میدان نقش جهان در یک روز ابری (دهه چهل)

میدان نقش جهان بی هیچ تردید همه چیز اصفهان است. توجه به تاریخچه و تحولات این میدان برای یک پژوهشگر شهری از واجبات می باشد. در آخرین کتاب «برگ هایی از تاریخ اجتماعی اصفهان معاصر» یک فصل را به تحولات یک صد ساله این میدان اختصاص داده ام. امیدوارم علاقمندان به آن مراجعه نمایند.

 در اینجا سه تصویر از این میدان را که مربوط به دهه سی یا چهل شمسی است می آورم. در یک روز ابری عکاس خوش ذوق این عکس ها را برداشته است. میدان و مسافران آن. زن چادری، دوچرخه سوار، یک روحانی، درشکه و رعیت هایی که بر روی قاطر خود محصولاتشان را به شهر آورده بوده اند.

 علاوه بر لباس آدم ها و وسیله نقلیه توجه به درخت های میدان و نیز پوشش پیاده روها تغییرات را به خوبی نشان می دهد

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۳:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/۱٠

توجیه در یک پاراگراف! (داستان حمام خسرو آقا)

شهردار اسبق بر روی جلد مجله

حمام خسرو آقا بازمانده دوران صفوی بود. از قاجار و پهلوی هم نبود که بشود به این آسانی تیشه به ریشه آن زد. در نیمه شب 23 فروردین 1374 کسانی که از دروازه دولت به سمت میدان نقش جهان می رفتند، با ممانعت مأموران شهرداری مواجه می شدند. از هر سو که سمت حمام می رفتید عده ای ایستاده بودند و اجازه نمی دادند. فردا صبح که مردم به محل رفتند به جای پشت بام حمام خسرو آقا هیچ ندیدند! هیچ نبود. میدانی که چمن کاشته بودند. یک بنای ثبت شده تاریخی زیر خاک رفته بود و آب از آب نجنبید.

شهردار آن روز حمید رضا عظمیان بود که پس از بیست سال امروز گویا زبان گشوده و  چند کلمه ای ابراز پشیمانی کرده است. طی مصاحبه ای که مجله «برای فردا» با ایشان انجام داده است این اطلاعات جدید را به دست می دهد:

سوال: به طور مشختص تر در مورد یک اتفاق در زمان مدیریت شما سوال می کنم. درارتباط با تخریب حمام تاریخی خسرو آقا بسیاری انگشت اتهام را به سمت شهرداری می برند ولی به نظر نمی رسد مسبب اصلی این اتفاق تنها شهرداری باشد.

ادامه مطلب   
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/٢٩

محله علی قلی آقا را ببینیم

در ادامه طرح کمیته گردشگری شهرداری اصفهان در زمینه گردشگری محلات این هفته نوبت به محله علی قلی آقا رسیده است. امروز قصد دارم بروم ببینم چه خبر است ولی می دانم حتماً دیدنی و شنیدنی است. محله علی قلی آقا یک مجموعه کامل است. حمام علی قلی آقا یکی از حمام های زیبای ایران است که مثل حمام های موزه ای در آن از پیکره های انسانی استفاده کرده اند و کلیه اجزای یک حمام عمومی را دارد از جمله چاله حوض . بازارچه علی قلی آقا نیز از آن بازارچه های سرپوشیدة محله ای و بسیار دیدنی است. مسجد علی قلی آقا هم همین طور. باید بگویم علی قلی آقا و خسرو آقا دو نفر از خواجگان حرم صفوی بودند که پولدار شدند و وضعی به هم زدند و این یکی مجموعه فوق را ساخت و آنجا را آباد کرد و از محله بیدآباد مستقل نمود و شد چهارسوی علی قلی آقا و دیگری برادرش خسرو آقا هم حمام خسرو آقا را ساخت که از دوران صفوی تا سال های اخیر بود اما ....

با سلیقه و ابتکاری که شهرداری در شناسایی محله حسن آباد به خرج داده بود اطمینان دارم که اینجا نیز دیدنی است. از دوستان و همشهریان خود می خواهم  که بیایند برویم ببینیم چه خبر است.

راستی برای رفتن به آنجا از چهارراه تختی به سمت خیابان مسجدسید بروید و اولین خیابان سمت راست که می شود روبروی شمس آبادی بپیچید سمت راست که خیابانی تازه ساز است. آنجا پارکینگ هم هست.

