کتاب برگ هایی از تاریخ اجتماعی اصفهان معاصر به زودی راهی بازار می شود

طرح جلد کتاب

آخرین کتاب من تحت عنوان «برگ هایی از تاریخ اجتماعی اصفهان معاصر» شامل چندین مقاله درحوزه تاریخ اجتماعی اصفهان از یک صد سال پیش بدین سو می شود که به زودی از چاپخانه خارج شده و به دست دوستاران اصفهان و علاقه مندان به مطالعات اجتماعی و شهری خواهد رسید. این کتاب توسط انتشارات جهاد دانشگاهی منتشر خواهد شد و بیش از 500 صفحه است.

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٩/٢۳
تگ ها : معرفی کتاب

معرفی کتاب بخشی از گنجینه آثار ملی

 

شاید از میان شیفتگان و شوریدگان اصفهان هیچ کس در صحنه عمل و روی زمین به اندازه عباس بهشتیان به آثار تاریخی اصفهان خدمت نکرد و برای آنها دل نسوزانید. ماجرایی که گفته شد روزی در روز ارتش که پیش از انقلاب 21 آذرماه برگزار می شد، تانک های لشکر اصفهان قصد عبور از سی و سه پل را داشتند و ایشان برای نجات پل، روی آن خوابید تا تانک ها از پل عبور نکنند، در افواه بسیار رایج است . اخیراً در کتابی از آقای شیخ الاسلامی این داستان بدون ذکر نام ثبت و ضبط شده است. خود آقای بهشتیان هم در کتاب خویش به نام «بخشی از گنجینه آثار ملی» مختصری از تلاش هایش برای این که آثار تاریخی اصفهان به ثبت ملی برسد، را ذکر کرده است. عباس بهشتیان در سال 1305 ش به دنیا آمد و در سال 1366 از دنیا رفت . او به هیچ شغل دولتی وارد نشد و با قناعت و زراعت روزگار می گذرانید. به همین دلیل او «ملاحظه کاری» های رایج را  نداشت و در با قاطعیت و صراحت با نابودی آثار تاریخی مبارزه می کرد. به نظر می آید هدف او از انتشار کتاب «بخشی از گنجینه آثار ملی اصفهان» نیز ممانعت از دستبرد و تخریب این آثار بوده است.

 کتاب بخشی از گنجینه آثار ملی که در سال 1343 در اصفهان منتشر شد، حدود 160 صفحه است و قسمت عمده کتاب به معرفی بازارهای اصفهان اختصاص دارد. او در مقدمه هدف از این بخش را این گونه بیان می کند « بازارها و سراهای قابل توجه که هنوز باقی است، و حفاظت آنها لازم می باشد. این بازارها و سراها همه مالک  دارند، و به بودجه باستان شناسی و هزینه تعمیر محتاج نیست. فقط غرض از ثبت آنها در زمره آثار تاریخی این است که در مقابل ملاکین ناآشنا ، به اهمیت آثار تاریخی که گاه و بیگاه به فکر تغییر سبک آنها می افتند، و می خواهند آنها را به صورتی دیگر در آورند،( کما این که نگارنده بارها بر سر این مسائل با بعضی عناصر کشمکش داشته، و پرونده های مفصل آن در استانداری و باستان شناسی و شهرداری اصفهان موجود است،) وسیله ای باشد که این بازارها و سراها تحت حمایت انجمن آثار ملی ایران و سرپرستی اداره باستان شناسی همچنان سبک معماری ایرانی و اثر شرقی خود را حفظ کنند» (بهشتیان، 1343، مقدمه )

او در این کتاب پس از پایان فصل بازارهای اصفهان به معرفی تکایای مهم تخت فولاد می پردازد و بعد از آن به سراغ معرفی 18 بنای تاریخی می رود به این خاطر که «هجده بنای دیگر شامل مسجد، و مدرسه و تکیه و پل وغیره وجود دارد که از بین هزارها مسجد و مدرسه و آثار برگزیده شده ، و لازم است به ثبت آثار تاریخی برسد.» (همانجا)

ادامه مطلب   
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٩:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٩/۱٥

بریانی ها و کله پزی های اصفهان در سال 1346

 

در سال 1346 شهرداری اصفهان برای مسافران نوروزی یک «راهنما» منتشر کرد که در آن اطلاعات جالبی راجع به شهر ارائه شده است. پیشتر به هتل های اصفهان در آن زمان اشاره کردیم و در این صفحه چهار بریانی، چهار کله پزی و سه کافه قنادی معروف شهر را که در آن زمان شهرتی به هم زده و شایسته آن گردیده بودند که در راهنمای شهر وارد شوند درج می گردد. صاحب قلم درست نمی داند که از این مغازه ، کدام هنوز برقرار و کدام دیگر به فراموشی سپرده شده اند.

