میدان عتیق یا میدان امام علی (ع) دیروز و امروز

 

تصویر ما از اصفهان در دوره صفوی بسیار پر رنگ‌تر از زمان پیش از آن است. شاید یک دلیل آن که در عصر صفوی اصفهان پایتخت شد و سرگذشت شکوه انگیزی یافت که پیشتر بدان نرسیده بود. اما اصفهانی که در زمان سلطان سنجر و سپس سلطان ملکشاه سلجوقی پایتخت بخش اعظم شرق جهان اسلام گردید، در یک اثر خود را بروز داده و آن «محاسن اصفهان» اثر مافروخی است. این شهر بیشتر در دو محله جوباره و دردشت خلاصه می‌شد . به همین خاطر مقبره صاحب بن عباد و نیز خواجه نظام الملک  و حتی مدرس ابن سینا در این دو محل واقع شده اند. اما بنا بر سنت شهرسازی اسلامی، این شهر مهم و پرجمعیت یک میدان مرکزی هم می‌خواست و یک مسجد جامع . که مسجدجامع آن که همان مسجدجامع امروزی باشد موجود است اما میدان مرکزی آن بنا به تحولات شهرسازی از بین رفته بود. چگونه؟ استاد جلال همایی در آخرین اثری که از ایشان انتشار یافته توضیح می‌دهد: «این ناحیه که امروز به نام محله مسجدعلی و میدان کهنه خوانده می‌شود و سابق محله و میدان سنجری گفته می‌شده، اصلاً جزو محله دردشت است که در اسناد و قباله های قدیم مخصوصاً قید کرده اند. میدان کهنه را در زمان صفویه میدان هارون ولایت نیز می‌گفتند که مرکز عمومی شهر قدیم قبل از صفوی و مجتمع عمده اهالی و کسبه اصناف و پیشه وران بود و مراسم آذین بندی و آتش بازی و چوگان بازی و امثال آن، همه در آن میدان انجام می‌گرفت. عمارت مفصل نقاره خانه هم داشت که در زمان شاه عباس کبیر به میدان شاه منتقل گردید. ‌اما‌ بقایای عمارت مخروبه اش را تا چند سال قبل همه دیده بودیم. بعد از احداث میدان جدید عباسی (میدان شاه= میدان نقش جهان) و نقل و انتقال ارباب حرف و صنایع به بازارهای جدیدالبناء... آنجا به اسم میدان کهنه و عتیق و قدیم معروف گردید» (تاریخ اصفهان، 1390، ص 201)


بنابر این نام این میدان به نام های میدان هارون ولایت، میدان سنجری (منسوب به سلطان سنجر سلجوقی) میدان کهنه، میدان قدیم و میدان عتیق بوده است.

بعد از حمله افغان و مصائب دیگری که در اصفهان اتفاق افتاد و شاید قحطی سال 1288ق، چنان جمعیت شهر کم شد که دیگر میدان به آن بزرگی برای این جمعیت کم مناسب نبود. به همین خاطر کم کم میدان توسط بعضی کسبه اشغال شدو شاید اول به صورت دکه و کپر ولی بعدها همین دکه ها به صورت مغازه در آمده و ساخته شدند و میدان دیگر میدان نبود. یعنی محلی وسیع و چهارگوش با چشم اندازی زیبا و محصور. در عهد قاجار و دوره پهلوی ها هیچ اقدامی برای احیای میدان صورت نگرفت. تنها کاری که در زمان رضاشاه انجام یافت آن بودکه خیابانی از چهارباغ خواجو تا میدان طوقچی کشیده شد . بعد از آن نیز در زمان پهلوی دوم خیابانی از چهارباغ تا میدان قیام کشیده شد که همان خیابان عبدالرزاق باشد. اما آنجا همیشه از نبود گذرهای خوب در رنج بود تا آن که شهرداری اصفهان در سال های اخیر طرح احیای میدان عتیق را در دستور کار قرار داد وابتدا فلکه زیر زمینی آن را ساخت و سپس میدان را از دکان ها و دکه های مزاحم خالی کرد و سپس میدان بازارهای قطع شده را بازسازی کرد و دیوارهای اطراف میدان را ساخت و دوباره میدان عصر سلجوقی زنده شد. راجع به وضعیت این میدان دو منبع به ما نکاتی  را بازگو می‌کنند. اول «یادداشت های سفر اصفهان» است که علی جواهر کلام در سال 1303ش به اصفهان آمده و توصیفی از بعضی مکان های اصفهان به دست می‌دهد. وی که به همراه دوست اصفهانی خود ، حاجی ماشاءالله میدان کهنه را بازدید کرده، راجع به بازارهای میدان کهنه و خود میدان کهنه می‌نویسد: « چون همه چیز این بازار کهنه بود. دکان‌هایی که بدون در، با چند تختة دراز گشوده و بسته می‌شد. دکان‌داران مثل مردمان عصر حجر از حیث شکل و قیافه و رخت و لباس به انسان‌های عصر حجر شباهت داشتند. مردمی که در خیابان‌های چهارباغ می‌دیدم در مقابل این‌ها از مردم شانزه‌لیزة پاریس هم شیک‌تر بودند. کمتر کسی توی دکان یا دکه بود. همگی سر و پای برهنه توی کف بازار مشغول کهنه‌چینی بودند. لحاف‌پاره، توشک (قالی) پاره‌گلیم، پاره‌قبا و ارخالیق پاره روی هم انباشته بود. عده‌ای یهودی یا شبه یهودی که امتیاز میان آنها دشوار بود، این کهنه پاره‌ها را مثل حریر و طاقة شال کشمیری مرتب می‌کردند و روی هم می‌چیدند. حاجی می‌گفت «‌این‌ها کهنه‌چین هستند و کهنه‌پاره‌ها را برای پالان‌دوزی یا کف گیوه آماده می‌کنند و یهودیان اصفهان در این کار تخصص دارند» 

