یادی از زاینده رود و جشن آن

این مطلب از بنده در ویژه نامه برای فردا جهت میراث فرهنگی ناملموس منتشر شد

 

آداب و رسوم  و سنت‌ها در بستر جغرافیا شکل می‌گیرند. یک هدیه بزرگ و ارجمند «جغرافیا» به شهر اصفهان رودخانه زاینده رود است. عبور هزارساله رودخانه زاینده رود از میان شهر اصفهان موجد و مسبب آداب و رسومی دراز دامن و طولانی بوده است. شکوه رودخانه و اهمیت آب در این بستر فرهنگی، خواه ناخواه آدمی را به تعظیم آن و تأسیس و تعلیم شعائری مخصوص می‌کشاند. البته این مناسک با گذشت زمان شاهد تغییراتی نیز بوده اند. زمان و کیفیت برگزاری مراسم در هر دوره به گونه ای بوده است. اما نقطه مشترک آن که مکان آنها همیشه در ساحل زاینده رود شکل می گرفته است.

در قرن چهارم وقتی ابن حوقل درباره اصفهان و خصوصیات آن سخن می‌گوید از حصاری به نام «کرینه» نام می‌برد که در مشرق رودخانه زاینده رود بود. پس از ذکر چندین قصر که در این جا برقرار بوده است، به ما می‌گوید « کرینه بازاری دارد که مردم در نوروز به مدت هفت روز در آن گرد می‌آیند و به عیش و نوش و تفر یح می‌پردازند و از انواع غذاها و آرایش‌ها بهره می‌برند. چنان که سبب اعجاب حاضران می‌گردد. مردم شهر و گروهی که از اطراف آن یا از جاهای دور می‌آیند برای این جشن هزینه‌های گزافی می‌کنند و لباس‌های زیبا می‌پوشند و در مجالس جشن برای بازی و شادمانی حاضر می‌شوند و آوازخوانان هنرمند، از زن و مرد، در کنار رود و کاخ‌ها به مجالس ایشان نشاط و سرور خاصی می‌بخشند » هم او ذکر می‌کند که این جشن سال‌های سال است که برقرار می‌باشد (ابن حوقل، 1345،ص 107 ) این مطالب، هم نشان از اهمیت نوروز در میان مردم اصفهان در قرون اولیه اسلامی دارد و هم نشان می‌دهد مردم شهر برای در کنار هم بودن و در کنار رود بودن و شادی و پایکوبی چقدر اهمیت قایل می‌شده اند.

ادامه مطلب   
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٩:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٧/٢۳

میزبانی جشنواره میراث فرهنگی ناملموس

امسال شهر اصفهان شاهد یک تحول جهانی بود. این شهر میزبان اجلاس و جشنواره سازمان جهانی iccn است این تشکیلات که در سال 2004 در کره جنوبی پایه گذاری گردید و در سال 2011 عضویت اصفهان را پذیرا شد بر موضوعی به نام «میراث فرهنگی ناملموس» تأکید دارد. این اسم برای ما آشنا نیست اما هر کدام از ما حاوی و حامل بخشی از این میراث فرهنگی هستیم. بازی های دوران کودکی را به خاطر می آورید. خصوصاً بازی هایی که رنگ و بوی محلی غلیظ تری دارند. غذاهایی که در هر شهری پخته شده و نام آن شهر را بر خود دارد. سنت ها و آداب و رسوم بومی. نحوه عروسی و عزاداری ها، جشن ها و سوگواری ها ... همه و همه میراثی هستند که به دست ما رسیده و البته مانند چهلستون و هشت بهشت فیزیکی و قابل لمس نیستند. اما به هر حال میراث هستند و در جای خود باید پاس داشته شوند.

این پاسداشتن وقتی معنا می یابد که دریابیم در مسیر پر شتاب جهانی شدن و یکسان سازی فرهنگی و در مقابل این سیر خواه ناخواه که همه باید «تهرانی» بشویم، به ناچار در ایستگاه هایی باید فرهنگ های بومی مورد مداقه و تأمل قرار گرفته و بدین ترتیب اندکی شتاب مذکور کم گردد. لختی تأمل کنیم که در مقابل آن چه می بازیم چه به دست می آوریم. ببینیم که بخشی از معضلات فرهنگی شهرها و مناطق به خاطر آن است که جامه فرهنگی پایتخت را بر تن شهرهای دور و نزدیک کشورمان «چپانده ایم». بنشینیم  و ببینیم چه باید کرد.

ایران و هر سرزمین دیگری به تنوع زبانی، نژادی و فرهنگی خود برپا و زیباست. تک تک این باغچه های گل را باید پاس داشت و قدر دانست. میزبانی این رویداد فرهنگی مهم و توجه به میراث فرهنگی ناملموس تأکیدی است بر این که مردم هر منطقه برای خود فرهنگ، هویت و جایگاهی دارند.

