کجروی های اجتماعی در اصفهان پیش از انقلاب اسلامی (مطالعه تاریخی)

این مقاله در مجله ژرفا پژوه سال سوم شماره 10 (زمستان 95) منتشر شد

چکیده

مطالعه بر روی کجروی‌های اجتماعی یکی از شاخه های علوم اجتماعی است. اما این مطالعات معمولاً بر روی جامعه حاضر صورت می‌گیرد. در این پژوهش سعی شده است با مراجعه به اسناد و مطبوعات دوران پهلوی‌ها در شهر اصفهان، کجروی‌های اجتماعی مانند روسپیگری، قماربازی، و اعتیاد از جنبه‌های کیفی مورد بررسی قرار گرفته و ابعاد گسترش آن در جامعه مورد مطالعه یعنی شهر اصفهان تبیین می‌گردد. در خلال آن تلاش شده است نشان داده شود نقش سیاست‌های فرهنگی حاکم در مهار یا گسترش این کجروی‌ها تا چه حد بوده است. سرانجام معلوم می گردد که ر‌ژیم گذشته کوشش زیادی برای مهار کجروی‌های اجتماعی ذکر شده به خرج نمی‌داد. امری که مورد اعتراض آگاهان آن روزگار قرار داشت. اعتراضی که بخشی از آن در انقلاب اسلامی متجلی گردید.

 

کلید واژه: اصفهان، کجروی های اجتماعی، انحرافات اجتماعی،دوران پهلوی

مقدمه

تصویری که نسل حاضر از اوضاع اجتماعی پیش از انقلاب دارد، تصویری مخدوش و کمی روتوش شده است. در این پژوهش سعی شده است با مراجعه به روزنامه‌های همان زمان، بخش‌های سیاه و غالباً فراموش شدة اجتماع آن روزگار را به کاغذ آورده و نشان داده شود به واسطه سیاست‌های نادرست دستگاه‌های رژیم سابق، کجروی‌های اجتماعی تا چه پایه در شهری مذهبی مثل اصفهان ریشه دوانده بود. آسیب‌های اجتماعی مانند روسپیگری، قمار و اعتیاد در یک نگاه «کیفی» تا چه حد خطرآفرین شده و دولت در این میان چه نقشی را بازی می‌نمود.

مطالعات اجتماعی معمولاً با آمار و اطلاعات یک جامعه حاضر و موجود سر و کار دارند، اما تحقیق حاضر که نظر به جامعه دیروز دوخته، براساس اطلاعات و داده‌هایی است که در روزنامه‌های چند دهه پیش اصفهان انعکاس یافته اند. بناچار این پژوهش مفاهیم خود را از علوم اجتماعی گرفته و داده‌های  خود را بر اساس دانش تاریخ صورت‌بندی کرده است. در این تحقیق بعضی آسیب‌ها و کجروی‌های اجتماعی در قالب مکانی شهر اصفهان مورد مطالعه قرار می‌گیرد. بی‌گمان ما با جامعه ای سر و کار داریم که به دلیل فاصله زمانی، تنها بخشی از اطلاعات در دسترس هستند. پس به ناچار باید از کار میدانی و پرسشنامه چشم پوشید و موضوعات مورد تحقیق و دامنه تحلیل را کوتاه ولی قابل دفاع نمود. نکته مهم آن است که با این بررسی تاریخی می‌توان به تاریخچه بسیاری از معضلات امروز جامعه نیز دست یافت.  شاید راهی به ریشه‌ها برد و نسخه ای برای امروز از دل آن بیرون آورد. در میان جامعه شناسان، در تعیین مصادیق کجروی اختلافاتی وجود دارد، اما در تعریف کجرفتاری گفته اند« پدیده‌ای است که به طریقی با انتظارهای مشترک اعضای یک جامعه سازگاری ندارد و بیشتر افراد جامعه آن را ناپسند و نادرست می‌دانند.» (ستوده، 1389: 36) رفتاری که چنین باشد کجرفتاری یا انحرافات اجتماعی می‌گویند. مصادیقی از کجروی که در این مقاله بدانها پرداخته شده است، تقریباً مورد اتفاق همه جامعه شناسان است.

