خاطرات شریف همایون منتشر شد

کتاب دیگری که این روزها توسط بنده انتشار پیدا کرد، خاطرات محمود شریف همایون است. این مجموعه خاطرات از این جهت اهمیت دارد که گوینده خاطرات از سالهای مشروطه تا واقعه شهریور 1320 مطالب ارزنده ای را از دریچه چشم خویش بیان می دارد. که به روشن شدن بخش هایی ا ز تاریخ اجتماعی و سیاسی اصفهان و ایران کمک می کند. او در شهر اصفهان دارای چندین سمت دولتی بود که مهمترین آنها در سال 1305ش شهردار یا رئیس بلدیه این شهر گردید و فعالیت هایی را در جهت عمران و توسعه میدان نقش جهان انجام داد که در کتاب درج شده اند.

سرگذشت گوینده خاطرات

اصل این خاندان از دامغان بود که برای تحصیل به تهران رفته بودند. سپس در اثر آشنایی دایی آنها، میرزا حسن‌علی‌خان سراج‌الملک با ظل‌السلطان، این خانواده از اصفهان سر در آورد. سید محمود در سال 1312ق/1273ش در تهران چشم به جهان گشود و تحصیلاتش را در دارالفنون ادامه داد. مهاجرت به اصفهان و ازدواج با قمرالدوله، دختر ظل‌السلطان، نویسنده کتاب و این خانواده را جزو منسوبان به دستگاه قاجاری و طبقه اشراف قرار داد. از سوی دیگر با وقوع مشروطیت و در اثر ارتباط و نزدیکی سید محمود شریف همایون با خوانین بختیاری از جمله سردار اسعد و سردار ظفر، وی به جرگه قدرت وارد ‌گردید. این هم نشانی از جوانمردی‌های قدیم بود که کسی، از ترس انتقام، پسر یا خویشانش را به دشمن بسپارد! آری سراج‌الملک که در دستگاه ظل‌السلطان منشی، نیز اجاره‌دار املاک ظل‌السلطان بود، برای ممانعت از انتقام بختیاری‌ها، که اصفهان را فتح کرده بودند، پسر خواهرش، محمود، را به سرداراسعد سپرد. از اتفاق محمود نیز در دل سرداراسعد جا کرده و منشی و جلیس او گردید. در همین زمان موضوع حملات محمدعلی شاه و برادرش سالارالدوله به کشور پیش آمد که شریف همایون نیز به عنوان «منشی ایالت و تحویلدار اردو» به طور رسمی وارد کارزار گردید. پس از آن نیز در جنگ‌های دیگری که بختیاری‌ها فرماندهی آن را بر عهده داشتند مانند جنگ کاشان، او در اردو صاحب شغل و منصبی غیر نظامی بود.

ادامه مطلب   
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۸:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٢/٧

کتاب خاطرات علی همامی منتشر شد

متن دیگری برای روشن شدن بخش هایی از تاریخ معاصر اصفهان توسط اینجانب به چاپ رسید.

خاطرات علی همامی از آن دست نوشته هایی است که هر دو وجه اجتماعی و سیاسی را با خود دارد. آن بخش‌های سیاسی که مربوط به جنگ‌های جنوب یا روابط با شیخ خزعل است، ممکن است در منابع دیگر یافت شوند،اما بخش اجتماعی خاطرات که اوضاع اجتماعی اصفهان در آستانه جنگ جهانی اول و سپس وضعیت این شهر را در زمان جنگ به تصویر کشیده است، تقریباً نادر و بسیار ارجمند هستند. اصولاً ذکر خاطرات و نشر روزنامه‌ها در مقطع پس از استبداد صغیر تا روی کار آمدن رضاشاه، به شدت کاسته شده و دانسته‌های ما در این مقطع زمانی بسیار اندک می‌‌‌گردد. راجع به اصفهان شاید کتاب بنده تحت عنوان «اصفهان از انقلاب مشروطه تا جنگ جهانی اول» دارای اطلاعات نابی است که برگرفته از روزنامه‌های منتشره در همان زمان می‌‌‌باشد. کتاب خاطرات میرزا عبدالجواد اخوت تحت عنوان «از تجارت تا طبابت» نیز به تکمیل تصویر اصفهان در این دوره زمانی خصوصاً زمان جنگ جهانی اول کمک شایانی می‌‌‌کند. کتاب «خاطرات شریف همایون» نیز که توسط نگارنده تصحیح و به چاپ رسید، تصویر خوبی از اصفهان در همین زمان ارائه داده است.