مجله «برای فردا» در راستای این مهم، ویژه نامه ای تدارک دید. در این ویژه نامه 130 صفحه ای به جنبه های مختلف این موضوع از بعد جهانی، کشوری و شهری پرداخته شده است. بخشی از مجله  به مصاحبه با مسئولین شهری برگزار کننده جشنواره اختصاص دارد که ما درمی یابیم شهرداری اصفهان چه برنامه هایی برای میزبانی بهتر و گرم تر آن در دست کار دارد. بخش دیگر مجله که «بزم صدا و رنگ» نام گرفته است حاوی حدود بیست مطلب است از بیست میراث فرهنگی ناملموس که در جای جای کشورمان اجرا می شده یا در حال اجرا ست. از مراسم اهل هوا در جنوب کشورمان گرفته تا نیایش باران در همدان، قالی بافی زنان عشایر، گویش پهلوی در جوشقان، سقاخانه های بروجرد، فرهنگ پهلوانی، نخل برداری در کویر، لنج سازی در بوشهر، نمایشی شادی آور در شیراز، آیین نوروز در اردستان و زواره، خوراک پزی در تبریز، نان بلوط بختیاری، هنر نقالی ، ادبیات حماسی لرستان و ...  به نظر می آید مطالب این شماره برای کسانی که در حوزه فولکور مطالعه می کنند جالب باشد. مجله برای فردا به قیمت هشت هزار تومان در دکه های روزنامه فروشی و کتابفروشی ها قابل دسترسی است.

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٩:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٧/٢۳

با ترافیک کشنده شهر چه باید کرد؟

میدن احمدآباد اصفهان

باز هم مهرماه از راه رسید و هم زمان با باز شدن مدرسه ها، خیابان ها  شهر با مصیبت ترافیک درگیر شدند. ده ها اتومبیل به عنوان سرویس مدرسه به خیابان می آیند و اتوبوس های خط واحد پر می شود از غوغا و ازدحام محصلین مدارس. آن قدر که اتوبوس های خط واحد در همان ایستگاه های اولیه لبریز شده و در دیگر ایستگاه ها لزومی نمی بینند حتی توقف کنند! چشم حسرت بار مسافران برجای مانده و دهان متعجب آنها که این یکی هم نیایستاد!

چه باید کرد؟ چرا فصل مدرسه برای ما این ویژگی ها را یافته است؟

  1. به نظر می آید فرهنگ مصرف  زدگی و ماشین زدگی ما هر روز چهره زشت و اثرات زیانبار خود را بیش از پیش نشان می دهد. یک جلوه بارز آن در میزان مصرف آب در کشورماست که دو تا پنج برابر استاندارد جهانی است و جلوه دیگر آن در تعداد زیاد اتومبیل های تک سرنشینی است که در خیابان ها تردد می کنند (حدود 40 درصد) جالب است که ما این فرهنگ ناصواب را با فرزندان خود نیز آموزش می دهیم. آن روزهایی که ما به مدرسه می رفتیم مسیر کوتاه یا طولانی خانه تا مدرسه را پیاده می پیمودیم. این مسیر و تجربیات آن جزئی از خاطره مدرسه محسوب می شد. اما امروز چه شده است؟ فرزندانمان تا دهانه درب مدرسه با اتومبیل می بریم! علاوه بر این که او را از یک پیاده روی ضروری صبحگاهی محروم می کنیم، این فرزند با شعر « باز آمد بوی ماه مدرسه / بوی بازی های راه مدرسه » چه ارتباطی می تواند برقرار کند؟ 
  2. شاید حدود یک دوم از سرنشینان اتوبوس های خط واحد در این فصل، محصلین مدارس هستند. محصلینی که مثلاً از سپاهان شهر به اصفهان می آیند تا به مدرسه بروند. آیا این حجم جابجایی ضروری است؟ آیا مدارس سپاهان شهر جوابگوی این محصلان نیست؟ مگر در سپاهان شهر دبیرستان خوب پیدا نمی شود؟ چرا باید خانواده و محصل هر روزه متحمل این هزینه سنگین مادی و معنوی گردند؟  (همین مسیر سپاهان شهر – آزادی اکنون 270 تومان است)
  3. آن چنان که معلوم است گران شدن بنزین باعث نشده است که تعداد زیادی از شهروندان به استفاده از وسایل نقلیه عمومی روی آورند. می توان پنداشت شاید تعداد و کیفیت اتوبوس های خط واحد خصوصاً در ساعات اولیه صبح، جوابگوی مسافران نیست. خوب است مسئولین امر برای ساعات اولیه صبح اتوبوس های ویژه اختصاص دهند.
  4. باید دست به دعا بود و کمک کرد تا خط متروی شهر هر چه سریع تر افتتاح شود بلکه بتواند بخشی از ترافیک کشنده و نفس گیر شهر را کم کند.
  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٩:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٧/٢٠

فهرست هتل ها و قیمت اقامت در آنها در سال 1340

شهرداری اصفهان در سال های دهه 1340 برای مسافرین نوروزی دفترچه ای تهیه کرده بود که شامل اطلاعات زیادی از مراکز و موسسات خدماتی شهر می شد. در این دفترچه دو صفحه به فهرست هتل های شهر، درجه بندی آنها و نیز به این امر اختصاص داشت که هزینه اقامت در بیست و چهار ساعته در آن هتل چه مقدار است. از آنجا که هنوز در آن زمان هتل عباسی افتتاح نشده بود بنابر این جزو این فهرست نیامده است. آن روزها تنها هتل چهار ستاره اصفهان هتل ایرانتور بود که در چهارباغ عباسی قرار داشت. هزینه هتل برای یک نفر 500 ریال و برای دو نفر 800 ریال بود. نمی دانم از این ده ها هتلی که نام برده شده است کدام ها هنوز برقرار می باشند؟

