معرفی یک شخصیت فرهنگی در دوران معاصر

کتاب هایی درباره محمدعلی داعی الاسلام

گاهی شخصیتی در تاریخ مثل ستاره دنباله دار، می آید و برقی می زند و می رود. حالا اگر کسانی اثرات وجودی او را درک کردند که فبها ، اگر هم درک نشد و در زمانه خود شناخته نشد که مردم روزگار متضرر شده اند. محمدعلی داعی الاسلام نیز از لاریجان به اصفهان آمد، خدمت فرهنگی مهمی انجام داد و سپس به هند رفت. در آنجا خدمت فرهنگی خودش را که انتشار روزنامه باشد ادامه داد. ضمنا به استادی دانشگاه در هند نیز نایل گردید.

در اینجا دو کتاب راجع به کار فرهنگی او در اصفهان و سپس شخصیت او نشان داده می شوند.

سید محمد علی داعی‌الاسلام (۱۲۵۴-۱۳۳۰ ش) فرزند سید فضل الله حسنی در نیاک لاریجان متولد شد. برای تحصیل علوم دینی در مدرسه سپهسلار تهران تحصیل می کرد که آوازه آخوندکاشی و میرزا جهانگیرخان قشقایی را در اصفهان شنید و در سال 1316ق برای درک محضر آنها به اصفهان آمده و در مدرسه صدر حجره ای گرفت. او نزد شیخ محمدتقی معروف به محمد تقی آقا نجفی اصفهانی، فقیه نامدار حوزۀ علمیۀ اصفهان، سطوح عالی فقه و اصول را فراگرفت. همچنین در محفل ادبی سلیمان خان رکن الملک شیرازی، نایب الحکومۀ متدین و ادیب اصفهان، شرکت جست. در حال تحصیل بود که به نقل خودش « ناگاه اتفاقی افتاد که برای دفعه دوم محیط علمی آن زمان را پاره کردم.  جمعی از مبلغین عیسوی که از اروپا به هندوستان رفته فارسی آموختند و کتب متعدد در ردّ بر اسلام در هند چاپ کرده به اصفهان آمده منتشر نمودند و مبارزه می‌کردند. حوزه علمیه با مشورت رکن الملک مرا برای جواب آنها معین کرد. اول خودم را بخواندن کتب عهد عتیق و جدید و کتب رد اسلام بر نصرانیت و بالعکس و آموختن یک درجه از زبان عبرانی مهیای کار کردم و بعد مشغول شدم و مجله الاسلام اصفهان که سالها چاپ می شد، مناظره من با مبلغین عیسوی بود.» (هفته نامه آیین اسلام، ش 117، سوم تیر 1325، به نقل از صدرهاشمی، ج1، ص 239) بعد از انتشار دو سال از نشریه الاسلام، داعی الاسلام راهی سفر حج گردید و در بازگشت به هندوستان رفت. در آنجا مسلمانان هند از وی خواستند بماند و همان کاری را که در اصفهان کرده است، دراینجا نیز به انجام رساند. بدین ترتیب داعی الاسلام در  هند ماندگار گردید.« ایرانیان بمبئی که مجله الاسلام مرا خوانده بودند خواهش کردند در آنجا هم با مبلغین بسیار عیسوی که سالها مشغول کار بودند مسلمانان جواب آنها را نمی دادند مناظره کنم. گفتند برای ما ایرانیان در نظر مسلمانان هند از شیعه و سنی افتخار است که جواب اعتراضات نصاری را ایرانی بدهد. قبول کردم و برای مقدمات کار شروع به آموختن زبان اردو کردم. در مدت دو ماه و نیم بقدری اردو آموختم که در یک مجلس عمومی نیم ساعت در موضوع مقایسه ادیان در اردوی فصیح حرف زدم و باعث تعجب اهل مجلس و آنانی که بعد آن واقعه را شنیدند گردید» (هفته نامه آیین اسلام، ش 117، سوم تیر 1325، به نقل از صدرهاشمی، ج1، ص 239) حاصل این فعالیت داعی الاسلام نشر مجله ای به نام «دعوه الاسلام» بود که سبکی مشابه سبک مجله «الاسلام» داشت.

در این مدت فرصت دیگری برای داعی الاسلام حاصل شد. بدین ترتیب که «در سال سوم توقفم در هند برای دانشکده حیدر آباد دکن یک استاد ادبیات فارسی می خواستند با این شرایط که ایرانی عالم عربی باشد و زبان انگلیسی و اردو هم بداند. در ایرانیان آن وقت بمبئی غیر از من کسی واجد شرایط نبود و قونسول ایران در بمبئی مرا معرفی کرد. چون سلطنت دکن اسلامیه و حیدر آباد مانند طهران خودمان است و آن شغل را کمک به مقصودم که دعوةالاسلام بود دانستم قبول کردم» (همان جا) داعی الاسلام برای بار دوم در ۱۳۲۱ش به ایران آمد. پس از چهار سال مجدداً به حیدرآباد برگشت و تا پایان عمر همانجا به سر برد و سرانجام در ۲۶ آبان ۱۳۳۰ش در ۷۵ سالگی درگذشت.

