دیدار با مورخ و بازیگر جنبش کارگری اصفهان (شمس صدری)

 

 

شاید کسی باور نکند که نویسنده کتاب «در راه وظیفه» که شصت سال پیش به سال 1330 در اصفهان چاپ شده، هنوز زنده و سرحال و دارای حافظه ای قوی باشد. می خواهم بگویم گاهی وقت ها تاریخ حتی زمان را نیز به بازی می گیرد.

شمس صدرى متولد 1299ش کارگر کارخانه ریسباف بود که در سال های بعد از شهریور 1320 و باز شدن فضای سیاسی به یک باره وسط میدان نزاع های کارگری قرار گرفت. به یاد داشته باشیم آن روزها حدود 15 هزار کارگر در  10 کارخانه عظیم نساجی در اصفهان مشغول کار بودند. او در ابتدا با جنبش چپ که در قالب حزب توده خود را نشان می داد ، همراه شده «اتحادیه کارگران اصفهان» را تشکیل دادند.(آذر 1321) این اتحادیه با برپایی اعتصاب و کار جمعی در میان کارگران، توانست حقوق کارگران را بالاتر برده و اندکی  مطالبات آنها را به دست آورد.


اما به زودی به دلیل عقاید مذهبی و مرامی خودش، از حزب توده کناره گرفت و جریان کارگری دیگری مستقل از آن حزب را در اصفهان پایه گذاری کرد. آنها «اتحادیه کارگران و پیشه وران» اصفهان را تشکیل دادند (آبان 1323)و در این تشکل به مبارزه خویش ادامه دادند. اتحادیه اخیر هم زمان در دو جبهه می جنگید. ابتدا با کارفرمایان و مدیران شهری و کشوری برای به دست آوردن حقوق بیشتر مبارزه می کرد و دیگر با حزب توده و عوامل آن می جنگید. جنگی که گاه به زد و خورد و کشتار در خیابان نیز می انجامید. توده ای ها، که هیچ نوع جریان موازی را نمی پذیرفتند ، بارها با تشکیلات آنها به جدال پرداخته و کارخانه ها و خیابان های اصفهان حدود ده سال صحنه جدال این دو جریان بود.  بخشی از این داستان را از 1320 تا 1325 خود ایشان در کتابش به نام «در راه وظیفه» ثبت و ضبط کرده است. آن چه از کتاب بر می آید این است که شمس صدری یک تنه در مقابل حزب توده با آن همه نفوذ و ابهت ایستاده بود. بارها و بارها از تهران و تشکیلات مرکزی حزب توده هیأت هایی به اصفهان آمدند تا شمس صدری را از پیش پا بردارند که ناکام ماندند.

ماجرایی که از گفتگوی من با شمس صدری در خاطرم مانده آن است که ایشان برای نجات کارگران از وضعیت تنگنای مالی، در سال 1323ش به قوام السلطنه نخست وزیر وقت پشنهاد کرده بود که قانون کار و بیمه های اجتماعی نوشته و برقرار شود و بنا به نظر او، برای نخستین بار در ایران در سال 1325 این قانون به تصویب مجلس رسید و برمبنای آن روابط کارگر و کارفرما در یک بستر قانونی قرار گرفت. نیز مزایا و حقوق کارگر به صورت مضبوط و قانونی مشخص گردید. شمس صدری به دلیل همین فعالیت ها و نیز زبان آوری و سخنگویی، محبوب کارگران اصفهانی بود به صورت پی در پی از سوی آنان به عنوان نماینده کارگران انتخاب می شد. حتی در سال 1324 از سوی این کارگران و دولت به کنفرانس بین المللی کار در پاریس رفت.

در پایان کتاب او انگیزه اش از نگارش و نشر کتاب را چنین بر شمرد که در در یکی از جلسات کارگری، یکی از هم قطاران به او گفته بود کتابی راجع به جنبش کارگرای اصفهان بنویسد چرا که « در این موقع که ما زنده هستیم مبارزات ما را دیگران به حساب خود می گذارند ، انتظار دارید پس از بدرود حیات کسی به یاد ما بیفتد» شمس در پایان همین جلد نخست که تا سال 1325 را شامل می شود قول داده است که به زودی مجلدات بعدی را به چاپخانه داده و جنبش کارگری اصفهان را به سال 1330 برساند گویا یادداشت هایی نیز آماده کرده اما تا کنون که شصت سال از آن تاریخ گذشته است، جلد دیگر کتاب انتشار نیافته و پژوهش گران عرصه های کارگری و اجتماعی از این سند ارجمند و مهم محروم مانده اند.

به خود می گویم کسانی که قلم به دست گرفته و دورة زندگی خویش را مستند و ضبط کرده اند، دست کم به مورخین و پژوهشگران کمک نموده اند ، چقدر باید از آنان سپاسگزار بود که این زحمت را متقبل شده و برای آیندگان راهی به گذشته را باز گذاشته اند. اگر شمس صدری مانند هزاران کارگر دیگر و هم نسلان دیگرش چیزی نمی نوشت، چه بخش های عمده ای از تاریخ این شهر به دست فراموشی سپرده می شد. این نوع نوشته ها شاید در روزگار نگارش چندان مهم به نظر نیایند ، چرا که چیزهاییست که همه می دانند، اما سال ها و دهه ها بعد و هر چه می گذرد بر ارزش و اهمیت آن افزوده می شود. خوشبختانه در سال های اخیر در اصفهان از این پیرمردان قوم که قلم به دست گرفته و آثاری از این دست را پدید آورده اند زیاد شده اند به چند مورد از آنها اشاره می کنم:

از تجارت تا طبابت ، میرزا عبدالجواد اخوت

دولت دیدار، عبدالحسین قدسی

گردش ایام ، دکتر عبدالخلیل رفاهی

از مکتب خانه تا دانشگاه ، دکتر عباس ادیب

سرگذشت من (زراعت، فقاهت ، طبابت) دکتر اسکندر فروزانفر

خاطرات هشتاد سال فراز ونشیب دوران، محمدعلی کاروان پور

با خود می گویم ای کاش کسانی مانند جلال همایی، بدرالدین کتابی، محمد مهریار، پرویز دبیری ،  مرتضی حکمی ، لطف الله هنرفر ، تاج اصفهانی، میرزا محمد جعفر کازرونی، محمد جواد کسایی ، حسین همدانیان، حسن کسایی و دیگر مردان این خاک قلم به دست گرفته و خود و روزگارشان را به قلم می آوردند و آن وقت ما چه تصویر روشن تر و زنده تری از آنها و زمانه شان داشتیم.

   

   

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٩:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٩/٢۱