نکته جالب محل استقرار این مغازه هاست . کافه قنادی ها همه در چهارباغ بودند و بریانی ها و کله پزی ها در خیابان های شاپور (بهشتی وکاشانی) و نیز در خیابان شاه (طالقانی) یا اول خیابان انوشیروان (امام خمینی) قرار داشتند. این استقرار به ما می گوید این خیابان ها بر خلاف امروز محل های پرترددی برای مسافران و گردشگران بوده است.

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۸:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٩/٩
تگ ها : مدیریت شهری

شهرنگاری های عصر قاجار و جایزه کتاب سال اصفهان

آقای قطبی رئیس ارشاد اصفهان در مراسم کتاب سال اصفهان 

 

پنج شنبه 29 آبان 93 مراسم کتاب سال اصفهان در تالار فرشچیان برگزار شد. برای «پایتخت فرهنگ و تمدن ایران» این مراسم و امثال آن بجا و مناسب است . این که مقامات استان ازجمله استاندار و رئیس ارشاد نیز بودند، نشان می دهد همه بر این اتفاق دارند. دلیلی ندارد همه جشنواره ها و مسابقات در پایتخت باشد. برگزاری چندین ساله جشنواره فیلم کودک در اصفهان نشان می دهد که شهرستانی ها هم می توانند مجری این گونه امور باشند.

...

آقای قطبی رئیس ارشاد از آسان شدن فرایند مجوز انتشار کتاب سخن گفت. تجربه شخصی به من می گوید حقاً چنین شده است. به یاد می آورم برای کتاب «یادداشت های سفر اصفهان» حدود دو سال پشت درب مجوز ارشاد ماندم و ایراداتی گرفته بودند که رفع کامل آن به حذف یک سوم کتاب ختم می شد.رفت و آمدها و چانه زدن ها هم بی فایده بود. سرانجام کتاب را برای چاپ به ناشری در قم دادم.  اما این سه کتاب آخری یعنی تاریخ نساجی اصفهان، شهرنگاری های عصر قاجار و نیز کتابی که زیر چاپ دارم یعنی «برگ هایی از تاریخ اجتماعی اصفهان معاصر» بدون تغییر و ایراد و در زمان مقرر مجوز گرفتند. «تا باد چنین بادا»

در این جشنواره کتاب سال اصفهان از بسیاری از مولفین و مترجمین در حوزه های مختلف تقدیر به عمل آمد. حتی ناشران ، چاپخانه داران و توزیع کنندگان کتاب هم بودند. محفلی از اهل معرفت برپا شده بود. در آنجا کتاب «شهرنگاری های عصر قاجار» در حوزه تاریخ و جغرافیا دوم شده و جایزه ویژه نیز گرفت. کتاب اول به اثر تازه جناب آقای  دکتر محمودآبادی ، استاد بنده، تعلق گرفت. از کسانی که قدر کتاب مرا دانسته آن را ارج نهادند و از همه برگزار کنندگان جلسه سپاسگزارم.

لینک مطلب همراه با اسامی دیگر برگزیدگان

http://isfahan.farhang.gov.ir/fa/news/143229/بیانیه-جایزه-کتاب-سال-اصفهان-1393

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٩:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٩/۱

سخنی راجع به روز کتابدار

 

کتابخانه مرکزی دانشگاه اصفهان

هفته جاری هفته کتاب و کتابداری است. نظرگاه ها و رویکردها راجع به این دو مقوله در این هفته مطرح شده و به بحث گذاشته می‌شود. مطلب بسیار عجیب و شرم آوری که دو سه سال پیش راجع به رشته کتابداری اتفاق افتاد آن بود که بالاخره رویکرد «دیجیتالی‌ها » به این مقوله غالب شده و نام آن را عوض کردند. اول گذاشتند «ناوبری اطلاعات» و بعد دیدند بسیار نافرم و بدترکیب است، سرانجام اسم آن را گذاشتند «دانش شناسی و علم اطلاعات». نه تنها این نام برای جامعه دانشگاهی و غیر دانشگاهی ناآشنا و گول زننده است، بلکه به نظر می‌رسد دست اندرکاران سعی داشته اند نام مقدس «کتاب» را از روی رشته خود پاک کنند. واقعیت این است که عده ای درس خواندگان فرنگ که کتابداری را تنها نشستن پای سیستم و جستجو در پایگاه های اطلاعاتی و گشتن در کتابهای دیجیتال می‌پندارند، اصلاً با کتاب سنخیت و علاقه ای ندارند ، آن قدر که تلاش دارند از آن «تبری» جسته و خود را از آن پاک کنند!! این نگرش موجد این جریان «کج» در رشته کتابداری گردید.

