جنگ جهانی دوم در ایران (مجموعه مقالات)

چه خوب است مجموعه مقالات همایش در همان روز همایش توزیع گردد. اگر چنین باشد آن همایش تاثیر خود را بر جامعه مخاطب بیشتر خواهد گذاشت. در آذر ماه  1390 همایشی تحت عنوان  «جنگ جهانی دوم در ایران» توسط سازمان اسناد و کتابخانه ملی برگزار گردید. اکنون بعد از حدود 5 سال مجموعه مقالات آن در دو جلد انتشار یافته است. خیلی دیر اما باز هم غنیمت است. در این دو جلد حدود 35 مقاله انتشار یافته اند. این مقالات از آنجا که از شهرهای مختلف بدان همایش ارسال گردیده اند، به خوبی نشان می دهند که این تحول یعنی جنگ جهانی دوم بر مناطق مختلف کشورمان چه اثراتی بر جای نهاده و چه پیامدهایی داشته است.

 شاید باور آن برای بسیاری سخت باشد اما تاریخ نویسی ما رنگ و بوی عجیبی گرفته است. هر چه واقعه ای نزدیکتر به زمان ما باشد، کمتر درباره آن می دانیم! یک دلیل آن که تاریخ معاصر و ابعاد و زوایای آن نزد مورخان کلاسیک و دانشگاهی چندان دلچسب نیست. شاید آنها به خود می گویند مثلا ماجرای جنگ جهانی دوم و حضور سربازان خارجی در ایران را که پدران ما دیده اند و به خاطر دارند، دیگر چه جای ثبت و ضبط؟ هنوز مانده تا واقعه «تاریخی» شود.

به هر حال مقاله این جانب که دومین مقاله کتاب است «اثرات جنگ جهانی دوم بر صنایع نساجی اصفهان» نام دارد برای دریافت آن باید به خود کتاب مراجعه کرد.

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٦:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٦/٦

معرفی شماره جدید مجله برای فردا (شهریور 95)

شماره سیزدهم مجله برای فردا (شهریور 95) انتشار یافت.

موضوع این شماره به مطبوعات محلی  اصفهان اختصاص داشت که این شماره به مطبوعات اصفهان در عصر قاجار می پرداخت. شاید در همین رابطه بود که مصاحبه ای نیز با بنده در این شماره چاپ شده است که در پست بعدی به آن می پردازیم.

مطالب تاریخی این شماره :

قانون مطبوعات : خبرها را دستچین نکنید / جمشید کیان فر

روزنامه ها و مجله های اصفهان، فهرستگان قاجار / سید فرید قاسمی

سیر مطبوعات اصفهان از آغاز تا پهلوی / فاطمه دهدشتیان

مردانی که روزنامه نگاری حرفه آنهاست / عبدالمهدی رجایی

تحت توجهات حضرت ثقه الاسلام منتشر می شود / مصاحبه با محمد حسین خسرو پناه

 

قسمت جامعه این شماره به موضوع خیریه ها پرداخته است

قسمت شهر این شماره نیز به موضوع پروژه های شهرداری اختصاص دارد.

 

برای فردا

سال چهارم شماره 13، شهریور 95

قیمت 10 هزار تومان

 

 

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۸:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٥/۳٠
تگ ها : معرفی کتاب

داستان اصفهان و دوچرخه

مدخل: سرانجام سه شنبه های چهار باغ عباسی صدای زنگ دوچرخه گرفت. بعد از سال ها تلاش دوستاران سرسبزی و زیبایی، مقرر گردید سه شنبه ها در چهار باغ عباسی فقط دوچرخه و عابر پیاده رفت و آمد کنند. چه اقدام نیکویی! در بسیاری از معابر گردشگری جهان چنین وضعی برقرار است. این روزها شهردار اصفهان گاهی با دوچرخه می آید و می رود. بسیاری فهمیده اند دوچرخه تنها وسیله نجات از این وضع ترافیک کشنده است. بی مناسبت ندیدم داستان اصفهان و دوچرخه را مرور کنیم (خلاصه شده از یکی از فصول کتابم : برگ هایی از تاریخ اجتماعی اصفهان معاصر)

اصفهان شهری است مسطح، به همین خاطر به شدت برای دوچرخه‌سواری مناسب است.خیابان های پر درخت و حاشیه زیبای زاینده رود هر کسی را بدین کار وسوسه می کند. از طرف دیگر گذری به گذشته به ما می گوید صنعتی شدن این شهر با برپایی 20 کارخانه ریسندگی، خیل عظیم کارگر را در این شهر جمع کرد. کارگرانی که برای رفتن به سرکار و برگشتن، دوچرخه را بهترین و ارزان‌ترین وسیله نقلیه می‌دیدند. وسیله‌ای مناسب که از هر گذری می‌گذرد. حتی کوچه‌های تنگ و پیچ در پیچ محلات سنتی اصفهان. علاوه بر آن محصلین شهر نیز به شدت از دوچرخه استقبال کردند.