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٩:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٢/٤

معرفی کتاب اصفهان در گذر زمان

 


در میان کتاب هایی که اخیراً درباره اصفهان نوشته شده است کار جناب آقای منوچهر شیخ صراف در خور تامل است. دکتر سیروس شفقی که مقدمه ای بر این کتاب دارد متذکر می شود «هویت شهر اصفهان از ویژگی های مختلفی برخوردار است که میراث فرهنگی یکی از آنهاست و آقای شیخ صراف توجه خاصی به این مقوله نموده و در اقدام ایشان در مورد معرفی آثار این شهر هیچ کاستی مشاهده نمی گردد به ویژه ارائه مجموعه عکس های زیبا و جذاب از آثار معماری شهر قابل توجه است» دکتر فضل الله صلواتی نیز در مقدمه ای جداگانه بر کتاب مذکور افزوده است «درباره فرهنگ و تاریخ و جغرافیا و رجال و بزرگان اصفهان چه بسیار کتاب ها که نوشته شده و چه بسیار تحقیق ها که انجام گردیده ، هر گلی بویی دارد و هر سبزه ای طراوتی . کتاب اصفهان در گذر زمان به بسیاری از نکته ها اشاره کرده و مطالبی را مطرح نموده که برای نسل امروز ما تازگی دارد»

اهمیت دیگر کتاب به نفاست چاپ و کاغذ گلاسه و عکس های زیبایی که در خلال اوراق آن خود نمایی می کنند. کتاب سیری تاریخی دارد بر تاریخ اصفهان از قدیم ترین دوران تا عصر حاضر به همراه برشمردن و به تصویر کشیدن آثار تاریخی هر دوره. اما اشکالی که در این کتاب و کتاب های مشابه دیده می شود، آن است که هر چه به زمان معاصر نزدیک تر می شوند، حجم مطالب کاسته شده و همان داستان همیشگی که زمان نزدیک به مورخ کمتر مورد توجه قرار گرفته است در اینجا نیز تکرار گشته است. چنان که کل دوران افشاریه، زندیه و قاجاریه در این کتاب در شش صفحه خلاصه شده است. چیزی حدود 150 سال از تاریخ این شهر . از دوران پهلوی ها هم فقط یکی دو پاراگراف دارد .

برای یک مورخ معاصر یا یک دانشجوی برنامه ریزی شهری و رشته های مشابه ،  تحولات دوران معاصر بسیار مهم است. شکل گیری و انسجام یافتن شهر و شهرک ها، خیابان کشی ها، اجرای طرح های جامع و تفضیلی، رویکردهای مدیریت شهری و مقولاتی از این دست. امید آن که این نقیصه در آثار بعدی ایشان و نیز در آثار دیگری که درباره اصفهان انتشار می یابد، جبران گردد.

اصفهان در گذر  زمان

منوچهر شیخ صراف

انتشارات گلدسته (1392)

324 صفحه

قیمت 30 هزار تومان

 

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٦:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/۱/٢٩

انتخابات جنجالی مجلس هفدهم در اصفهان

دوره هفدهم مجلس شورای ملی یکی از عجیب‌ترین دوره‌های تاریخ مجالس ایران است. یک سال بود با نخست وزیری دکتر محمد مصدق جانی تازه به نهضت ملی ایران وارد شده و موضوع مبارزات مردم برای ملی شدن صنعت نفت به اوج خود رسیده بود. دکتر مصدق با امیدی صد چندان چشم به مجلسی دوخته بود که در تحت دولت او، به دور از نفوذ و دسیسه قرار بود برپا گردد. مجلسی که می‌خواست در ملی شدن صنعت نفت مدد کار دولت باشد؛ مجلس هفدهم.

انتظار از مجلس هفدهم بسیار بالا بود. در اطلاعیه مدیران جراید اصفهان در سال 1330 می‌خوانیم:

«در ا ین موقع که انتخابات دوره هفدهم قانونگزاری در شرف انجام است، وملت بیدار و هشیار ایران باید رشد ملی خود را از هر جهت به منصه ظهور برساند و وظیفه هر فرد اصفهانی علاقه مند به آزادی و استقلال ایران این است که در انتخاب وکیل نهایت دقت و مواظبت را به عمل آورده و اشخاصی را به مجلس شورای ملی اعزام د اد که در تکمیل نهضت ملی شدن نفت و ریشه کن ساختن نفوذ اجانب که منشا تمام بدبختی ها و بیچارگی‌های نیم قرن اخیر است، کوشش و جدیت نماید. بر همشهری‌های عزیز پوشیده نیست که مجلس دوره هفدهم باید مجلسی باشد که زنجیرهای پوسیده استعمار را به کلی نابود و ریشه بدبختی و بیچارگی ملت کهن سال را از بیخ وبن برکنده و از طریق تدوین قوانین مفید و دنیا پسند، محیط پر از درد و محن کنونی را تبدیل به یک محیط خالی از تحریک و دسیسه نموده و برای زندگانی مرفه و شرافتمندانه فرد فرد ملت ایران آماده و مهیا سازد. » (روزنامه مجاهد، ش 11، 11 اسفند 1330) این انجمن روزنامه نگاران کاندیدای خود را «حسن صدر» معرفی کرد کسی که در دادگاه لاهه همراه با دکتر مصدق به دفاع از حقوق ملت ایران اقدام کرد.

مجلس شانزدهم رو به پایان بود. ابوالفتح قهرمان (سرداراعظم )، دولت آبادی و برومند بودند، نمایندگان اصفهان در مجلس شانزدهم به شهر آمده و در فکر تجدید مطلع بودند. اما این بار صحنه شلوغ تر شده بود. در تب و تاب تازه ای که فضای سیاسی کشور تجربه میکرد، هر گروه و دسته ای به فکر افتاده بود نماینده ای به مجلس بفرستد. در آن روزها انتخابات هر شهر و استان در روزی برگزار می‌شد و اینگونه نبود که همه در یک روز برگزار شود. در روز اول بهمن ماه 1330 انتخابات تهران صورت گرفت و عمدتاً نمایندگان جبهه ملی و دوستان  دکتر مصدق به مجلس راه یافتند. اما در شهرستان‌ها اوضاع به گونه ای دیگر بود.