خلاصه

«محله علیقلی آقا از 25 بهمن ماه تا یکم اسفندماه از ساعت 14 تا 17 بعدازظهر پذیرای بازدید عموم ‏شهروندان و گردشگران است.‏»

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/٢٦

خبر کلنگ زنی (خانه اصفهان) 1353

اصفهان هم مانند هر کلان شهر دیگری از یک مغز یا هسته اصلی و چندین شهرک به وجود آمده است. بیشتر این شهرک ها در دهه چهل و پنجاه خورشیدی که شهر رونقی گرفته و کارخانه عظیم ذوب آهن و دیگر پروژه های بزرگ صنعتی در اطراف شهر به وجود آمده بودند، تأسیس گردیند. این شهرک ها مانند خانه اصفهان، ملک شهر، شاهین شهر... در هر زمان و بنا به توجیه خاص و غالباً به نام شرکت سازنده آن برپا گردیدند. متنی که در زیر می آید آغاز به کار و کلنگ زنی شهرک «خانه اصفهان» را به نمایش می گذارد. این شهرک زیبا اکنون در شمال  غرب شهر اصفهان و البته چسبیده به شهر قرار دارد .

متن خبر...

آغاز ساختمان یک شهرک ده هزار نفری در نزدیکی اصفهان

روز یکشنبه کلنگ طرح شهرسازی شرکت خانه اصفهان طی مراسمی به وسیله آقای کیانپور ،استاندار اصفهان، به زمین زده شد. در این مراسم تیمسار سرلشکر برومند ، فرمانده مرکز توپخانه و موشک ها، شهردار، رئیس انجمن شهر و چند تن از مدیران کل وروسای سازمان های اداری و انتظامی و عده ای از طبقات مختلف مردم اصفهان شرکت داشتند. در آغاز این مراسم آقای مجید اعلم درباره این طرح گزارشی داد و اظهار داشت... شرکت خانه اصفهان در تاریخ چهارم تیرماه 52 تأسیس یافت و فعالیت های خود را در جهت وصول به این اهداف آغاز کرد. شرکت خانه اصفهان با توجه به این که شهر تاریخی اصفهان به دلیل ویژگی هایی که از نظر صنعتی ـ اقتصادی و کشاورزی دارد به عنوان یک قطب حساس، نیروی انسانی بیشتری را به خود جذب می کند و تراکم جمعیت را به سوی خود می کشاند.

شرکت خانه اصفهان اولین پروژه شهرسازی خود را با در نظر گرفتن نزدیکی به مرکز شهر و دسترسی آسان به محل کار و کسب و در عین حال دور بودن از سر و صدا و ترافیک و آلودگی غیر اجتناب پذیر شهر، در زمینی به مساحت 1400000 متر مربع در قریه کوجان ، چهارکیلومتری شهر اصفهان به مرحله اجرا در می آورد.

پرژه شهرک خانه اصفهان از 8 ماه پیش آغاز شد و گروهی از مهندسین طراح و شهرساز ایرانی و خارجی در تهیه این طرح شرکت داشته اند. این پروژه طرحی است در اصفهان که طبق قوانین شهرسازی به تصویب شورای عالی شهرسازی رسیده و در کمیسیون ماده پنج شهرسازی اصفهان مورد تأیید قرار گرفته است.

روزنامه ستاره اصفهان - فروردین 1353

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/٢٥

روزی که اصفهان حکومت نظامی شد

اصفهان اولین شهری است که در جریان تحولات انقلاب اسلامی در آن حکومت نظامی اعلام شد. گمان کنم این ماجرا مربوط به 22 مرداد  1357 باشد که خبر آن را از روزنامه محلی راه نجات می آوریم.

«به دنبال آشوب هایی که در این چند روز گذشته به صورت شکستن شیشه ها و آتش زدن بعضی موسسات دولتی و ملی پیش آمد، از غروب روز جمعه در اصفهان حکومت نظامی اعلام شد. تیسمار سرلشکر ناجی فرماندهی مرکز توپخانه و موشک ها به سمت فرماندار نظامی اصفهان برگزیده شد. و فرماندار نظامی 7 اعلامیه پیاپی برای آگاهی عموم از مقررات حکومت نظامی انتشار داد . به موجب این اعلامیه ها رفت و آمد از ساعت 8 شب الی 6 صبح به کلی ممنوع است و هر گونه اجتماع بیش از سه نفر به کلی قدغن شده است....»