ادامه مطلب   
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٦:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٥/٢٥

خبر درگذشت اکبر میرزا صارم الدوله

آدم ها در تاریخ به اندازه تاثیری که بر جامعه اطراف می گذارند، مورد توجه قرار می گیرند. خوب و بد آنها زیاد مهم نیست. برای آنهایی که نمی دانند اکبر میرزا صارم الدوله کیست باید بگویم ناصرالدین شاه قاجار فرزند پسری داشت که از قضا از همه فرزندان موجودش بزرگتر بود به نام مسعود میرزا ظل السلطان. این شخص برای رسیدن به مقام ولیعهدی و سپس پادشاهی یک چیز کم داشت ، این که مادرش از قاجاریه نبود. بنابرین تاج شاهی به برادر دیگرش یعنی مظفرالدین شاه قاجار رسید. اما ظل السلطان جمعا حدود 35 سال بر شهر اصفهان حکمرانی کرد. (قبر او در حرم رضوی است)

مسعود میرزا ظل السلطان نیز چندین پسر داشت که دو نفر معروفین آنها یکی حسین میرزا جلال الدوله بود که در زمان پدر به حکومت یزد رسید و دیگری اکبرمیرزا صارم الدوله که چندین بار حکومت گرفت و البته یک بار هم در زمان وثوق الدوله وزیر مالیه وی گردید . این وزارت هم زمان شد با قرارداد 1919 که به دلیل مخالفت های افکار عمومی اجرایی نگشت اما بدنامی آن برای وثوق و دو وزیرش یعنی صارم الدوله و  نصرت الدوله فیروز باقی ماند.

صارم الدوله یک خبط عجیب دیگر هم در زمان حیات خود داشت که هرگز از دامنش پاک نشد. این که در زمان مشروطیت مادر او به دلایلی به خانه حاج آقا نورالله نجفی پناه آورده بود و این شخص به همراه چند تن دیگر از برادران به خانه آقا نجفی آمدند تا مادر را برگردانند که مادر راضی نشد و او تپانچه کشید و همان جا مادر را کشت! به همین خاطر تا مدت ها به نام «شاهزاده مادرکش» خوانده می شد. (برای شرح ماجرا رک: اصفهان از انقلاب مشروطه تا جنگ جهانی اول، رجائی)

صارم الدوله در اصفهان چند کار خیر و ماندگار برای خود به یادگار نهاد که یکی از آنها تاسیس اولین دبیرستان کامل این شهر بود. در سال 1300ش تا مدت ها بدین خاطر مدرسه مذکور را «مدرسه متوسطه اصفهان» می گفتند و بعدها که چند دبیرستان دیگر در اصفهان برپا شد ، آنجا را دبیرستان صارمیه نامیدند. این دبیرستان هنوز هم برپاست. اکبر میرزا مسعود سرانجام در سال 1354 ش درگذشت و در تخت فولاد ، در تکیه مخصوص به خاک رفت. بهترین زندگی نامه  از او را دوست دانشمندم آقای نصرالهی در یکی از مجلدات «دانشنامه تخت فولاد» نوشته است.

این آگهی خبر مرگ وی از روزنامه اولیای اصفهان به تاریخ 13 آذر 1354 است.

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٦:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٥/۱٦

باغ ملی (میدان نقش جهان)

شاید کمتر کسی بداند که در مقطعی از زمان، به میدان نقش جهان و فضای سبز وسط آن باغ ملی می گفتند. ساخت باغ ملی یا همان پارک شهر در شهرسازی مدرن مطرح گردید و از آنجا که هنوز در اصفهان جایی که بتواند این نقش را بازی کند وجود نداشت، همان فضای داخل میدان نقش جهان را به عنوان باغ ملی نامیدند. حصاری به دور آن فضا کشیده شده بود که گمان می کنم تا سال های قبل از انقلاب این حصار وجود داشت. به هر حال این آگهی تبلیغاتی به ما می گوید در دهه بیست و سی به میدان نقش جهان باغ ملی نیز گفته می شد.

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٥/٤

آگهی دیگری از کارخانه وطن

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٧:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٤/٢٧

اندیشه اقتصاد خودکفایی در اصفهان معاصر

این مقاله در مجله برای فردا به چاپ رسید.

 

در دوران مشروطیت یک نوع آگاهی جمعی نسبت به مصایب کشور به وجود آمد. هر طبقه به بیان دردها و مشکلات کشور از نگاه خود پرداخت. روشنفکران آزادی‌های سیاسی و اجتماعی را دیدند و تجار بر وابستگی شدید اقتصادی کشور انگشت گذاشتند. وابستگی که اقتصاد کشور را رو به فروپاشی می‌برد. در این میان بسیاری از روحانیان روشن اندیش نیز به میدان آمده و سعی داشتند در حل کردن مشکلات و بیان دردها به همه طبقات کمک نمایند.