زندگی اجتماعی  شهر نیز نکته‌ها و  زیبایی‌های خود را داشت. رابطه اولیای مدرسه انگلیسی‌ها با قدرت‌های شهری از جمله حاکم و  همچنین روحانی پرنفوذ شهر، آقا نجفی، جالب توجه است. دردناک‌تر از همه قدرت و استیلایی است که خارجیان بر کلیه ارکان شهر کسب کرده بودند. به حدی که دست تجاوز و تنبیه آنها بر مردم عادی شهر نیز بلند بود. نکته دیگر آن که حکمرانان اصفهان در این دوره همه از خوانین بختیاری بودند و رابطه مردم شهر با الوار بختیاری دارای ظرایف و دقایقی بود که خواندن آن در این کتاب جالب توجه است. با این ملاحظه که آن چه آمده مربوط به یکصد سال پیش است و امروزه روز اختلاط اقوام و فرهنگ‌ها در ایران، چنان سفره رنگین و زیبایی را آفریده است که هیچ کس رضا نمی‌دهد بخشی از آن حذف یا مورد بی‌مهری قرار گیرد.

ماجرای قنبر سیاه  که سی و سه پل را می‌‌‌بست و  سید علی، فراش مدرسه انگلیسی‌ها، که مرتب به جلفا سر می‌‌‌زد مست بر می‌گشت، و  سید زنجیرباف که دزدان خانه‌اش را مجذوب خود کرد و  ماشاءالله‌خان کاشی که از یک سو غارت می‌‌‌کرد و از سویی مجلس وعظ برگزار می‌نمود، و ده‌ها شخصیت دیگر که در این خاطرات آمده است، همه و همه ما را در روشن شدن دیروز خود و شاید تولید «محصولات نمایشی» مانند فیلم و تأتر از روزگار گذشته پدران خویش یاری می‌‌‌رسانند.

 

 

ادامه مطلب   
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٧:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٢/٧

قلب اصفهان در سال 1304ش چگونه بود؟

اهالی تاریخ باید بیش از گذشته در مطالعات خود با نقشه مأنوس باشند. زیرا اطلاعاتی که یک نقشه به ما می دهد ده ها کتاب و متن نمی توانند آنها را انتقال دهند. در سال 1304شمسی یکی از درجه داران جوان نظمیه اصفهان به نام سید رضاخان نقشه ای کشید و در کنار آن اطلاعات ذی قیمتی از انگیزه و روند کار ارائه داده است: «نظر به این که نقشة محلی عموما فوق‌العاده مورد احتیاج است، و مخصوصاً نقشه شهر برای نظمیه آن شهر ضرورت کامل دارد، چون آقای نایب سرهنگ احمدعلی‌خان زند که در تاریخ 1298ریاست نظمیه اصفهان را عهده‌دار گشتند، سعی خود را در تهیه نقشه کاملی از شهر اصفهان نشان دادند، این بنده، سلطان سیدرضاخان صاحب منصب اداره جلیله نظمیه در ضمن اجرای وظایف، این امر را عهده دار و با فقدان وسایل از تاریخ حمل 1299 شروع به کار نموده، و در تاریخ جدی 1302 (مدت سه سال) نقشه را به مقیاس 400/1 به طور مبسوط با تعیین محل کلیه محلات و معابر و اماکن متبرکه، حمام‌ها و باغات و غیره (که به نظر قارئین محترم می‌رسد) به انجام رسانده و برای آن که خدمت ناقابلم مورد استفاده عامه واقع شود، با بهترین کاغذهای خوب و خطی و مرغوب به طبع رسانیده ، تقدیم توجه و نظر لطف هم‌وطنان عزیز داشتم...»

بی‌گمان محصول کار سیدرضا نقشه بی‌نظیری از شهر اصفهان است که خیلی دقیق به ما می‌گوید در آغاز قرن حاضر شمسی اصفهان چه سر و شکلی داشت. ساختار شهری و وضعیت خیابان‌های این شهر چگونه بود و امکنه تاریخی و عمومی این شهر در کجاها قرار داشتند. به دلیل ارزش همین نقشه بود که در سال 1363ش موسسه جغرافیایی سحاب این نقشه را به صورت عکسی بازچاپ کرد و نیز در سال 1386 جناب آقای عبدالله شاه سیاه آن را بازنویسی کرده و به صورت رنگی به چاپ رسانید.

این بخشی از نقشه سیدرضا که در اینجا آمده است، قلب اصفهان یعنی دروازه دولت و میدان نقش جهان است.