ادامه مطلب   
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٧:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٦/۳/۱٦

دوچرخه و اصفهان

 

یکی از طرح های خوب شهرداری اصفهان برای ترویج استفاده از دوچرخه سواری «طرح فروش اقساطی دوچرخه » است . بدین قرار که با بسیاری از دوچرخه فروشی های شهر قراردادی بسته است که آنها دوچرخه را به صورت قسطی به مشتری می فروشند. به هر حال این هم راهی است برای آشنا کردن کسانی که با دوچرخه دوستی آنچنانی ندارند!

از نمادهایی که در شهر اصفهان نصب شده است، یک دوچرخه غول پیکر می باشد. بی جا هم نیست. شاید روزی در دهه بیست ، سی و چهل سرتاسر خیابان های شهر لبریز از دوچرخه بوده است. این نماد در کنار پل فلزی و به نام «چرخ روزگار» قرار دارد.

 

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٦/۳/٧

سه انتخابات هم زمان

 


اردیبهشت 1396 است. شهر اصفهان در تب و تاب انتخابات گرم است. شاید هیچ زمانی در تاریخ این شهر اتفاق نیافتاده باشد که سه انتخابات (ریاست جمهوری،  مجلس و شورای شهر) هم زمان در این شهر اتفاق افتاده باشد. به هر حال هر کس رایی دارد و رنگی . من هم می دانم در این لحظات باید چیزی در این باب بنویسم. دوچرخه ام را زیر بنر رئیس جمهوری روحانی می گذارم و کلاهم را روی دسته دوچرخه آویزان می کنم. کمی دور می شوم و تصویری بر می دارم. این هم رنگ من و رای من است.

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٥:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٦/٢/٢٤
تگ ها : انتخابات

حزب توده و دوچرخه

در آخرین کتاب علامه جلال همایی که به نام تاریخ اصفهان، مجلد حوادث و وقایع به چاپ رسیده است، نکات جالب توجهی درباب تاریخ معاصر اصفهان به چشم می خورد. از جمله مطلبی راجع به دوچرخه سواری که گاهی جنبه سیاسی هم پیدا می کرده است. ماجرا به سال 1325 ش بر می گردد.

لوس گری حزب توده اصفهان در شهریور 1325

از روز 17 شهریور 1325 در اصفهان حکومت نظامی بر قرار شد. از جمله مقررات این بود که دوچرخه سواران شبها با زنگ و چراغ حرکت کنند. مدتی بود که افراد حزب توده جزو تعینات خود قرار داده بودند که شبها بی چراغ و زنگ، دوچرخه ها را به سرعت برانند. و هر کدام چند تن بیچاره را در خیابان چهار باغ پرت کنند. حزب توده که بیشتر عناصرش کارگران کارخانه ها هستند، برای تحقیر اوامر حکومت نظامی، به دستور رئیسشان تقی فداکار ، قریب یک صد دوچرخه سوار با زنگوله گاوی و شتری و گربه ای و چراغ نفتی و روغنی ، شب 27 شهریور در خیابان ریختند. حکومت نظامی هم با کمال جدیت دستور داد تا دوچرخه ها را ضبط و دوچرخه سواران را توقیف کردند.

(جلال همایی، 1395، ص 688)

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٦/٢/٩

دوچرخه های شهرداری با ما چه می گویند؟

شهرداری اصفهان در یک اقدام جالب و زیبا، چهار راه ها و فضاهای محیطی را با دوچرخه تزیین کرده است. نیز در ایستگاه های اتوبوس تابلوهایی در فواید استفاده از دوچرخه دیده می شود. شاید پیام این کارها این باشد که مردم از اتومبیل های دودزا و ترافیک افزا خارج شوید و یک بار هم که شده دوچرخه را امتحان کنید! شهر در حال ترکیدن است! خیابان ها جا ندارند. کوچه ها از شدت پارک ماشین ها، تبدیل به پارکینگ های خیابانی شده اند! اصفهان در زیر تلمباری از ماشین در حال له شدن است.

