تصویری از قحطی به خاطر جنگ جهانی اول برگرفته از کتاب اصفهان از انقلاب مشروطه

اصفهان روزهای تلخی را هم تجربه کرده است. این روزها تصویر قحطی و گرسنگی را فقط پیرمردان خانواده می دانند. روزهایی که هیچ چیز برای خوردن پیدا نمی شود. آری هیچ چیز! خبری که از روزنامه مفتش ایران از کتاب اصفهان از انقلاب مشروطه تا جنگ جهانی اول انتخاب کرده ام حکایت از روزهای جنگ جهانی اول دارد. سال 1336 ق یعنی سال های پایانی جنگ جهانی اول که بی ثباتی سیاسی با همراه حضور نیروهای بیگانه در کشورمان با یک خشکسالی درآمیخته و فاجعه ای انسانی را به وجود آورده بود. آری در این سال ها مردم اصفهان به خوردن گوشت خر و قاطر روی آورده بودند. این هم خبرش :

 

بخوانید و رقت کنید

در هر گوشه که اسب و قاطر و خر نیم جانی به خیال استراحت افتاده و خواسته باشند غلطی زده، نفسی بیاسایند، فوراً فقرای شهر بدون بیم و تصورِ مؤاخذه بر سر آن حیوان زنده ریخته، با دندان و ناخن زنده زنده قطعات گوشت از بدن آن حیوان جدا ساخته، خام خام فرو می‌برند. چنان که هر بیننده از مشاهدة این حال ‌‌بی‌اختیار اشکش فرو می‌‌ریزد و بر حال آن بیچارگان رقت می‌‌آورد و در هر ساعتی چندین مرتبه به انواع گوناگون این نمایشات از طرف فقرا در شهر داده می‌‌شود و هیچ کس را دل به حالشان نمی‌‌سوزد.

چنان که بقال ‌‌بی‌انصاف پوست خیک را، که شایستة غذای سگان است، بامنتهای قساوت چارکی یک قران به این بیچارگان می‌‌فروشند و سایر کسبه را چون بقال باید تصور نمود و به حال فقرا رقت آورد.

ای منتقم حقیقی وعادل بنده پرور! حال که هیچ کس به حال یک مشت بندگان بیچاره‌ات ترحم نمی‌‌نماید خودت نظر مرحمتی به حالشان انداز و این ظالمان را به مجازات خویش برسان.[1]



[1] - روزنامه مفتش ایران، سال هشتم، ش 2، 13 رجب 1336.

 

 

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۸:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۸/٦