هم چنان که می‌بینیم انتهای خیابان چهارباغ عباسی میدانی قرار نداشت و محلی بود که چون مدخل عمارات دولتی از آنجا می‌گذشت، و پشت میدان نقش‌جهان را کوی دولت می گفتند، پس آنجا دروازه ای بود که «دروازه دولت» نام داشت. این محل در واقع یک چهار راه بود. در دوره رضاشاه که خیابان چهارباغ پایین کشیده شد، آن محل نیز از عمارات خالی گشته و به صورت میدان در آمد. جزئیات دیگر نقشه را خودتان می‌توانید مورد مطالعه قرار دهید.  

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۸:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٢/٢

معرفی کتاب حیات یحیی و اصفهان در سال 1337ق

یحیی دولت آبادی فرزند هادی دولت آبادی و برادر علی محمد و صدیقه است. این سه  خواهر و برادر هر یک منشأ اثر بوده و صاحب خاطراتی  می باشند که به روشنی نقش و جایگاه آنها را بیان می دارد. این خانواده از دولت آباد برخوار اصفهان بودند که به واسطه دشمنی های ظل السلطان در زمان مظفرالدین شاه به تهران کوچ کرده و در پایتخت وارد بازی های قدرت شده و به جایگاهی رسیدند.

یحیی دولت آبادی خاطرات خود را شرکت در «انجمن معارف» در زمان مظفرالدین شاه آغاز می کند. انجمنی که به تأسیس و گسترش مدارس نوین در کشور می پرداخت. تحولات مشروطیت و سپس تحولات جنگ جهانی اول و موضوع مهاجرت از نکات برجسته بعدی خاطرات اوست.

برای این وبلاگ تصویری که از اصفهان بعد از جنگ جهانی اول ارائه می دهد قابل توجه است. یحیی دولت آبادی در سال 1337 هجری قمری یعنی یک سال پس از پایان جنگ جهانی اول ، پس از سی سال راهی اصفهان شد تا سری به دیار خود بزند و هم ملک پدری را بفروشد و طلب طلبکاران را بدهد. او پس از گذر از کاشان و گفتن از دستگاه نایب حسین به اصفهان می رسد که این شهر نیز در دستان یاغی دیگری به نام رضا جوزدانی بود. «اصفهان تا زمان کمی پیش از این با بودن یک حاکم بی حال از طرف دولت، اختیاراتش در دست یاغیان جوزدانی بوده است. که هنوز هم جنوب این شهر در تحت قدرت آنهاست.»(ج 4، ص 111) حاکم اصفهان نصیرخان سردار جنگ بود که خوشبختانه مدتی پس از آن رضا جوزدانی و دار و دسته اش را قلع و قمع کرد و شهر را پس از دو دهه ناامنی ، امنیت بخشید.

ادامه مطلب   
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٩:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱/٢٢

کبوتر پرانی که دزد همسایه را دستگیر کرد (سال 1345)

 

کبوتر پرانی یا کبوتر بازی از سرگرمی هایی است که این روزها دارد به کلی فراموش می شود. همه جا از مضرات این سرگرمی می گفتند و حتی در قوانین مجازاتی برای آن در نظر گرفته شده بود. اما گویا حدود 50 سال پیش این سرگرمی یک جا به کار آمده و آن دستگیری زنان  دزد خانه همسایه بوده است. نحوه دزدی و زمان آن (در روز) و وارداتی بودن دزدان (از تهران) و مهمتر از همه جنسیت آنها از نکات جالب اجتماعی است.

اینک متن خبر

چند روز قبل در خیابان فردوسی  کوچه خواجه نصیر ، دو نفر سارق به نام های فریده ... 40 ساله و نظیره .... 46 ساله که وارد منزل علی مغزی شده بودند، به وسیله پسر همسایه که روی پشت بام مشغول کبوتر پراکنی بود، دستگیر گردیدند.

 جریان از این قرار است که در همسایگی منزل علی مغزی، واقع در خیابان فردوسی، منزلی واقع است که در آن چند کبوتر برای سرگرمی اطفال خانواده وجود دارد. دو روز قبل پسر بچه 14 ساله ای که روی پشت بام مشغول بازی با کبوتران خود بود، ناگهان متوجه شد که  داخل منزل علی مغزی، دو نفر زن ناشناس مشغول فعالیت می باشند. حس کنجکاوی جوان تحریک و چون مطمئن شد که زنان مذکور که داخل منزل هستند، بیگانه اند، فکری کرد و از پشت بام به پایین آمد و یک قفل از منزل خودشان برداشت و در منزل همسایه را ار خارج قفل کرد و مانند مأموران پلیس در مقابل منزل به کشیک پرداخت تا آن که زن همسایه که در حقیقت زن صاحب منزل بود از راه رسید و پسرک جریان را تعریف کرد و او از پلیس استمداد نمود و با کمک پلیس هر دو زن مذکور که داخل منزل بودند دستگیر و به کلانتری جلب شدند .