بیایید تصمیم بگیریم که راه های کوتاه را با دوچرخه طی کنیم. چندی پیش در خبری خواندم کسانی که برای رفتن به سر کار از دوچرخه استفاده می کنند 45 درصد کمتر مبتلا به انواع سرطان ها می گردند. خوب است نه به خاطر شهر، بلکه به خاطر تندرستی خویش هم که شده است، رو به دوچرخه آوریم. کم کم باید فرهنگ استفاده از این وسیله خوب را در میان همه جا انداخت.

 

چاره دیگری نیست.

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٦/٢/۳

تاریخ اصفهان مجلد حوادث و وقایع ... از جلال همایی

در  همین وبلاگ چند تا از آثار تازه منتشره مرحوم جلال همایی معرفی شده اند. یکی دیگر از آثار ایشان که به تازگی انتشار یافته است تاریخ اصفهان (مجلد حوادث  وقایع و حکام و سلاطین اصفهان) نام گرفته است. چنان که از نامش پیداست این کتاب تاریخ سیاسی است و استاد همایی بنا به روش کرونولوژی (به صورت سده شمار) حوادث شهر اصفهان را بازگو نموده است. ایشان با غور در منابع مختلف توانسته اند این حوادث را بیرون کشیده و به ترتیب بیان کنند. شاید نخستین بار میرزا حسن خان جابری انصاری در کتاب «تاریخ اصفهان و ری و همه جهان» بدین کار مبادرت کرد. بیان حوادث از سده اول هجری آغاز شده و به سدی دوازدهم ختم می شود. آخرین سال هایی که استاد بدان پرداخته است مربوط به سال 1328شمسی است. که به شروع انتخابات دوره 16مجلس شورای ملی مربوط می گردد.

برای کسانی که به حوادث سیاسی توجه دارند، دانستن سرگذشت اصفهان مثلاً از گذر حادثه حمله مغول یا تیمور یا محمود افغان و دیگر جریانات روزگار، این کتاب بسیار فایده مند است.

 

تاریخ اصفهان، مجد حوادث و وقایع و حکام و سلاطین اصفهان

استاد جلال الدین همایی

به کوشش ماهدخت بانو همایی

انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی (1395)

760صفحه

قیمت 40 هزار تومان

 

 

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٦/٢/٢

مجله دریچه از شماره چهل عبور کرد

انتشار هر نشریه خصوصاً در مقیاس کوچک استان اصفهان، برای خود یک تحول فرهنگی محسوب می شود. نشریه «دریچه» نیز با تغییراتی چهل و یکمین شماره خود را بر روی دکه ها آورد. در بیان شرایط سختی که نشریه منتشر می شود، مجید زهتاب، سردبیر، در همین شماره در ستون «سخن سردبیر» آورده است «در روزگاری و دیاری که کودک مرگی و جوان مرگی گویا نصیبة ازلی مطبوعات مستقل است، اینک چهل و یکمین شماره فصلنامه دریچه در دستان حمایتگر شماست. در هیات و لباسی نو» او خاطر نشان می کند که پیشنهاد دوستان را پذیرفته و از این پس «دریچه» را در قطع وزیری انتشار خواهد داد.

در تایید سخن سردبیر اضافه می کنم در این «پایتخت فرهنگ و تمدن» که شمار مجلاتش از انگشتان یک دست تجاوز نمی کند، انتشار مجله دریچه و مجلات مشابه همگی یک «جشن فرهنگی» محسوب می شوند. فهرست ما طولانی نیست... دریچه، زنده رود، برای فردا و فرهنگ اصفهان (که گاه هست و گاه نیست) بر این بیفزایید مجلات دانشگاهی (که کمتر به میان مردم عادی می آیند). یک دلیل هم آن است که اهل قلم این شهر، از جمله خود بنده، بیشتر برای انتشار آثار خویش در مجلات پایتخت التماس دعا داریم! حالا این مصیبت را علت چیست؟ باید نشست و تامل کرد که چرا مجلات تهران را بر مجلات محلی پیشتر می نهیم. چرا ناشران تهران برای چاپ آثار ما در اولویت هستند؟

