توصیه نوروزی پنجاه سال پیش

در روزنامه خبرهای روز اصفهان مربوط به اسفند 1343 (دقیقاَ نیم قرن پیش) یک توصیه کوچک ولی مهم به همشهریان درباره مهیمانان نوروزی دیدم که گفتم آن را با همه به اشتراک بگذارم .

همین میهمانان یا گردشگرانی که ایام عید به شهر ما می آیند بهترین تبلیغ برای گردشگری این شهر هستند پس با آنها مثل میهمان خانه خودمان رفتار کنیم

 کسی چه می داند شاید این آخر سخن ما باشد:

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/٢٧
تگ ها : اخبار عید

نوروزانه

 

اندر دل من مها دل‌افروز تویی

 


یاران هستند و لیک دلسوز تویی

 


شادند جهانیان به نوروز و به عید

 

 

عید من و نوروز من امروز تویی

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/٢٦
تگ ها :

تاریخچه یک ساختمان در چهارباغ

هتل آمریک دیروز و امروز

چهار باغ قدیم را دیگر نمی توانیم بازسازی کنیم. اما می توانیم تکه هایی از آن را مانند پازل کنار هم بگذاریم تا صحنه های از روزگار گذشته را بیافرینیم. اصولاً تاریخ علم عجیب غریب و انتزاعی نیست. تاریخ یعنی همین بازسازی گذشته ها. به طوری که محصولی جالب و شیرین و لذت بخش برای خواننده ایجاد گردد. این نگاه می تواند تاریخ را به زندگی مردم نزدیک کند و مردم را با این دانش آشتی دهد. اگر کسی بگوید با این رویکرد پس همه مورخ هستند من می گویم «بله هستند. اگر ابزار کار و روش آن را بلد باشند. ابزار کار مراجعه به منابع مستند و محکمی برای بازسازی درست و امانت دارانه گذشته است و روش کار هم به درستی کنار هم نهادن این ابزار و مستندات است. به طوری که از دل آن یک روایت بیرون بیاید.»

بارها که از جلوی عمارتی ایوان دار در خیابان چهارباغ (روبروی مدرسه چهارباغ) رد می شدم به خود می گفتم این ساختمان باید تاریخچه ای با شکوه برای خود داشته باشد که اکنون ویرانه و گریان از آن بالا چهارباغ و گذرندگان آن را می نگرد. بعد از جستجو عکس ساختمان را در یک کتاب عکسی (از سرکار خانم دمندان) دیدم که گویا آنجا روزی یکی از هتل های معروف اصفهان به نام «هتل آمریک » بوده است. هتلی که صاحب آن شخصی ارمنی به نام «طونی جهانس» بود. این طونی اولین کسی است که در اصفهان در همین خیابان چهارباغ و شاید در همین محل اولین سالن تأتر اصفهان را برپا کرد. قطعاً در سال 1307 ش این سالن برپا بوده است چون یک آگهی داریم که در آنجا تأتری فکاهی به نام «علی ورجه» برگزار شده بود.

مدتی بعد که موضوع عمارت با دکتر حسین یقینی در میان گذاشتم ایشان گفتند که در سال های دهه چهل ، مسافربری های اصفهان در خیابان چهارباغ بود و همین هتل آمریک دفتر مسافربری «میهن تور» بود و خود ایشان نیز یک اتوبوس داشته اند معمولاً آن را در جلوی عمارت پارک می کرده اند. ایشان می گفت اسم سابق هتل آمریک، هتل جهان بوده است.

در عکس بالا گویا یک قطعه «تمبر» برای این هتل ساخته شده بوده است. یا شاید هم تمبر نبوده و فقط عکاس ها چنین آن را تزیین کرده بوده اند. با مقایسه دو عکس معلوم می شود که هتل آمریک بعدها توسعه یافته است چرا که در عکس قدیم ایوان آن کوچکتر است.

