مهاجرت اصفهانیان به خوزستان در دهه 1320

 

عده ای از کارگران شرکت نفت در حال کشیدن لوله

موضوع مهاجرت یکی از محورهای جذاب مطالعات تاریخ اجتماعی است. انسان ها با انگیزهای مختلف از محلی به محل  دیگر مهاجرت می کنند. به موجب دادهای زیر که از روزنامه های چهلستون و نقش جهان ارائه می گردد در سال های رشد و گسترش صنعت نفت در خوزستان، مردم بسیاری از استان اصفهان با انگیزه کاری، به آن جا مهاجرت کرده و در موسسات شرکت نفت یا در جاهای دیگر به صورت بنا و  دیگر کارهای فنی مشغول کار شده بودند.در شهریور سال  1330 که مبارزه با شرکت نفت انگلیس به اوج خود رسیده بود محمدصدرهاشمی در سرمقاله روزنامه چهلستون خود ذکر کرد مردم اصفهان بیش از سایر نقاط کشور درد ستم شرکت نفت انگلیس را چشیده اند زیرا...


«خوزستان تا بیست سی سال قبل یک ناحیه غیر مسکونی بود، که به علت نبودن وسیله زندگی و شدت گرما کمتر کسی جرأت توقف در آنجا را داشت و هیچ کس حاضر به رفتن به خوزستان نمی شد شرکت سابق نفت که روز به روز دایره عملیات خود را توسعه می داد و احتیاج شدیدی به کارگر در قسمت های مختلف داشت بی چاره و معطل نمانده بود از طرفی سیاست استعمار، مردم شهرهای مرکزی به خصوص اصفهان را به روز سیاه افکنده بود  و برای این که مردم به علت فقر و گرسنگی را به خوزستان ببرند، و روزانه در آن هوای گرم حاضر شوند و با دستمزد کمی برای شرکت کار کنند، هر گونه وسیله کار را از دسترس مردم اصهفان و نواحی آن سلب کرده بود. این بود که زارع و کارگر و بنای اصفهانی ناچار به مهاجرت به خوزستان می شد. مردمی که بیش از همه از اصفهان به خوزستان سفر می کردند یکی کارگرهای ساده و دیگری طبقه بنا و از این جهت امروز وقتی سوابق کارگران و معماران و بناهای خوزستان مراجعه می شود می بینیید غالب آنها اصفهانی هستند اغلب ساکنین محلات حصیر آباد، حلبی آباد، چادرآباد اصفهانی یا مردمی از دهات اصفهانند شاید صدی سی این کارگران از مردم ساده اصفهان باشند . این کارگران بیچاره که قبلا حتی وسیله سفر به خوزستان را هم نداشته، پیاده و با کرایه کردن چند الاغ و قاطر از راه بختیاری که نزدیک تر است به خوزستان می رفتند و چون ا میدی در شهر و مسکن آنها برایشان باقی نمانده بود برای همیشه در خوزستان متوقف می شدند اگر شرکت روزی آمار دقیقی از محله های اولیه کارگران خود بدهد مسلم می شود که صدی نود کارگران شرکت در قسمت های مختلف اصفهانی هستند.

این قسمت حتی در متخصصین فنی  آنها نیز استثنا ندارد و اصولا انگلیسی ها به همین منظور کالج اصفهان را تأسیس کردند تا به قدر کافی انگلیسی دان برای شرکت نفت تهیه نمایند. کالج اصفهان مرکز مهمی برای تبلیغات انگلیسی ها برای رفتن به خوزستان بود. بخصوص که ارامنه جلفا هم به این موسسه راه یافته بودند و انگلیسی ها بلا استثنا جوانان ارامنه را پس از فراغت از تحصیل در کالج و گرفتن دیپلم به خوزستان و تعداد کمی از آنها را هم به هندوستان می فرستادند. با این مقدمه مختصر معلوم می شود که مردم اصفهان بیش از هر کسی از شرکت غاصب نفت صدمه دیده و کارگران زحمت کش اصفهانی چه اندازه تفرعن و کبر و غرور صاحب ها را پذیرفته اند . هنوز نمونه هایی از این دستگاه های تبلیغاتی در بیمارستان مرسلین و نمازخانه های عباس آباد و بهبودستان سرالله خان یافت می شود»

روزنامه چهلستون شهریور 1330.

پنج سال پیش از آن حسین نور صادقی به سال 1325 راهی خوزستان شد در مسجد سلیمان با چند نفر از کارگران اصفهانی برخورد کرد که به خاطر کاردانی و لیاقت مسئولیت قسمت خود را بر عهده گرفته بودند.: «یکی از نواحی بسیار بزرگ مسجدسلیمان چشمه علی است که کارخانجات بزرگ شرکت از قبیل نجاری، آهنگری، خراطی و جوشکاری در آن واقع شده.سرپرست دو قسمت از این موسسات شرکت در چشمه علی با دو نفر از کارگران اصفهانی است که ابتدا مانند یک کارگر ساده و معمولی استخدام گردیده و پس از مدتی در اثر ابراز استعداد و شایستگی توانسته اند ریاست شعبه مهمی را دارا شوند و یدالله زاهوش سرقسمت آهنگر خانه و حیدر مشفقی سرقسمت نجارخانه اند».

روزنامه نقش جهان،  اسفند 1325. یادداشت های سفر خوزستان.

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٩:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۸