ششمین کتاب من منتشر شد: تاریخ نساجی اصفهان

«تاریخ نساجی اصفهان» ششمین اثر اینجانب می باشد که سرانجام از چاپخانه به در آمد. کتاب شامل هزاران بریده روزنامه درباره صنعت نساجی از مطبوعات و روزنامه ها از دوره قاجار تا سال 1357 می باشد. این بریده روزنامه ها و مطبوعات به جنبه های مختلف صنعت نساجی در ایران و اصفهان مربوط می شود. روزنامه هایی مثل وقایع اتفاقیه، اخگر، باختر، اصفهان، چهلستون، نقش جهان و مطبوعات ملی مانند اتاق تجارت، اتاق بازرگانی و اطلاعات. از سوی دیگر فصل آخر کتاب شامل بازنویسی 180 سند راجع به تاریخ نساجی اصفهان است . این بریده روزنامه ها و اسناد می توانند ده ها پژوهش دیگر را تغذیه کرده و به صورت منبعی برای پژوهشگران تاریخ اجتماعی و اقتصادی اصفهان در دوره معاصر عمل نمایند.

کتاب در چهار فصل تنظیم شده است:


فصل اول؛ دوره قاجار و زوال صنعت نساجی دستی 

سیاست‌های قاجاری در حوزه نساجی، شرکت و سرمایه‌گذاری، گمرک و رقابت اروپاییان،  تشکیل شرکت‌های مسعودیه، اسلامیه و محمودیه /  فراز و فرود شرکت اسلامیه / نقش علما در دفاع از شرکت اسلامیه / موضوع تحریم لباس فرنگی / روش‌های تشویقی علمای اصفهان در آستانه مشروطیت / نهضت خودکفایی اقتصادی در عصر مشروطه / تشکیل انجمن تجار و پیشبرد اهداف اقتصادی /  افول نهضت خودکفایی / تشکیل شرکت نساجی اصفهان / بنیانگذاری کارخانه هفت دست یا وطن / تشکیل مجمع اقتصادی.

فصل دوم؛ دوره پهلوی اول و ورود ماشین به صنعت نساجی .

ایجاد زمینه برای تحول اقتصادی / افتتاح کارخانه نساجی اصفهان / قانون البسه وطنی / برپایی نمایشگاه‌های کالای وطن / کارخانه کازرونی در نظر مطبوعات مرکزی و محلی / مجمع اقتصادی اصفهان / موانع و مشوق‌های تشکیل شرکت در ایران / تشکیل اتاق‌های تجارت / برپایی نمایشگاه‌های امتعه وطنی / اخباری از کارخانه کبریت‌سازی تبریز / قانون تفتیش اسعار / قانون انحصار تجارت خارجی و اثرات آن / سیاست‌های دولتی در تقویت اقتصاد ملی / پایه گذاری شرکت ریسباف / افتتاح کارخانه‌های ریسندگی در سراسر کشور / برپایی شرکت‌های زاینده‌رود، شهرضا، نختاب، صنایع پشم، پشمباف، نور، اتحاد شهرضا / تأثیر کارخانه‌ها در نوسازی شهر و دادن عوارض به شهرداری / بررسی زمینه‌های اجتماعی تأسیس شرکت‌ها / آشکار شدن معضلات صنعتی شدن شهر / مشارکت کارخانه‌ها در امور خیریه شهر / منحل شدن شرکت کاغذ و طلوع شرکت ذغال سنگ / تشکیل اداره پیشه و هنر و نقش آن.

فصل سوم؛ دوره پهلوی دوم و بروز بحران در صنعت نساجی

انتقاد از مدیران کارخانه‌ها / آثار جنگ جهانی دوم بر کارخانه‌ها / نگاه انتقادآمیز به وضع بهداشتی کارگران / بازشدن مرزهای تجاری کشور / قوانین دولتی در محدود کردن سوددهی کارخانجات / ناآرامی‌های کارگری در کارخانجات مختلف / بیمه و بیمارستان کارگران / اتحادیه‌های کارگری و احزاب سیاسی / کمک کارخانجات به مستمندان و دیگر امور خیریه /  قانون مالیات میلسپو و اثرات آن /  قانون کار / تشکیل اداره کار در اصفهان و نقش آن / آیا کارخانه‌ها ضرر می‌دهند / تعطیلی کارخانجات و سیاست‌های دولتی / سخنرانی برومند در مجلس و واکنش‌ها / تشدید تحولات کارگری در دوره نهضت ملی شدن نفت /  تأسیس کارخانه‌های ناهید و شهناز / تعطیلی و بازگشایی کارخانه‌های نساجی/ تحویل کارخانه‌های تعطیل شده به سازمان برنامه / دولت کودتا و کارگران  / کوی کارگران / کشمکش مدیران کارخانه‌ها با سیاست‌های تجاری دولتی / سندیکاهای کارگران و کارفرمایان / وام‌های صنعتی و صنایع اصفهان / کوشش برای یافتن راه حل برون رفت از بحران در صنعت نساجی در سطح کشور /  تأسیس کارخانه تاج و رونق آن / سهیم کردن کارگران در سود کارخانه‌ها / موسسات صنعتی همدانیان پس از فوت وی / سندیکای کارفرمایان و تلاش‌های جمعی / سیاست‌های کارگری دولتی / ایجاد صنعت ذوب آهن / انتقال کارخانه‌ها به خارج شهر.

