نخستین انجمن مردمی ضد اعتیاد در اصفهان (عصر مشروطه)

انقلاب مشروطیت عقل جمعی را به حل معضلات دیرپای کشور فرا خوانده بود. راجع به معضل اعتیاد به مواد مخدر در همین رابطه قوانین تحدید تریاک به تصویب رسید و اداره ای به نام اداره تحدید زیر نظر بلدیه تشکیل گردید تا محصول تریاک تولیدی هر منطقه را خریداری و مدیریت نماید.  اما در سطح مردمی نیز تحولاتی اتفاق افتاد.  این گزارش به واقع نخستین «‌انجمن مردمی‌‌» اصفهان است که برای ریشه کن کردن یکی از بد‌ترین معضلات اجتماعی جامعه یعنی اعتیاد تشکیل یافت. نکتة جالب در کیفیت تبلیغی و فرهنگی اقدامات این انجمن است. چنان که می بینیم در این انجمن به جای داغ و درفش از کتابچه های آموزشی برای راهنمایی مراجعین و معتادین استفاده می شود. این مطلب از روزنامه «کشکول» منتشره در اصفهان در زمان مشروطیت برداشته شده است.


انجمن دافع تریاک

یکی از آلودگی‌های مضرة ملت ایران که از چندی به این طرف نکبت و ذلت و فقر و مسکنت را قسمت آسمانی ایرانیان نموده، و برهیچ کس مخفی نیست، مرض کشیدن وافور و عادت به این درد سعادت کش است. این عادت مضرة غیر ضروریه، که مخالف حفظ صحت و منافی اقتصاد و سالب غیرت و عصبیت و جالب کسالت و بطالت است، علت نهایی بدبختی و ذلت ماست.

 این مرض آکلة[1] سعادت و غیرت در ایران شیوع و سرایتش روز به روز افزون و مانند بلای آسمانی بنیان حس بشریت ما را خراب و منهدم نموده و هر گاه علاج این درد وجلوی این سیل غیرت سوز گرفته نشود، معلوم است چه خواهد شد.

ملت ژاپن که در این سی سال آخری چشم دنیا را از ترقیات مدنیة خود خیره نموده، در قدم اول که خواست به پلة ترقی گذارد، اول این مرض سعادت کش را علاج نمود و این عادت مضره را، که شیوعی تمام داشت، به ترک گفت. ملت چین که امروز به سرعت برق رو به مقصد عالی تربیت و مدنیت می‌‌رود، قدم اولی که برداشته همان جلوگیری از کشیدن وافور و خوردن تریاک است. که حالا هر چه از این عادت کاسته می‌‌شود، همان مقدار بلکه دو چندان بر ترقی و مدنیت چینیان افزوده می‌‌شود و عنقریب دولت چین که ذلیل دیگران بود، اول دولت روی زمین خواهد شد.

ملت ایران نیز اگر بخواهد روی سعادت و نیک بختی ببیند، در حقیقت در سبیل ترقی حرکت کند، آن وقت را باید ارزانی حرکت و شروع به تحصیل ترقی دانست که افکار ملت متوجه جلوگیری این مرضِ عامِ سعادت‌کش گردد و با وسایل ممکنه این عادت مهلکه را از بین ملت محو نماید. والّا با این وضع حالیه هرچه معدودی از عالی همتان در راه ترقی و سعادت اقدامات نمایند، شیوع این عادت، رشتة آنها را بالاخره پنبه خواهد کرد.

ملاحظة همین عواقب، جمعی از خیرخواهان ]را[ بر آن داشته که انجمنی برای جلوگیری این عادت تأسیس و  به وسایل ممکنه صحیح‌الاساس، شیوع این مرض را جلوگیری نموده، مبتلایان این عادت را از چنگ این بلا رهایی بخشند. امید به همراهی و معاونت افکاری صاحبان همت و دانش خیلی است که همان طور که مقصد این انجمن محض خیر و خیر محض است، بزرگان ملت و دانشمندان مملکت از ارائة طریق و اعانت و همراهی چیزی فرو نگذارند و اعضای این انجمن را به تحریص[2] خدمت و ترغیب به انجام مقاصد خیرخواهانة خود نمایند. اگر چه انجمن مذکور، که به «انجمن دافع تریاک» موسوم است، ایرانی و از عده‌ای از ایرانیان تشکیل یافته ولی یکی از خوشبختی‌ها، که دلیل استحکام مقصد و ثبات و دوام آن است، آنکه جناب «‌دکتر کار»[3] که خیرخواهیش ثابت اهالی و لازم به معرفی نیست، از اعضا و مؤسسین این انجمن و سمت تحویلداری انجمن را به عهده گرفته‌اند....

از جملة فصول نظام نامة انجمن که ذکرش موجب مزید اطلاع بر استحکام اساس آن خواهد بود مواد ذیل است:1ـ آنکه هر کس عادت به کشیدن و خوردن تریاک نداشته باشد، به عضویت انجمن قبول خواهد شد.2 ـ‌ هر یک از اعضا باید به موجب عهدنامة مخصوصه، معاهده نمایند که مادام العمر مرتکب کشیدن و خوردن تریاک نخواهند شد و علامت مخصوصی نیز از انجمن به ایشان داده می‌شود. 3 ـ انجمن در انجام مقاصد خیریه خود به چهار قسم اقدام خواهد نمود: اولاً به واسطة طبع و نشر کتب و مقالات. ثانیاً به واسطة معاهده و شرط نامه. ثالثاً به واسطة‌ وعظ و نصیحت جوانان و شاگردان مدارس. رابعاً به واسطة اقدامات طبیه. از مواد ثلاثة فوق می‌‌شود فهمید که بنای انجمن بر اساس علمی‌‌است.[4]

 



[1] - آکله: خوره، جذام.

[2] - تحریص: ترغیب کردن.

[3] - دکترکار پزشکی انگلیسی بود که از سال 1307ق پس از دکتر هرنلی ریاست بیمارستان مرسلین را داشت. در سال 1320ق این بیمارستان از جلفا به محلة عباس‌آباد منتقل شد و تا سال 1341ق که وی مأمور فارس شد بدین شغل مشغول بود.نیز در کنار کار طبابت به تدریس پزشکی جدید هم می‌پرداخت.(سیدعلی جناب، الاصفهان، به اهتمام عباس نصر ، گلها، چاپ دوم 1371، ص 106) در کتاب هولستر چند عکس از وی درج گردیده است (‌ایران در یکصد و سیزده سال پیش، ارنست هولستر، به کوشش محمدعاصمی، وزارت فرهنگ و هنر، چاپ اول 1355، ص 301 تا 303 )

[4] - روزنامه کشکول، سال دوم، ش 31، 20 رجب 1327.

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۱:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۱٧