وقتی دستور شروع انتخابات به ابوالقاسم امینی استاندار اصفهان رسید، وی انجمن نظار را متشکل از 36 نفر از بزرگان شهر تشکیل داد. این هیات خود منتخب 108 نفر دیگر بودند که در هر انتخاباتی از طبقات مختلف شهر به استانداری دعوت شده و هیات نظار را تعیین می‌کردند.

در این شرایط عداوت و کینه میان دسته جات و احزاب سیاسی به روزنامه‌ها و مطبوعات کشیده می‌شد. خصوصاً اعضا و مطبوعات وابسته به حزب توده، با روش‌های پرهیاهو و با هوچیگری فضا را به خشونت کشانیده و سطور مطبوعات را از فحش و بدگویی نسبت به افراد و کاندیداها آکنده می‌کردند. روزنامه مجاهد توسط علی مجاهد، رئیس اداره تبلیغات و رادیوی اصفهان منتشر می‌شد. این روزنامه طرفدار دربار بود. البته تا پیش از کودتای 28 مرداد به ظاهر از دولت مصدق پشتیبانی می‌کرد. به هر حال او فضای انتخاباتی اصفهان و روش‌های تبلیغی کاندیداها را در بهمن 1330 چنین به تصویر کشیده است:

« عده ای که خود را وابسته به دولت ملی می‌دانند، از روز گذشته با صلم و صلوات تمثال‌های نازیبای خود را هر یک با ژست خاصی، با فتوای اشخاص مجهول الهویه، به تیر چراغ برق‌های شرکت توربین و چنارهای کهنسال شاه عباسی واقع در چهارباغ تاریخی چسبانیده اند. و نیز بلندگوهای کرایه در گوشه و کنار نصب و عده ای پشت آن شروع به تبلیغ کرده اند. و همچنین چند دستگاه بلندگوی سیار با ماشین به دور شهر، مردم را تشویق به انتخاب فلان و فلان می‌کنند.

هفته گذشته را در اصفهان باید هفته چسبانیدن عکس و اعلامیه کاندیداها نام گذاشت. مضحک تر از همه اصفهان و اصفهانی که در سرنوشت خود مختار و مجاز است، هنوز اقدامی نکرده و با چشمی بسیار تحقیرآمیز به این نمایشات کمدی می‌نگرد.  زیرا اصفهان تاریخی و با عظمت، که روزی مقر بزرگترین سلاطین روی زمین بوده، و در دوره‌های پر افتخار خود برای و حریت و آزادی جان فشانی‌های بی مانندی از خود ابراز داشته، و حتی برای انتخابات مجلس هم افرادی مانند سید حسن مدرس به مجلس شورای ملی گسیل داشته، امروز به خود اجازه نمی دهد هر بی سر و پایی را به کرسی وکالت بنشاند. (روزنامه مجاهد، ش 7، 4 بهمن 1330) گفتنی است علی مجاهد و روزنامه چهلستون در میان بازیگران قدرت، به باغ نو و صارم الدوله نزدیک بودند و مرتب به افرادی که انتقاداتی بر این افراد وارد می‌کردند از جمله امیرقلی امینی مدیر روزنامه اصفهان و احمد انواری مدیر روزنامه پرخاش، حمله کرده و آنها را مورد شدیدترین حملات قلمی قرار می‌دادند.

از زبان نویسندة چلهستون اهمیت مجلس هفدهم و علت اقبال گسترده مردم بدان این بود «‌پس از شانزده دوره که انتخابات مجلس شورای ملی بی‌سر و صدا صورت می‌گرفت، پیش آمد ملی شدن نفت بوسیلة مجلس شورای ملی ناگهان افکار مردم را متوجه ساخت که مجلس شورای ملی مرکز ثقل مملکت ] میباشد[این اندیشه و تفکر خواه ناخواه جمعی را به فکر راه یافتن در این مکان مقدس انداخته و دیگران را هم وادار نموده است که در انتخابات نمایندگان شرکت و دخالت نمایند … این پیش آمد قهراً سبب گردیده که درمردم نیز جنب و جوشی پدید آید … شاهد این فعالیت‌ها اعلامیه‌‌های رنگارنگ و مختلفی است که با امضاهای متعدد به در و دیوار چسبانیده و یک یا چندکاندید خود را معرفی نموده‌اند »( چهلستون، ش 21، 21 بهمن 1330) راجع به تعداد کاندیداهای شهر در روزنامه‌ها اختلاف نظر وجود دارد. روزنامه عرفان عدة کاندیداهای شهر را 110 نفر میداند (عرفان،، ش 3237، 21 آذر 1330) 

اما در همان زمان روزنامه چهلستون کاندیداها را متجاوز از سی نفر میداند (چهلستون، ش 14 ،1 دی 1330). از آنجا که حوزه‌‌های برخوار، جی، قهپایه، براآن، ماربین و اردستان جزو حوزة شهر اصفهان بودند، نگرانی کاندیداهای ملی آن بود که به مانند سابق آرای شهر تأثیر زیادی در نتیجه انتخابات نداشته باشد و ملاکین بزرگ بتوانند با بسیج و خرید آراء قصبات، کاندیدای خود را واجد اکثریت کنند و سه نفرکاندیدای حوزه اصفهان بدین شکل انتخاب شوند.