راه نجات 22 مرداد 1357

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٩:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/۱۸
تگ ها :

خاطرات نوستالوژیک دهه شصتی ها

عکس های خانم دمندان

وبلاگی پیدا کردم به نام «خاطرات نوستالوژیک دهه شصت» ساعت هایی درآن غرق شدم و سرانجام دیدم از دهه شصتی‌ها خواسته است خاطراتشان را برای آن بفرستند. من هم این مطالب را نوشتم بعد دیدم این چه کاری است «چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است» بگذارید با خوانندگان خود که غالباً هم سن و سال هستیم دوری در صفحات زندگی خودمان بزنیم. همه اش صفحات زندگی پدران و پدربزرگان نباشد!

من متولد 1350 هستم. نمی دانم در این طبقه دهه شصتی‌ها قرار می‌گیرم یا نه ولی هر چه می‌بینم و می‌خوانم می‌بینم چقدر خاطرات ما با هم اشتراک دارد.

 از تلویزیون شروع کنیم.

 پدرم قبل از انقلاب تلویزیون نمی خرید می‌گفت «حرام است!» گاهی وقت‌ها می‌رفتیم خانه همسایه و کارتون نگاه می‌کردیم. ولی آخر آدم رویش نمی شد هر روز هر روز!  انقلاب که به پیروزی رسید ما از یک تلوزیون بزرگ کمدی شروع کردیم. اول درب جلویش را باز می‌کردیم و سپس روشنش می‌کردیم. مدتی می‌گذشت تا کم کم خطوطی روی صفحه آشکار شود. همراه با برفک فراوان و گاهی هم تصویر می‌پرید. همین طور می‌چرخید و می‌چرخید. می‌زدیم روی سر تلوزیوین تا ساکت می‌شد! پشت تلوزیون صدها لامپ بود که گاهی یکی می‌سوخت و بعد از چند روزی خاموشی، پدر تعمیرکار را خبر می‌کرد که می‌آمد پشت تلوزیون را باز می‌کرد و لامپ سوخته را تعویض می‌نمود. آن روز جشن ما بود.(بعدها ترانزیستور وارد شد) برنامه‌های صدا و سیما ساعت خاصی داشت. قبل از آن تلویزیون صدای جیق مانندی می‌داد و یک صفحه خط خطی عمودی که بعدها فهمیدیم که این صفحه رنگارنگ است!  وقتی برنامه‌ها شروع می‌شد اول تصاویر گمشدگان را نشان می‌دادند که «آقا هرکس اینها را پیدا کرده یا می‌شناسد اطلاع داده و خانواده اش را از نگرانی در آورد!»

ادامه مطلب   
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/۱٢
تگ ها : دهه شصت ، متفرقه

در دفاع از دوچرخه سواران 1345

در پست قبل گفتیم که در نوروز 1345 شهربانی اصفهان برای خلاصی از هجوم و ترافیک دوچرخه ها که آن روز به حجم زیاد در خیابانهای شهر جولان می دادند، تصمیم گرفت خیابان سپه و چهارباغ را بر روی دوچرخه ها ببندد. در این میان یک نفر به دفاع از دوچرخه سواران قلم به دست گرفت و او آقای صلواتی بود که آن روزها در روزنامه اصفهان مطلب می نوشت و بیشتر به مناسبت اعیاد و مناسبت های مذهبی آثاری از او به چاپ می رسید. متن مقاله ایشان حاوی مطالبی جالب راجع به ارتباط شهر و دوچرخه است. در نهایت هم مدیر روزنامه اصفهان آقای امینی پاسخ ایشان را داده است.

مطلب زیر از کتاب «برگ هایی از تاریخ اجتماعی اصفهان معاصر» برداشته شده است.