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/٢٥

موانع اجتماعی ـ فرهنگی تشکیل شرکت و تآسیس کارخانه در ایران عصر قاجار (مقاله)

این مقاله در مجله علمی پژوهشی تحقیقات تاریخ اجتماعی ش 8 پاییز و زمستان 93 به چاپ رسید

دلایل عدم توسعه یافتگی ایران سوالی است که در چند دهه اخیر ذهن مورخان و عالمان علوم اجتماعی و سیاسی را به خود مشغول کرده است. خصوصاً دوران قاجار به دلیل حیطه مشخص و حساسیت زمانی، بسیار مورد دقت قرار گرفته است. این مقاله سعی می‌کند، در این رابطه نکات تازه‌ای بر سخنان پیشین بیفزاید.

 نکاتی که در این مقاله بر آنها انگشت نهاده شده است، فقدان امنیت لازم برای تجمع سرمایه در دوران مذکور، خوی و خصلت خاص ایرانی که مغایر با فعالیت جمعی اقتصادی است، نبود آمادگی‌های علمی و فنی برای کارخانه‌داری و نیز فقدان راه‌های موصلاتی به عنوان زیرساخت فعالیت اقتصادی در دوره قاجار می‌باشند. بعضی از این نکات در پژوهش‌های دیگر مورد مداقه قرار گرفته‌اند، اما در این مقاله با مراجعه به روزنامه‌های عصر قاجار خصوصاً روزنامه‌های انتشار یافته در خارج از کشور، که نگاه دقیق‌تر و زبان آزادتری داشتند، نکات گفته شده از زوایای تازه و با شفافیت بیشتری مورد بررسی قرار گرفته اند.

 تجمع سرمایه و تشکیل شرکت محصول مستقیم فضایی امن برای سرمایه گذاری است. در ایران قاجاری این پیش فرض فراهم نبود. هرنوع سرمایه متراکم از سوی حکام قاجاری و نیز راهزنان داخلی تهدید می‌گردید.  از سوی دیگر تشکیل شرکت پیش فرض‌های  دیگری به لحاظ درونی دارد که داشتن روحیه کار جمعی یکی از آنهاست.  این امر نیز در ایرانیان آن روزگار به حد کفایت وجود نداشت. در قدم بعد در همین دوره اگر شرکتی برپا می‌شد و یا کارخانه‌ای تأسیس می‌گشت، مواجه با  مشکلات دیگری می‌گردید که آن را ناکام می‌نهاد. مشکلاتی که ریشه در عقب ماندگی علمی و فنی داشت. اگر از این مرحله نیز گذشته و کالایی تولید می‌گشت، راه‌های کشور مناسب آن نبود که تولید به مرحله توزیع وارد شده و چرخه کامل گردد. حاصل این فرایند آن که این مشکلات درونزا، در کنار مشکلات برونزای دیگر (رقابت سرسختانه  خارجی) مانع از آن شدند که ایران قاجاری از مرحله تولید سنتی به تولید صنعتی عبور نماید.  

به طور خلاصه این مقاله با رویکرد فرهنگی / اجتماعی پاسخی است به سوال همیشگی ما چگونه ما شدیم

برای دریافت اصل مقاله کلیک کنید ...

http://socialhistory.ihcs.ac.ir/article_1332_250.html

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۸:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/٢۳

قهوه خانه ها را چه کنیم؟ تصمیم درست مدیریتی

تصویر یک جگرکی خیابانی (تصویر قهوه خانه یافت نشد)

حقیقت آن است که بعد از هر تحول اجتماعی و سیاسی، نهادها موجود مورد بازبینی قرار گرفته و تحولاتی درآنها به وجود می آید. وقتی انقلاب مشروطیت صورت گرفت، مشکلی به نام «قهوه خانه ها» خود را نشان داد. نیروهای تازه نفس و جدیدی که مدیریت شهری را به دست گرفته بودند باید تصمیمی راجع به آنها اتخاذ می کردند. مشکل آنجا بود که قهوه خانه های شهر به مراکز فساد تبدیل شده بود. در آنجا تریاک کشیده می شد و بعضی فسادهای دیگر در آنجا صورت می گرفت. هم چنین در آن زمان به خاطر شور انقلابی و کارهای مهمی که باید صورت می گرفت،  قصه خوانی در قهوه خانه ها نیز کار عبثی به نظر آمد .  امری که قرن ها یکی از سنت های شهری بود. نقالی هم جزوی از این سنت محسوب می شد.