جالب است که یکی از این ناوبران اطلاعات چند سالی رئیس کتابخانه ما بود. از بی علاقگی او به کتاب همین بس که چند سالی که ریاست داشت، خرید معمولی کتاب های چاپی را که  به سنت چندین ساله از نمایشگاه کتاب تهران صورت می‌گرفت، تعطیل کرد!  این ناوبر اطلاعات به سوال ما پاسخ نمی داد که کتابخانه اگر از نظر منابع چاپی به روز نباشد و ورود کتاب به آن قطع شود، دیگر نام آن را چه می‌توان نهاد؟...

 

ادامه مطلب   
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۸/٢۸
تگ ها :

تاریخ نساجی اصفهان در جشنواره کتاب دانشجویی

 

انتخاب کتاب «تاریخ نساجی اصفهان»به عنوان کتاب سال دانشجویی (در حوزه علوم انسانی) را اول به خودم بعد به تمام دانشجویان دانشگاه اصفهان و نیز اصفهانی های عزیز تبریک می گویم.

این هم لینک مطلب

http://isna.ir/fa/news/93082714331/%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%86%D8%AF

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۸:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۸/٢۸
تگ ها :

بهداشت حمام‌های عمومی در دورۀ معاصر و نقش شهرداری‌ها (مطالعۀ موردی: شهر اصفهان)

 

این مقاله در مجله پژوهشنامه تاریخ اجتماعی اقتصادی (تابستان93)چاپ شد

 چکیده

حمام‌های عمومی جزئی از زندگی اجتماعی جامعه دیروز بودند که با وزیده شدن نسیم مدرنیته، مورد اعتراض اصلاح گران جامعه قرار گرفتند. آنها خواستار آن شدند که استانداردهای بهداشتی حمام‌ها  ارتقا یافته و با زندگی جدید همخوان گردد. یکی از این استانداردها استفاده از دوش به جای خزینه بود. از اتفاق آن که در همین زمان شهرداری‌ها، به عنوان متولی مسائل عمومی شهر، وارد میدان شده با اجبار دولتی، رعایت امور مذکور را از حمامی ها می خواستند. این مبارزه به دلیل مطالبه و خواست بخشی از مراجعین حمام‌ها، که استفاده از دوش را بر نمی‌تافتند وخواستار استفاده از خزینه‌ها بودند، بسیار طولانی و پرفراز و نشیب گردید، به طوری که از اواسط حکومت رضاشاه تا دهه چهل شمسی را در بر ‌گرفت.

 

روش تحقیق: در این پژوهش با مراجعه به منابع مطبوعاتی آن زمان، اسناد و تاریخ شفاهی سیر این ماجرا در شهر اصفهان به عنوان مورد مطالعه (Case study) تبیین و تشریح گردیده است.

نتایج: به واسطه جدیت مقامات شهری و نیز خواست عمومی جامعه شهرنشین که محصول بالا رفتن سطح بهداشت عمومی بود، فرایند بهداشتی کردن حمام‌های عمومی شکل گرفت. با این حال تغییرات مذکور اگر چه ضروری به نظر می‌رسیدند، اما از آنجا که با جنبه‌های فرهنگی جامعه مخاطب هماهنگی کامل نداشتند، به سرعت و سهولت انجام نیافته و دوره ای طولانی از مبارزه و کشمکش را به همراه داشت. تا سرانجام به واسطة بروز تغییرات اساسی در سبک زندگی و معماری خانه‌های شهری ـ که واجد حمام‌های خانگی شدند ـ موضوع حمام‌های عمومی و مسائل وابسته به آن، از حیات اجتماعی شهرها به کناری نهاده شد.