ادامه مطلب   
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۸:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/۱۱

تصمیم شهربانی اصفهان در شب عید 1345

 

تصویر از مجموعه عکس های خانم دمندان

شب عید سال 1345 شهربانی اصفهان برای خلوت شدن خیابان های اصلی شهر دست به ابتکار عجیبی زد بدین شکل که خیابان چهارباغ عباسی  و سپه را برای عبور دوچرخه سواران بست. تا مسافرین نوروزی با آسایش بیشتری بازدیدهای خود را انجام بدهند. روزنامه ها از این اقدام حمایت کردند حمایتی که رگه هایی از چاپلوسی هم در آن بود. در این میان فقط یک مقاله در دفاع از دوچرخه سواران و انتقاد از این تصمیم شهربانی انتشار یافت که در پست بعد به درج آن می پردازم. متن خبر را می آوریم (این قسمت ها در کتاب برگ هایی از تاریخ اجتماعی اصفهان معاصر وجود دارد)

ادامه مطلب   
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٩:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/٤

معرفی کتاب آثار ملی اصفهان

یکی از آثاری که در حوزه اصفهان شناسی بسیار مهجور و گمنام افتاده است کتاب قطور و هزار صفحه ای «آثار ملی اصفهان» نوشته ابوالقاسم رفیعی مهرآبادی است. یک دلیل از گمنام ماندن آن این است که کتاب تحت الشعاع کتاب «گنجینه آثار تاریخی اصفهان» اثر ارجمند دکترهنرفر قرار گرفته و خود به خود کمرنگ شده است. کتاب دکترهنرفر در سال 1350 به چاپ دوم رسید و کتاب آثار ملی اصفهان در سال 1352 یک بار به چاپ رسید و دیگر به چاپخانه نرفت.

شاید یک دلیل دیگر از این که کسی کتاب قطور آثار ملی اصفهان را نمی شناسد این باشد که نویسنده آن زیاد شهرتی کسب نکرده و گمنام زیسته است. نگارنده هم نمی داند که آیا این شخص هنوز در قید حیات هستند یا خیر؟

ادامه مطلب   
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٢۸

ماشین زدگی در اصفهان دهه چهل

 

سردر قیصریه و پیکان های دور و بر

ماشین زدگی پدیده جدیدی نیست. اما اثرات مخرب آن اکنون دارد خود را نشان می دهد. در سال 1349 روزنامه اصفهان در مقاله ای ابعاد این پدیده را در خانواده های طبقه متوسط اصفهانی نشان داد. کسانی که فرش زیر پای خود را می فروختند تا اتومبیلی تهیه کرده و از قافله تمدن عقب نمانند! نتیجه هم این وضع خیابان ها شده که می بینیم. گفتنی است که این مقاله برای پذیرش ضرورت ساخت پل های بیشتر روی رودخانه زاینده رود نوشته شد. نیز این مقاله قسمتی از کتاب بنده تحت عنوان«برگ هایی از تاریخ اجتماعی اصفهان معاصر » است. امیدوارم کتاب را بخرید و بخوانید!

متن مقاله

«آن روزها که هنوز اصفهان بر و بیایی نداشت، جمعیتی نداشت، اتومبیل و تاکسی و سواری و غیره نبود، مردم اصفهان با جلفا و هزارجریب مراوده و کاری نداشتند. کسی به آن طرف رودخانه پای نمی‌گذاشت. در تمام شهر چهار یا پنج دستگاه درشکه آن هم برای تجمل و نه برای رفع حاجت رفت و آمد  نمی‌کرد. شهر زیبای اصفهان را سه عدد پل به جلفا و هزارجریب و تخت‌فولاد متصل می‌کرد.

زمان به پیش رفت. جمعیت زیاد شد. اتومبیل، تاکسی و سواری و دوچرخه و موتورسیکلت پیدا شد. سطح درآمد مردم بالا رفت. و هرکس دستش به دهانش رسید قبل از هر کار، قبل از هر چیز، حتی قبل از آن که روی‌انداز و زیراندازش را مرتب کند، اول با قرض و قوله و گرو گذاشتن فرش و بادیه، اتومبیلی خرید تا از سر و همسر و دوست و آشنا عقب نماند. خیابان‌ها آسفالت شد و کوچه‌ها عریض گشت ... اما با همه این پیشرفت‌ها، با همه این ترقیات، و ایجاد کارخانجات عظیم و سر به فلک کشیده‌ای که در آن سوی رودخانه ایجاد شده و حتی کارخانه ذوب آهن آریامهر نیز آن سوی رودخانه است، پل مارنان را عملاً غیر قابل استفاده نموده و پل سی و سه چشمه نیز تا مدت‌ها تحت تعمیر است.  اصفهان می‌ماند و دو پل یا بهتر بگوییم اصفهان است و یک پل زیرا پل خواجو هم جزو ابنیه تاریخی است.  باریک است و چندان کشش ندارد که بتواند جوابگوی رفت وآمد مردم باشد. حال با این تفاصیل و مقدمات معلوم نیست تا کی باید منتظر نقشه ارگانیک بود تا تکلیف وسیله ارتباط بین دو قسمت شهر معین و مشخص گردد و تا کی باید مردم در این بلاتکلیفی به سر ببرند.»