 باری دریچه در یازدهمین سال انتشار، از مرز چهل سالگی (شماره چهلم) گذشت. باید شاد بود و تبریک گفت. با نگاهی به مندرجات آن و آنچه پیشتر انتشار یافته، و در سایت آن قابل دریافت است، این مجله به درستی «فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی» است. در هر شماره در مقولات سه گانه بالا مطالبی در آن یافت می شود. نگاهی ملی دارد و نیم نگاهی محلی . اما نویسندگان آن شهرتی ملی و شاید جهانی دارند. دکتر محسن رنانی، دکتر عبدالحسین ساسان، رسول جعفریان ، جویا جهانبخش و... در همین شماره هم از بحران زاینده رود سخن رفته و هم تأملی در شعر قیصر امین پور کرده است. برای من «تاریخ شفاهی» یا مصاحبه با دکتر مهدی نوریان، که در واقع تاریخ شفاهی بزرگان فرهنگ، دانشگاه و استادان دانشگاه است و اینک قسمت یازدهم آن منتشر گشته، از بخش های بسیار جذاب این مجله است.

فهرست مندرجات این شماره (42/ 41)

سخن سردبیر / مجید زهتاب

سرمقاله / حسین ملایی

گذشته، اکنون ، آینده / دکتر عبدالحسین ساسان

چهره دوگانه دریا / نگاه یاحقی

توسعه یعنی پرورش نخبگان معمولی / دکتر محسن رنانی

بررسی نتایج کار مدارس تیزهوشان / احمد جهانمرد

بحران آب در حوزه زاینده رود / مهندس لطف الله ضیائی

تبارشناسی اندیشه تمدن اسلامی / رسول جعفریان

ما سفر برگذشتنی گذراندیم / امیر حسین سید هندی

رد پایی در غبار / دکتر علیرضا زرین

قیصر امین پور و گرفتاری در تناقض سنت نوآوری / دکتر محمود فتوحی

یکی خط نوشتند بر پهلوی / مظفر احمدی دستگردی

شعر فارسی در فراروند پوست انداختنی دیگر / دکتر جلیل دوستخواه

ای روزگار روی خوشت را نشان بده / عاطفه طیه

بازگو از نجد و از یاران نجد  (مصاحبه با دکتر مهدی نوریان)/ مجید زهتاب

غث و ثمین درباره افصح المتکلمین / جویا جهانبخش

در حاشیه شرح شوق / دکتر محمد رضا ضیاء

لعل دل / دکتر مهدی فیروزیان

خزان نیمه جهان / فرهاد طاهری

سخنی با استاد / جمال صدری

استاد حسین خطیبی ، مرد علم و عمل / دکتر مجدالدین کیوانی

در رثای دکتر همایون شیدنیا / دکتر محمود امیدسالار

نگاهی به صد سال عشق مجازی / دکتر سعید شفیعیون

 

 فصلنامه دریچه

سال یازدهم، شماره 2/41  تابستان و پاییز 1395

تعداد صفحات 200

قیمت 12 هزار تومان

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٦/۱/۱٥

معرفی کتاب خانه های اصفهان


عموما شهر کاشان به داشتن خانه های زیبا و تاریخی شهره است. خانه طباطبایی ها، بروجردی ها، عباسیان ، عامری ها و ده ها خانه دیگر که هر یک خود شهری است. اما در شهر اصفهان نیز در این گذر ایام خانه هایی باقی مانده و چشم و توجه بینندگان را طلب می کنند. خانه هایی که باید با انجام کارهای مکتوب و ارائه شدن توسط رسانه ها، هم از پرده بیرون آیند و هم از تخریب مصون شوند. ناگفته پیداست که یکی از منابع درآمدی شهر نیز می توانند شد. یکی از این کارهای پژوهشی توسط هیاتی فرانسوی / ایرانی انجام یافته و توسط سرکار خانم مریم قاسمی ترجمه شده است.