 پس از تشکیل پرونده هر دو زن را به مأمورین آگاهی سپردند تا تحقیقات بیشتری درباره نحوه عمل آنان انجام شود . در آگاهی فریده اظهار داشت که دخترم از تهران به اصفهان آمده است و من برای پیدا کردن او به این شهر آمدم و نظیره را هم همراه آوردم . پس از تحقیقات معلوم شد که هر دو نفر از سارقین پیشینه دار هستند و حتی دختر فریده هم که در این شهر دنبال او آمده اند، از رقاصه های معروف کافه های تهران است.

روزنامه اصفهان، 23 آذر 1345

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۸:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱/۱٩

معرفی کتاب جنبش وطن پرستان اصفهان و بختیاری

 

اطلاعات ما در باره تحولات مشروطیت اصفهان زیاد نیست. یک دلیل آن که افراد کمی از فعالان سیاسی آن روزگار قلم به دست گرفته و خاطرات خود را نوشته اند. در سال های اخیر و با کمک انتشار چندین روزنامه از همان زمان، نوری بر این تاریکی افکنده شده و جایگاه اصفهان در تحولات مشروطیت کشوری و محلی تا حدودی معلوم شده است.

از میان فعالان و بازیگران سیاسی دکتر نورالله دانشور علوی ، که خود از مجاهدین مشروطیت بود، یک استثناست . خاطرات او نشر یافته و کمک زیادی به بازسازی این مقطع زمانی به ما می کند. علت نوشتن این خاطرات هم کوشش یک مورخ نامدار اصفهانی به نام «حسین سعادت نوری» بود که در مقدمه کتاب آورده است :

«فروردین 1334 پس از چندین سال دوری و مفارقت با آقای دکتر نورالله دانشور علوی (مجاهد السلطنه) فیض ملاقات دست داد و به مناسبتی سخن از جنگ های مشروطه به میان آمد و برای این که شمه ای از خدمات خوانین بختیاری و قربانی هایی که این طایفه محترم و مجاهدین اصفهان در راه استقرار رژیم مشروطه داده اند، به اطلاع علاقه مندان به آزادی برسد، از ایشان که در اغلب جنگ های مشروطه شرکت داشته اند، تقاضا شد خاطرات خود را تا آنجا که مقدور است به رشته تحریر در آورند تا یادداشت های نامبرده طبع و مورد استفاده عموم قرار گیرد»

 سرانجام پس از یک سال این یادداشت ها آماده شد و حسین سعادت نوری آن را در سال 1335ش به چاپ رسانید. چاپ دوم این کتاب توسط نشرآنزان و در سال 1377 ش به چاپ رسیده است.

کتاب از آنجا که پس از چند دهه به بازنویسی حوادث پرداخته است و گمان می رود بدون مراجعه به یادداشت های قبلی بوده و فقط متکی به حافظه می باشد، دارای اشتباهاتی است اما در جاهایی که خود نویسنده در حادثه حضور داشته است، کتاب وضوح خوبی دارد و از اتفاق نکات تاریکی را روشن می گرداند.

مثلا راجع به علل حمله بختیاری ها به اصفهان و نجات این شهر از نیروها و حکومت مستبد محمدعلی شاه، که سرانجام به حمله به تهران و پایان استبداد صغیر انجامید، تحلیل های زیادی گفته شده است . ولی نورالله دانشور علوی عضو هیأتی بوده است که از سوی بزرگان اصفهان و حاج آقا نورالله نجفی به صورت پنهانی به سرزمین بختیاری رفت و آن بخش از نیروهای بختیاری را که مخالف محمدعلی شاه بودند یعنی جناح ضرغام السلطنه  و صمصام السلطنه را ترغیب کردند که به اصفهان حمله نموده و این شهر را از دست حاکم محمدعلی شاه یعنی اقبال الدوله کاشی رهایی دهند که چنین نیز شد. (ص 29)

بخش دیگری که نویسنده اطلاعات خوب و دست اولی به ما می دهد مقطع جنگ جهانی اول است. او حوادث و قحطی پس از جنگ را به تصویر کشیده و نیز تصرف اصفهان به دست نیروهای روسی را نشان می دهد. (ص 161) هم چنین حوادثی که پس از تصرف شهر به دست نیروهای روسی اتفاق افتاد مانند حاکم شدن یمین السلطنه پسر ظل السلطان از سوی روس ها و اقدامات وی را باز گو می کند.