ادامه مطلب   
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٦:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/۱/٢۱

دو تصویر از سیزده بدر به فاصله هفتاد سال

سنت‌ها و آیین‌های یک قوم شبیه هم برگزار می شوند. هر چقدر که زمان بر آنها گذشته باشد. کسی هم نمی داند که از کی بوده و چرا چنین بوده است. میراثی است که به نسلی می‌رسد و همان گونه با اندکی تغییرات، شاید، به نسل بعد تحویل داده می شود. رفت و آمد فرمانراوایان و سلسله‌ها نیز چندان در آن موثر نیست.

یکی از این سنت‌ها سیزده بدر است. علاوه بر همه امتیازات مثبت، بی هیچ تردید این مراسم یک پیام جهانشمول هم به همراه دارد:  امروز که موضوع توجه به طبیعت و حفظ محیط زیست، گفتمان جهانی بشریت شده است، می‌توان از سیزده بدر که زیرساخت آن دوستی و هم آغوشی انسان و طبیعت است، چنین پیام بلندی را بیرون کشید و به جهانیان عرضه کرد. آری بخش عمده پیام سیزده بدر این است که به این انسان مغرور ماشین زده بگوید، تو از دامان این طبیعت برخواسته ای پس باید احترام این مادر را نگه داری!. با همه تلاش «تکنولوژی» که می‌کوشد ما را از مادر طبیعت دور کند، و به هزار رنگ در می‌آید تا ما به طبیعت بی علاقه شده، آلوده اش کنیم،  با این همه باید پیام سیزده به در را درک کرد که ما همیشه بدهکار این مادر مهربان هستیم. بیاییم پاسش بداریم. البته همه پیام سیزده بدر در آشتی انسان و طبیعت خلاصه نمی شود. بخشی از پیام گرانقدر آن آشتی انسان‌ها با یکدیگر هم هست.

متن:

معمولاً کسی به ثبت دقیق سنت‌ها و آیین‌ها اقدام نمی‌کرد. یک دلیل آن که مورخ گمان می‌کرد این اتفاقات که همیشه هستند و قرن‌هاست به همین شکل برگزار می‌شوند، دیگر چه نیازی به ثبت کردن دارند؟ به قول معروف نگاه مورخ نسبت به آنها کم سو می‌شد. به همین دلیل ما بسیاری از دقایق «فرهنگ عامه» خود را باید از قلم کسانی بجوییم که از بیرون این فرهنگ وارد شده و به آن نگریسته اند. یعنی از دل سفرنامه‌های خارجیانی که به ایران آمده‌اند. آنها هستند که به خوبی و دقت نوشته‌اند که مثلا در زمان صفویه ایرانیان چگونه مراسم عید قربان را برگزار می‌کرده اند. یا عزاداری محرم آنها چگونه بوده است. یا این که مراسم عقد و عروسی آنها به چه شکل برگزار می‌شود. اما گاهی مسایلی باعث می‌شد یکی از دقایق فرهنگ عامه در منابع داخلی نیز ثبت و ضبط شود. مثلاً در خبری از روزنامه «انجمن مقدس ملی»، مربوط به عصر مشروطیت، به ما می‌گوید مراسم سیزده به در یک صد سال پیش مردم اصفهان چگونه بود. تازه مسعود میرزا ظل السلطان از حکومت اصفهان خلع شده و منطقه «کوه صفه» که سال‌های سال قرق حکومتی بود و کسی را بدانجا راه نبود، تازه آزاد شده و بسیاری از مردم شهر ترجیح دادند سیزده به در خود را در کنار کوه صفه بگذرانند. جمعیت زیادی از سی و سه پل تا کوه صفه در رفت وآمد بود و البته در این میان دعوایی نیز اتفاق افتاد. شاید همین دعوا باعث شد که خبر سیزده به در اهالی به ثبت روزنامه برسد. اینک متن خبر:

ادامه مطلب   
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٦:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/۱/۱٥
تگ ها : سیزده به در

معرفی مجله برای فردا (اسفند 94)

آخرین شماره مجله برای فردا (اسفند 1394)رنگ و بوی نوروزی دارد. هم چنین به دلیل موضوع انتخابات مجلس دهم، به انتخابات و تاریخچه آن در اصفهان نیز نظر دارد.

مطالب این شماره:

نوروز باستانی

چهار شنبه سوری در اصفهان / پروین کارگر

مراسم نوروز در اصفهان / راضیه مصطفوی و حسین طاهری نسب

معرفی چند نسخه خطی درباره نوروز / مولود ستوده

بوی بهار آمد و دل بی قرار شد / گفتگو با صغرا رادهوش

نگاهی به مراسم نوروز در دو شهر تاریخی اصفهان و اردبیل / امید اخوی

نوروزگان اصفهان در دوران سلجوقی / صدیقه رفیعی

بهار آمد ، جهان رشک جنان شد / گفتگو با حسین رشتیان

نوروز در اصفهان از نگاه سیاحان خارجی / الهه باقری

دو تصویر از سیزده به در به فاصله هفتاد سال / عبدالمهدی رجائی

 

تاریخ و انتخابات

اصفهان و انتخابات مجلس اول و دوم شورای ملی / عبدالمهدی رجائی

نمایندگان اصفهان در مجلس شورای ملی / پریسا امینیان

انتصابات مجلس شورای میلی در دوره رضاشاه /  محسن نصیری

انتخابات جنجالی مجلس هفدهم در اصفهان / عبدالمهدی رجائی

آه صاحب درد را باشد اثر / گفتگو با دکتر فضل الله صلواتی

مشارکت سیاسی بانوان اصفهانی / الهه باقری

چون فرزندی نداشتم وارد عرصه سیاست شدم / گفتگو با نیره اخوان

کارنامه منتخبین اصفهانی در مجلس شورای ملی / مجید علیپور و زهرا بهنام

نگاهی به نتایج انتخابات اسفند 94 / روح الله صفری

گفتگو با عبدالحسین ساسان

 

