معرفی کتاب آیینه عبرت (خاطرات نصرالله سیف پور فاطمی)

نصرالله سیف پور فاطمی برادر بزرگ حسین فاطمی (وزیرخارجه دکتر مصدق) بود. و اصالتاً این خاندان اهل نائین بودند که در سال 1301ش وقتی پدرشان به اصفهان آمد، نصرالله را در مدرسه گلبهار اصفهان ثبت نام کرد و چنین شد که نصرالله سال های سال در اصفهان ماندگار گردید. بعد از گلبهار وی  وارد کالج اصفهان شد. جایی که بعدها دبیرستان ادب گردید. این کالج در سال های اولیه یکی از مدارس نخبه کشور و توسط میسیونرهای انگلیسی اداره می شد . نصرالله 8 سال در کالج به تحصیل پرداخت و هم زمان وی در کتابخانه کالج کار می کرد.


نصرالله فعالیت اجتماعی خود را در اصفهان با عضویت در شورای شهر و سپس انتشار مجله باختر و سپس روزنامه باختر ادامه داد. در این کار برادرش حسین نیز به او کمک می کرد. در سال های پایانی حکومت رضاشاه نصرالله فرماندار شیراز گردید و در مجلس چهاردهم از نجف آباد نماینده مجلس شورا گردید. پس از مجلس چهاردهم در سال 1324 به آمریکا رفت و تا پایان عمر در آنجا به سر برد. وی سی سال در دانشگاه های آمریکا به تحصیل و تدریس اشتغال داشت. او در سال 1369 بدرود زندگی گفت.

آیینه عبرت که کتاب خاطرات او از کودکی تا پایان دوره رضاشاه می باشد که سعی کرده است هم تاریخ عمومی ایران را در آن بازگو نماید و هم تحولات محلی اصفهان را در آن بازگوید. اهمیت کتاب در این قسمت دوم است که تصاویر بدیعی از اصفهان در دوره رضاشاه را می توان از این کتاب دریافت. نکته مهم و اساسی این که سیف پور فاطمی به دلیل موقعیت خویش یکی از فعالین شهر گردیده و با مقامات شهری خصوصاً استانداران، شهرداران، روزنامه نگاران، صاحبان کارخانجات و ... ارتباط زیادی پیدا کرده و اطلاعات بدیعی راجع به آنها در کتاب خویش ثبت و ضبط نموده است.

ارتباط  او با استانداران: درباره دبیراعظم بهرامی:

در آن روزها دبیراعظم به اصفهان و کارهای اجتماعی و ادبی آن رونقی تازه داده و از یک طرف با تشکیل انجمن اصناف و هنرمندان ، صنایع دستی اصفهان را از قبیل قالی بافی و ... تشویق کرده و مقام استادانی مانند میرزا اقا امامی ، مصورالملکی، نصرالله یزدانی ، برخوردار ودیگران را عزیز شمرده و در سر کار آنها رفته و با آنان نشسته از آنان در کار پیشرفت صنایع اصفهان استمداد می کرد . از طرف دیگر مرتباً در اداره حکومتی استادان هنر را دعوت و از بازرگانان  و متمولین می خواست که با خرید  کارهای این استادان بازار صنایع دستی اصفهان را رواج دهند (ص 706)

درباره میرزا قاسم صوراسرافیل دیگر استاندار اصفهان:

«شهر اصفهان و دوستان صوراسرافیل بس خرسند بودند که مدت حکومت او در اصفهان طول کشید. محمود جم، نخست وزیر به صور علاقه زیاد داشت و او را داداش می خواند و از این رو در کارهای اصفهان همه جور علاقه نشان می داد . من هم فوق العاده به صور نزدیک بودم و در تمام کارهای فرمانداری با من مشورت می کرد... کارهای شهرداری پیشرفت زیاد داشت . من ریاست کمیسیون آسفالت و برق شهر را عهده دار شدم.» (ص 957)

اطلاعاتی راجع به بیمارستان مرسلین (عیسی بن مربم کنونی)

«بیمارستان مرسلین که مریض از همه جا قبول می کرد به هیچ وجه قابل مقایسه با یک بیمارستان امروز در ایران یا آن روزها در اروپا نبود. اغلب بیماران را روی زمین اتاق می خوابانیدند. در همان اتاق بیمار، خویشاوندانش خوراک روی منقل در حضور او حاضر می کردند، اغلب چندین نفر در اتاق بیمار حضور داشتند . تفاوتی بین بیمار مسری و غیر مسری وجود نداشت. دو طبیب انگلیسی و یک پرستار و عده ای مردان و زنانی که تحصیلاتی نداشتند در خدمت بیمارستان بودند.» (ص 690)

خاطرات نصرالله سیف پور فاطمی یا کتاب آیینه عبرت بیش از هزار صفحه است و از خلال آن می توان اصفهان را در دوره رضاشاه تا حدودی شناخت.

 این کتاب توسط انتشارات سخن و شهاب ثاقب و به کوشش علی دهباشی در سال 1378 به چاپ رسیده است.

 

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٧