ادامه مطلب   
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٩:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۸/۱۸

آن روزها که سی و سه پل ماشین رو بود

وقتی اولین ماشین در اواخر دوره قاجار وارد شهر اصفهان شد، از عمر سی و سه پل حدود سیصد سال می گذشت. نمی دانم چه چیزی باعث شد که راننده اولین ماشین بدون احساس ترس و عذاب وجدان از روی سی و سه پل عبور کرد. شاید راه دیگری نداشت و پل دیگری برای عبور وجود نداشت. اوضاع به همین منوال گذشت تا حدود سال 1310شمسی سر و کله کامیون های سنگین نیز پیدا شد. این کامیون ها که به جای کاروان های شتر ، به حمل و نقل خوار و بار (گندم، برنج، قند و شکر و نفت)به کار گمارده شده بودند، وقتی از تهران به اصفهان می رسیدند و قصد داشتند به یزد یا شیراز بروند، ناچار بودند عرض رودخانه را طی کنند و گذر دیگری نبود جز سی و سه پل.

سر و صدای دوستداران میراث فرهنگی اصفهان و روزنامه نگاران در آمد تا این که کامیون های سنگین را ملزم کردند از پل مارنان عبور نمایند. این پل بسیار ضعیف و باریک بود و مرتب نیز احتیاج به مرمت پیدا می کرد اما بهتر از این بود که سی و سه پل قربانی شود. بحث ها و سر و صداها برای ساخت یک پل جدید براه افتاد تا این که سرانجام در سال 1327 کلنگ پل فلزی کنونی زده شد. ساخت آن نیز یازده سال طول کشید تا سرانجام در سال 1338 این پل افتتاح گردید.

با افتتاح پل فلزی یا شیری، دیگر پل های تاریخی نفسی چاق کردند و دلشان می خواست استراحتی بکنند اما ترافیک شهر زیاد شده و بافت شهری و مراکز مختلف صنعتی و اداری به جنوب رودخانه کشیده شده بود. بنابر این جای استراحت نبود باید لااقل جور ماشین های سواری را می کشیدند. چنین شد که سی و سه پل تا حدود سال های اولیه دهه شصت ماشین رو بود. البته در این میان پل های جدید مانند پل بزرگمهر، پل آذر، پل وحید و پل فردوسی نیز بر روی رودخانه زاینده رود زده شد و به کلی پل های تاریخی از تحمل بار سنگین ماشین بر گرده های خویش آسوده شدند.

 داستان پل های تاریخی و اعتراضاتی که رویه عبور ماشین ها بر روی آنها صورت می گرفت و مراحل تصویب و ساخت پل های جدید را در مقاله ای نوشته ام که روزی در مجله دانش نما به چاپ رسید. این مقاله را تکمیل کرده و در آخرین کتاب خود «برگ هایی از تاریخ اجتماعی اصفهان معاصر» آورده ام. امیدوارم کتاب به زودی چاپ شده و در اختیار همه قرار بگیرد.

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۸/۱٧

درباره عزاداری محرم در زمان قاجار

قمه زدن، تیغ زدن و هر نوع صدمه جسمی در قالب عزاداری محرم امری است خلاف عقل، شرع و موجب بدنامی شیعه. اما با کمال تأسف این امر چون بر دوش جهالت توده سوار بوده است، سابقه ای طولانی دارد. عکس هایی که از عزاداری های محرم در دوره قاجار بر جای مانده است، عده ای قمه زن را نشان می دهد. نیز کسانی را نشان می دهد که قفل بر بدن خود بسته اند یا نیزه در بدن فرو کرده اند. مناظری بسیار زننده و چندش آور که با محتوای عزاداری امام حسین (ع) و معارفی که در آن جاری است، مغایر می باشد. یک خبر از روزنامه فرهنگ اصفهان مربوط به 140 سال پیش نشان می دهد در آن روزها نیز آگاهان جامعه از این گونه حرکات نگران بوده و حتی گاهی حکومت ها ناچار به دخالت شده و این قبیل کارها را ممنوع اعلام می کرده اند.

این خبر را از کتاب «تاریخ اجتماعی اصفهان در عصر ظل السلطان» ص 251 انتخاب کرده ام.

