کتاب پنجم: یادداشت های سفر اصفهان در سال 1303 شمسی

پنجمین کتاب من در این دو سه روزه از چاپخانه به در آمد. این کتاب یادداشت های سفر اصفهان نام دارد. شخصی به نام علی جواهر کلام که در سال 1303ش به اصفهان وارد شده مشاهدات و شنیده های خود را یادداشت کرده که امروز پس از 90 سال این یادداشت ها خواندنی و جذاب انتشار می یابد. البته پیشتر او در سال 1354 این یادداشت ها را به صورت سلسله وار در روزنامه اصفهان به چاپ رسانیده بود.

این کتاب توسط انتشارات مجمع ذخایر اسلامی در قم و به قیمت8000 تومان در 150 صفحه به چاپ رسید.

 

قسمتی از مقدمه کتاب:

خاطرات و دست نوشته‌های شاهدان و بازیگران عرصة اجتماع، امروز یکی از منابع مهم تحقیقات تاریخی به شمارند. بدان سبب که آن چه در خاطرات می‌‌آید،  اغلب نه در روزنامه‌ها خبری از آن است و نه در اسناد رسمی می‌‌توان ردپای آنها را یافت. یک علت آن که آن قدر پیش‌پاافتاده می‌‌نمایند که منابع دوگانة‌ مذکور توجهی بدان‌ها نشان نمی‌دهند. مثلاً این که هشتاد سال پیش جوانان اصفهانی برای شب‌نشینی غرفه‌های سی و سه پل را انتخاب می‌‌کردند و شب را تا صبح در آنجا به کامرانی می‌‌پرداختند، از آن گونه حرف‌هاست که تنها در دست نوشته‌های افراد یا سینة پیرمردان قوم نشان آن را باید پی گرفت...


خاطرات مکتوب نیز خود دو گونه‌اند؛ یکی خاطراتی که در زمان وقوع به نگارش در آمده‌اند. این خاطرات بسیار ارزشمندند و قابل استناد[1]. دوم خاطراتی که سال‌ها پس از وقوع حادثه و گاه با مراجعه و تدوین دست نوشته‌های پیشین به رشتة تحریر در آمده‌اند.[2] این دست خاطرات به سبب گذشت سال‌ها و گاه دهه‌ها بر آنها، استحکام و اصالت قبلی را نداشته، اما خالی از اهمیت نیز نیستند. این نوع خاطرات معمولاً به پیشنهاد کسی از سینه و حافظة افراد به صفحة کاغذ می‌‌آیند و البته تحلیل‌های پسینی و گاه اشتباهات تاریخی را نیز باید تحمل کنند. به نظر می‌‌آید کتاب حاضر از این گونه خاطرات باشد.

جوانی پرشور، اهل قلم و البته تیزبین به سال 1303ش مأمور گمرک خوزستان می‌‌شود و از اتفاق راه اصفهان را برای رفتن به مقصد انتخاب می‌‌کند. اما همین که به اصفهان می‌‌رسد متوجه می‌‌شود به خاطر ناامنی راه بسته شده و مجبور است مدتی را در این شهر بگذراند. از اتفاق دیگر آن که خاندان پرآوازة وی اهل همین شهر بوده‌اند، پس علاقه‌ای دو چندان وی را به ماندن و تحقیق راجع به اصفهان و مردمش تشویق می‌‌کرد. علی جواهر کلام جوان کنجکاو سال 1303، حدود نیم قرن بعد به سال 1354 به خواهش دوستش، امیرقلی امینی، به تدوین خاطرات آن ایام مبادرت کرده و قسمت به قسمت آن‌ها را برای چاپ به روزنامة محلی «اصفهان» ارسال می‌‌داشت. حاصل آن تصویرهایی است جذاب و دلپذیر که از اصفهان و مردمش در آغاز قرن حاضر برای ما بر جا مانده است.