در همین شماره مطالب زیادی در صفحه جامعه و نیز در صفحات اندیشه و ادبیات و صفحه شهر وجود دارد که باید به اصل مجله رجوع کرد

 

مجله برای فردا

محل نشر اصفهان

تعداد صفحات 136

قیمت 7 هزار تومان

 

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٦:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/۱/۱٥

سیزده به در مردم اصفهان در چهل سال پیش

ملک شهر در شمال اصفهان قرار دارد. شهرکی که امروزه از چند جهت چسبیده به شهر است. اما سی چهل سال پیش که این مطلب درج می شد، با فاصله ای ده پانزده کیلومتری از شهر قرار داشت. شاید در سال 1354 نقطه انتهایی شهر میدان شهدا و باب الدشت بوده باشد. خیابان کاوه و خیابان رباط از دل بیابان می گذشت تا به ملک شهر می رسید.

به هر حال وجود یک پارک شهر بازی که امروز هم بقایای آن وجود دارد و گاهی باز است و گاهی بسته، برای مردم آن روزگار غنیمتی بوده است چندان که سیزده بدر خود را بدانجا رفته و در دریاچه آن قایقرانی کنند. البته می توان گفت این مطلب از روزنامه نیز خالی از «تبلیغ» نبوده است. اما هر چه هست نشان می دهد مردم اصفهان آن روزها سیزده نوروز خود را به ملک شهر هم می رفته اند. این مطلب را از روزنامه اولیای اصفهان سال 1354 برداشته ام.

تیتر مطلب

ملک شهر با مناظر زیبا و دل انگیز و مصفا و با امکانات وسیع وتسهیلات چشمگیر ، بهشت زیبایی که سیزده نوروز پذیراگر هزاران خانواده اصفهانی بود.

متن ...

ادامه مطلب   
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱٢/٢٥

تاریخچه مدیریت گردشگری در ایران و چالش‌های آن

 

مقاله در مجله رهیافت تاریخی چاپ شده است

چکیده

گردشگری صنعتی است که در دنیای امروز گریزی از توجه به آن و همسو شدن با الزامات آن نیست. در این مقاله فرایند حرکت از گردشگری سنتی به گردشگری صنعتی در ایران شرح داده شده و معلوم می‌شود از دوره رضاشاه گردشگری صنعتی در ایران پا گرفت. این گردشگری الگوهای خود را از همسایگان و دیگر کشورهای منطقه دریافت نمود. توجه به امر گردشگری در این  مدت موجب رشد و تقویت ساختار اداری آن گردید. در پژوهش حاضر سیر حرکت این ساختار اداری و اقداماتی که در هر مرحله توسط مدیران گردشگری صورت گرفته است تبیین می‌گردد. همچنین موانع و چالش‌هایی که صنعت گردشگری کشور در این مدت با آن دست به گریبان بوده بر اساس اسناد پیگیری شده است. سپس به این نتیجه می‌رسد که  مقوله گردشگری در ایران حرکت دایره‌واری داشته که هم جایگاه سازمانی و هم چالش‌های آن در هر دوره (پیش و بعد از انقلاب اسلامی) تکرار ‌گردید. این پژوهش از نوع  تاریخی است و با رویکردی تحلیلی ـ تطبیقی انجام شده است. روش داده‌ اندوزی نیز اسنادی و کتابخانه‌ای است. تأکید این مقاله بر مجموعه اسنادی است که به تازگی از صنعت گردشگری کشور انتشار یافته است. ذکر این نکته ضروری است که در بسیاری از کتاب‌‌هایی که درباره گردشگری در ایران نوشته شده، تاریخچه مدیریت گردشگری ایران مبهم و گاه دارای اغلاط زیادی است. اما این پژوهش از آنجا که بر اساس اسناد معتبر تدوین شده است، استحکام بیشتری دارد.

 

کلید واژه: گردشگری، سازمان جلب سیاح، مدیریت گردشگری، وزارت اطلاعات و جهانگردی


ادامه مطلب   
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٥:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱٢/٢٢
تگ ها : گردشگری

تبلیغ دوچرخه هرکولس در روزنامه های اصفهان

تا قبل از ورود دوچرخه های کوهستان این دوچرخه های هرکولس خیابان های شهرهایی مثل اصفهان را پر کرده بود. این هم تبلیغ دوچرخه هرکولس که از روزنامه عرفان چاپ اصفهان در آورده ام.

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٥:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱٢/۱٥

دکتر هنرفر در انجمن آثار و مفاخر فرهنگی

انجمن آثار و مفاخر فرهنگی آخرین اثر خود را به بزرگداشت دکتر لطف الله هنرفر اختصاص داده است. در این ویژه نامه محمد رضا نصیری، قائم مقام انجمن آثار و مفاخر فرهنگی زندگی نامه ای از استاد هنرفر را در ابتدای کتاب آورده است. پس از آن سه مقاله از خود دکتر هنرفر و چند مقاله از دیگران در آن کتاب به چاپ رسیده است. نفس اختصاص یک شماره از کتاب های «مجموعه زندگی نامه ها» از سوی انجمن آثار و مفاخر فرهنگی و نیز برگزاری یک نشست در تهران، به یاد استاد هنرفر ، افتخاری برای اصفهان و اصفهانی است.