در سوابق به بهانة تعزیه داری در اغلب شهرها ، انواع مفسده ها بر پا می شد و لیکن الحمدلله چندین سال است به سبب مراقبت حکومت در دفع این مفاسد نسبت به سوابق ، مراسم عزاداری بسیار به قاعده است . علی الخصــوص در اصفهان که ذره ای به خلاف شرع و انسانیت ، هیچ وقوعاتی از این ممر ظاهر نمی شود و از حسن اداره و نظم دانی ] ظــــل السلطان [  پاره ای اصول غیر مرضیه و حرکات نالایقه ،که مطلقاً مخالف شـــرع انور بود ، تماماً منسوخ گشته … الان چیزی که هنوز در پاره ای شهرها جاریست و مخالف قاعدة اسلام و در انظار یار و اغیار بسیار ر‌کیک و خلاف انسانیت است قضیة تیغ زدن بود که آنهم امسال بر حسب حکم حکومت در اصفهان منع و موقوف شد .] امیدواریم درهمة شهرها این رسم ناپسندبرافتد [   

« روزنامه فرهنگ اصفهان، شماره 397 ، 26 محرم 1304 » 

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۸/٧

گنجینه عکاسی اصفهان

 

 بی شک یکی از ابزارها برای تکمیل کار مورخ، عکاسی است. با کمک یک تصویر می توان به داده ها و اطلاعاتی رسید که در چند صفحه توصیف  کتاب نیز نمی گنجیدند. خوشبختانه به دلیل علاقه شدید ناصرالدین شاه به عکاسی، مدت کوتاهی پس از تولد این صنعت، عکاسی با تمام لوازم آن به ایران نیز وارد شده و به سرعت در سطوح بالای جامعه ایرانی راه خود را باز کرد. همین فرایند موجب شد ایران از نظر دارا بودن عکس از دوره قاجار بدین سو، کشوری غنی به حساب آید. خارجیانی که در این مدت از ایران دیدن کرده یا در ایران زیسته اند، بسیار بر این فرایند کمک کرده اند. ارنست هولستر و آنتوان سورگین دو تا از آنها می باشند.  جالب است بدانیم تا پیش از اختراع عکاسی، سیاحانی که به ایران می آمدند با کشیدن پرتره، و یا طراحی از مناظر و ابنیه، تصاویری از ایران آن روزگار و آدم هایش برای ما به یادگار نهاده اند. از سفرنامه های عصر صفوی بگیرید تا پاسکال کست و اوژن فلاندن که در زمان محمدشاه به ایران وارد شدند. همگی تصاویری دلنشین از ایران آن روزگار دارند که اگر این تصاویر نبود، تصور بعضی جاها و شهرها کاری مشکل می نمود. 

خانم دیولافوا از اولین سیاحانی است که در سطح خارج از دربار به عکاسی پرداخت. در سال 1298ق / 1881م  عکس های او بسیار ابتدایی و مانند طراحی می باشند، واگر خود در سفرنامه اشاره نکرده بودکه مثلاً سه پایه عکاسی را گذاشته و مردم اطراف ما جمع شده و خواهان گرفتن عکس می شدند، شاید ما نمی دانستیم  که تصاویر موجود در سفرنامه او به نام (ایران، کلده و شوش) عکس باشند و گمان می کردم از همان طرح های همیشگی می باشند.

در این میان بعضی شهرهای کشورمان از نظر گنجینه عکاسی غنی تر و پربارتر از باقی هستند. بی گمان پس از تهران که پایتخت بود و عکس های بسیاری از دربار و بناهای آنجا باقی مانده است، اصفهان بالاترین گنجینه عکس قاجاری را دارا می باشد. این مقام به همت و ذوق یک عکاس آلمانی است به نام ارنست هولستر  که در دوره ظل السلطان در تلگراف خانه انگلیسی ها در جلفا مشغول کار بود. او در طول مدت 20 سالی که در این شهر به سر می برد، با دوربین شخصی خود به تصویر برداری از مناظر و مردم شهر پرداخت. گنجینه نگاتیوهای او سال ها بعد یافت شده و اولین بار در سال 1355 به کوشش محمد عاصمی تعداد زیادی از این مجموعه  در کتابی تحت عنوان « ایران در یک صد و سیزده سال پیش» به چاپ رسیدند. حدود 98 درصد این عکس ها مربوط به شهر و مردم اصفهان بودند. اما این کتاب به سرعت کمیاب شد و سرانجام در سال 1387 خانم پریسا دمندان این کتاب را پس از بازسازی عکس ها و احتمالاً انجام یک گزینش در آنها، به صورت کتاب دیگری تحت عنوان « هزار جلوه زندگی» به چاپ رسانید.  خانم پریسا دمندان پژوهشگر عکاسی است که حوزه مطالعاتش را بر روی اصفهان متمرکز کرده است. آثار او موجب غنا و ارتقای گنجینه عکاسی اصفهان گردیده است.