شهر اصفهان با وجود پیشینة‌ فرهنگی و مردان اهل‌قلم‌ بسیار، به لحاظ داشتن خاطرات مردم‌شناختی و البته شهرشناسی، نسبت به بسیاری شهرهای دیگر چندان غنی نیست. خصوصاً دوره‌ای که علی جواهر کلام قدم به این شهر می‌گذارد، درست لحظه‌ای است که هنوز طوفان مدرنیسم عصر رضاشاهی بر شهر وزیدن نگرفته است. به لحاظ کالبد شهری همان است که جوان صاحب منصب ادارة‌ نظمیة‌ اصفهان به سال 1302 ش نقشة آن را برکاغذ آورده و خوشبختانه در دسترس ما قرار دارد.[3] از سوی دیگر هنوز ادارات و مؤسسات عمومی، زندگی اجتماعی مردم را تحت تأثیر خود قرار نداده و اجتماع در «عصر قدیم» به سر می‌‌برد. باید متذکر شویم که پس از این زمان است که ادارة بلدیه اصفهان شروع به خیابان‌کشی و تغییر بافت شهری نمود و سیمای اصفهان به کلی دگرگون گردید.[4]

اهمیت ویژة این کتاب نگاه دقیق و تیزبین مردم‌شناختی آن است. نویسندة اثر با آنکه میهمان چند روزه و موقتی این شهر بوده، اما چنان با مردم و آداب و رسوم آنها عجین می‌‌شود که گویی سال‌ها با آنها زیسته است. چنان که با جماعتی به منارجنبان می‌‌رود و فردا شب آن نیز با جماعتی دیگر برای شب‌نشینی و بساط سور  بر غرفه‌های سی و سه پل قرار می‌‌گذارد. سری به حمام شیخ بهایی می‌‌زند و مفصل آن‌چه را دیده تعریف می‌کند، بعد نماز جمعه را در مسجد جامع عباسی برگزار می‌‌کند و عدة نمازگزاران را می‌‌شمارد. به زیارت قبر بابا علمدار می‌‌رود و برای دیدار امامزاده شاهزاده حسین، که نورباران شده، می‌‌شتابد.  از جلفا و هم‌شهریان ارمنی و اوضاع آنها بسیار سخن می‌‌گوید. دراین میان هنر نویسنده آن است که در روابط و مناسبات مردم اصفهان دقیق شده، نکات قابل تأمل بسیاری را باز می‌گوید تا آنجا که می‌‌توان گفت سفرنامة علی جواهر کلام بیش ازآن که به شرح و توصیف بناها و مناظر بپردازد، نگاهش را به مردم اصفهان ـ خصوصاً طبقات پایین ـ  روابط آنها با یکدیگر و خورد و خوراک آنها دوخته است واز این جهت خواندنی و منحصر به فرد به نظر می‌‌رسد.

از همین زاویه چندین موضوع اجتماعی متداول در آن دوران مانند استعمال مواد مخدر و یا مصرف مشروبات الکلی نیز در این خاطرات به چشم می‌خورد که باید در نظر داشت این معضلات، جزوی از زندگی اجتماعی مردم آن روزگار بوده اند. از سوی دیگر بعضی نظرات غیر معروف و قابل تأمل در این کتاب ابراز شده که به دلیل امانت‌داری در کتاب آمدند . اگر چه گاه با پاورقی به اصلاح آن ها اقدام کرده‌ام اماخوانندگان گرامی خود قادر به تشخیص صواب از خطا هستند...



[1]. به عنوان مثال خاطرات اعتمادالسلطنه که تحت عنوان «روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه»  به کوشش ایرج افشار  و توسط انتشارات امیرکبیر به چاپ رسیده است.

[2]. از این گونه می‌‌توان به کتاب خاطرات دکترنوالله دانشور علوی تحت عنوان «جنبش وطن پرستان اصفهان و بختیاری» اشاره کرد. وی خاطرات خود از حوادث مشروطه و پس از آن را در سال 1335ش به خواهش آقای حسین سعادت نوری تدوین و به چاپ رسانید. رک:  دکتر نورالله دانشور علوی، جنبش وطن پرستان اصفهان و بختیاری، آنزان، چاپ دوم، 1377.

[3]. این نقشه که یکی از اسناد بسیار مهم این شهر است، به سال 1363 توسط مؤسسه جغرافیایی سحاب عیناً چاپ عکسی شد و در سال 1386 به دست عبدالله شاه سیاه روان‌خوانی شده و توسط مؤسسه جغرافیایی ارتش به چاپ رسید.

[4]. برای اطلاعات بیشتر از تغییرات سیمای شهری اصفهان در دورة رضاشاه رک: عبدالمهدی رجایی، تحولات عمران و مدیریت شهری اصفهان در دورة پهلوی اول، سازمان رفاهی تفریحی شهرداری اصفهان، چاپ اول، 1387

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۱٤