در زیر فهرست مقالات این کتاب درج می شود:

آثار ناشناخته دوران اسلامی در مجموعه یادگارهای تاریخی اصفهان ..... دکتر لطف الله هنرفر

بازنگری در تاریخ ساخت و سازنده حقیقی سی و سه پل اصفهان .... جواد نیستانی

از مسجد جامعه دیلمی جورجیر تا قبه سلجوقی تاج الملک ..... دکتر لطف الله هنرفر

اصفهان در فاصله سال های 1134 الی 1138 .......... دکتر رضا شعبانی

بزرگمردی برخاسته از اصفهان ، شهر زیبای خدا .... نیلوفر محمدی

سرگذشت کتابخانه های اصفهان در دوران صفویه ..... مرتضی تیموری

استمرار هنر معماری در ایران .... سید محمد تقی مصطفوی

نقش جهان در آیینه تاریخ .... نرگس صادقی زاده

مشاغل و مناصب ارامنه جلفای اصفهان در دوران صفویه و قاجاریه .... لطف الله هنرفر

بازارهای اصفهان و فعالیت های آنها از دیدگاه سیاحان اروپایی ... اصغر فروغی

عکس ها (یادآوری می شود در مجموعه عکس ها دو تا ازعکس های اینجانب که از دکتر هنرفر گرفته ام، بدون ذکر نام درج شده است)

 

نام کتاب: زندگی نامه و خدمات علمی و فرهنگی دکترلطف الله هنرفر

انجمن آثار و مفاخر فرهنگی (1394)

قیمت 11 هزار تومان

220 صفحه

سال

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٥:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱٢/٥

پارچه های مخصوص قنداق در کارخانه زاینده رود

این آگهی تبلیغاتی که در دهه چهل در روزنامه خبرهای روز اصفهان انتشار داده شده، روند تکامل محصولات کارخانه زاینده رود را نشان می دهد که زمانی پارچه های لباس زنانه و مبلی و پرده ای تولید می کرده و اکنون توانسته است پارچه های استرلیزه مخصوص قندان بچه ها را تولید نماید. از سوی دیگر به ما می گوید پاساژی که اکنون به نام «پاساژ کازرونی» در چهارباغ خود نمایی می کند، یکی از مراکز فروش این نوع محصولات بوده است.

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱٢/۱

نقش مطبوعات در بازسازی تاریخ معاصر

این مطلب در شماره اخیر مجله برای فردا به چاپ رسید

نقش مطبوعات در بازسازی تاریخ معاصر و لزوم برپایی آرشیو مطبوعات استانی

 

منابع تاریخ معاصر چند دسته هستند: یکی اسنادی است که از سازمان‌های مربوطه خصوصاً سازمان اسناد باید ستانید و بر اساس آن پژوهشی را سامان داد. سازمان اسناد، اسنادی را که از سازمان‌های مختلف می‌گیرد، نمایه سازی کرده و در سایت خود قرار می‌دهد. پژوهشگر باید وارد این سایت شده و شماره مدرک مورد نظر خود را یادداشت نماید. سپس به سازمان مربوطه مثلاً نمایندگی اصفهان در پشت میدان نقش جهان، مراجعه کرده و آن سندها را درخواست نماید. بعد از مدتی می‌تواند سندهای مذکور را بر روی لوح فشرده دریافت دارد. البته در این میان پرداخت وجه نیز در میان هست!

دسته دیگر منابع تاریخ معاصر، تاریخ شفاهی است. کسانی هستند که وقایعی را دیده یا خود بازیگر آن وقایع بوده اند. اینها ممکن است دست به قلم نبرده باشند، این وظیفه مورخ است که آنها را یافته و با یک ضبط به سراغشان برود و با انجام یک مصاحبه فعال داده‌ها و اطلاعات را از لایه‌های حافظه او بیرون کشیده و تحقیق خود را سامان دهد. به یاد داشته باشیم تنها با یک مصاحبه نمی توان به حقیقت رسید. باید با مصاحبه‌های گوناگون و با در کنار هم نهادن شواهد دیگر روایتی صحیح را به دست آورد.

دسته دیگر منابع مطبوعات و روزنامه‌ها می‌باشند. چندی قبل که روز خبرنگار بود، یکی از پژهشگران از خبرنگاران به عنوان «مورخان پرکار» یاد کرده و از آنها قدردانی نمود. آری چنین است. آن چه در روزنامه درج می‌شود، چند دهه بعد به صورت متنی برای تاریخ به آن نگاه می‌شود. پروژه ای که امروز افتتاح می‌شود، تجمع و تظاهراتی که امروز اتفاق می‌افتد، مدیری که امروز بر سر کار می‌آید، حتی خبرهایی راجع به زنان و کودکان، و ده‌ها مطلب دیگر که امروز ارزش خبر را دارند، نیم قرن بعد به صورت متن تاریخی از آن یاد می‌شود. این‌ها داده‌های تاریخی می‌گردند که درجای خود  بسیار ارزشمند می‌باشند. یک دلیل آن که اسناد و تاریخ شفاهی نمی توانند به دقت و جزییات روزنامه‌ها مطالب را ثبت و ضبط نمایند. روزنامه از آن جهت ارزشمند است که با ذکر جزئیات و تاریخ دقیق به ثبت و ضبط حوادث تاریخ معاصر می‌پردازد. امتیاز دیگر روزنامه این است که یک «روایت» یا متن کامل را می توان از آن استخراج کرد. در حالی که از دل اسناد فقط بخش های کوچکی از روایت بیرون می آید.