حاج آقا نورالله نجفی اصفهانی رهبر مشروطیت اصفهان بود. وی ریاست انجمن ولایتی اصفهان را نیز بر عهده داشت. ..

ادامه مطلب   
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/۱٧

معرفی کتاب نصف جهان؛ معماری اجتماعی اصفهان صفوی

کلمه «معماری اجتماعی» خود به خود وسوسه انگیز و مبهم است که خواننده کتاب در پی آن باشد که بداند چه معنی می دهد. مولف کتاب استفان بلیک است و کتاب توسط محمد احمدی نژاد ترجمه گردیده و کوشش بسیاری شده تا مفهوم معماری اجتماعی تبیین گردد. آنچه بنده از این عبارت در کتاب فهمیدم درک کردن رابطه میان بنا و مسائل پشت پرده آن معماری اجتماعی است. مثالی که مترجم از این عبارت زده است آن است که در خانة وثیق، که در اصفهان مشغول مرمت آن بوده است، در یک جبهه از خانه دو اتاق عروس بوده که یکی بزرگ و مزین و دیگری ساده و محقر. با درک روابط میان آدم های آن خانه می توان پی برد که چرا معمار چنین کرده است.

از نظر مولف «معماری اجتماعی رویکردی نظری است که شهر را همچون متنی در بر می گیرد... فضای ایجاد شده بازتاب نظام اجتماعی و روش هایی است که این نظامات اجتماعی به واسطة آنها بیان ، بازتولید و تجربه می شوند» توصیف شهر به مثابه متن به این معنی است که متن باید به دقت خوانده شود.

با همین رویکرد در این کتاب مولف با مرکزیت میدان نقش جهان، به معرفی و تحلیل فضاهای معماری خود میدان و اطراف آن پرداخته است. او در سه بخش سیاست (بناهای دولتخانه وباغ های شاهی – عمارت های امیری و باغ خلوت ها) اقتصاد (بازار ، کاروانسرا) مذهب (مدرسه وامامزاده) به تحلیل بناهای  شهر اصفهان پرداخته است. در تحلیل هر بنا به پیشینه و حکایت ها و حوادث مربوط به آن نیز اشاره می کند تا «معماری اجتماعی» آن را تبیین نماید.

با همین رویکرد مولف به مقایسه میان دولت خانه صفوی و دولتخانه حکومت مغول هند در همان زمان که در شاه جهان آباد در شمال دهلی برقرار بود، پرداخته و تفاوت ها این دو را بیان کرده و به تحلیل و ریشه یابی این تفاوت ها می پردازد. (ص 96- 93)

برای تدوین این کتاب مولف تقریباً تمامی کتب و آثار مربوط به اصفهان در دوران صفوی و قاجار را مطالعه کرده و در شرح جزئیات بناها ، محلات و همه فضاهای شهری به این کتاب ها مراجعه می نماید. حتی آداب و رسوم و معتقدات مربوط به هر بنا را نیز ذکر کرده است. مثلا وقتی به توصیف محله سید احمدیان می پردازد می گوید «در این محله عمارت ملا کاظم که مأمور سخنرانی در مقابل شاه عباس دوم بود، قرار داشت . در نزدیکی این محله منار خواجه علم معروف به گلبار واقع شده بود. گفته می شد گنجی شایگان که ماری سهمگین نگهبان آن است در این محل مدفون شده. زنان محله نیز معتقد بودند تماس با این مار شفای نازایی است» (بلیک ، 1388، ص 188) با وجود سنگینی و ثقل مطالب که معلوم نیست از قلم مولف است یا ترجمه آن، مطالعه این کتاب را به علاقمندانی که علاوه بر رویکرد تاریخی نیم نگاهی به  دانش معماری دارند توصیه می کنم. اصولاً این کتاب به ما می گوید درک یک بنا بدون دانستن «معماری اجتماعی» آن ناقص بوده و با اضافه کردن این رویکرد است که می توان یک بنا را به طور کامل و درست شناخت.