فکر می کنم هر دو کتاب فوق در بازار نایاب بوده و پژوهشگران باید برای استفاده از آنها به کتابخانه ها مراجعه نمایند

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۸/٥

یادی از زاینده رود و جشن آن

این مطلب از بنده در ویژه نامه برای فردا جهت میراث فرهنگی ناملموس منتشر شد

 

آداب و رسوم  و سنت‌ها در بستر جغرافیا شکل می‌گیرند. یک هدیه بزرگ و ارجمند «جغرافیا» به شهر اصفهان رودخانه زاینده رود است. عبور هزارساله رودخانه زاینده رود از میان شهر اصفهان موجد و مسبب آداب و رسومی دراز دامن و طولانی بوده است. شکوه رودخانه و اهمیت آب در این بستر فرهنگی، خواه ناخواه آدمی را به تعظیم آن و تأسیس و تعلیم شعائری مخصوص می‌کشاند. البته این مناسک با گذشت زمان شاهد تغییراتی نیز بوده اند. زمان و کیفیت برگزاری مراسم در هر دوره به گونه ای بوده است. اما نقطه مشترک آن که مکان آنها همیشه در ساحل زاینده رود شکل می گرفته است.

در قرن چهارم وقتی ابن حوقل درباره اصفهان و خصوصیات آن سخن می‌گوید از حصاری به نام «کرینه» نام می‌برد که در مشرق رودخانه زاینده رود بود. پس از ذکر چندین قصر که در این جا برقرار بوده است، به ما می‌گوید « کرینه بازاری دارد که مردم در نوروز به مدت هفت روز در آن گرد می‌آیند و به عیش و نوش و تفر یح می‌پردازند و از انواع غذاها و آرایش‌ها بهره می‌برند. چنان که سبب اعجاب حاضران می‌گردد. مردم شهر و گروهی که از اطراف آن یا از جاهای دور می‌آیند برای این جشن هزینه‌های گزافی می‌کنند و لباس‌های زیبا می‌پوشند و در مجالس جشن برای بازی و شادمانی حاضر می‌شوند و آوازخوانان هنرمند، از زن و مرد، در کنار رود و کاخ‌ها به مجالس ایشان نشاط و سرور خاصی می‌بخشند » هم او ذکر می‌کند که این جشن سال‌های سال است که برقرار می‌باشد (ابن حوقل، 1345،ص 107 ) این مطالب، هم نشان از اهمیت نوروز در میان مردم اصفهان در قرون اولیه اسلامی دارد و هم نشان می‌دهد مردم شهر برای در کنار هم بودن و در کنار رود بودن و شادی و پایکوبی چقدر اهمیت قایل می‌شده اند.

ادامه مطلب   
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٩:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٧/٢۳

میزبانی جشنواره میراث فرهنگی ناملموس

امسال شهر اصفهان شاهد یک تحول جهانی بود. این شهر میزبان اجلاس و جشنواره سازمان جهانی iccn است این تشکیلات که در سال 2004 در کره جنوبی پایه گذاری گردید و در سال 2011 عضویت اصفهان را پذیرا شد بر موضوعی به نام «میراث فرهنگی ناملموس» تأکید دارد. این اسم برای ما آشنا نیست اما هر کدام از ما حاوی و حامل بخشی از این میراث فرهنگی هستیم. بازی های دوران کودکی را به خاطر می آورید. خصوصاً بازی هایی که رنگ و بوی محلی غلیظ تری دارند. غذاهایی که در هر شهری پخته شده و نام آن شهر را بر خود دارد. سنت ها و آداب و رسوم بومی. نحوه عروسی و عزاداری ها، جشن ها و سوگواری ها ... همه و همه میراثی هستند که به دست ما رسیده و البته مانند چهلستون و هشت بهشت فیزیکی و قابل لمس نیستند. اما به هر حال میراث هستند و در جای خود باید پاس داشته شوند.