 

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۱:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/۸

داروخانه ها بیایند مجوز بگیرند


در سال های 1305 یا 1306 از سوی اداره معارف اصفهان به دوافروشان اصفهان اخطار شد که برای ادامه کار باید امتحان داده و مجوز رسمی برای کار بگیرند. به واقع این کار برای آن بود که از هرج و مرج در این امر حیاتی و مهم جلوگیری شده و افرادی که واقعاً صلاحیت علمی دارند ، جان مردم را در دست بگیرند. لازم به ذکر نیست که آن روزها دوافروشان خود سازنده دارو نیز بودند پس بازید از سطع دانش بالایی برخوردار می شدند.

اعلان

برای حفظ صحت عمومی و جلوگیری از بی ترتیبی های امور دوافروشی، که یکی از مهمترین مسائل حیاتی است، عموم دواسازان قلمرو اصفهان مکلف هستند از  تاریخ نشر این اعلان تا اول برج عقرب هذه السنه، در اداره معارف حاضر شده، اسامی خود را برای امتحان در دفتر این اداره ثبت نمایند.

امتحانات دواسازی مطابق نظام نامه ای که از طرف وزارت جلیله معارف ترتیب داده شده ، در تحت نظر هیأت منصفه مخصوص، از تاریخ اول عقرب در اداره معارف شروع شده ، پس از خاتمه صورت آن برای صدور تصدیق نامه رسمی دواسازی به مقام وزارت ارسال خواهد شد.

مواد امتحانیه  عبارتند از : اصول ساده و مقدماتی شیمی، شناختن دواها، طرز ساختن دواها در دواخانه، خواندن نسخه های اطبا، دانستند قدر شربت دواها مخصوص دواهای سمی، ترکیب ادویه از روی دستور دواسازی (کدکس فرانسه) بدیهی است پس از خاتمه امتحانات از دوافروشانی که در تحصیل تصدیق نامه رسمی مسامحه نموده باشند توسط حکومت جلیله جلوگیری خواهد شد. رئیس معارف اصفهان. صادق انصاری

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٩:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٧/۱

درباره منار ته برنجی و معجزات آن

آداب و رسوم آمیخته با خرافات معمولاً در اثر استیصال ایجاد می شوند. نازایی معمولاً یکی از دردهای صعب العلاج آدمی بوده است که به درستی علت آن مکشوف نبود. پس بی سبب نیست که به خاطر درمان آن سحر و جادو و توجه به خرافات به سرعت جای خود را باز می کرده است. شاید تا امروز نیز درصد بسیاری از مبتلایان به این بیماری به سراغ راه های غیر پزشکی می روند. در اصفهان مناری به نام منار «ته برنجی» وجود داشت که گویا متخصص درمان نازایی بوده است!  گفتنی است این منار از آن جهت ته برنجی نامیده می شد که بعضی قسمت های نوک آن از ورقه های برنج پوشیده شده بود. شاردن پس از بیان موضوع گردو و منار ته برنجی ، یاد آور می شود که یک بار زنی به او گردو تعارف کرده بوده است! این منار دیگر وجود ندارد.

« زنان سترون عقیده به این مسجد دارند (مسجد محله سید احمدیان) و در آن مراسمی موهوم و خرافی مضحکی معمول می دارند به این طریق که اقوم زن عقیم ، افسار اسبی را روی چادر به سر او بسته به پای منار می کشند. زیر بغل زن جاروب و یک کوزه نو ، پر از گردو است. و با این حال او را بالای منار می برند. در حال بالا رفتن روی هر پله باید گردویی بشکند و هسته را توی کوزه ریخته ، پوسته را روی پله ها بریزد. و موقع پایین آمدن پله ها را با جاروب بروبد. سپس کوزه و جاروب را به محراب مسجد می برد و گردو را با کشمش در گوشه چادر خود می ریزد و در برگشتن به مردانی که با آنها می می خورد، و از آنها خوشش می آید، می دهد. و از ایشان خواهش می کند که آن را بخورند. ایرانیان معتقدند که با این عمل، نازایی رفع می گردد.» (سفرنامه شاردن، ترجمه عریضی، ص 87)

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٧:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٦/٢٢

معرفی کتاب سفرنامه شاردن

 ژان شاردن متولد پاریس بود. او در سال 1075ق برای تجارت الماس به شرق آمد و هم زمان با سلطنت شاه عباس دوم به مدت شش سال در ایران زیست. از طرف شاه عباس دوم لقب «تاجر باشی» یافت. در زمان شاه سلیمان نیز چند سالی در ایران زندگی کرده و به کسب و کار مشغول بود.  در پایان سفر و زندگی در ایران کتابی قطور و پرمحتوا راجع به آن دوران به رشته تحریر در آورد که امروزه بی شک یکی از منابع مهم شناسایی ایران و سلسله صفوی است. او در مقدمه کتابش آورده است « تمایل شدیدی که به شناختن ایران و به نوشتن سفرنامه های دقیق و صحیح راجع به آن داشتم، مرا واداشت تا در این مدت به اندازه امکان و با کمال جدیت به تحصیل زبان فارسی و به شناسایی دقیق آداب و رسوم مردم این کشور بپردازم. از این رو مرتبا به دربار و دیوانخانه مراجعه کردم . با مردم و دانشمندان به گفتگو پراختم... تقریباً تمام طول و عرض کشور ایران را پیموده و همه جای آن را ... دیده ام» (ص 2)

