شوخی جلوی دوربین...

 

حالا که در پست قبلی صحبت از عکس و عکاسی به میان آمد حیفم آمد عکس جالبی را که از سایت موسسه تاریخ معاصر ایران دریافت کرده ام در اینجا نیاورم .

بی گمان وقتی دوربین عکاسی به ایران وارد شد تحیر خیلی ها را بر انگیخت. آن قدر که در جایی شنیدم فیلسوف عصر ناصری ، حکیم سبزواری ، گرفتن عکس را به دلایل فلسفی خود غیر ممکن پنداشته بود. گمان می کنم در سفرنامه دیولافوا است که می گوید وقتی سه پایه دوربین را می گذاشتیم مردم به دور ما جمع می شدند و تقاضا می کردند از آنها عکس بگیریم. به هر حال وقتی عکس های دوران قاجار را می نگریم به این تازگی و بهت زدگی جلوی دوربین پی می بریم. مدتی بعد که عکاس ها می خواستند از آن ژست های شق و رق دوری گزینند یک یا دو گلدان گل در اطراف سر و شانه های شخص می گذاشتند تا تنوعی به کار داده باشند. خوب است در اینجا بگویم در زمانی که عکاس ها فقط از ابنیه تاریخی و رجال سرشناس عکس می گرفتند و لابد پولی می گرفتند کسی مانند ارنست هولستر المانی نگاهی متفاوت و مردم شناسانه نسبت به این مقوله داشته و عکس هایی که گرفته است اغلب مردم عادی شهر است که در حال کار و کسب خود هستند و یقیناً پولی نیز بابت این عکس ها نصیب عکاس نمی شده است. او گنجینه ای ارزشمند از اصفهان عصر ظل السلطان بر جای نهاده است. نکته دیگر آن که این شخص آلمانی در تلگراف خانه انگلیسی ها در جلفای اصفهان کار می کرده است.

این عکسی که در بالا دیدید مربوط به زنان و دختران یکی از خاندان های قاجاری ساکن تهران است که نمی دانم چرا این مخدرات چنین شکلک هایی را جلوی دوربین در آورده اند! به هر حال هر دوره ای برای خودش تفریحات خاص خودش را دارد.

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٩:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۱٠
تگ ها : عکاسی