چنان که گفتیم خاطرات دانشور علوی مربوط به مقطعی از تاریخ اصفهان است که دانسته های ما درباره آن اندک می باشد پس همین خاطرات کم حجم که حدود 182 صفحه می باشد، دارای آگاهی های مفیدی درباره این شهر می باشد.

نام کتاب: جنبش وطن پرستان اصفهان و بختیاری

نویسنده: دکتر نورالله دانشور علوی (مجاهد السلطان)

مقدمه و حواشی: حسین سعادت نوری

انتشارات آنزان (1377)

239 صفحه

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٧:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱/۱٦

توصیه نوروزی پنجاه سال پیش

در روزنامه خبرهای روز اصفهان مربوط به اسفند 1343 (دقیقاَ نیم قرن پیش) یک توصیه کوچک ولی مهم به همشهریان درباره مهیمانان نوروزی دیدم که گفتم آن را با همه به اشتراک بگذارم .

همین میهمانان یا گردشگرانی که ایام عید به شهر ما می آیند بهترین تبلیغ برای گردشگری این شهر هستند پس با آنها مثل میهمان خانه خودمان رفتار کنیم

 کسی چه می داند شاید این آخر سخن ما باشد:

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/٢٧
تگ ها : اخبار عید

نوروزانه

 

اندر دل من مها دل‌افروز تویی

 


یاران هستند و لیک دلسوز تویی

 


شادند جهانیان به نوروز و به عید

 

 

عید من و نوروز من امروز تویی

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/٢٦
تگ ها :

تاریخچه یک ساختمان در چهارباغ

هتل آمریک دیروز و امروز

چهار باغ قدیم را دیگر نمی توانیم بازسازی کنیم. اما می توانیم تکه هایی از آن را مانند پازل کنار هم بگذاریم تا صحنه های از روزگار گذشته را بیافرینیم. اصولاً تاریخ علم عجیب غریب و انتزاعی نیست. تاریخ یعنی همین بازسازی گذشته ها. به طوری که محصولی جالب و شیرین و لذت بخش برای خواننده ایجاد گردد. این نگاه می تواند تاریخ را به زندگی مردم نزدیک کند و مردم را با این دانش آشتی دهد. اگر کسی بگوید با این رویکرد پس همه مورخ هستند من می گویم «بله هستند. اگر ابزار کار و روش آن را بلد باشند. ابزار کار مراجعه به منابع مستند و محکمی برای بازسازی درست و امانت دارانه گذشته است و روش کار هم به درستی کنار هم نهادن این ابزار و مستندات است. به طوری که از دل آن یک روایت بیرون بیاید.»

بارها که از جلوی عمارتی ایوان دار در خیابان چهارباغ (روبروی مدرسه چهارباغ) رد می شدم به خود می گفتم این ساختمان باید تاریخچه ای با شکوه برای خود داشته باشد که اکنون ویرانه و گریان از آن بالا چهارباغ و گذرندگان آن را می نگرد. بعد از جستجو عکس ساختمان را در یک کتاب عکسی (از سرکار خانم دمندان) دیدم که گویا آنجا روزی یکی از هتل های معروف اصفهان به نام «هتل آمریک » بوده است. هتلی که صاحب آن شخصی ارمنی به نام «طونی جهانس» بود. این طونی اولین کسی است که در اصفهان در همین خیابان چهارباغ و شاید در همین محل اولین سالن تأتر اصفهان را برپا کرد. قطعاً در سال 1307 ش این سالن برپا بوده است چون یک آگهی داریم که در آنجا تأتری فکاهی به نام «علی ورجه» برگزار شده بود.

مدتی بعد که موضوع عمارت با دکتر حسین یقینی در میان گذاشتم ایشان گفتند که در سال های دهه چهل ، مسافربری های اصفهان در خیابان چهارباغ بود و همین هتل آمریک دفتر مسافربری «میهن تور» بود و خود ایشان نیز یک اتوبوس داشته اند معمولاً آن را در جلوی عمارت پارک می کرده اند. ایشان می گفت اسم سابق هتل آمریک، هتل جهان بوده است.

در عکس بالا گویا یک قطعه «تمبر» برای این هتل ساخته شده بوده است. یا شاید هم تمبر نبوده و فقط عکاس ها چنین آن را تزیین کرده بوده اند. با مقایسه دو عکس معلوم می شود که هتل آمریک بعدها توسعه یافته است چرا که در عکس قدیم ایوان آن کوچکتر است.

