باغ هزار جریب بعد از صفویه

 

سردر هزار جریب از کتاب وصف بناهای مشهور اصفهان (تصویر نادر)

در پست های قبل از زبان دلاواله تصویری از هزار جریب ارائه کردیم. کمپفر نیز تصاویری دلکش از هزارجریب عصر صفوی ارائه داده است. اما در این تحقیق می خواهیم بدانیم بعد از صفویه هزار جریب چه سرنوشتی پیدا کرد. هزار جریب بعد از فتنه افغان مورد بی توجهی قرارگرفته و از صفا افتاده بود . اولین حاکم قاجار که به احیای آن کوشید منوچهرخان معتمد الدوله بود . او آب هزار جریب را دوباره جاری کرد و به نیت پرورش کرم ابریشم نهال های توت در آن کاشت و در تفرجگاهی که برای خود ساخته بود روزهای بهار را در سردر هزارجریب می گذراند. اما با مرگش همه چیز نابود شد ( تاریخ جلفای اصفهان ، ص 339 ) پس از او چراغعلی خان مادی هزارجریب را دوباره تنقیه کرد و دراینکارکوشید ( وقایع اتفاقیه ، ش 177 ، 25 رمضان 1270 ) همچنین عمارت هزارجریب را که خرابی به هم رسانده بود تعمیر نمود ( وقایع اتفاقیه ،ش 222 ، 16 شعبان 1271 ) در دوره حکومت حشمت الدوله نیز سعی شد مادی احیاء شود « خود رفته و در آنجا چادر زده سه روز توقف نمودند .. چند روز است با نهایت سعی و اهتمام مشغول پاک کردن مادی مزبور می باشند » ( وقایع اتفاقیه ، ش 246 ، 6 صفر 1272 )پس از او احتشام السلطنه دستور داد « معادل پنج هزار درخت از نو در هزارجریب اصفهان غرس نمایند » ( وقایع اتفاقیه ، ش 462 ، 21 شعبان 1276 )


) ظل السلطان با آنکه آب مادی هزارجریب را ستاند اما در زمان او گزارشی از تعمیر و احیاءهزار جریب نیامده است . آنچنان که جلال همایی می گوید « ظل السلطان که مالک اراضی بالادست لنجان شد ، این نهر عظیم ] جوی سیاه = مادی آب هزارجریب [ رابرد به طوری که دیگر به حوالی شهر نرسید و درنتیجه هزارجریب و اراضی تخت فولاد بایر و لم یزرع گردید » ( تاریخ اصفهان ، مجلد ابنیه و عمارات ، بخش تکایا و مقابر ، ص 537 ) . در روزنامه فرهنگ به خبرهایی برمی خوریم که وضعیت و کاربری این باغ مرده را به خوبی نشان می دهد. مثلاً افواج نظامی و توپچیان به « صحرای هزارجریب » رفته ودر آنجا به مشق نظامی، تیراندازی توپ وسنگرسازی پرداخته اند ( فرهنگ ، ش 219 ،3 ذیقعده 1300 ) درست در همین سال ها  تحویلدارهزارجریب را چنین توصیف می کند « امارات میانش خراب و اشجار زمینش از میان رفته، دیوارهایش هنوز برپاست و متن باغ الان ساده است و غله کار قدیم » ( جغرافیای اصفهان ، ص 27 )  دیولافوا نیز اندک زمانی بعد در محل هزارجریب تنها « چند تپه خاک که دراثر باران شسته شده و یک برج کبوتر » دیده است ( ایران ، کلده و شوش ، ص 340) خدمت دیگری که ظل السلطان برای این باغ سلطنتی نمود آنست که در پی سیاست تخریب مبانی صفویه عمارت سردر هزارجریب را  به ابراهیم خان فراشباشی بخشید تا خراب نماید و برای خود از مصالح آن خانه بسازد و «در باغ ابریشم بنای عمارت حضرت والا را تکمیل نماید » ( خاطرات ممتحن الدوله ، ص 145 ) تصویر عمارت سردر هزارجریب در کتاب وصف بناهای مشهور اصفهان ، ص 62 آمده است . درخالصه فروشی های عصر ظل السلطان گویا حاج میرزا محمد علی نجفی فرزند شیخ محمد باقر آنرا از دولت خریده بعد از مرگ ، برادرش حاج آقا نورالله به همراه حاج محمد حسین کازرونی « به مختصری از صغار حاج میرزا محمد علی خریده و طرح باغاتی با صفا و ساختمان عماراتی مصفا انداخته و نزهتگاه خود ساخته و ازدولت هم راه شوسه شیراز را از آن سمت تقاضا کرده و جاده کشیده »( تاریخ اصفهان ، ص 167 ) این باغ در اواخر قاجار آنقدر اعتبار داشته که مراسم استقبال از احمد شاه و سردارسپه در آن صورت بگیرد  (تاریخ  اصفهان و ری  ، ص 386 ) چندی بعد رضا خان وقتی برای سرکوبی شیخ خزعل از اصفهان می گذشت در هزارجریب فقط خرابه هایی دیده که « گاهی عصرها اهل ذوق اصفهان بر فراز آن می روند و دور نمای شهر را که از آنجا وضع بسیار زیبایی دارد تماشا می کنند »( سفرنامه خوزستان ، ص 45 ).

اما در دوره اخیر هزار جریب سرنوشت خوبی یافت و عاقبت به خیر شد.در سال 1328  ش وقتی اولیای دانشگاه اصفهان بدنبال زمینی برای تأسیس دانشگاه می گشتند ورثة حاج محمد حسین کازرونی و دو نفر دیگر بعضی سهم خود را بخشیده و بعضی به بهای کم،  قسمت سمت راست جاده را به دانشگاه دادند و پس از آن دوباره آب و آبادانی به هزارجریب روی آورد .هم اکنون دانشگاه اصفهان در آن برپاست . از آن همه آثار هزارجریب تنها دو برج کبوتر مانده که نمایانگر حد جنوب این باغ سلطنتی می باشند .یکی در محوطه دانشگاه( که جلال همایی آنرا برج کاکا سیاه نامیده است )  و یکی در انتهای خیابان شیخ صدوق جنوبی ( که برج خون نام داشته ) .دکترهنرفرنیز براساس منابع سفرنامه ای سیرحیات باغ هزارجریب در دورة قاجار را بررسی کرده است ( باغ هزارجریب و کوه صفه ، هنر و مردم ،س 14، ش157 ، آبان 1345 )

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٢:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/۱٩