خوشبختانه از زمانی که در ابتدای حکومت ناصرالدین شاه، و به همت امیرکبیر، روزنامه وقایع اتفاقیه در ایران راه افتاد، این کشور صاحب روزنامه گردید. حتی همین اولین روزنامه‌های ایران یعنی «وقایع اتفاقیه»، «دولت علیه ایران»،« ایران» و حتی «ایران سلطانی» که در زمان مظفرالدین شاه به چاپ می‌رسیدند، ارزش تاریخی قابل ملاحظه ای دارند. به همین مناسبت نیز کتابخانه ملی سال‌ها پیش به بازچاپ آنها اقدام کرده است. منابعی ارزشمند که از زاویه‌های مختلف که به آن نگریسته شود، واجد اطلاعات و داده هستند. اوضاع اجتماعی، وضعیت طبقات اجتماعی، تحولات سیاسی، فراز و فرودهای اقتصادی ، فرمان‌ها و رفت و آمدهای مدیران کشوری و محلی، حتی تحولات جوی نیز در این روزنامه‌ها قابل پیگیری هستند.

ادامه مطلب   
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٩:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱۱/٢٥

مجله برای فردا و موضوع موزه داری

 «شهر فراموشکار است. شهر حافظه دارد اما مکررا در معرض از دست دادن آن است. شهر خاطره ساز است اما خاطره ها کمرنگ می شوند. از شهر بی خاطره، شهر بی حافظه باید ترسید. »

این جملات مدخل موضوع این ماه مجله برای فردا است. این شماره به موضوع موزه و موزه داری در شهر و بخصوص شهر اصفهان پرداخته است.

محتویات نشریه این شماره

مکان خاطره

ما را به خاطر بسپار / زهرا بهرامی

چرا به فضاهای عمومی نیاز داریم / دکتر نامور مطلق

صحبت از خاطره، صحبت از فراموشی است / سخنرانی دکتر فکوهی و دکتر نجومیان

تاریخ

از مستند نگاری تا روایت آثار در موزه ها /  نگار ساقریچی

موزه های مجروح، موزه های جراح / مهران نوروزی

گزارشی از اولین موزه خصوصی شهر / داریوش پبدنی

اصفهان در بوق فراموشی / عبدالمهدی رجائی

همه چیز را باید از صفر شروع کنیم / گفتگوبا دکتر الهیاری

موزه موسیقی ایران/ زهرا حبیبی نژاد

اسناد تاریخی به مثابه حافظه مکتوب/ مولود ستوده

داده های دیجیتالی ،اسناد سرگردان تاریخی / روح الله صفری

گزارش از موزه ها / آسیه عسکری

و بسیاری مطالب دیگر در قسمت سینما و ادبیات و ...

 

مجله برای فردا

قیمت 6 هزار تومان

تعداد صفحات 112 صفحه

 

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٩:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱۱/٢٥

محمد صدرهاشمی و روزنامه چهلستون

صدرهاشمی محمد، (1344ـ 1284ش) محمد در محله شمس آباد اصفهان
از پدری به نام سید مهدی از روحانیون و سادات اصفهان دیده به جهان گشود. پس از کسب
مقدمات و مکتب، او به مدرسه صدر اصفهان رفت و درس طلبگی را آغاز کرد هم زمان به علوم جدید نیز روی آورد و در مدرسه صارمیه اصفهان شروع به تحصیل کرد. او پس از کسب
دیپلم در مدرسه اتحاد و نیز دبیرستان گلبهار مشغول تدریس گردید. مدتی بعد او برای ادامه تحصیل به تهران رفت و در دانشسرای عالی زبان زبان فرانسه را انتخاب کرد. اما
علاقه او به ادب فارسی موجب شد او در دانشکده معقول و منقول رشته ادبیات فارسی را هم زمان ادامه دهد و سرانجام در سال 1317 – 1316 از هر دو دانشکده فارغ التحصیل شد. «چون در هر دو دانشکده شاگرد اول بود ، از دست وزیر فرهنگ وقت به اخذ جایزه
مفتخر گردید و از آن تاریخ رسماً به خدمت وزرات فرهنگ در آمد» (وحید، سال 3 ، ش 4)

پس از چند سال تدریس در مدارس زنجان و ملایر، سرانجام در سال 1319 محمدصدرهاشمی برای تدریس به زادگاهش اصفهان منتقل شد و تا پایان عمر در این شهر زیست.

 در این زمان که شروع به نگارش کتاب ارزشمند «تاریخ جراید و مجلات ایران» کرده بود، به نوشتن مقالات علمی و تاریخی در مجلات یادگار، وحید ، یغما و فرهنگ و نیز روزنامه های نقش جهان و سرنوشت نیز مشغول بود. محمد صدرهاشمی از سال 1367ق /  به دبیرستان فرهنگ رفت مدیریت این مدرسه را برعهده گرفت. تا پایان عمر ، صدرهاشمی مدیریت این مدرسه را که در خیابان طالقانی بود
در دست داشت. در سال 1330 او روزنامه چهلستون را نشر داد و در زمان خود
از نشریات معتبر و موفق اصفهان بود. در سال 1338 ش بعد از تاسیس دانشکده ادبیات دراصفهان، از آنجا که وزارت فرهنگ آن زمان استاد دانشگاه در اختیار نداشت، لذا از
فرهنگیان فرهیخته شهر برای تدریس در کلاس ها کمک خواسته شد که افرادی مانند محمدصدرهاشمی، محمد مهریار و ابرقویی از آن جمله بودند. صدرهاشمی تا پایان عمر و با وجود مشکلاتی که در بینایی و چشم او ایجاد شده بود از فراگرفتن علم و پژوهش دست
نکشید و سرانجام در 30 فروردین 1344 در اصفهان دار فانی را وداع گفت و در آرامگاه خانوادگی در تخت فولاد به خاک رفت.