نام کتاب: نصف جهان؛ معماری اجتماعی اصفهان صفوی

مولف: استفان، پی بلیک

مترجم: محمد احمدی نژاد

انتشارات ادبیات معماری و شهر سازی و نشر خاک  (1388)

کتاب در قطح رحلی (بزرگ) است و 200 صفحه می باشد.

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/۱٦
تگ ها : معرفی کتاب

میدان نقش جهان در یک روز ابری (دهه چهل)

میدان نقش جهان بی هیچ تردید همه چیز اصفهان است. توجه به تاریخچه و تحولات این میدان برای یک پژوهشگر شهری از واجبات می باشد. در آخرین کتاب «برگ هایی از تاریخ اجتماعی اصفهان معاصر» یک فصل را به تحولات یک صد ساله این میدان اختصاص داده ام. امیدوارم علاقمندان به آن مراجعه نمایند.

 در اینجا سه تصویر از این میدان را که مربوط به دهه سی یا چهل شمسی است می آورم. در یک روز ابری عکاس خوش ذوق این عکس ها را برداشته است. میدان و مسافران آن. زن چادری، دوچرخه سوار، یک روحانی، درشکه و رعیت هایی که بر روی قاطر خود محصولاتشان را به شهر آورده بوده اند.

 علاوه بر لباس آدم ها و وسیله نقلیه توجه به درخت های میدان و نیز پوشش پیاده روها تغییرات را به خوبی نشان می دهد

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۳:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/۱٠

توجیه در یک پاراگراف! (داستان حمام خسرو آقا)

شهردار اسبق بر روی جلد مجله

حمام خسرو آقا بازمانده دوران صفوی بود. از قاجار و پهلوی هم نبود که بشود به این آسانی تیشه به ریشه آن زد. در نیمه شب 23 فروردین 1374 کسانی که از دروازه دولت به سمت میدان نقش جهان می رفتند، با ممانعت مأموران شهرداری مواجه می شدند. از هر سو که سمت حمام می رفتید عده ای ایستاده بودند و اجازه نمی دادند. فردا صبح که مردم به محل رفتند به جای پشت بام حمام خسرو آقا هیچ ندیدند! هیچ نبود. میدانی که چمن کاشته بودند. یک بنای ثبت شده تاریخی زیر خاک رفته بود و آب از آب نجنبید.

شهردار آن روز حمید رضا عظمیان بود که پس از بیست سال امروز گویا زبان گشوده و  چند کلمه ای ابراز پشیمانی کرده است. طی مصاحبه ای که مجله «برای فردا» با ایشان انجام داده است این اطلاعات جدید را به دست می دهد:

سوال: به طور مشختص تر در مورد یک اتفاق در زمان مدیریت شما سوال می کنم. درارتباط با تخریب حمام تاریخی خسرو آقا بسیاری انگشت اتهام را به سمت شهرداری می برند ولی به نظر نمی رسد مسبب اصلی این اتفاق تنها شهرداری باشد.