فصل چهارم؛ متن بازنویسی شده اسناد نساجی

در فصل چهارم متن 180 سند راجع به صنعت نساجی اصفهان که از مراکز اسنادی مختلف گرفته شده است، بازنویسی شده است.

بخشی از مقدمه کتاب

رسیدن اصفهان به جایگاه یک شهر صنعتی و تبدیل شدن آن به «منچستر شرق» در دوره پهلوی اول، یک اتفاق ناگهانی و بدون زمینه نبود. این حادثه ریشه در استعدادهای شهری و فراهم آمدن محیط مساعد کشوری داشت. امری که بر بیشتر جنبه‌های حیات شهری و اجتماعی این منطقه اثر گذاشت. برپایی نه کارخانه عظیم نساجی تا سال 1320 و بعد از آن رسیدن این کارخانه‌ها به تعداد بیست کارخانه، تا سال 1345، شهر اصفهان را وارد مرحله تازه‌ای از زندگی خویش گردانید. صنعت به خودی خود و بدون شرایط لازم در هیچ کجا رشد نمی‌یابد و اگر هم از اتفاق در جای نامساعدی کاشته شود، بعد از مدتی خشک شده و از بین خواهد رفت‌. (نمونه آن دو کارخانه نخ‌ریسی دوره ناصری است) چه شد که در این دوره پنجاه ساله، به یکباره اصفهان در صنعت نساجی استعداد خود را یافت و در بستر خود این صنعت را نشانده و شکوفا گردانید؟ این روند چه اثراتی بر حیات اجتماعی مردم شهر بر جای نهاد؟  شهرسازی و فضای شهری را تا چه حد متحول کرد؟ وجود این همه کارخانه بر موضوعات اجتماعی مانند بیکاری، سواد، مهاجرت، حمل و نقل، بیمه‌های اجتماعی، خدمات درمانی، بهداشت و امور خیریه چه اثری بر جای نهاد؟ جنبش‌های کارگری و تحولات سیاسی وابسته به آن چه بودند؟ در این کتاب سعی شده است از دریچه روزنامه‌ها و اسناد به بخشی از این پرسش‌ها پرداخته شود. شاید این خصوصیت روزنامه باشد که موضوعات را تک بعدی نمی‌نگرد. مثلاً در میان هزاران سندی که راجع به کارخانه‌های نساجی اصفهان برجای مانده است، شاید هیچ کدام بدین امر اشاره نداشته باشند که وجود این همه کارگر، در خیابان‌های شهر چه تغییراتی به وجود آورده و یک نمونه میزان دوچرخه‌سواران در خیابان‌ها را چه اندازه زیاد کرده بود. جنبش کارگری و نزاع‌های خیابانی در هیچ کجا بدین وضوح بر صفحه کاغذ نیامده‌اند. پی‌آمد‌های زیست‌محیطی صنایع نساجی، به عنوان مسائل روزمره، بیشتر در روزنامه‌ها انعکاس می‌یافت. کارنامه مدیران صنایع به روشنی در مطبوعات همان روزگار قابل بررسی است. نگاه مردم عادی و روزنامه‌نگاران، به عنوان نماینده افکار عمومی، نسبت به صنعت و جنبه‌های مختلف آن،  در کتاب‌ها و اسناد یافت نمی‌شود، بلکه در خلال اوراق روزنامه‌هاست که می‌توان به این داده‌های مهم دست یافت.

کتاب تاریخ نساجی اصفهان توسط انتشارات جهاد دانشگاهی اصفهان و در 930 صفحه انتشار یافته است.

این کتاب در فروشگاه جهاد دانشگاهی و نیز کتابفروشی فرهنگسرا در اصفهان قابل خرید است. در تهران نیز علاقه مندان می توانند به کتابفروشی طهوری (خ انقلاب) مراجعه نمایند

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۳:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢۳