به یاد دکتر هنرفر عاشق ترین عاشقان اصفهان

نگارنده در حضور استاد هنرفر چند ماه پیش از فوت ایشان

بنیادی که برپا نشد... فرزندی که به راه پدر نرفت و کتابی که گم شد!

می خواهم بگویم هیچ شهری به اندازه اصفهان با مشاهیر و شخصیت های خود این گونه شوخی نمی کند. شهری که بزرگان خود را جدی نمی گیرد. در همین چند ماه اخیر دکتر پرویز دبیری بدرود زندگی گفت. محمدجواد شریعت رفت و پیشتر استاد محمد مهریار در باغ رضوان خوابید... اما این ها هیچ کدام برای اصفهان سخت نبود که عاشق ترین عاشق این شهر یعنی دکتر لطف الله هنرفر چشم از جهان فرو بست.

 دکتر هنرفر (1385 - 1298) بدین خاطر رفتنش ضایعه ای دردناک بود که کار عظیم او یعنی «اصفهان شهر تاریخ» ناتمام ماند و آنچه هم که به مدت چهل سال استاد جمع کرده و نگاشته بود گویا گم شده است !


تا کنون مهمترین اثر چاپ شده اصفهان که می تواند مرجعی برای اصفهان شناسان باشد کتاب «گنجینه آثار تاریخی اصفهان» است. این کتاب در اصل رساله دکترای دکتر هنرفر بود که در سال 1341 در دانشگاه تهران از آن دفاع شد. ارزش کتاب بدین خاطر است که شاید برای اولین بار و به طور جدی به موضوع کتیبه های منقر بر روی آثار و ابنیه تاریخی توجه شد. او با مراجعه به تک تک کتیبه های آثار باستانی منطقه اصفهان شناسنامه مستدل و مستند آنها را پیدا کرده و ثبت و ضبط نمود. یک کتیبه اطلاعات زیادی را بازتاب می دهد که تاریخ ساخت بنا، بانی و نیز معمار و گاهی شرایط ساخت از داده های آن هستند.

پیش از ایشان توجه به کتیبه ها چندان معمول نبود. آن چه مثلاً راجع به تاریخ ساخت چهلستون و فلان مناره در منابع پیشین و افواه گفته شده بود، در کتاب های دیگر هم تکرار می شد، اما این همت و تلاش استاد هنرفر بود که با کمک معارفی، معمار اداره باستان شناسی، و حبیب الله فضائلی، خوشنویس اصفهان و چند نفر دیگر به سختی تمام کتیبه ها را یافته ، بازنویسی کرده و در کتاب خویش درج نمود. کار سختی بود کاری که استاد توانست در طول دوره ریاست بر اداره باستان شناسی اصفهان (1339 - 1331) به تهیه و تدوین آن اقدام نموده و حاصل آن گنجینه آثار تاریخی اصفهان گردید. اما گنجینه تنها شامل بازنویسی کتیبه ها نمی شود بلکه یک دوره تاریخ اصفهان نیز هست. استاد آثار و ابنیه را به شکل دوره بندی تاریخی طبقه بندی کرده مثلاً آثار عصر دیالمه، عصر سلجوقی ، عصر صفوی و... را در کنار هم آورده است. با ذکر تاریخچه ای از اوضاع اصفهان در آن دوره تاریخی.

این کتاب در سال 1347 نخستین بار انتشار یافت و در سال 1350 نیز تجدید چاپ گردید. از آن پس کتاب مذکور با همه اهمیت و وزن آن هرگز به چاپ نرسید و اکنون بیش از چهل سال از چاپ آخر آن می گذرد.

دکترهنرفر در مقدمه چاپ نخست کتاب آورده اند« مقصود اصلی از تدوین این کتاب به شرحی که اشاره نمود، جمع آوری و انتشار کلیه الواح و خطوطی بوده است که در دوره های اسلامی تاریخ ایران در شهر باستانی اصفهان و شهرها و بخش های تابعة آن به یادگار مانده است. اعم از این که با آجر یا کاشی و گچ نوشته شده و یا روی چوب و سنگ و فلز نقر شده باشد، ولی برای آن که این مجموعه بیشتر مفید فایده واقع گردد و خواننده را به قرائت آن رغبت بیشتر پدید آید، و این اثر به قدر امکان جامع تر به یادگار بماند، با ترتیب دادن تاریخچه ای برای هر دوره تاریخی ، ضمن توصیف بناهای برجای مانده آن دوره، کتیبه ها و الواح هر بنا را در جای مناسب خود ذکر کرده است... در این کتاب متجاوز از 150 اثر تاریخی موجود اصفهان و نقاط اطراف آن با ذکر الواح و کتیبه های آن ها تحقیق و توصیف شده است»(گنجینه آثار تاریخی، 1344، سی و هفت)

اما استاد به همین اثر هزار صفحه ای بسنده نکرد. شاید از همان زمان ها و علی الخصوص  بعد از بازنشستگی از گروه تاریخ دانشگاه اصفهان، اثر جامع و مفصل دیگری را آغاز کرد که نام« اصفهان شهر تاریخ» بر آن نهاده بود . استاد در مقدمه کتاب دیگرش «آشنایی با شهر تاریخی اصفهان»( چاپ شده در سال 1371 ) می آورد «آرزومندم در سال 72 که در طلیعه با سعادت آن این کتاب انتشار می یابد، به یاری خداوند متعال، توفیق چاپ سوم کتاب گنجینه آثار تاریخی اصفهان و موجبات انتشار کتاب اصفهان شهر تاریخ، اثری دیگر از نویسندة این کتاب نیز فراهم آید»  اما افسوس و صد افسوس که نه گنجینه به چاپ سوم رسید و نه «اصفهان شهر تاریخ» حتی پایش به چاپخانه رسید. دلیل اصلی دقت و ریزبینی های بیش از حد استاد بود که بسیار کارش را با کندی پیش می برد.

آنچنان که در ملاقات های حضوری در منزل استاد  می فرمودند، کتاب آخرشان که حاصل چهل سال عمرشان است، با اعلام آن پنج جلد خواهد شد. به یاد می آوردم یک بار ایشان جلد نخست کتاب را که تایپ شده و حتی صفحه آرایی شده بود به نزد من آوردند. حدود پانصد  ششصد صفحه بود و جغرافیا و جغرافیای تاریخی اصفهان در آن کتاب بررسی شده بودند. خصوصاً موضوعی که توجه مرا جلب کرد معرفی محلات شهر و سابقه و تحولات آنها بود که حرف هایی تازه و بدیعی در بر داشت.

 به هر حال استاد در 9  آذر 1385 در بیمارستان الزهرای اصفهان در گذشت. ظهری را به یاد می آورم که به همراه استاد جمشیدمظاهری و یکی دو نفر از دوستان نزدیک، به بالین ایشان رفتیم و استاد اندک هوشی داشتند و شاید نگران از این که بعد از وی بر سر کتاب چه خواهد آمد. طولی نکشید خبر مرگ استاد در میان اصفهان دوستان پیچید و همه را غم زده کرد. غم زده بدین خاطر که یکی از عاشقان اصفهان در باغ رضوان خوابید و ماتم زده بدین جهت که «اصفهان شهر تاریخ » متولد نشد، سرنوشت نامعلومی خواهد یافت. دلهره ای که به تحقق پیوست.

 

استاد هنرفر در این میان تقصیری ندارد. او کار خود را کرده و وظیفه خود را انجام داده است. اصفهان و پژوهشگران این شهر هستند که متضرر شده اند.

 بی گمان هر اثر مهم، پایه ای و پله ای می شود برای پژوهش های بعدی . اگر «تاریخ اصفهانِ» حمزه اصفهانی در لابلای قرون و اعصار گم نشده بود، تا کنون منشأ اثر و منبع چند پژوهش معتبر در باره تاریخ این شهر می شد؟ اگر «تاریخ اصفهان» عظیم استاد جلال همایی همان دوره زندگی ایشان انتشار می یافت و آن گونه که خود استاد در نظر داشت به چاپ می رسید، بن مایه و منبع چند اثر دیگر در پژوهش های اصفهان شناسی می گشت؟ در باره تاریخ این شهر هزارها اگر دیگر بدین گونه وجود دارد که اگر به کنه آن وارد شویم، باید نشست و بر بدشانسی این شهر گریست. فرصت هایی که به خاطر بی توجهی و عوامل دیگر از دست رفته اند و بازگشت آنها شاید دیگر امکان نداشته باشد.

اینجاست که در دوره جدید برپایی بنیادهای اشخاص مشهور می تواند اهمیت خود را پیدا کند. بنیاد شاملو، بنیاد آل احمد و ... اگر بنیادی برای ایشان بر پا شده بود، شاید دیگر فرزند ناخلف، خود را وارث  همه چیز استاد تصور نمی کرد و لااقل میراث معنوی ایشان به صاحب اصلی، یعنی اصفهان، می رسید. این پیشنهاد چند بار به استاد شده بود که منزلشان را برای این منظور به ثبت رسانیده و تشکیلاتی از خود به یادگار بگذارند که کتاب ایشان را نیز به چاپ برساند. حتی آن چنان که آقای «شیخ صراف» دوست خانوادگی ایشان می گفت یک بار هم استاد رضایت داد، اما بنا به دلیل نامعلومی انصراف داده و کار را به بعدها محول کرده بود. استاد گمان می کرد می تواند کار چاپ کتابش را به پایان برساند.

 این تنها و آخرین آرزوی دکتر هنرفر بود که تا کنون محقق نشده و چشم اندازی نیز برای تحقق آن موجود نیست. از همه کسانی که خبری از این آخرین کتاب استاد دارند خواهشمندم در کامنت همین مطلب اطلاعات خود را وارد کنند و جرقه شادی در دل و ذهن اصفهان شناسان و اصفهان پژوهان بیفکنند. یادمان باشد که چند روز دیگر یعنی 9 آذر سالروز فوت ایشان است

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٩:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۸/٢٢