باری از چیزهای تماشایی بازار کهنه، «چاه خر دجال» است که حاجی مرا سر آن چاه برد و دستور داد توی چاه تف بیندازم و بر دجال لعنت کنم... ماندن در بازار میدان کهنه میان آن همه کهنه‌پاره و آدم‌های کهنه و پاره خفقان‌آور بود. با عجله از بازار بیرون آمدیم تا به میدان کهنه برویم و نفسی تازه کنیم. غافل از این که از چاله توی چاه می‌افتیم. چون میدان کهنه مرکز جمع‌آوری همه نوع فضولات است ( البته پنجاه سال پیش. حالا را نمی‌دانم) پیت‌کش‌ها بعضی سوار بر الاغ و بعضی پیاده آن محمولات گران‌بهای! خشک و نیمه‌خشک و مخلوط با مایعات را به این مرکز می‌آورند و با بیلچه قاطی خاک و خاشاک می‌کردند، که پس از انجام ترکیبات شیمیایی در برابر دریافت پول نقد به کشاورزان تحویل بدهند. »

(یادداشت های سفر اصفهان، 1391، ص 60)

راجع به وضعیت این میدان در زمان نگارش کتاب تاریخ اصفهان استاد جلال همایی یعنی در سال های 1340ش استاد می‌افزاید میدان عتیق با ساخته شدن میدان نقش جهان از رونق نیفتاد« چنان که هم اکنون مرکز مهم جمعیت شهری و دهاتی و انبوه پیشه وران و معامله گران و محل وفور ارزاق و سایر احتیاجات اهالی است و چون بدان ناحیه می‌روی عیناً چنان است که به مرکز اصفهان قبل از عهد صفوی داخل شده باشی. و مخصوصاً مردمش از جهت اخلاق و آداب و لهجه مکالمه و استعمال کلمات و تعبیرات عامیانه مخصوص، مابین اهالی اصفهان مانند چاله میدان های طهران، ضرب المثل » هستند

(تاریخ اصفهان، جلال همایی، 1390، ص 201)

 پس در پنجاه سال پیش نیز میدان عتیق مرکز تجمع دکانداران و مرکز خرید مردم اصفهان بوده است. تتبع راجع به پیشینه این میدان و بررسی جایگاه آن در میان منابع و متون و خصوصاً نقشه های برجای مانده از شهر اصفهان به ما می‌گوید این میدان جعلی نیست بلکه صاحب یک هویت هزارساله می‌باشد که اکنون دوباره آن را باز یافته است. شهرداری اصفهان زحمت بازسازی آن را بر عهده گرفته است، خوب است برای شناساندن این میدان کوشش بیشتری به خرج داده و در قدم اول مردم اصفهان و سپس گردشگران شهر را با پیشینه آن آشنا سازد. برای اجرای بند نخست می‌توان در این میدان مراسم، جشن ها، نمایشگاه ها و حتی سخنرانی هایی را ترتیب داد که شاید بخشی از مردم شهر که هنوز بدان سو نیامده اند دریابند آن جا دیگر یک محوطه متراکم از دکان و خانه نیست بلکه میدان وسیع و زیبایی شده است که قابل بازدید و تأمل می‌باشد. میدان عتیق یا امام علی با مجموعه بناهای اطراف آن باید به نحوی شناسایی شوند که هم پای میدان نقش جهان، برای گردشگری که به این شهر می‌آید ، بازدید از آن نیز واجب گردد!

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٩:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٧/۱٠