 121)

نکاتی از این متن:

  1. اروپاییان برای یافتن بازارهای تازه و نگه داری این بازارها،  مرتباً طرح و رنگ پارچه های خود را عوض می کردند.
  2. یک دهم مردم اصفهان از نساجی زندگی می کرده اند که در روزگار نگارش کتاب یعنی سال 1308ق یک پنجم آنها نیز باقی نبوده است. فرایند مخربی که هنوز هم جریان داشت.
  3. یک بیستم (نیم عشر) از زنان اصفهان از طریق نخ ریسی صاحب کسب و کاری بودند.که آنها هم با عدم خریداری ریسمان و نابودی بازار تولید ، از کار خود باز ماندند.
  4. با خراب شدن کار نساجان ، اصناف مرتبط نیزمانند صباغ ها که آن پارچه را رنگ می کردند و نداف ها و کارگران گازرخانه که پارچه را در نهایت می شستند.
  5. روستائیانی که کارشان کشت پنبه بود نیز به دلیل این که خریداری نداشت، آنها هم به روز سیاه نشستند.
  6. نکته اخلاقی : ایرانی لباس ایرانی بپوش

 

  1. کتاب جغرافایای اصفهان در سال های گذشته توسط ایرج افشار و منوچهر ستوده به چاپ رسیده بود که در بازار نایاب بود و اخیرا خانم الهه تیرا آن را تصحیح و به چاپ رسانیده است.

 

 

 

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٩:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/٢٠