ادامه مطلب   
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٧:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱۱/۱٧

دانشکده ادبیات دانشگاه اصفهان در آن روزها

در سال 1337 دانشکده ادبیات در اصفهان برپا گردید. ماجرای شکل گیری دانشکده ادبیات و بنیانگذاران موثر آن را استاد محمد مهریار در مقاله‌ای تشریح کرده است .خلاصه آن که دکتر عباس فاروقی با حکم ریاست دانشکده ادبیات به اصفهان آمد، در حالی که حتی یک اتاق نیز برای دانشکده وجود نداشت. با کمک اداره اوقاف، محلی در
کوی شاهزاده ابراهیم (خیابان ابوذر)  ساخته شده و دانشکده در سال 1337 با سه رشته زبان و ادبیات فارسی، زبان
انگلیسی و روانشناسی بدانجا رفت. برای تدریس نیز از دبیران با سواد آموزش و پرورش استفاده گردید که محمد مهریار، بدرالدین کتابی،
حسین عریضی، علی اکبر ابرقویی و محمد صدرهاشمی نامدار‌ترین آنها بودند. خود عباس فاروقی نیز با درایت و پشتکار دانشکده را هر سال به مقصد کمال می‌کشاند. به اندازه‌ای که در سال
1338 گروه زبان و ادبیات فرانسه، در سال بعد گروه زبان و ادبیات ارمنی. درسال 1341 گروه زبان  و
ادبیات عرب، در سال 1345 گروه جغرافی و تاریخ و در سال 1348 گروه علوم اجتماعی به فهرست گروه‌های دانشکده افزوده گشت.

اما در سال 1346 که دکتر قاسم معتمدی ریاست دانشگاه را بر عهده گرفتشاهد
تحولات دیگری بود. همه دانشکده ها به زمین هزار جریب رفتند. در طی چند ماه باکمک
سوله که تازه این فناوری آمده بود، ساختمان های دانشکده ادبیات و علوم در هزار
جریب ساخته شد به طوری که در مهر 1347 کلاس ها در محل جدید شکل گرفت.

این ساختمان برقرار بود تا سال 1375 که ساختمان جدید دانشکده در محلی در
جنوب دانشگاه ساخته شد و اکنون دانشکده ادبیات بدانجا منتقل شده است. البته هنوز
هم کتابخانه دانشکده ادبیات در همین ساختمان قدیمی قرار دارد.

 

 برای نسلی که در این ساختمان درس
خواندند دیدن این اسکلت در حال ساخت می تواند خاطره انگیز باشد. این عکس مربوط به یکی از روزنامه های اصفهان در سال 1346 است

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱۱/۱٠

فرهنگ عوام و امیرقلی امینی

 

این روزها که همه از تاریخ نگاری خشک و رسمی خسته شده اند، پژوهش های خود را به سمت و سوی دیگری سوق داده اند. یکی از آنها تاریخ اجتماعی است و آن چه باتاریخ اجتماعی همخانواده است، فرهنگ عامه می باشد.

پژوهش در حوزه فرهنگ عامه کاری است سهل و ممتنع.
مانند پژوهش های دانشگاهی فاخر و پر جلوه نیست چرا که با ضرب المثل و آیین ها و اعتقادات سر و کار دارد اما کاری است لازم و همیشگی. شاید یکی از نخستین پژوهشگران فرهنگ عامه در ایران صادق هدایت باشد که کتاب «نیرنگستان» او محصول این تلاش بود. دیگرانی نیز در این راه قدم نهادند. چنان که گفتیم سید علی جناب نیز کتاب «فرهنگ مردم اصفهان» را در این راه تدوین کرد. اما امیرقلی امینی یکی از برجسته ترینپژوهشگران فرهنگ عامه بود. او در سال 1301ش کتاب «هزار و یک سخن» را به چاپ رسانید
که شامل امثال، اصطلاحات فارسی و داستان‌های مربوط به آنها بود. در سال ها بعد وی همین کتاب را گسترش داد و «داستان‌های امثال» نام نهاد که برای نخستین بار در سال
1324  آن را منتشر کرد. این کتاب در سال‌های بعد بارها تجدید چاپ گردید و آخرین چاپ آن به همت دختر ایشان منیژه امینی در سال 1388 توسط انتشارات فردوس (تهران) منتشر گردید. امینی در این کتاب راجع به 542 مثل، داستان‌های مربوطه را آورده است. داستان‌هایی که جمع آوری آنها با مشقت فراوان بوده است. او در مقدمه آورد که بعد
از چاپ کتاب هزار  و یک سخن« حُسن استقبال عمومی نسبت به این اثر ناچیز بدین اندیشه ام انداخت که قدری قدم را فراتر گذارده، تمامی امثال زبان پارسی و مخصوصاً مثل‌هایی را که بیشتر در بین توده اصفهانی سایر
است، با داستان‌هایی که موجد اصلی آن امثال است، جمع آوری کنم» درباره مشکلات کار، امینی آورده است « وقت و علاقه بسیار و صبر و حوصله زیادی می‌خواست. بیشتر از این رو که بایستی اغلب هم صحبت و هم نشین عوام و افراد بی سواد باشم تا این که بتوانم از معلومات نفیس و پرفایده ایشان استفاده کنم... من از حضور پیشه‌وران گرفته تا نوکر و درشکه‌چی‌ها و شوفرها و همین که به دهات می‌رفتم از معاشرت با کشاورزان حد
اعلای استفاده را می‌کردم. و در سر هر فرصت که به آنها بر می‌خوردم دست به دفتر یادداشت یا ورق پاره‌های توی جیبم می‌بردم و سوالات خود را آغاز می‌نمودم » (امینی، 1388، مقدمه)

کتاب دیگر ....

ادامه مطلب   
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٧:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱۱/۳

← صفحه بعد