نظافت شهر در روزگاری که بلدیه نبود ...

 

تاریخ مدیریت شهری به تاریخ شهر بر می گردد. و این داستان طولانی از زمانی آغاز می‌شود که بشر غارنشینی را رها کرد و به ساخت خانه روی آورد. خانه‌ها کم کم زیاد شدند و جمعیت افزایش یافت. اندک اندک اصناف مختلف در شهر سکونت گزیدند و هر صنف نیازهای دیگر مردمان را بر طرف می نمود. شهر مدیری می خواست که به نوعی امور را ساماندهی کند و از اجحاف و دزدی و شرارت جلوگیری نماید. بنابر این هر ایالت یا ولایت حاکمی داشت و زیر نظر او داروغه ای کار می کرد که به امور شهر سر و سامان می داد. داروغه یا بیگربیگی شهر با کدخدایان محلات در تماس بود و کدخدایان نیز با شناختی که از محله خود داشتند، هم احکام داروغه را به مردم محل می‌رسانیدند و هم به کمک زیردستان خود ازمحله درمقابل دزدی و منکرات دیگر حراست و حفاظت ‌می نمودند. حراست بازار و مکان های عمومی با عسس و گزمه‌ها بود. اگر بخواهیم با مراجعه به متون دست اول مدیریت شهری گذشته را بازسازی کنیم در عصر صفوی باید به سراغ دو کتاب ارجمند «دستورالملوک» و «تذکره الملوک» برویم. اما در عصر قاجار، که تمرکز این مقاله بر آن است، بهترین منبع برای شهر اصفهان کتاب «جغرافیای اصفهان» اثر میرزا حسین خان تحویلدار می‌باشد، مولف کتاب در ذکر « جماعت اجزا و عمله داروغگی » می‌آورد:


«آقا محمدصادق داروغه مردی است عاقل و کامل. شناسای اهل بلد. سی سال است مستمر داروغه است. و دراین عمل با اعتبار. و جمیع کدخدایان محلات در تحت اختیار او. چهل پنجاه نفر فراش و عملة کار دارد. روز در سکوی سنگ قیصریة نقش جهان با چوب و فلک می‌نشیند، که محل اجرای حدود اوست. و قدری از شب برای حراست خانه‌ها و بازارها در چهارسوق شاه مکان تقسیم کردن گزمه هاست. در گردش کوچه‌ها و گذرها. بعد از آن  خودش با عملجات از نایب‌ها  و فراش‌ها هر شبی دو سه محله را سرکشی می‌کند. دزدی و فتنه و فساد و خلاف شهر که در شهر روی نماید، از او مطالبه و مواخذه می‌کنند. او از کدخدایان و سرگزمه‌ها » ( تحویلدار، 1388، 147)

شاید تا این جا کار دیگری برای سازمان دیگری باقی نمی ماند. اما با رشد شهر و متراکم شدن جمعیت، موضوع نظافت آن خود نمایی کرد. چه کسی مسئول نظافت شهر است؟ اصولاً از چه زمانی موضوع نظافت شهری در ایران حاد شده است؟ برای کسی که بداند تاریخ برپایی شهرداری‌ها به یک صد سال می رسد، از خود می پرسد در دو هزار سال پیشتر که شهرداری نبود، و شهر بود، نظافت شهرها چگونه انجام می پذیرفت.

فرمانی از ناصرالدین شاه قاجار در زیر می آید که مربوطه به سال 1310 هـ ق است و تا حدودی به سوال ما پاسخ خواهد داد. آری آن روزهایی که بلدیه نبود هرکس موظف بود خود جلوی خانه و مغازه خود را پاکیزه نماید. حالا اگر در شهری مثل دارالخلافه تهران کسی به وظیفه خود عمل نمی کرد، در اینجا فرمان دولتی و و اجبار پلیس و کدخدایان محلات او را مجبور می کرد که دست به کار شود.