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/٢٥

موانع اجتماعی ـ فرهنگی تشکیل شرکت و تآسیس کارخانه در ایران عصر قاجار (مقاله)

این مقاله در مجله علمی پژوهشی تحقیقات تاریخ اجتماعی ش 8 پاییز و زمستان 93 به چاپ رسید

دلایل عدم توسعه یافتگی ایران سوالی است که در چند دهه اخیر ذهن مورخان و عالمان علوم اجتماعی و سیاسی را به خود مشغول کرده است. خصوصاً دوران قاجار به دلیل حیطه مشخص و حساسیت زمانی، بسیار مورد دقت قرار گرفته است. این مقاله سعی می‌کند، در این رابطه نکات تازه‌ای بر سخنان پیشین بیفزاید.

 نکاتی که در این مقاله بر آنها انگشت نهاده شده است، فقدان امنیت لازم برای تجمع سرمایه در دوران مذکور، خوی و خصلت خاص ایرانی که مغایر با فعالیت جمعی اقتصادی است، نبود آمادگی‌های علمی و فنی برای کارخانه‌داری و نیز فقدان راه‌های موصلاتی به عنوان زیرساخت فعالیت اقتصادی در دوره قاجار می‌باشند. بعضی از این نکات در پژوهش‌های دیگر مورد مداقه قرار گرفته‌اند، اما در این مقاله با مراجعه به روزنامه‌های عصر قاجار خصوصاً روزنامه‌های انتشار یافته در خارج از کشور، که نگاه دقیق‌تر و زبان آزادتری داشتند، نکات گفته شده از زوایای تازه و با شفافیت بیشتری مورد بررسی قرار گرفته اند.

 تجمع سرمایه و تشکیل شرکت محصول مستقیم فضایی امن برای سرمایه گذاری است. در ایران قاجاری این پیش فرض فراهم نبود. هرنوع سرمایه متراکم از سوی حکام قاجاری و نیز راهزنان داخلی تهدید می‌گردید.  از سوی دیگر تشکیل شرکت پیش فرض‌های  دیگری به لحاظ درونی دارد که داشتن روحیه کار جمعی یکی از آنهاست.  این امر نیز در ایرانیان آن روزگار به حد کفایت وجود نداشت. در قدم بعد در همین دوره اگر شرکتی برپا می‌شد و یا کارخانه‌ای تأسیس می‌گشت، مواجه با  مشکلات دیگری می‌گردید که آن را ناکام می‌نهاد. مشکلاتی که ریشه در عقب ماندگی علمی و فنی داشت. اگر از این مرحله نیز گذشته و کالایی تولید می‌گشت، راه‌های کشور مناسب آن نبود که تولید به مرحله توزیع وارد شده و چرخه کامل گردد. حاصل این فرایند آن که این مشکلات درونزا، در کنار مشکلات برونزای دیگر (رقابت سرسختانه  خارجی) مانع از آن شدند که ایران قاجاری از مرحله تولید سنتی به تولید صنعتی عبور نماید.  

به طور خلاصه این مقاله با رویکرد فرهنگی / اجتماعی پاسخی است به سوال همیشگی ما چگونه ما شدیم

برای دریافت اصل مقاله کلیک کنید ...

http://socialhistory.ihcs.ac.ir/article_1332_250.html

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۸:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/٢۳

قهوه خانه ها را چه کنیم؟ تصمیم درست مدیریتی

تصویر یک جگرکی خیابانی (تصویر قهوه خانه یافت نشد)

حقیقت آن است که بعد از هر تحول اجتماعی و سیاسی، نهادها موجود مورد بازبینی قرار گرفته و تحولاتی درآنها به وجود می آید. وقتی انقلاب مشروطیت صورت گرفت، مشکلی به نام «قهوه خانه ها» خود را نشان داد. نیروهای تازه نفس و جدیدی که مدیریت شهری را به دست گرفته بودند باید تصمیمی راجع به آنها اتخاذ می کردند. مشکل آنجا بود که قهوه خانه های شهر به مراکز فساد تبدیل شده بود. در آنجا تریاک کشیده می شد و بعضی فسادهای دیگر در آنجا صورت می گرفت. هم چنین در آن زمان به خاطر شور انقلابی و کارهای مهمی که باید صورت می گرفت،  قصه خوانی در قهوه خانه ها نیز کار عبثی به نظر آمد .  امری که قرن ها یکی از سنت های شهری بود. نقالی هم جزوی از این سنت محسوب می شد.