 (اصفهان، ش آذر 1349)

امیدوارم مشکلی را که خودمان به وجود آورده ایم خودمان مدیریت کنیم و  با خردمندی در استفاده از اتومبیل شخصی روزی شر ترافیک نازیبا را از سر این شهر زیبا برداریم

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٧:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٢٧
تگ ها : ترافیک

بازدید از دروازه و بازار حسن آباد

 

کمیته گردشگری شهرداری اصفهان دست به ابتکار جالبی زده است. برنامه های معرفی و گردش در محلات قدیمی شهر. جاهایی که با گسترش شهر و مدرن شدن ما و شهر، کم کم دارند از یاد می روند. اولین محله را دروازه حسن  آباد انتخاب کرد. محله ای که روزی دروازه جنوبی شهر در آن قرار داشت و انتهای خطی بود که وقتی مسافر از شمال (دروازه طوقچی)  وارد می شد، پس از گذر از بازارهای سرپوشیده سرانجام از دروازه حسن آباد خارج شده و پس از گذر از پل خواجو به جنوب و شیراز می رفت. این محله  عناصرمحله ای زیادی دارد که شامل بازارچه حسن آباد، امام زاده احمد، سرای هنرمندان ، خانه مشروطیت، تکیه گلبندان ، مدرسه خادمی ،  مدرسه ساروتقی، مسجد ساروتقی، تکیه آقانجفی و ... سرانجام به چهارسو مقصود می رسیم و سراز میدان نقش جهان در می آوریم.

گردش از محله بدین شکل است که عده زیادی از کارکنان طرح مذکور، در جای  جای محله مستقر شده برای شما توضیح می دهند. نیز افرادی در لباس های قاجاری زندگی آن روزگار را به تصویر می کشند.

رفت و برگشت نیز با اتوبوس های مجانی از چندین جای شهر صورت می گیرد. نکته دیگر بسته ای شامل دو کتابچه و یک پازل و ... به شرکت کنندگان داده می شود که یادگار این گردش علمی باشد.

کتاب مخصوص آن را من نوشتم. به نام «دروازه و بازار حسن آباد» که در آن به شرح و توضیحی راجع به نقش محله وبازار پرداخته ، سپس به معرفی اجزای گفته شده در محله پرداختم. اینک قسمتی از کتاب:

ادامه مطلب   
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۸:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٢٢

یک آگهی تبلیغاتی از روزنامه اصفهان سال 1344

با انتشار نخستین روزنامه رسمی کشور یعنی «وقایع اتفاقیه» در زمان امیرکبیر ، آگهی های تبلیغاتی نیز وارد عرصه مطبوعات گردید و کسانی در آن روزگار برای فروش کتاب، خانه و حتی یافتن اشیای گمشده متوسل به درج آگهی در روزنامه می شدند. این آگهی که از روزنامه «اصفهان» منتشر شده توجه مرا  جلب کرد. خصوصاً طرح های ابتکاری مدیران شرکت در جلب و جذب مشتری بسیار جالب به نظر می رسید. اما آن چه بیشتر جالب بود آن جایزه منحصر به فرد «ده هزار ریالی» یا هزار تومانی بود که درست مثل «یک دستگاه پژو» خودمان است که در بعضی مراسم فقط و فقط به یک نفر خوش شانس می رسد!

مرغ ناز اصفهان

فروشگاه  اصیلترین و بهترین مرغ های زنده ، پرکنده، کباب شده و تخم مرغ تازه

به منظور شادباش میلاد با سعادت حضرت رسول اکرم(ص) در روز 17 ربیع الاول مطابق با 26 تیرماه 44، فروشگاه مرغ  ناز ، پخش پنجمین جایزه خود را به شرح زیر به اطلاع اهالی محترم اصفهان می رساند:

1ـ خریداران محترمی که در روز 17 ربیع الاول سال قبل (پنجم مرداد 43) مرغ خریداری نموده اند برگ فروش آن را ارائه و به همان مقدار مرغ یا بهای آن را دریافت دارند.