 

سواد حکمی است که در باب تنظیفات بلدیه خطاب به کدخدایان محلات شهر صادر شده است:

«چون همواره آسایش عموم اهالی و سلامت تمام نفوس مکنون خاطر بیضا مظاهر سرکار بندگان اعلیحضرت قدر قدرت اقدس همایون شاهنشاهی ـ روحنافداه ـ است و در این موقع یکی از مسایل فرضیه و امورات مهمه تنظیف شهر و خیابان‌ها و کوچه‌ها و شوارع است، که اجتماع کثافات در مواضع متعدده نشود و موجب تولید بعضی امراض مزمنه نگردد، نظر به این که تنظیف هر شهری خارج از تکالیف دولتی است، و دیوانیان عظام نباید متحمل این نوع مخارج بشوند، و در همه ممالک متمدنه امور تنظیف بلدیه راجع به عموم اهالی شهر و ساکنین آنجا است، لهذا به عموم کدخدایان محلات دارالخلافه باهره و صاحب منصبان اداره پلیس قدغن می شود که بر حسب امر قدر قدر ملوکانه ـ ارواحنا فداه ـ  موافق ترتیبات وزارت حالیه دارالخلافه باید همگی مراقب تنظیف محلات راجع به خود باشند، به این معنی که هر نقطه خارج از عمل احتساب است،از قبیل خیابان های دولتی و میدان‌ها و سایر نقاط معینه، آن چه راجع به اهل محل وصاحبان خانه‌ها و بازارها است باید موکدا بسپارند که هر صاحب خانه در صدد تنظیف و پاکیزگی جلوی خانه خود بر آید و هم چنین صاحبان دکاکین باید جلوی دکاکین خود را پاکیزه و کثافات جلوی دکان خود را به خارج شهر حمل نمایند و فرضاً درهر کوچه که یک نفر از وزرا و امنای دولت ابد مدت قاهره و تجار و عمال متوقف هستند، به اقتضای برتری نسبت به اهل آن محل، هر گاه در همسایگی خود پیرزن و فقیر و محتاجی  صاحب خانه باشد، متحمل تنظیف جلوی خانه آنها بشود و اگر غیر از این باشد و هر یک صاحب استطاعت هستند باید هر یک ازعهد بر آیند. چنان چه دراین حکم از طرف کدخدایان محلات مسامحه و اهمال شود، مسئول و مواخذ خواهند بود.»

(روزنامه ایران، ربیع الاول 1310)

چند نکته در این فرمان پزوهشگر تاریخ را به تأمل وا می دارد؛ اول آن که این دستور رنگ و بوی احکام غلاظ و شداد ناصری را ندارد که افراد را با فشار و تهدید ناچار می کرد کاری را انجام دهند. دراین جا شاه قاجار سعی کرده است برای مخاطبین خود توضیح دهد که در کشورهای مترقی نیز پاکیزه کردن شهر از وظایف عمومی مردم شهر است و نه وظیفه دولت.

موضوع دیگر ان که شاه واقف است که در خانه های فقرا یا پیرزنان کنیز و خدمه ای نیست که جلوی خانه را تمیز کند، بنابر این از اغنای هر کوچه می خواهد تا جور فقرا را بکشند و جلوی خانه آنها را نیز تمیز کنند.

 جالب است بدانیم وقتی به روزگار مشروطیت بلدیه‌ها برپا گریدند، امور مروبوط به تنظیف شهر را خود به دست گرفتند. مطابق خبری که مربوط به سال 1328ق ـ یعنی حدود یک صد سال پیش می‌باشد ـ  و در این زمان بلدیه اصفهان سه ساله بود اقدامات آن موسسه در امور ساماندهی گذرهای شهری از این قرار بود که در خیابان های شهر چراغ نصب می‌کرد ( البته چراغ های گازی) هرروز خیابان‌ها را آب پاشی می‌کرده و نیز برای خانه های پلاک نصب می‌کرده است