ادامه مطلب   
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/٢٩

محله علی قلی آقا را ببینیم

در ادامه طرح کمیته گردشگری شهرداری اصفهان در زمینه گردشگری محلات این هفته نوبت به محله علی قلی آقا رسیده است. امروز قصد دارم بروم ببینم چه خبر است ولی می دانم حتماً دیدنی و شنیدنی است. محله علی قلی آقا یک مجموعه کامل است. حمام علی قلی آقا یکی از حمام های زیبای ایران است که مثل حمام های موزه ای در آن از پیکره های انسانی استفاده کرده اند و کلیه اجزای یک حمام عمومی را دارد از جمله چاله حوض . بازارچه علی قلی آقا نیز از آن بازارچه های سرپوشیدة محله ای و بسیار دیدنی است. مسجد علی قلی آقا هم همین طور. باید بگویم علی قلی آقا و خسرو آقا دو نفر از خواجگان حرم صفوی بودند که پولدار شدند و وضعی به هم زدند و این یکی مجموعه فوق را ساخت و آنجا را آباد کرد و از محله بیدآباد مستقل نمود و شد چهارسوی علی قلی آقا و دیگری برادرش خسرو آقا هم حمام خسرو آقا را ساخت که از دوران صفوی تا سال های اخیر بود اما ....

با سلیقه و ابتکاری که شهرداری در شناسایی محله حسن آباد به خرج داده بود اطمینان دارم که اینجا نیز دیدنی است. از دوستان و همشهریان خود می خواهم  که بیایند برویم ببینیم چه خبر است.

راستی برای رفتن به آنجا از چهارراه تختی به سمت خیابان مسجدسید بروید و اولین خیابان سمت راست که می شود روبروی شمس آبادی بپیچید سمت راست که خیابانی تازه ساز است. آنجا پارکینگ هم هست.

خلاصه

«محله علیقلی آقا از 25 بهمن ماه تا یکم اسفندماه از ساعت 14 تا 17 بعدازظهر پذیرای بازدید عموم ‏شهروندان و گردشگران است.‏»

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/٢٦

خبر کلنگ زنی (خانه اصفهان) 1353

اصفهان هم مانند هر کلان شهر دیگری از یک مغز یا هسته اصلی و چندین شهرک به وجود آمده است. بیشتر این شهرک ها در دهه چهل و پنجاه خورشیدی که شهر رونقی گرفته و کارخانه عظیم ذوب آهن و دیگر پروژه های بزرگ صنعتی در اطراف شهر به وجود آمده بودند، تأسیس گردیند. این شهرک ها مانند خانه اصفهان، ملک شهر، شاهین شهر... در هر زمان و بنا به توجیه خاص و غالباً به نام شرکت سازنده آن برپا گردیدند. متنی که در زیر می آید آغاز به کار و کلنگ زنی شهرک «خانه اصفهان» را به نمایش می گذارد. این شهرک زیبا اکنون در شمال  غرب شهر اصفهان و البته چسبیده به شهر قرار دارد .

متن خبر...

آغاز ساختمان یک شهرک ده هزار نفری در نزدیکی اصفهان

روز یکشنبه کلنگ طرح شهرسازی شرکت خانه اصفهان طی مراسمی به وسیله آقای کیانپور ،استاندار اصفهان، به زمین زده شد. در این مراسم تیمسار سرلشکر برومند ، فرمانده مرکز توپخانه و موشک ها، شهردار، رئیس انجمن شهر و چند تن از مدیران کل وروسای سازمان های اداری و انتظامی و عده ای از طبقات مختلف مردم اصفهان شرکت داشتند. در آغاز این مراسم آقای مجید اعلم درباره این طرح گزارشی داد و اظهار داشت... شرکت خانه اصفهان در تاریخ چهارم تیرماه 52 تأسیس یافت و فعالیت های خود را در جهت وصول به این اهداف آغاز کرد. شرکت خانه اصفهان با توجه به این که شهر تاریخی اصفهان به دلیل ویژگی هایی که از نظر صنعتی ـ اقتصادی و کشاورزی دارد به عنوان یک قطب حساس، نیروی انسانی بیشتری را به خود جذب می کند و تراکم جمعیت را به سوی خود می کشاند.