این پاسداشتن وقتی معنا می یابد که دریابیم در مسیر پر شتاب جهانی شدن و یکسان سازی فرهنگی و در مقابل این سیر خواه ناخواه که همه باید «تهرانی» بشویم، به ناچار در ایستگاه هایی باید فرهنگ های بومی مورد مداقه و تأمل قرار گرفته و بدین ترتیب اندکی شتاب مذکور کم گردد. لختی تأمل کنیم که در مقابل آن چه می بازیم چه به دست می آوریم. ببینیم که بخشی از معضلات فرهنگی شهرها و مناطق به خاطر آن است که جامه فرهنگی پایتخت را بر تن شهرهای دور و نزدیک کشورمان «چپانده ایم». بنشینیم  و ببینیم چه باید کرد.

ایران و هر سرزمین دیگری به تنوع زبانی، نژادی و فرهنگی خود برپا و زیباست. تک تک این باغچه های گل را باید پاس داشت و قدر دانست. میزبانی این رویداد فرهنگی مهم و توجه به میراث فرهنگی ناملموس تأکیدی است بر این که مردم هر منطقه برای خود فرهنگ، هویت و جایگاهی دارند.

مجله «برای فردا» در راستای این مهم، ویژه نامه ای تدارک دید. در این ویژه نامه 130 صفحه ای به جنبه های مختلف این موضوع از بعد جهانی، کشوری و شهری پرداخته شده است. بخشی از مجله  به مصاحبه با مسئولین شهری برگزار کننده جشنواره اختصاص دارد که ما درمی یابیم شهرداری اصفهان چه برنامه هایی برای میزبانی بهتر و گرم تر آن در دست کار دارد. بخش دیگر مجله که «بزم صدا و رنگ» نام گرفته است حاوی حدود بیست مطلب است از بیست میراث فرهنگی ناملموس که در جای جای کشورمان اجرا می شده یا در حال اجرا ست. از مراسم اهل هوا در جنوب کشورمان گرفته تا نیایش باران در همدان، قالی بافی زنان عشایر، گویش پهلوی در جوشقان، سقاخانه های بروجرد، فرهنگ پهلوانی، نخل برداری در کویر، لنج سازی در بوشهر، نمایشی شادی آور در شیراز، آیین نوروز در اردستان و زواره، خوراک پزی در تبریز، نان بلوط بختیاری، هنر نقالی ، ادبیات حماسی لرستان و ...  به نظر می آید مطالب این شماره برای کسانی که در حوزه فولکور مطالعه می کنند جالب باشد. مجله برای فردا به قیمت هشت هزار تومان در دکه های روزنامه فروشی و کتابفروشی ها قابل دسترسی است.

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٩:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٧/٢۳

با ترافیک کشنده شهر چه باید کرد؟

میدن احمدآباد اصفهان

باز هم مهرماه از راه رسید و هم زمان با باز شدن مدرسه ها، خیابان ها  شهر با مصیبت ترافیک درگیر شدند. ده ها اتومبیل به عنوان سرویس مدرسه به خیابان می آیند و اتوبوس های خط واحد پر می شود از غوغا و ازدحام محصلین مدارس. آن قدر که اتوبوس های خط واحد در همان ایستگاه های اولیه لبریز شده و در دیگر ایستگاه ها لزومی نمی بینند حتی توقف کنند! چشم حسرت بار مسافران برجای مانده و دهان متعجب آنها که این یکی هم نیایستاد!