 «‌چندی است بنای نصب چراغ در خیابان‌ها گذارده‌اند. از چهارحوض[1] شروع کرده‌اند تا منتهای چهارباغ عباسی که منتهی به سر پل‌ها می‌شود و از یک طرف تا خیابان چهارسوق[2] ممتد نموده اند. و سایر خیابان‌ها را نیز مشغول و بعضی مثل خیابان احمدآباد ناتمام و پاره‌ای قریب به اتمام است. سردرب خانه‌ها را نیز چندی است که به نصب کاشی‌های نمره‌دار شروع نمود‌اند و هر روز در خیابان‌ها آب می‌پاشند»

( روزنامه انجمن اصفهان، جمادی الثانی 1328.)

اما چند سالی بعد بلدیه اصفهان همانند سایر شهرهای کشورمان با مشکلات عدیده از جمله عدم تأمین بودجه کافی مواجه شده و تقریباً فعالیت آن متوقف گردید. بر این بیفزایید جنگ جهانی اول و مشکلاتی که برای کشورمان به وجود آورد، بسیاری از دستاوردهای مشروطیت را به نابودی کشانید که یکی از انها هم بلدیه‌ها بودند. به هر حال حدود بیست سال پس از مشروطیت و برپایی بلدیه‌ها گویی موسسه ای به نام بلدیه وجود نداشته که گذرهای شهری را ساماندهی کند به همین خاطر وضعیت به عصر ناصرالدین شاه برگشت و در هر کوچه و خیابان بزرگان آن ناچار بودند خود به امر ساماندهی و تنظیف خیابان خود اقدام کنند. خبر زیر که از روزنامه اخترمسعود چاپ اصفهان انتخاب شده نشان می‌دهد سردار اشجع خود خیابان مابین بازارچه حاج محمدعلی تا دروازه دولت را ساماندهی و تسطیح می‌کرده است:

«برای آسایش حال عابرین آقای سردار اشجع[3] از درب بازارچة حاجی محمدعلی[4] الی دروازه‌دولت، که متجاوز از هزار قدم است، و از هر حیث خراب و اسباب زحمت عابرین را فراهم می‌نمود، با تحمل مخارج گزاف امر به تسطیح و تعمیر نمودند، و با سنگ و آهک و شن و ریگ انباشته، موجبات آسایش اهالی را فراهم کردند. خوب است سایر محترمین و رجال معظم و اعیان و اشراف هم تأسی به این وجود محترم کرده، حدود خانه‌های خود را تعمیر و اصلاح نموده، عابرین سبیل را آسوده فرمایند»

( روزنامه اختر مسعود،  بهمن 1298)

مدتی بعد بلدیة نیم بندی دراصفهان برپا شد و کارهای عمومی شهر را به دست گرفت. راجع به نظافت شهری ، از آن جا که خیابان ها و  کوچه های شهر همه خاکی بودند، بلدیه وظیفه خود دیده بود که هر روز عده ای سپور با مشک استخدام کند تا در خیابان های اصلی شهر بگردند و ان ها را آب پاشی نمایند. اما این موسسه بودجة چندانی نداشت تا کارهای شهر را به کمال انجام دهد. بنابر این روزنامه های محلی برخود فرض دانستند که وظایف بلدیه را برای او گوشزد کنند. وظایفی که مهمترین آن در آن موقعیت نظافت شهر بود. چرا که دیگر مثل عصر ناصری نمی شد خود مردم را به نظافت کوچه و خیابانشان دستور داد. روزنامه اختر مسعود در سال 1307 در مقاله ای با عنوان « وظیفه بلدیه چیست»نوشت:

«یکی از وظایف بلدیه رعایت حفظ‌الصحه و نظافات معابر و خیابان‌های شهر است که اگر فی‌الجمله تسامحی در تنظیف آنها به عمل آید بواسطة تراکم کثافات و عفونت‌ها و غیره در موقع تابستان و حرارت هوا، به زودی امراض مسریه و مختلفه تولید و هر یک موجب هلاکت عمومی خواهد بود. آیا در این موقع کاملاً از طرف بلدیه بر حسب وظیفه، اقدامات لازمه به عمل می‌آید یا نه؟ بایستی به معابر و طرق و شوارع نگریست، تصدیق و تکذیب آن را از روی نظافت یا از راه کثافت اظهار داشت»

(روزنامه اختر مسعود،  تیر 1308). 