شرکت خانه اصفهان اولین پروژه شهرسازی خود را با در نظر گرفتن نزدیکی به مرکز شهر و دسترسی آسان به محل کار و کسب و در عین حال دور بودن از سر و صدا و ترافیک و آلودگی غیر اجتناب پذیر شهر، در زمینی به مساحت 1400000 متر مربع در قریه کوجان ، چهارکیلومتری شهر اصفهان به مرحله اجرا در می آورد.

پرژه شهرک خانه اصفهان از 8 ماه پیش آغاز شد و گروهی از مهندسین طراح و شهرساز ایرانی و خارجی در تهیه این طرح شرکت داشته اند. این پروژه طرحی است در اصفهان که طبق قوانین شهرسازی به تصویب شورای عالی شهرسازی رسیده و در کمیسیون ماده پنج شهرسازی اصفهان مورد تأیید قرار گرفته است.

روزنامه ستاره اصفهان - فروردین 1353

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/٢٥

روزی که اصفهان حکومت نظامی شد

اصفهان اولین شهری است که در جریان تحولات انقلاب اسلامی در آن حکومت نظامی اعلام شد. گمان کنم این ماجرا مربوط به 22 مرداد  1357 باشد که خبر آن را از روزنامه محلی راه نجات می آوریم.

«به دنبال آشوب هایی که در این چند روز گذشته به صورت شکستن شیشه ها و آتش زدن بعضی موسسات دولتی و ملی پیش آمد، از غروب روز جمعه در اصفهان حکومت نظامی اعلام شد. تیسمار سرلشکر ناجی فرماندهی مرکز توپخانه و موشک ها به سمت فرماندار نظامی اصفهان برگزیده شد. و فرماندار نظامی 7 اعلامیه پیاپی برای آگاهی عموم از مقررات حکومت نظامی انتشار داد . به موجب این اعلامیه ها رفت و آمد از ساعت 8 شب الی 6 صبح به کلی ممنوع است و هر گونه اجتماع بیش از سه نفر به کلی قدغن شده است....»

راه نجات 22 مرداد 1357

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٩:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/۱۸
تگ ها :

خاطرات نوستالوژیک دهه شصتی ها

عکس های خانم دمندان

وبلاگی پیدا کردم به نام «خاطرات نوستالوژیک دهه شصت» ساعت هایی درآن غرق شدم و سرانجام دیدم از دهه شصتی‌ها خواسته است خاطراتشان را برای آن بفرستند. من هم این مطالب را نوشتم بعد دیدم این چه کاری است «چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است» بگذارید با خوانندگان خود که غالباً هم سن و سال هستیم دوری در صفحات زندگی خودمان بزنیم. همه اش صفحات زندگی پدران و پدربزرگان نباشد!

من متولد 1350 هستم. نمی دانم در این طبقه دهه شصتی‌ها قرار می‌گیرم یا نه ولی هر چه می‌بینم و می‌خوانم می‌بینم چقدر خاطرات ما با هم اشتراک دارد.

 از تلویزیون شروع کنیم.

 پدرم قبل از انقلاب تلویزیون نمی خرید می‌گفت «حرام است!» گاهی وقت‌ها می‌رفتیم خانه همسایه و کارتون نگاه می‌کردیم. ولی آخر آدم رویش نمی شد هر روز هر روز!  انقلاب که به پیروزی رسید ما از یک تلوزیون بزرگ کمدی شروع کردیم. اول درب جلویش را باز می‌کردیم و سپس روشنش می‌کردیم. مدتی می‌گذشت تا کم کم خطوطی روی صفحه آشکار شود. همراه با برفک فراوان و گاهی هم تصویر می‌پرید. همین طور می‌چرخید و می‌چرخید. می‌زدیم روی سر تلوزیوین تا ساکت می‌شد! پشت تلوزیون صدها لامپ بود که گاهی یکی می‌سوخت و بعد از چند روزی خاموشی، پدر تعمیرکار را خبر می‌کرد که می‌آمد پشت تلوزیون را باز می‌کرد و لامپ سوخته را تعویض می‌نمود. آن روز جشن ما بود.(بعدها ترانزیستور وارد شد) برنامه‌های صدا و سیما ساعت خاصی داشت. قبل از آن تلویزیون صدای جیق مانندی می‌داد و یک صفحه خط خطی عمودی که بعدها فهمیدیم که این صفحه رنگارنگ است!  وقتی برنامه‌ها شروع می‌شد اول تصاویر گمشدگان را نشان می‌دادند که «آقا هرکس اینها را پیدا کرده یا می‌شناسد اطلاع داده و خانواده اش را از نگرانی در آورد!»