درباره شهر اصفهان او به ذکر کلیاتی راجع به این شهر و زاینده رود پرداخته و مانند یک دوربین فیلمبرداری محلات آن روز شهر، آثار و ابنیه و کوچه ها را به تصویر کشیده است. در خلال آن به شرحی راجع به شخصیت های مورد گفتگو و یا نکاتی درباره اوضاع شهر و کشور را بیان می دارد. به دلیل جزئیات دقیقی که این سیاح از شهر اصفهان به دست می دهد، از طریق سفرنامه وی می توان شهر اصفهان را با دقت و جزئیات خوبی ترسیم کرد. نکته دیگر این که شاردن تا حدودی با اصول طراحی و نقاشی نیز آشنا بود و از بسیاری از بناهای شهر نقاشی کرده است. این نقاشی ها در پاریس و در همان سال های انتشار کتاب به در قالب یک کتاب جداگانه انتشار یافته است. (این کتاب که در قطع رحلی است در دانشگاه اصفهان موجود می باشد)

از سفرنامه شاردن چندین ترجمه در ایران موجود است:

1.در سال 1330 حسین عریضی بخش اصفهان آن را ترجمه کرده و به چاپ رسانید. این کتاب در سال 1379 بازنویسی شده و در اصفهان توسط انتشارات گلها با کوشش مرتضی تیموری به چاپ رسید.(تصویر بالا)

2.کامل ترین ترجمه مربوط به محمد عباسی است که در سال 1335 تا 45 کل ده جلد آن را ترجمه کرده و توسط انتشارات امیرکبیر به چاپ رسانید. بعد از آن مدت این ترجمه تجدید چاپ نشده است که جا دارد این انتشارات به تجدید چاپ آن اقدام نماید. در ده جلد گفته شده کل مسیر سفر و کلیاتی که شاردن راجع به اوضاع جامعه ایران عصر صفوی بیان می کند ترجمه شده است. اما در ترجمه حسین عریضی فقط بخش هایی از جلد هفت و هشت که مربوط به اصفهان می باشد آمده است.

3.اقبال یغمایی نیز در سال 1372 سفرنامه را در چهار جلد ترجمه کرده و توسط انتشارات طوس به چاپ رسانید.

4.میرسید علی جناب نیز به ترجمه بخش اصفهان این سفرنامه اقدام کرده و در پایان کتاب ارجمند خود «الاصفهان» آن را آورد. کتاب الاصفهان ابتدا در سال 1303ش به صورت چاپ سنگی در اصفهان انتشار یافت. بعدها از این کتاب الاصفهان نیز دو چاپ منتشر شد که یکی به کوشش عباس نصر و توسط نشر گلها بود (سال 1371) و دیگری را سازمان میراث فرهنگی و در سال 1376 به کوشش محمد رضا ریاضی انتشار داد.

5.گزیده و شرحی از سفرنامه شاردن که توسط «رانلد دبلیو فریر» تهیه شده وبود در سال 1384 توسط حسین هژیریان و حسن اسدی ترجمه شده و توسط انتشارات فرزان روز منتشر شد.

چهارباغ عصر صفوی

درباره خیابان چهارباغ کسانی که تصور می کنند از همان زمان اطراف آن مغازه بوده است باید بدانند شاردن این خیابان را چنین دیده است: اطراف این خیابان فرح انگیز دلپسند ، باغ های وسیع زیبایی است که هر یک دارای دو عمارت کلاه فرنگی است.که یکی بزرگتر و در میان باغ و مشتمل بر تالاری است که از هر طرف باز و در گوشه های آن اتاق ها و صندوق خانه هاست. و دیگری روی سردر باغ بنا شده و آن نیز از هر طرف باز است تا بتوان رفت و آمد مردم را در خیابان دید. (ص 118)

نکته: از این کلاه فرنگی های درون باغ فقط یک عدد امروز باقی  مانده که همان عمارت هشت بهشت باشد. سردرهای گفته شده همگی در دوره ظل السلطان ویران شده و اگر کسی بخواهد از این سردرها تصوری داشته باشد باید سردر باغ دولت آباد یزد را به خاطر بیاورد.