کتاب «خانه های اصفهان» بیش از آن که به معرفی خانه های تاریخی اصفهان بپردازد، یک کار تحقیقی درباره «خانه» و اجزای خانه است. فصول مختلف کتاب بیانگر این حقیقت است:

 

پیشگفتار : پیوستگی معماری از خانه شهری تا مسجد دارای حیاط مرکزی / هانری استیرلن

فصل اول : رشد شهر / عبدالله جبل عاملی ، احمد منتظری و سیمون آیوازیان

فصل دوم : خانه های اصفهان از نگاه گردشگران قدیم/ پی یر پینون

فصل سوم: از باغ شهر تا باغ خانه / فیلیپ ریوالت

فصل چهارم: معنا و کارکردهای مختلف خانه / داراب دیبا

فصل پنجم: اجزای اصلی تشکیل دهنده خانه / احمد علی فرزین ، سیمون آیوازیان

فصل ششم: گرایش به هندسه در خانه های سنتی اصفهان / سرژ سانتلی

فصل هفتم: طبیعت در خانه  / حشمت الله متدین

فصل هشتم: تزیینات در خانه های اصفهان / فیلیپ ریوالت و سرژ سانتلی

فصل نهم: سازه و مصالح خانه / محمد جواد ثقفی

 

این کتاب پژوهشی ارزشمند است درباب خانه در معماری سنتی ایران ، که مصالح و مواد خود را از خانه های اصفهان برگرفته است. مطالعه کتاب برای محققان معماری و گردشگری مفید فایده می باشد.


خانه های اصفهان

زیر نظر داراب دییا، فیلیپ ریوالت و سرژ سانتلی

مترجم : مریم قاسمی

تعداد صفحات 264 صفحه (رحلی گلاسه همراه با عکس های رنگی)

انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی و سازمان نظام مهندسی و گلدسته

چاپ اول (1391)

 

 

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۸:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٦/۱/۱٤

معرفی مجله برای فردا شماره 16 بهمن 95

شماره شانزدهم مجله «برای فردا» تصویر استاد رضا نوربختیار، عکاس اصفهان را بر پیشانی خود دارد. بهانه آن هم مصاحبه ای است با ایشان که عنوان «زیستن در میانه عکس ها» را گرفته است. در همین شماره مصاحبه مفصل و خواندی با آقای سپاهانی، کتابفروش، شده است.

اما قسمت تاریخ آن ادامه داستان مطبوعات اصفهان است که این بار به مطبوعات بعد از انقلاب توجه دارد. مطالب این بخش شامل مقالات زیر است:

 

علت انتشار روزنامه اصفهان / قسمتی از خاطرات منتشر نشده امیرقلی امینی

ماشین های قدیمی چاپ از یاد رفته  /  الهه باقری

گفتگو با منیژه اولیاء (روزنامه اولیا)/ هاجر مهر جویان

گفتگو با مصطفی نژاد ستاری (روزنامه حرکت اصفهان) / عبدالمهدی رجایی

اصفهان در سال 61 / مرجان ریاحی

گفتگو با فضل الله صلواتی (هفته نامه نوید) الهه باقری

کتابشناسی مطبوعات اصفهان / پروین کارگر

گفتگو با عبدالحسین جعفری / الهه باقری

گفتگو با مجید زهتاب (نشریه دریچه) الهه باقری

گفتگو با جواد عیدی / گیسیا کیان نژاد

 

 

نشریه برای فردا

سال چهارم، بهمن 1395 (شماره 16)

145 صفحه

قیمت 10 هزار تومان

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٦:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/۱٢/۱۱

جوانان ما و کلمه هراس انگیز ازدواج

بی راه نیست اگر بگوییم «عقل جمعی» در این کشور در حل مشکلات جمعی کوتاهی می کند. ممکن است یک مشکل جمعی مانند تشریفات ازدواج پنجاه سال جوانان یک کشور را، فرزندان این خاک را، آزار بدهد ولی «عقل جمعی» به کمک نیاید و راه حلی برای آن نیابد. این مقاله که مربوط به مشکلات ازدواج جوانان در سال 1345 (درست پنجاه سال پیش) است به ما می گوید ما در سال 1395 یعنی نیم قرن بعد هنوز نتوانسته ایم راه حلی برای این مشکلات اجتماعی پیدا نموده و هنوز هم غولی به نام ازدواج، جوانان ما را از رسیدن به کمال زندگی زناشویی دور می نماید.هنوز تا هنوز کلمه ازدواج برای جوانان «هراس انگیز» است.حل این مشکل دیگر ربط چندانی به دولت ندارد. این همت و اراده تک تک افراد جامعه و خانواده هاست که در تسهیل این امر مهم کوشش کنند. کمی از منظر بالاتری به این قضیه نگاه افکنند.

