طفلی در چاه فاضلاب افتاد ! ( 1329ش)

نخستین کلنگ اگوی اصفهان در 25 فروردین 1340 در اطراف پل خواجو به زمین زده شد

شاید می توان گفت از زمانی که نویسنده «محاسن اصفهان» با توصیف باغ ها و قصرهای اطراف زاینده رود و دیگر جلوه های دل انگیز، شهر پایتخت شده عصر سلجوقی را به توصیف نشست، اصفهان زیباترین شهر آسیا بوده است. اما این عروس دلربا فقط یک ایراد داشت، چاه های فاضلاب آن در کوچه ها قرار داشت!

چنان که در مقاله پیشین آوردم، نوع زمین اصفهان به گونه ای است که خیلی زود به سطح سخت برخورد کرده و فاضلاب را در خود جذب نمی کند. از سوی دیگر زمین های کشاورزی این شهر ضعیف بوده و باید به صورت مداوم با کود تقویت شوند. پس چرخه ای ایجاد شده بود که محتویات چاه های فاضلاب باید خالی شده و به زمین های زراعی پاشیده می شدند. اما این چاه های روباز درون کوچه ها، هم سلامتی شهر را مورد تهدید قرار می دادند و هم این خطر را داشت که افراد و کودکان در درون آن افتاده و خفه شوند. موضوع دیگر آن که وجود چاه های فاضلاب در نزدیکی چاه های آب( که هر خانه به ناچار یکی از آنها را کنده بود تا آب مصرفی خانه را به دست بیاورد)  موجب می شد انگل و انواع میکروب ها از چاه های فاضلاب به چاه های آب منتقل شده و آن را نیز آلوده کنند.  اما چه کار باید کرد؟ انجام پروژه فاضلاب شهری یا اگو کاری بسیار پر هزینه و گران بود و از تحمل بودجه شهرداری آن روزها خارج . پس راه های موقتی و غیر موقتی زیادی توسط آگاهان و دلسوزان ارائه می گردید که در این نوشته بعضی از آنها را خواهیم دید. این متن از روزنامه اصفهان سال 1329 ش گرفته شده و درمقاله «فرایند حل یک معضل اجتماعی در مدیریت شهری اصفهان» (چاپ شده در مجله تحقیقات تاریخ اجتماعی شماره 3، بهار و تابستان 1391) از آن استفاده نکرده ام.

انگیزه پرداختن دوباره روزنامه اصفهان به مقوله چاه های فاضلاب آن بود که خبر رسید طفلی در اطراف بیمارستان احمدیه در یکی از این چاه ها افتاده و خفه شده است...


«در موقعی که طفلی از کوچه جنب بیمارستان احمدیه می خواسته است به منزل خودشان برود مصادف با عرابه ای می شود.  کوچه تنگ بوده عجله می کند که خود را به کنار دیوار برساند.  چاه بالوعه ای در برابر او بوده از سر یا از پا به درون آن می افتد و در میان کثافات جان می سپارد

پس درد دل روزنامه باز شده و دوباره راه های گوناگونی را که به ذهنش می رسید برای این معضل اجتماعی ارائه داد تا شاید گوش شنوایی پیدا شود ...

«از یک طرف، درمان درد بسیار مشکل است و از طرف دیگر همت اولیای امور شهر و مخصوصا مردم شهر کوتاه بوده و همین معنی سبب شده است که این اصلاح اساسی شهر اصفهان در حال رکود و بلکه فراموشی باقی مانده است. وضع چاه های بالوعه اصفهان گذشته از این خطرات، اساسا در منظرو مرئای مسافرینی که به این شهر می آیند، اعم از خودی و بیگانه، شرم آور است. شهر اصفهان بدون خلاف از خوش منظر ترین و خوش آب و هوا ترین شهرهای ایران است، ولی افسوس که سیستم چاه های فضولات و بوی تعفن خیز آنها، هم منظره مهوع و هم هوای کثیف به این شهر داده... با این که بهترین داروی این درد و موثر ترین راه علاج آن هم احداث اگو است ولی چاره های موقتی دیگری هم دارد از قبیل انتقال چاه های بالوعه ا ز کوچه ها به داخل خانه ها و آهک کاری اطراف و کف آنها تا به چاه های آب مشروب سرایت نکند (که در سابق هم دو سه بار اقدام و تا حدی هم عملی شد) یا دو طبقه ساختن بالوعه به طریقی که یک پیت بزرگ و دسته دار در طبقه زیرین آن قرار گرفته و برای تخلیه آن قابل انتقال باشد.  یا ساختمان مجاری فاضل آب در کوچه ها با لوله های سیمانی به طریقی که فضولات را به یک مخزن سربسته بزرگ در اول هر خیابانی انتقال بدهد و شهرداری به وسیله تانک های پمپ دار، همه روزه آنها را خالی کرده به خارج شهر منتقل ساخته و از محل فروش آنها پولی را که صرف هزینه این کار می کند جبران نماید... شرط اول انجام این اصلاح این است که بخواهیم.  پس از آن که خواستیم حتما هم می توانیم.»

روزنامه اصفهان،   شهریور 1329.

 

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٩:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/٩