سفرنامه شاردن

ترجمه حسین عریضی

به کوشش مرتضی تیموری

با مقدمه فضل الله صلواتی

نشر گلها – اصفهان 1379

211صفحه

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۸:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٦/۱٩

میدان نقش جهان از بالا (1314)

اریک اشمیت(Erich Schmidt) یک محقق آلمانی بود که در سال 1314ش پس از اخذ اجازه از مقامات وقت از بسیاری از شهرها و سایت های تاریخی کشور عکس برداری کرد. او این کار را توسط یک هواپیمای کوچک انجام داد. نتیجه این عکس ها در کتابی چاپ شد. کتاب ترجمه نشده است اما اگر شما در گوگل این نام را جستجو کنید به بسیاری از عکس های او دسترسی خواهید یافت.  تصویر بالا میدان نقش جهان را در آن سال نشان می دهد. این میدان در آن سال ها شاهد تحولاتی بود. در ابتدا کف آن باغچه بندی و گلکاری گردید. سپس یک حوض در وسط آن برای زیبایی ساخته شد. عمودهای برق برای روشنایی شب نصب گردید و از همه مهم تر با کشیدن خیابان های سپه و سپس حافظ این میدان به گذرهای شهری وصل گردید. اخبار این تحولات میدان را می توانید در کتاب «تحولات عمران و مدیریت شهری اصفهان در دوره پهلوی اول» بیابید.   

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۸:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٦/۱٧

خاطرات پال هنت (اصفهان در دهه پنجاه)

درباره حال و هوای اصفهان در دهه پنجاه شمسی به یک کتاب مهم برخورد کردم. پال هنت یک کشیش انگلیسی بود که در سال 1352 از انگلستان مأمور  هیأت مذهبی کلیسای انگلیسی در اصفهان گردید و به این شهر وارد شد. وی مدت 5 سال در اصفهان زیست و سپس در سال 1358 به تهران رفت و بعد از یک سال نیز عازم انگلستان گردید. در پنج سالی که او در اصفهان بود مدرنیته و هجوم خارجی ها خصوصا آمریکایی ها، انگلیسی ها و روس ها در این شهر چشمگیر بود. که نویسنده به درج آن صحنه ها اقدام کرده است:

«تعداد آمریکایی های در اصفهان به حدود ده هزار نفر رسید و به دنبال آنها چند شرکت انگلیسی هم فعالیت خود را در اصفهان آغاز کردند. که قرار بود احداث شهرکی واقع در 30 کیلومتری اصفهان را بر عهده گیرند. تعداد روس ها نیز در اصفهان کم نبود ولی آنها که عمدتاً در حوالی کارخانه ذوب آهن در حومه اصفهان زندگی می کردند به ندرت در شهر دیده می شدند» (ص 46)  وجود این همه خارجی در شهر اثرات زیادی نیز بر جا می گذاشت « نوع زندگی آمریکایی به سرعت فراگیر می شد. سوپرمارکت هایی به وجود آمده بود که علی رغم بالا بودن نرخ اجناسشان ، اکثر مردم به خرید از آنها رغبت داشتند، و حتی یک بار که کره محلی در اصفهان نایاب شد ، بلافاصله یکی از شرکت ها با هواپیمای اختصاصی مقدار زیادی کره مخصوص بادام زمینی از آمریکا وارد کرد » (ص 47)

پال هنت در کلیسای «لوقا» در خیابان عباس آباد برای این جماعت مسیحی کلیسایی تشکیل داده و موعظه می کرد. هم چنین بر کار مدیریت بیمارستان مسیحی یا بیمارستان انگلیسی ها (عیسی بن مریم) نیز اشراف داشت. در همین هنگام که زندگی در شهر جریان داشت، و نویسنده تماس و تعاملات خود با طبقات مختلف مردم شهر را به تصویر می کشید، طبقاتی مانند کابینت ساز، قلمزن، صوفیان و حتی طلبه ها، و به حدی با شهر تماس یافته بود که که در مراسم محرم نیز شرکت جسته و خاطراتی می آورد،  جرقه های انقلاب اسلامی زده شد و این خارجی به سرعت متوجه می گردد که برخورد مردم با او تغییر می یابد. در شهر نیز حوادثی اتفاق افتاد و  سرانجام در 22 بهمن انقلاب اسلامی به پیروزی رسید. پال هنت علی اغم خارجی های دیگر در اصفهان ماند و حدود یک سال بعد نیز حال و هوای شهر و حوادث آن را دیده و به ثبت رسانیده است.

شاید مهم ترین حادثه ای که برای او مهم بوده است، تصرف بیمارستان مسیحی یا عیسی بن مریم در خرداد 1358 به دست نیروهای انقلابی و بیرون کردن کادر پیشین بود که شرح ماجرا را به طور مفصل در اینجا بازگو کرده است. (ص 70) بالاخره مشکلاتی که برای او و همکارانش به وجود آمد باعث شد بار سفر تهران را بسته و سرانجام نیز راهی انگلستان شود.

 

پال هنت خاطرات خود در این مدت را نوشته و تصویری جالب و دلکش از عینک یک خارجی در آستانه انقلاب اسلامی از اصفهان به یادگار نهاده است. نکته ظریف آن که در این کتاب به طور مفصل فعالیت های هیأت های مذهبی مستقر در اصفهان را به تصویر کشیده و از مراکز، موسسات و مدارس این هیأت ها پرده بر می دارد. موسساتی برای نابینایان ، درمانگاه ها و موسسات آموزشی که در پرده خدمات آموزشی به کار تبلیغ مسیحیت نیز مشغول بودند.