ادامه مطلب   
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/۱٢
تگ ها : دهه شصت ، متفرقه

در دفاع از دوچرخه سواران 1345

در پست قبل گفتیم که در نوروز 1345 شهربانی اصفهان برای خلاصی از هجوم و ترافیک دوچرخه ها که آن روز به حجم زیاد در خیابانهای شهر جولان می دادند، تصمیم گرفت خیابان سپه و چهارباغ را بر روی دوچرخه ها ببندد. در این میان یک نفر به دفاع از دوچرخه سواران قلم به دست گرفت و او آقای صلواتی بود که آن روزها در روزنامه اصفهان مطلب می نوشت و بیشتر به مناسبت اعیاد و مناسبت های مذهبی آثاری از او به چاپ می رسید. متن مقاله ایشان حاوی مطالبی جالب راجع به ارتباط شهر و دوچرخه است. در نهایت هم مدیر روزنامه اصفهان آقای امینی پاسخ ایشان را داده است.

مطلب زیر از کتاب «برگ هایی از تاریخ اجتماعی اصفهان معاصر» برداشته شده است.

ادامه مطلب   
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۸:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/۱۱

تصمیم شهربانی اصفهان در شب عید 1345

 

تصویر از مجموعه عکس های خانم دمندان

شب عید سال 1345 شهربانی اصفهان برای خلوت شدن خیابان های اصلی شهر دست به ابتکار عجیبی زد بدین شکل که خیابان چهارباغ عباسی  و سپه را برای عبور دوچرخه سواران بست. تا مسافرین نوروزی با آسایش بیشتری بازدیدهای خود را انجام بدهند. روزنامه ها از این اقدام حمایت کردند حمایتی که رگه هایی از چاپلوسی هم در آن بود. در این میان فقط یک مقاله در دفاع از دوچرخه سواران و انتقاد از این تصمیم شهربانی انتشار یافت که در پست بعد به درج آن می پردازم. متن خبر را می آوریم (این قسمت ها در کتاب برگ هایی از تاریخ اجتماعی اصفهان معاصر وجود دارد)

ادامه مطلب   
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٩:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/٤

معرفی کتاب آثار ملی اصفهان

یکی از آثاری که در حوزه اصفهان شناسی بسیار مهجور و گمنام افتاده است کتاب قطور و هزار صفحه ای «آثار ملی اصفهان» نوشته ابوالقاسم رفیعی مهرآبادی است. یک دلیل از گمنام ماندن آن این است که کتاب تحت الشعاع کتاب «گنجینه آثار تاریخی اصفهان» اثر ارجمند دکترهنرفر قرار گرفته و خود به خود کمرنگ شده است. کتاب دکترهنرفر در سال 1350 به چاپ دوم رسید و کتاب آثار ملی اصفهان در سال 1352 یک بار به چاپ رسید و دیگر به چاپخانه نرفت.

شاید یک دلیل دیگر از این که کسی کتاب قطور آثار ملی اصفهان را نمی شناسد این باشد که نویسنده آن زیاد شهرتی کسب نکرده و گمنام زیسته است. نگارنده هم نمی داند که آیا این شخص هنوز در قید حیات هستند یا خیر؟

ادامه مطلب   
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٢۸

← صفحه بعد