2ـ به برگ های فروش سری (ج) شماره های 92 که به حروف ابجد (محمد) خوانده می شود، یک کیلو مرغ پر کنده تعلق خواهد گرفت که مجاناً تقدیم می گردد.

3ـ از برگ های فروش سری(ج) هر کس تا ظهر روز جمعه 18 تیرماه 44 جمعاً 100 برگ از قبض های فروش را ارائه نماید، کارت دعوتی برای روز 17 ربیع الاول مطابق با 26 تیرماه 44 به ایشان تحویل داده خواهد شد که با تشریف فرمایی به قسمتی  از موسسات این فروشگاه که نزدیک شهر واقع است، طرز پر کردن مرغ های کشته این فروشگاه را که خشکه پر است، عیناً ملاحظه فرموده و به گران تمام شدن محسنات آن واقف گردند.

در خاتمه بازدید و پس از صرف چای و شیرینی برای عده حاضر ، در آن جلسه هم به قید قرعه به یک نفر مبلغ ده هزار ریال پرداخت می شود و به سایرین نیز یک مرغ کشته که در حضور خودشان پرکنده شده باشد، و وزن آن در حدود یک کیلو باشد، تقدیم می گردد.

شما هم همیشه برگ فروش ستاره دار این فروشگاه را برای جوایز بعدی نگاه داری فرمایید.

آدرس فروشگاه: چهارباغ، اول عباس آباد ، تلفن 7241

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٧:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٢۱

برگ هایی از تاریخ اجتماعی اصفهان معاصر منتشر شد

 

کتاب «برگ هایی از تاریخ اجتماعی اصفهان معاصر » از چاپخانه به در آمد. انتشار این کتاب می تواند بخش هایی از تاریخ مغفول و پنهان این شهر را به عرصه کاغذ آورد. رویکرد این کتاب به موضوعات اجتماعی در یک صد ساله اخیر است. موضوعاتی که شاید در نگاه اول کمی عجیب به نظر برسند: حمام ها، فاضلاب شهری، دوچرخه، بیمارستان ها و... اما تاریخ اجتماعی یعنی پرداختن به همین چیزهای جزئی اما مهم و «دم دستی» در این کتاب تاریخچه چند موسسه مهم شهری را نیز به تصویر کشیده ام که شهرداری، دادگستری، آموزش و پرورش و دانشگاه اصفهان از آن جمله اند. داده  های کتاب بر روی روزنامه های محلی ، اسناد و کمی تاریخ شفاهی استوار است.

ادامه مطلب   
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۸:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٩

معرفی کتاب درد و درد خاطرات رضا میر محمد صادقی

رضا  میر محمد صادقی متولد 1313 یکی از بازیگران عرصه سیاست در اصفهان بود که به ثبت و ضبط خاطرات خود اقدام کرده و بخش هایی از تاریخ این شهر را به تصویر کشیده است. اهمیت این تصویر آن است که مربوط به کوران دوران انقلاب و مبارزه را رژیم شاه می باشد. تحولات کارگری و حوادث کارخانجات نیز بخش زیادی از کتاب را تشکیل  می دهد.

نویسنده یادآور می شود که در سن هفت سالگی وارد کارخانه شده است «هفت ساله بودم که در کارخانه عطا الملک به کار مشغول شدم. این کارخانه هر چند کارخانه ریسندگی بود ولی فعالیت آن بیشتر برای تولید برق بود. قبل از این در محل محدودی در دروازه دولت یک ماشین بخار نصب کرده بودندکه از طریق آن برق تولیدمی کردند. در این ماشین بخار چوب می سوزاندند. ماشین با بخار آب به حرکت در می آمد و برق تولید می کرد. از این طریق تعداد محدودی از منازل هم چون خانه کازرونی ها، عطااللمک، امامی ها، کتابی ها و برخی از منازل پیرامون چهارباغ از برق بهره مند بودند(ص39)»