« دو سه خانواده آلمانی نیز در اصفهان بودند که تحت نظر کلیسای انگلیسی یک مدرسه ویژه پسران نابینا را سرپرستی می کردند در بین آنها شخصی به نام کریستوفل وجود داشت که این کار را از پنجاه سال قبل آغاز کرده بود » (ص 124)

خاطرات پال هنت که به نام «کشیش های انگلیسی در دوران انقلاب اسلامی ایران» نام گرفته و توسط انتشارات اطلاعات به چاپ رسیده است، دارای 185 صفحه می باشد که اغلب صفحات آن مربوط به حوادث اصفهان است. بنا بر این می تواند به عنوان یک منبع مهم راجع به اصفهان در دهه پنجاه مورد توجه قرار گیرد.

خاطرات پال هنت ( کشیش های انگلیسی در دوران انقلاب اسلامی)

ترجمه حسین ابوترابیان

انتشارات اطلاعات چاپ سوم (1382)

 

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٦/۱۱
تگ ها : معرفی کتاب

عکس های سفر آسیای میانه

بر سر دوراهی تاریخ قرن چهارم تا هشتم (بخارا و سمرقند)

ارگ شهر بخارا

معماری تیموری در نمای یک مدرسه در منطقه ریگستان

موزه امیر تیمور و تصویر او در شهر تاشکند

مسجد بی بی خانم (همسر تیمور) در شهر سمرقند

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۸:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٦/٥
تگ ها : آسیای میانه

سفر به آسیای میانه (ترکمنستان / ازبکستان و تاجیکستان)

مجموعه ریگستان در شهر سمرقند

در مرداد ماه امسال فرصتی دست داد تا با جمعی از اساتید و همکاران دانشگاه اصفهان سری به کشورهای آسیای میانه بزنیم .(ترکمنستان- ازبکستان و تاجیکستان ) سفر به صورت زمینی و با اتوبوس صورت گرفت و حدود 17 روز به طول انجامید. مروری کوتاه بر این سفر:

 ترکمنستان دو شهر مهم دارد که عشق آباد و مرو باشند. یک سایت تاریخی نیز دارد که خرابه های شهر «نسا» می باشد. بی توجه به تاریخ و فرهنگ ، توسعه سریع هدف حکمرانان این کشور است. ترکمنستان با مدد پول نفت و گاز رنگ اروپایی به خود گرفته است. جمعیت اندک (8 میلیون نفر) و درآمد بالا باعث شده است عشق آباد به مانند یکی از شهرهای فوق مدرن درآید.

اما بالاتر از همه کشور ازبکستان بود که دو شهر بخارا و سمرقند را در خود جای داده اند. این دو شهر برای اهالی تاریخ یعنی تمامی قرن چهارم تا هشتم ایران. (دوره های سامانیان تا تیموریان) امیر اسماعیل سامانی و این دوره در ازبکستان و تاجیکستان یعنی هویت و سرافرازی. این چنین است که مجسمه  یا به قول آنها پیکره امیر اسماعیل و تصاویر او و نام او در همه جا یافت می شود. از سوی دیگر تیمور لنگ که برای ما جهانگشایی خونخوار است، برای آنها قهرمان ملی است. چرا که بی اغراق امیرتیمور بنیانگذار شهر سمرقند است. مجسمه او بر سر اسب در میدان اصلی تاشکند قرار دارد و در کنار آن موزه امیرتیمور.

ادامه مطلب   
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۸:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٦/٥
تگ ها :

امان از موتور سواران (چهل سال پیش)

ترافیک میدان نقش جهان دهه پنجاه

از مشکلاتی که دوچرخه سواران در ترافیک شهری ایجاد کرده بودند در چندین پست سخن گفتیم. با کمال تأسف هر چه نقش و حجم دوچرخه در خیابان های شهر کم می شد، موتورسیکلت به جای آن می نشست و البته با قدرت و سرعتی که موتور سیکلت دارد، اعمال خطرناک و خطرسازی را که دوچرخه ها انجام می دادند، موتور سیکلت ها جانشین آنها گردیدند. اما این بار به شکلی خطرناک تر که موضوع مرگ و زندگی راکب موتور و پیاده ها نیز در میان بود. به طوری که در نیمه دوم دهه پنجاه شکایت از اعمال موتور سیکلت ها در روزنامه های اصفهان زیاد و زیادتر شد. این بخش از روزنامه راه نجات مربوط به سال 1356 را برای شما انتخاب کرده ام. برای یک مورخ اجتماعی جای تعجب است که چطور در طی این سی چهل سال فرهنگ استفاده از موتور سیکلت هنوز هم بهبود چشم گیری نیافته و هنوز بعضی موتور سواران همان اعمال را انجام می دهند که اخلاف آنها سی چهل سال پیش در خیابان ها انجام می دادند. گذشتن از چراغ قرمز و خلاف راندن در خیابان ها و بزرگراه ها بارزترین آنهاست.