چه باید کرد؟ چرا فصل مدرسه برای ما این ویژگی ها را یافته است؟

  1. به نظر می آید فرهنگ مصرف  زدگی و ماشین زدگی ما هر روز چهره زشت و اثرات زیانبار خود را بیش از پیش نشان می دهد. یک جلوه بارز آن در میزان مصرف آب در کشورماست که دو تا پنج برابر استاندارد جهانی است و جلوه دیگر آن در تعداد زیاد اتومبیل های تک سرنشینی است که در خیابان ها تردد می کنند (حدود 40 درصد) جالب است که ما این فرهنگ ناصواب را با فرزندان خود نیز آموزش می دهیم. آن روزهایی که ما به مدرسه می رفتیم مسیر کوتاه یا طولانی خانه تا مدرسه را پیاده می پیمودیم. این مسیر و تجربیات آن جزئی از خاطره مدرسه محسوب می شد. اما امروز چه شده است؟ فرزندانمان تا دهانه درب مدرسه با اتومبیل می بریم! علاوه بر این که او را از یک پیاده روی ضروری صبحگاهی محروم می کنیم، این فرزند با شعر « باز آمد بوی ماه مدرسه / بوی بازی های راه مدرسه » چه ارتباطی می تواند برقرار کند؟ 
  2. شاید حدود یک دوم از سرنشینان اتوبوس های خط واحد در این فصل، محصلین مدارس هستند. محصلینی که مثلاً از سپاهان شهر به اصفهان می آیند تا به مدرسه بروند. آیا این حجم جابجایی ضروری است؟ آیا مدارس سپاهان شهر جوابگوی این محصلان نیست؟ مگر در سپاهان شهر دبیرستان خوب پیدا نمی شود؟ چرا باید خانواده و محصل هر روزه متحمل این هزینه سنگین مادی و معنوی گردند؟  (همین مسیر سپاهان شهر – آزادی اکنون 270 تومان است)
  3. آن چنان که معلوم است گران شدن بنزین باعث نشده است که تعداد زیادی از شهروندان به استفاده از وسایل نقلیه عمومی روی آورند. می توان پنداشت شاید تعداد و کیفیت اتوبوس های خط واحد خصوصاً در ساعات اولیه صبح، جوابگوی مسافران نیست. خوب است مسئولین امر برای ساعات اولیه صبح اتوبوس های ویژه اختصاص دهند.
  4. باید دست به دعا بود و کمک کرد تا خط متروی شهر هر چه سریع تر افتتاح شود بلکه بتواند بخشی از ترافیک کشنده و نفس گیر شهر را کم کند.
  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٩:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٧/٢٠

فهرست هتل ها و قیمت اقامت در آنها در سال 1340

شهرداری اصفهان در سال های دهه 1340 برای مسافرین نوروزی دفترچه ای تهیه کرده بود که شامل اطلاعات زیادی از مراکز و موسسات خدماتی شهر می شد. در این دفترچه دو صفحه به فهرست هتل های شهر، درجه بندی آنها و نیز به این امر اختصاص داشت که هزینه اقامت در بیست و چهار ساعته در آن هتل چه مقدار است. از آنجا که هنوز در آن زمان هتل عباسی افتتاح نشده بود بنابر این جزو این فهرست نیامده است. آن روزها تنها هتل چهار ستاره اصفهان هتل ایرانتور بود که در چهارباغ عباسی قرار داشت. هزینه هتل برای یک نفر 500 ریال و برای دو نفر 800 ریال بود. نمی دانم از این ده ها هتلی که نام برده شده است کدام ها هنوز برقرار می باشند؟

 

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۱:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/۸

داروخانه ها بیایند مجوز بگیرند


در سال های 1305 یا 1306 از سوی اداره معارف اصفهان به دوافروشان اصفهان اخطار شد که برای ادامه کار باید امتحان داده و مجوز رسمی برای کار بگیرند. به واقع این کار برای آن بود که از هرج و مرج در این امر حیاتی و مهم جلوگیری شده و افرادی که واقعاً صلاحیت علمی دارند ، جان مردم را در دست بگیرند. لازم به ذکر نیست که آن روزها دوافروشان خود سازنده دارو نیز بودند پس بازید از سطع دانش بالایی برخوردار می شدند.

اعلان

برای حفظ صحت عمومی و جلوگیری از بی ترتیبی های امور دوافروشی، که یکی از مهمترین مسائل حیاتی است، عموم دواسازان قلمرو اصفهان مکلف هستند از  تاریخ نشر این اعلان تا اول برج عقرب هذه السنه، در اداره معارف حاضر شده، اسامی خود را برای امتحان در دفتر این اداره ثبت نمایند.

امتحانات دواسازی مطابق نظام نامه ای که از طرف وزارت جلیله معارف ترتیب داده شده ، در تحت نظر هیأت منصفه مخصوص، از تاریخ اول عقرب در اداره معارف شروع شده ، پس از خاتمه صورت آن برای صدور تصدیق نامه رسمی دواسازی به مقام وزارت ارسال خواهد شد.

مواد امتحانیه  عبارتند از : اصول ساده و مقدماتی شیمی، شناختن دواها، طرز ساختن دواها در دواخانه، خواندن نسخه های اطبا، دانستند قدر شربت دواها مخصوص دواهای سمی، ترکیب ادویه از روی دستور دواسازی (کدکس فرانسه) بدیهی است پس از خاتمه امتحانات از دوافروشانی که در تحصیل تصدیق نامه رسمی مسامحه نموده باشند توسط حکومت جلیله جلوگیری خواهد شد. رئیس معارف اصفهان. صادق انصاری

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٩:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٧/۱

← صفحه بعد