رضا میر محمد صادقی سپس به دانشگاه تهران وارد شده و در رشته فنی مشغول تحصیل می گردد. هم زمان به فعالیت های سیاسی خویش نیز مشغول است. تکثیر اعلامیه های انقلاب و توزیع از فعالیت های او محسوب می شد. در خلال این فعالیت ها بخش زیادی از تاریخ انقلاب اسلامی در اصفهان بازگو شده است. به عنوان نمونه ماجرای 5 رمضان را شرح داده است. هم چنین راجع به بسیاری از افراد متنفذ و شخصیت های موثر آن روزگار اطلاعات ذی قیمتی به دست می دهد. در این کتاب از حوادث چند سال اول انقلاب نیز مطالبی آمده است که به کار محققین و پژوهشگران خواهد خورد. از آنجا که تمرکز کتاب بیشتر بر روی حوادث شهر اصفهان می باشد، این کتاب می تواند یکی از منابع خوب در تدوین تحولات انقلاب اسلامی در اصفهان باشد.

نام کتاب: دُرد و دَرد (خاطرات سید رضا میر محمد صادقی)

تدوین: رضا مختاری اصفهانی

465 صفحه

مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1390  

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٦

معرفی کتاب بخشی از گنجینه آثار ملی

 

شاید از میان شیفتگان و شوریدگان اصفهان هیچ کس در صحنه عمل و روی زمین به اندازه عباس بهشتیان به آثار تاریخی اصفهان خدمت نکرد و برای آنها دل نسوزانید. ماجرایی که گفته شد روزی در روز ارتش که پیش از انقلاب 21 آذرماه برگزار می شد، تانک های لشکر اصفهان قصد عبور از سی و سه پل را داشتند و ایشان برای نجات پل، روی آن خوابید تا تانک ها از پل عبور نکنند، در افواه بسیار رایج است . اخیراً در کتابی از آقای شیخ الاسلامی این داستان بدون ذکر نام ثبت و ضبط شده است. خود آقای بهشتیان هم در کتاب خویش به نام «بخشی از گنجینه آثار ملی» مختصری از تلاش هایش برای این که آثار تاریخی اصفهان به ثبت ملی برسد، را ذکر کرده است. عباس بهشتیان در سال 1305 ش به دنیا آمد و در سال 1366 از دنیا رفت . او به هیچ شغل دولتی وارد نشد و با قناعت و زراعت روزگار می گذرانید. به همین دلیل او «ملاحظه کاری» های رایج را  نداشت و در با قاطعیت و صراحت با نابودی آثار تاریخی مبارزه می کرد. به نظر می آید هدف او از انتشار کتاب «بخشی از گنجینه آثار ملی اصفهان» نیز ممانعت از دستبرد و تخریب این آثار بوده است.

 کتاب بخشی از گنجینه آثار ملی که در سال 1343 در اصفهان منتشر شد، حدود 160 صفحه است و قسمت عمده کتاب به معرفی بازارهای اصفهان اختصاص دارد. او در مقدمه هدف از این بخش را این گونه بیان می کند « بازارها و سراهای قابل توجه که هنوز باقی است، و حفاظت آنها لازم می باشد. این بازارها و سراها همه مالک  دارند، و به بودجه باستان شناسی و هزینه تعمیر محتاج نیست. فقط غرض از ثبت آنها در زمره آثار تاریخی این است که در مقابل ملاکین ناآشنا ، به اهمیت آثار تاریخی که گاه و بیگاه به فکر تغییر سبک آنها می افتند، و می خواهند آنها را به صورتی دیگر در آورند،( کما این که نگارنده بارها بر سر این مسائل با بعضی عناصر کشمکش داشته، و پرونده های مفصل آن در استانداری و باستان شناسی و شهرداری اصفهان موجود است،) وسیله ای باشد که این بازارها و سراها تحت حمایت انجمن آثار ملی ایران و سرپرستی اداره باستان شناسی همچنان سبک معماری ایرانی و اثر شرقی خود را حفظ کنند» (بهشتیان، 1343، مقدمه )

او در این کتاب پس از پایان فصل بازارهای اصفهان به معرفی تکایای مهم تخت فولاد می پردازد و بعد از آن به سراغ معرفی 18 بنای تاریخی می رود به این خاطر که «هجده بنای دیگر شامل مسجد، و مدرسه و تکیه و پل وغیره وجود دارد که از بین هزارها مسجد و مدرسه و آثار برگزیده شده ، و لازم است به ثبت آثار تاریخی برسد.» (همانجا)

ادامه مطلب   
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٩:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٩/۱٥

← صفحه بعد