قضاوت در مورد مقاله و انطباق آن با مشکلات امروزی جوانان را به خوانندگان می سپارم.

 

ادامه مطلب   
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٦:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/۱٢/۳
تگ ها : ازدواج

کتابشناسی اصفهان سرانجام به انجام رسید

 

در سال 1371 که مجموعه کتابهای انتشارات کنگره جهانی بزرگداشت اصفهان منتشر می شد، در آنجا مژده داده شده بود که کتابشناسی اصفهان توسط استاد  مرتضی تیموری انتشار خواهد یافت. بیش از بیست سال گذشت و سرانجام این کتاب با همت استاد مرتضی تیموری وحشمت الله انتخابی از چاپخانه به در آمد.

اهل فن و پژوهشگران به خوبی می دانند که کتاب های«کتابشناسی» چه ارزشی دارند و در انجام تحقیقات علمی چقدر یاری دهنده و مهم می باشند. خصوصاً این کتاب که مولفین آن یکی مرتضی تیموری است، کتابدار و کتابشناس و دیگر حشمت الله انتخابی است، ویراستار، ناشر و اصفهان شناس. پس محصول کار در خور تامل است و شایسته ستایش.

در این کتابشناسی تلاش شده است علاوه بر کتاب ها و مقالات، پایان نامه ها و طرح ها، حتی اگر در روزنامه ای مطلب درخوری راجع به اصفهان باشد نیز ثبت و ضبط گردد. روزنامه های دیروز و امروز. همچنین کتاب هایی که به صورت «مجموعه مقاله» منتشر شده اند، مقالات آن تک به تک ، معرفی و درج شده اند. یک فهرست اعلام قوی و محققانه هم برای آن تهیه  گردیده که دسترسی به مدخل ها را آسان می گرداند.

نام کتاب :کتاب شناسی اصفهان

به کوشش مرتضی تیموری و حشمت الله انتخابی

انتشارت نقش مانا و سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان

تعداد صفحات600  صفحه (جلد سخت)

قیمت 60 هزار تومان

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٥:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/۱۱/۳٠

شاهرخ مسکوب و سفر در خوابش

شاهرخ مسکوب (1384 _ 1302ش) بسیار مدیون اصفهان است. او تحصیلات متوسطه و دوران جوانی را در اصفهان گذرانید تا زمانی که در سال 1324 به دلیل قبولی در دانشکده حقوق دانشگاه تهران بدان شهر رفت و دیگر به اصفهان باز نگشت تا انقلاب شد و او به پاریس مهاجرت کرد. سرانجام نیز در همانجا به دلیل سرطان خون درگذشت. اما اصفهان نیز مدیون اوست. یکی از آثار او به نام «سفر در خواب » درباره اصفهان است. رویایی است داستان گونه یا داستانی است رویا گونه که در اصفهان اتفاق می‌افتد.