حاج آقا نورالله نجفی اصفهانی رهبر مشروطیت اصفهان بود. وی ریاست انجمن ولایتی اصفهان را نیز بر عهده داشت. ..

ادامه مطلب   
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/۱٧

معرفی کتاب نصف جهان؛ معماری اجتماعی اصفهان صفوی

کلمه «معماری اجتماعی» خود به خود وسوسه انگیز و مبهم است که خواننده کتاب در پی آن باشد که بداند چه معنی می دهد. مولف کتاب استفان بلیک است و کتاب توسط محمد احمدی نژاد ترجمه گردیده و کوشش بسیاری شده تا مفهوم معماری اجتماعی تبیین گردد. آنچه بنده از این عبارت در کتاب فهمیدم درک کردن رابطه میان بنا و مسائل پشت پرده آن معماری اجتماعی است. مثالی که مترجم از این عبارت زده است آن است که در خانة وثیق، که در اصفهان مشغول مرمت آن بوده است، در یک جبهه از خانه دو اتاق عروس بوده که یکی بزرگ و مزین و دیگری ساده و محقر. با درک روابط میان آدم های آن خانه می توان پی برد که چرا معمار چنین کرده است.

از نظر مولف «معماری اجتماعی رویکردی نظری است که شهر را همچون متنی در بر می گیرد... فضای ایجاد شده بازتاب نظام اجتماعی و روش هایی است که این نظامات اجتماعی به واسطة آنها بیان ، بازتولید و تجربه می شوند» توصیف شهر به مثابه متن به این معنی است که متن باید به دقت خوانده شود.

با همین رویکرد در این کتاب مولف با مرکزیت میدان نقش جهان، به معرفی و تحلیل فضاهای معماری خود میدان و اطراف آن پرداخته است. او در سه بخش سیاست (بناهای دولتخانه وباغ های شاهی – عمارت های امیری و باغ خلوت ها) اقتصاد (بازار ، کاروانسرا) مذهب (مدرسه وامامزاده) به تحلیل بناهای  شهر اصفهان پرداخته است. در تحلیل هر بنا به پیشینه و حکایت ها و حوادث مربوط به آن نیز اشاره می کند تا «معماری اجتماعی» آن را تبیین نماید.

با همین رویکرد مولف به مقایسه میان دولت خانه صفوی و دولتخانه حکومت مغول هند در همان زمان که در شاه جهان آباد در شمال دهلی برقرار بود، پرداخته و تفاوت ها این دو را بیان کرده و به تحلیل و ریشه یابی این تفاوت ها می پردازد. (ص 96- 93)

برای تدوین این کتاب مولف تقریباً تمامی کتب و آثار مربوط به اصفهان در دوران صفوی و قاجار را مطالعه کرده و در شرح جزئیات بناها ، محلات و همه فضاهای شهری به این کتاب ها مراجعه می نماید. حتی آداب و رسوم و معتقدات مربوط به هر بنا را نیز ذکر کرده است. مثلا وقتی به توصیف محله سید احمدیان می پردازد می گوید «در این محله عمارت ملا کاظم که مأمور سخنرانی در مقابل شاه عباس دوم بود، قرار داشت . در نزدیکی این محله منار خواجه علم معروف به گلبار واقع شده بود. گفته می شد گنجی شایگان که ماری سهمگین نگهبان آن است در این محل مدفون شده. زنان محله نیز معتقد بودند تماس با این مار شفای نازایی است» (بلیک ، 1388، ص 188) با وجود سنگینی و ثقل مطالب که معلوم نیست از قلم مولف است یا ترجمه آن، مطالعه این کتاب را به علاقمندانی که علاوه بر رویکرد تاریخی نیم نگاهی به  دانش معماری دارند توصیه می کنم. اصولاً این کتاب به ما می گوید درک یک بنا بدون دانستن «معماری اجتماعی» آن ناقص بوده و با اضافه کردن این رویکرد است که می توان یک بنا را به طور کامل و درست شناخت.

نام کتاب: نصف جهان؛ معماری اجتماعی اصفهان صفوی

مولف: استفان، پی بلیک

مترجم: محمد احمدی نژاد

انتشارات ادبیات معماری و شهر سازی و نشر خاک  (1388)

کتاب در قطح رحلی (بزرگ) است و 200 صفحه می باشد.