مدتی گذشت و بلدیه اصفهان راه های درآمد بیشتری پیدا کرد و توانست امر مهم نظافت شهری را تا حد امکان به انجام برساند.

اما اگر مورخ در بازسازی تاریخی خود به موضوع زباله های شهری در عصر قدیم نگاهی بیندازد متوجه می شود اگر قرن‌ها نظافت شهر وظیفه ای بی مسئول بود، یک دلیل عمده آن بود که اصولاً در شهرها زباله ای تولید نمی شد. ضایعات نان و باقی مانده سفره آن قدر نبود که چیزی باقی بماند. از آشپزخانه ها هم اگر چیزی باقی می ماند نصیب مرغ خانه یا گوسفند و چهارپا می شد.  مرغ های مردار و باقی مانده های گوشت هم به کام سگ های ولگرد کوچه ها می رفت. حتی فاضلاب خانه ها هم قیمتی بود و عده ای با علاقه آن ها را خالی کرده برای «رشوه» یا کود به زمین های زراعی برده به کشاورزان می فروختند. اگر امروز زباله های شهری به صورت معضلی برای شهرداری ها و محیط زیست گردیده ، به خاطر ان است که صنعت و ماشین خود در تولید انها نقش زیادی داشته است. پلاستیک و مواد مشابه حجم عمده ای از زباله های شهری را تشکیل می دهند که در قدیم خبری از ان ها در میان نبود.

 

 

فهرست منابع

روزنامه ایران، محل نشر تهران،

روزنامه انجمن اصفهان ، محل نشر اصفهان

روزنامه اختر مسعود، محل نشر اصفهان

تحویلدار، میرزا حسین خان ( 1388) جغرافیای اصفهان، به کوشش الهه تیرا، تهران، اختران.



[1]. میدان چهار حوض: این میدان چسبیده به میدان نقش جهان و در محل فعلی بانک ملی در خیابان سپه قرار داشت. کاربری این میدان بیشتر نظامی‌بود.

[2]. منظور خیابان آیت الله طالقانی فعلی می‌باشد که به چهارسوق شیرازی‌ها منتهی می‌شد. این خیابان  نام‌های دیگری چون «‌خشک، خوش و شاه » نیز گرفته است.

[3] -  سلطان محمدخان سردار اشجع فرزند امام قلی‌خان حاج ایلخانی و پسرعموی سردار اسعد و صمصام السلطنه بود. وی پس از فتح تهران، در مشروطة کبیر، که حکومت اصفهان و چند شهر دیگر به دست حکام بختیاری دست به دست می‌گشت، چهاربار حکومت اصفهان یافت، در این زمان نیز در اصفهان ساکن شده تا دوباره نوبت به او برسد. امری که چندی پس از این تاریخ اتفاق افتاد.(راجع به دوره‌های حکمرانی او بر اصفهان و اقداماتش در آن دوره ر.ک: عبدالمهدی رجایی، تاریخ مشروطیت اصفهان، سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان، چاپ اول، 1385، فصل دوم)

[4] - بازارچة حاج محمدعلی که در شمال دروازه‌دولت و سمت غرب خیابان چهارباغ واقع است، در سال‌های اخیر توسط سازمان نوسازی و بهسازی شهرداری اصفهان، به همراه چند بازارچة دیگر مثل بازارچة بیدآباد، شاطرباشی، علی قلی آقا و... به نحو زیبایی بازسازی گردید.

 

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٧:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۱٢