اینک متن روزنامه

موتور سیکلت ها

در تصادفات رانندگی و مرگ و میرهای ناشیه از آن، آمارها نشان داده که تصادف موتور سیکلت سوارها بیش از هر سایر وسایل نقلیه بوده است. کمتر موتورسیکلت سواری را می‌توان سراغ گرفت که یک جای بدنش بر اثر تصادف موتور سیکلت عیب ندیده باشد. این مرکب تندرو و خطرناک زیر پای جوانان سبک سر، حالت آلت قتاله ای را دارد که در کف زنگی مست بگذارند و او بدون آن که بداند چه می‌کند، و جلویش چه خطراتی وجود دارد دسته گاز را تا ته می‌چرخاند و از سرعت سرسام آور لذت می‌برد که به ناگاه به جایی می‌خورد و کله معلق می‌زند. مسلم شده که موتور سیکلت یک وسیله نقلیه نامطمئن و بدون ایمنی است و نباید آن را به دست هر آدم بی مبالاتی داد که خود را قربانی کند یا دیگران را به دیار عدم بفرستند. و متأسفانه بسیاری از خانواده ها، روی محبت به فرزند، برای طفل خود در سنین خردی، این مرکب را می‌خرند و خیال می‌کنند درحق او محبت کرده اند، و از طرفی با آن که راندن موتور سیکلت برای اطفال و جوانان کم سن و سال تخلف است، مع الوصف چون این مرکب رامی توان از هر کوره راهی راند، تا مأمورین راهنمایی آن را نبینند، خیلی از جوانان بدون داشتن گواهینامه بر آن سوارند و سخت می‌تازند و حادثه می‌آفرینند.

(راه نجات، سال 1356)

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٧:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٥/۱۱

معرفی کتاب فرهنگواره گرمابه با رویکرد به حمام های اصفهان

 

طرح جلد کتاب یک «لنگ» واقعی است تا ما را آماده کند که داریم وارد حمام می شویم. در میان آداب و رسوم و مکان های اجتماعی قابل اعتنا، حمام ها جایگاه ویژه ای دارند. به واقع می توان گفت «حمام خود یک فرهنگ است» علی رضا لطفی و دکتر حسین مسجدی در جهت بازشناسی و انتقال این فرهنگ دست به نگارش کتاب «فرهنگوار گرمابه» زده اند که بسیار جای تقدیر و تأمل دارد. اینان در پیشگفتار کتاب آورده اند:

«بازشناسی فرهنگ گذشتگان ، یادآور سرمایه های تمدن این سرزمین است... ضرورت نگارش این اثر از آنجاست که با گذشت زمان و تغییر در روش های زندگی ، بسیاری از آداب و رسوم و فرهنگ مردم به فراموشی سپرده شده است و بیم آن می رود که با تغییر نسل ها و عدم انتقال این فرهنگ به نسل ها آینده ، بسیاری از مباحث مردم شناسی و فرهنگی محو و یا برای نسل های جدید گنگ و نارسا گردد و به آیندگان انتقال نیابد» (قسمتی از پیشگفتار کتاب)

اینان در 25 فصل ابعاد مختلف این فرهنگ را به بررسی نشسته و تحقیق مطلوبی راجع به آن ارائه داده اند این فصول شامل : گرمابه از منظر ادیان، گونه شناسی گرمابه، معماری گرمابه، تأسیسات گرمابه، گرمایش گرمابه، گرمابه و روشنایی، نظافت و تهیه هوا، ملزومات گرمابه، گرمابه و بهداشت و درمان ، شغل های گرمابه ، اقتصاد گرمابه، گرمابه و آیین های فرهنگ عامه، مسائل گرمابه، خرافات و اعتقادات گرمابه، گرمابه در ادب فارسی، معرفی برخی از گرمابه های تاریخی اصفهان ...

بخش هایی از این کتاب در واقع بسط یافته کتاب آقای روح الامینی به نام «حمام عمومی در جامعه و فرهنگ و ادب دیروز» می باشند ولی باید در نظر گرفت پژوهش حاضر در طی چندین سال تهیه و تدوین شده است .هم چنین فصل معرفی برخی از گرمابه های تاریخی اصفهان، به این کتاب رنگ و بوی محلی نیز می دهد. در این بخش 18 حمام موجود استان اصفهان به طور مختصر معرفی شده اند.

اما می توان گفت چنان که در پیشگفتار آمده است، وجه میدانی و شناخت فیزیکی مولفان از حمام بسیار خوب بوده است و به همین خاطر در معرفی قسمت های مختلف حمام و کارکرد هر بخش و نیز اعمالی که در کجا انجام می شده است، مولفان توانسته اند به خوبی مطلب را ارائه دهند. در قسمت کتابخانه ای نیز تحقیقی وافی انجام یافته و خصوصاً موضوعات مرتبط با فرهنگ عامه از جمله خرافات، سحر و جادو در حمام و آداب و رسوم حمام در فرهنگ مردم، نیز به خوبی ذکر شده است. از سوی دیگر با تسلطی که دکتر مسجدی بر متون ادب فارسی دارد، توانسته است جایگاه« گرمابه در ادب پارسی» را به خوبی کنکاش و معین نماید.