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/۱٦
تگ ها : معرفی کتاب

میدان نقش جهان در یک روز ابری (دهه چهل)

میدان نقش جهان بی هیچ تردید همه چیز اصفهان است. توجه به تاریخچه و تحولات این میدان برای یک پژوهشگر شهری از واجبات می باشد. در آخرین کتاب «برگ هایی از تاریخ اجتماعی اصفهان معاصر» یک فصل را به تحولات یک صد ساله این میدان اختصاص داده ام. امیدوارم علاقمندان به آن مراجعه نمایند.

 در اینجا سه تصویر از این میدان را که مربوط به دهه سی یا چهل شمسی است می آورم. در یک روز ابری عکاس خوش ذوق این عکس ها را برداشته است. میدان و مسافران آن. زن چادری، دوچرخه سوار، یک روحانی، درشکه و رعیت هایی که بر روی قاطر خود محصولاتشان را به شهر آورده بوده اند.

 علاوه بر لباس آدم ها و وسیله نقلیه توجه به درخت های میدان و نیز پوشش پیاده روها تغییرات را به خوبی نشان می دهد

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۳:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/۱٠

توجیه در یک پاراگراف! (داستان حمام خسرو آقا)

شهردار اسبق بر روی جلد مجله

حمام خسرو آقا بازمانده دوران صفوی بود. از قاجار و پهلوی هم نبود که بشود به این آسانی تیشه به ریشه آن زد. در نیمه شب 23 فروردین 1374 کسانی که از دروازه دولت به سمت میدان نقش جهان می رفتند، با ممانعت مأموران شهرداری مواجه می شدند. از هر سو که سمت حمام می رفتید عده ای ایستاده بودند و اجازه نمی دادند. فردا صبح که مردم به محل رفتند به جای پشت بام حمام خسرو آقا هیچ ندیدند! هیچ نبود. میدانی که چمن کاشته بودند. یک بنای ثبت شده تاریخی زیر خاک رفته بود و آب از آب نجنبید.

شهردار آن روز حمید رضا عظمیان بود که پس از بیست سال امروز گویا زبان گشوده و  چند کلمه ای ابراز پشیمانی کرده است. طی مصاحبه ای که مجله «برای فردا» با ایشان انجام داده است این اطلاعات جدید را به دست می دهد:

سوال: به طور مشختص تر در مورد یک اتفاق در زمان مدیریت شما سوال می کنم. درارتباط با تخریب حمام تاریخی خسرو آقا بسیاری انگشت اتهام را به سمت شهرداری می برند ولی به نظر نمی رسد مسبب اصلی این اتفاق تنها شهرداری باشد.

ادامه مطلب   
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/٢٩

محله علی قلی آقا را ببینیم

در ادامه طرح کمیته گردشگری شهرداری اصفهان در زمینه گردشگری محلات این هفته نوبت به محله علی قلی آقا رسیده است. امروز قصد دارم بروم ببینم چه خبر است ولی می دانم حتماً دیدنی و شنیدنی است. محله علی قلی آقا یک مجموعه کامل است. حمام علی قلی آقا یکی از حمام های زیبای ایران است که مثل حمام های موزه ای در آن از پیکره های انسانی استفاده کرده اند و کلیه اجزای یک حمام عمومی را دارد از جمله چاله حوض . بازارچه علی قلی آقا نیز از آن بازارچه های سرپوشیدة محله ای و بسیار دیدنی است. مسجد علی قلی آقا هم همین طور. باید بگویم علی قلی آقا و خسرو آقا دو نفر از خواجگان حرم صفوی بودند که پولدار شدند و وضعی به هم زدند و این یکی مجموعه فوق را ساخت و آنجا را آباد کرد و از محله بیدآباد مستقل نمود و شد چهارسوی علی قلی آقا و دیگری برادرش خسرو آقا هم حمام خسرو آقا را ساخت که از دوران صفوی تا سال های اخیر بود اما ....

با سلیقه و ابتکاری که شهرداری در شناسایی محله حسن آباد به خرج داده بود اطمینان دارم که اینجا نیز دیدنی است. از دوستان و همشهریان خود می خواهم  که بیایند برویم ببینیم چه خبر است.

راستی برای رفتن به آنجا از چهارراه تختی به سمت خیابان مسجدسید بروید و اولین خیابان سمت راست که می شود روبروی شمس آبادی بپیچید سمت راست که خیابانی تازه ساز است. آنجا پارکینگ هم هست.

خلاصه

«محله علیقلی آقا از 25 بهمن ماه تا یکم اسفندماه از ساعت 14 تا 17 بعدازظهر پذیرای بازدید عموم ‏شهروندان و گردشگران است.‏»

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/٢٦

← صفحه بعد