در مقطع زمانی سال 1322 که طوفان حوادث جنگ جهانی دوم هم بر شهر وزیده بود. این چرا مسکوب دست به قلم برده و در کوچه پس کوچه های خاطرات خود به اصفهان آمده است در خود کتاب می‌خوانیم «می توان آیا در پوسته خشک زمان، که ما در بر گرفته، از راه خیال، به هوای دل خود روزنی باز کرد؟»(ص 75) کل کتاب در اصل روزنی است که شاهرخ مسکوب به ایام جوانی خود باز کرده است. روزهای اصفهان و تلاطم زیبایی های آن. این متن نشان از تعلق خاطر مسکوب دارد به شهری که دوستش داشت. چند دهه بعد از خروج از آن شهر ، در غرب و انزوای پاریس و خسته از سیاست و دردها، در 1998 قلم بر می‌گیرد و آرامش خاطر و شادی لحظات جوانی را در این شهر می‌جوید. چهارباغ، دروازه دولت، سی وسه پل و... او از بازگشت خویش به اصفهان سخن می‌گوید «چه شد که مسافر رفته ، پس از آن همه سال یک روز در آن سوی زمان  از مرز سرزمینی غریب باز آمد و مانند تندبادی فضای سینه را پر کرد؟  شاید من بودم که از خود به در شدم و به آن من دیگر که تصویرش را در آینه آقا مهدی میدید پیوستم ، تا از این من بی فردا  و دل نگران که در آنم ، از بیشه زار درهم دل مشغولی‌ها جدا شوم» (ص75) «در خواب بودم که رودخانه بیدار در بستر جوانی من جاری شد . خودم را در سرای سبز یادگارهایم باز یافتم»(ص 77)

 یک شخصیت در این داستان به نام «آقا مهدی» که از دوستان این ایام مسکوب است، در صحنه های وهم آلود حوادث با ما همراه است «یاد یکی ، پس از سال های سال یکباره سر می‌رسد. یاد آقا مهدی همین جور آمد و با خود صبح مرا آورد. با غروب های بی خستگی و شب های شاد و جولان دادن با دوچرخه در خیابان های خاکی و جریان بی شتاب و صبور مادی‌ها در رگ گل آلود کوچه‌ها . زیر سایه درخت های غافل از خشکسالی . اصفهان سال های جنگ را آورد. و کمی نان، گرانی، ناامنی، و سربازان خارجی و دختران آفت زدة فراری را»(ص76)

جوانی مسکوب در اصفهان سپری شد. با دوچرخه در کوچه های شهر: «در دورترک در حاشیه بیابان برهوت، گاوخونی چشم به راه ورود مادی ، با دهان باز خمیازه می‌کشد. او در پاییزش قدم بر می‌داشت و مرا به یاد کوچه های خسته و فرسوده محله میدان کهنه و جوانی گمشده ای می‌انداخت که پیله اش را شکافته بود و در باد گریخته بود. بی خویشتن در دو زمان بیگانه راه می‌رفتم»(ص 66)

«سفر در خواب» نه داستان است و نه متنی تاریخی و پژوهشی. به نظر من ادای دینی است ستایش گونه از این شهر. خوابی است که به قلم آمده و به ناچار راهی اصفهان شده و چیزی جز رنگ و زیبایی از آن به یاد ندارد. «بی اختیار می‌روم. خودم را روبروی آن دو طاووس طناز لچکی های سردر مسجد شاه می‌یابم. در بیرون و تو هستم. نور مثل دریا در صحن موج می‌زند. و بازتاب فیروزه آسمان در حوض . آمیختگی آب و آسمان . آبی به رنگ آسمان و آسمانی همرنگ آب. دو آیینه رو در روی. و دیگر هیچ »(ص 73)

نام کتاب: سفر در خواب

نویسنده : شاهرخ مسکوب

انتشارات فرهنگ جاوید (1395)

تعداد صفحات 87

قیمت15 هزار تومان

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٦:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/۱۱/٢٤

زندگی نامه ملا نیسان

شخصیت های بزرگ این شهر ، از هر دینی، مورد توجه و احترام هستند. در محله جوباره یکی از کنیسه های یهودیان این شهر کنیسه «ملا نیسان» است. برای من هنوز مقدور نشده است که داخل آن را ببینم. اما فکر کنم این یکی از بزرگترین عبادتگاه های یهودیان اصفهان باشد. در پاسخ به این سوال احتمالی که ملانیسان کیست؟ در یکی از روزنامه های اصفهان در سال 1322 مطلبی در سوگ این شخص یافتم که بخش هایی از زندگی و شخصیت او را آشکار می کند. برای تشریح یکی از شخصیت های این شهر و نیز بیان وجه تسمیه یکی از نقاط دیدنی اصفهان به شرح زندگی ملا نیسان ، برگرفته از روزنامه عرفان، می پردازیم:

درگذشت حاج ملا نیسان

امروز چهلمین روزی است که یک از علما و پیشوایان فرقه کلیمی ، حاج ملا نیسان، دار فانی را وداع گفته و جامعه کلیمی اصفهان را خصوصاً و کلیمیان ایران را عموماً داغدار نمود. در جامعه یهود با حال حاضر که دانشمندان و فضلای حقیقی آن معدود و انگشت شمارند، مرگ این عالم برای کلیمیان فاجعه دلخراش و طاقت فرسا می باشد...

]زندگی نامه[

ملا نیسان در سال 1241شمسی در محله دردشت اصفهان قدم به عرصه وجود نهاد و از آنجایی که اجدادش در قسمت علوم فقهیه و قوانین مذهبی کلیمی ید طولایی داشتند، در عنفوان جوانی در محضر اساتید عصر به تحصیل فلسفه و فقه به زبان عبرانی پرداخت و چندان که در این علوم مقامی بلند و پایگاهی ارجمند یافت . فقید سعید نه تنها چشمه فضایل و کمالات مربوط به آیین یهود بود، بلکه از معلومات عربی و فارسی مقداری اندوخته داشت و مخصوصاً کلام الله مجید را به خوبی می خواند و استفاده می نمود.


ادامه مطلب   
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۸:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/۱۱/۱۸

آگهی افتتاحیه زایشگاه کازرونی 1320ش

موسسات و نهادها هم می آیند و می روند. همانند خود آدم ها. زایشگاه کازرونی یکی از آنهاست. در سال 1320در زمانی که آتش جنگ جهانی دوم به کشور ما نیز رسیده بود و پنجه گرانی و قحطی بر شهر اصفهان سایه می افکند، ناگهان خبری خوشحکال کننده در شهر پیچید: زایشگاه کازرونی در خیابان عباس اباد افتتاح شد. تا آن زمان در اصفهان زایشگاه وجود نداشت. زن های زائو بیشتر در خانه هایشان فرزندشان را به دنیا می آوردند. یا این که احتمالاً بعضی بیمارستان های شهر قابله نیز داشته اند. اما تاسیس یک موسسه فقط برای زاییدن زن ها یک امر جدید بود. به همین خاطر دو روزنامه شهر که متن آگهی افتتاح را چاپ کردند در مورد لزوم تاسیس این نهاد بسیار سخن گفتند. جالب است بدانیم این موسسه بهداشتی درمانی  به این دلیل که به وسیله بخش خصوصی مدیریت می گردید، در ارائه خدمات پزشکی پیشرو نیز بود. در خاطرات دکتر ابوتراب نفیسی می خوانیم که نخستین دستگاه رادیولوژی ابتدا توسط خاندان کازرونی خریداری شده و این زایشگاه نصب گردید. (نبض حیات)

این زایشگاه چند سالی برقرار بود و در تاریخی که نمی دانم کی بوده، بسته شده و دیگر اثری از آن نیست.

اینک متن خبر و واکنش ها به افتتاح زایشگاه کازرونی


ادامه مطلب   
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/۱۱/٩

آخرین خبر از ریسباف

آن چه از اخبار به در می آید این
است که عمارت کارخانه ریسباف از بانک ملی به وزارت راه و شهرسازی منتقل شده است. این وزرات خانه نیز قصد دارد آن را به یک مکان عمومی تبدیل نماید. سعید اسلامی عضو هیات مدیره شرکت مادر تخصصی عمران و بهسازی شهری گفته است «بر آن هستیم تا فضای کارخانه ریسباف را در اصفهان به یک اتفاق مهم شهری تبدیل کنیم که هم کارکرد محلی و هم کارکرد ملی و بین المللی داشته
باشد»

 روزنامه نسل فردا ، 27 دی 1395

 

منتظر می نشینیم تا ببینیم بالاخره
چه سرنوشتی برای ریسباف رقم خورده است.

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱۱/۳

← صفحه بعد