مشخصات کتاب

فرهنگواره گرمابه با رویکرد به حمام های اصفهان

علیرضا لطفی و حسین مسجدی

نشر کتاب آبان 1392

تعداد صفحات 436

قیمت حدود 40 هزار تومان (قیمت درج نشده است)

 

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٧:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٥/٤

چگونه اصفهان منچستر شرق شد؟

از آغازین روزهایی که بشر به پوشش احتیاج پیدا کرد و دریافت از پنبه و پشم می‌توان نخ درست کرد و آن نخ را با دستگاه های دستی به پارچه تبدیل نمود، صنعت نساجی شکل گرفت. هر قومی و هر جامعه ای برای خود دستگاه های دستی پارچه بافی تهیه کرده و لباس خود را برای خود می‌بافت. اما از اوایل قرن نوزدهم، زمانی که در اروپا کارخانه‌های نساجی مدرن شکل گرفت، این معادله به هم ریخت و سیل پارچه‌های خوش بافت و ارزان قیمت اروپایی، رفته رفته بازار کشورهای دیگر را تحت سیطره خویش در آورد. این امر خواه ناخواه فشار زیادی به صنعت نساجی بومی آنها وارد می‌آورد. چرا که مصرف کننده داخلی، به جای پارچه های دست ساز داخلی، که زمخت بوده و یک نواخت نبودند، به سراغ پارچه های وارداتی رفتند. نساجان داخلی و صنف های وابسته به آنها کارشان بی رونق شد. دولت‌ها و آگاهان جامعه به میدان آمده و واکنش‌هایی  از خود نشان دادند. ماجرای صنعت نساجی در اصفهان از انقلاب مشروطیت به رنگی دیگر در آمد. در این زمان یک نوع هم بستگی ملی و دلسوزی همگانی برای صنعت در حال نابودی کشور ایجاد شد. عده ای از تجار بزرگ شهر دور هم جمع شدند و « انجمن تجار » را تشکیل دادند تا کارخانه نساجی بیاورند و راه بسازند و بانک برپا کنند. چنین شد که نقش حاج محمدحسین کازرونی در این میان بیش از همه بود. شاید مهمترین خطی که به کمک روحانیون دنبال کردند، خط تحریم کالاهای خارجی بود. شاید بتوان صنعت داخلی در این فضا نفسی بکشد. تکاپویی شد و چند کارگاه کوچک نیز برپا گردید. اما این‌ها همه چون پشتوانة دولتی نداشت و صاحبی که کار را پیگیری نماید همه قائم به شخص بود و ناتمام ماند. تازه جنگ جهانی اول نیز از راه آمده بود. جنگی که در هولناکی و سیاهی هیچ چیز برای کشور ما باقی نگذاشت.

داستان ورود صنایع نساجی مدرن اصفهان به «کارخانة وطن» باز می‌گردد. در سال 1304ش دو نفر از بازرگانان اصفهان به نام عطاءالملک دهش و محمدحسین کازرونی به شراکت یک دیگر این کارخانه را در اصفهان پایه نهادند.کارخانه تا سال‌ها فقط پارچه های کلفت سربازی تولید می‌کرد. بعدها پتوهای پشمی نیز به محصولات کارخانه اضافه شد.

ادامه مطلب   
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٧:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٤/۳۱

معرفی کتاب مجموعه مقاله های همایش حمام در فرهنگ ایرانی

 اصفهان از شهرهایی است که به دلیل قدمت تاریخی و ماندگاری آثار ،  «حمام دار»  نیز هست. یعنی بخشی از میراث گذشته اش که اکنون به ما رسیده، حمام های قدیمی هستند. حمام ها زندگی اجتماعی قدیم را بسیار روشن و بی پرده به تصویر می کشند. حمام مهدی قلی بیک در مشهد ، حمام سلطان امیر احمد در کاشان، حمام گنجعلی خان در کرمان و حمام علی قلی آقا در اصفهان موزه ها یا نمایشگاه هایی از پستو های روزگار قدیم هستند.

هم زمان با رشد توجه به تاریخ اجتماعی و مردم شناسی ، مطالعات حمام هم گسترش یافته است. یکی از این کارها کتاب«حمام عمومی در جامعه و فرهنگ و ادب دیروز» اثر محمود روح الامینی می باشد که در سال 1386 توسط انتشارات اطلاعات منتشر شد.

در خرداد 1382 همایشی توسط میراث فرهنگی تحت عنوان «همایش حمام در فرهنگ عمومی» برگزار شد که مجموعه مقالات آن شامل 38 مقاله در سال 1384 توسط این سازمان انتشار یافت. (کتاب 430 صفحه می باشد) در مقالات مختلفی که در کتاب مذکور انتشار یافته است جنبه های مختلف معماری، فرهنگ، و آداب حمام مورد مطالعه قرار گرفته و نیز چندین حمام در سراسر کشور معرفی گردیده اند.

چند مقاله از این کتاب که به اصفهان مربوط می شد معرفی می گردند:

حمام به شیوه اصفهانی (فرهاد فخار تهرانی)

حمام و آداب حمام رفتن ارمنیان (لئون میناسیان)

مرمت، احیا و تغییر کاربری حمام وزیر اصفهان (محمد حسین وافی)

حمام رهنان (لیلا ذاکر عاملی ـ عیسی اسفنجاری)

مشخصات کتاب:

مجموعه مقاله های همایش حمام در فرهنگ ایرانی

سازمان میراث فرهنگی و گردشگری

بهار 1384

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۸:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٤/٢۳

← صفحه بعد