در اصفهان توجه به مشکلات اقتصادی کشور در میان مبارزان مشروطیت بیش از سایر مناطق بود. در واقع شعار دوم مشروطیت اصفهان این بیت سعدی بود که:

 کهن جامة خویش پیراستن                     به از جامة عاریت خواستن

 یک دلیل آنکه تشکل‌های قوی از تجار روشن اندیش در این شهر ریشه داشتند به طوری که پیشتر شرکت اسلامیه و نیز شرکت مسعودیه به همین دلیل تشکیل شده بود.

به تاریخ 16 محرم 1325در اصفهان و با حضور 12 نفر از تجار درجه اول شهر، «‌انجمن تجار» درمحل باغ حاج محمد حسین کازرونی شکل گرفت. روزنامه پس از ذکر خبر تشکیل این مجمع اظهار امیدواری کرده است که به واسطه آن «‌خیلی از مفاسد تجارتی و مملکتی ما اصلاح شود چنانچه در این روز مذاکرات مجلس همه از اقدام به امورات نافعه و کوشش به لوازم ترقی مثل آوردن کارخانجات لازمه بود» (روزنامه انجمن مقدس ملی اصفهان، ش 10، 25 محرم 1325.)در همین جلسه نخست حاج محمد حسین کازرونی پیشنهاد کرد کارخانه کاغذسازی برپا کنند. سه روز بعد که این انجمن در تیمچة حاجی محمد ابراهیم ملک‌التجار، تشکیل شد راجع به کارخانه کاغذسازی قرار گذاشتند

یک ماه بعد از آن تاریخ بزرگترین مجمع اقتصادی در اصفهان شکل گرفت. این‌بار هم در باغ کازرونی «‌قریب دو هزار نفر از علما و تجار و کسبه و تمام سلسله جلیله صدریه ازدحام نموده بودند... در باب منسوجات و متاع‌های ایرانی عزم و جزم خود را به عرض یکدیگر آوردند که لباس‌های مسلمان غیرتمند باید از اقمشه اسلامیه باشد و هم چنین اثاث البیت و آلات کسب و متاع‌های لازمه باید از مصنوعات ایران باشد» (روزنامه انجمن مقدس ملی اصفهان، ش 22، 20 ربیع الثانی 1325) در همین جلسه حاج آقا نورالله سخنرانی بیان کرد بدین قرار «‌ای سلسلة تجار و فرقة کسبه! تا کی طلا و نقرة خود را به بلاد خارجه می‌‌فرستید؟ و در عوض اقمشة زرد و سرخ آنها را زینت خود قرار می‌‌دهید؟ و ابداً متذکر نمی‌‌شوید که عواید و فواید خود را صرف ابناء وطن خود نمایید. الحق عجب است از غفلت ما که مدت‌هاست فریفتة امتعة زرد و سرخ خارجه شده، مکنت خود را بباد فنا داده ایم.

سرخ و زردی که لایق مرد است           اشک گلگون و چهرة زرد است

در قرون گذشته چه قدر کارخانة نساجی دایر بوده، و گروه گروه از غزل[1] و ندف و صبغ و نسج منتفع می‌‌شدند. که فعلاً اثری از آنها باقی نیست. مگر ندیدید که چگونه بازار ریسمان را رشته، کسب و کار از هم گسیخت و بازار صباغان را که چگونه رنگ و رونق از کسب ایشان تمام شد، و روزگار تعیش ایشان سیاه شد و هکذا. کاسبی نیست مگر اینکه در واقع از عمال دول خارجه است. همانا به انتظار کساد و تعطیل سایر بازار‌ها نشسته‌اید. والّا همت خود را مبذول و مصروف آبادی وطن می‌‌داشتید. غرض آنکه از باب  غیرت و حمیت باید مجدانه در ترتیب رواج اقمشه و امتعه اسلامیه بر سبیل اتحاد و اتفاق بکوشید تا عن قریب لباس غنا و عزت بپوشید و جام سعادت و راحت بنوشید. اگر گذشته‌ها را، به نظر عبرت، اسباب ویرانی ایران می‌‌بینید آینده را دریابید. تا ریشه در آب است امید ثمری هست»

(روزنامه انجمن مقدس ملی اصفهان، ش 17، 14 ربیع الاول 1325)



[1] - غزل : رشته، ریسمان.

ادامه مطلب   
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٥:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٤/۱٩

معرفی شماره جدید مجله برای فردا (تیرماه 95)

 

آخرین شماره مجله برای فردا باپرونده «اقتصاد مقاومتی» بر روی گیشه های مطبوعاتی رفت. در این شماره تمرکز مقالات
و مطالب بر روی موضوع اقتصاد مقاومتی و نیز اقتصاد خودکفایی می باشد.

مقالات تاریخی مجله بدین قرار می باشند:

 

وطن در خطر است؛ اندیشه اقتصاد خودکفایی در اصفهان معاصر /  عبدالمهدی
رجائی

اندیشه راسخ آقا نوراله نجفی  / محسن نصیری

آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد ؛ گفتگو با دکتر مرتضی دهقان نژاد / الهه باقری

چهار پرده کمپانی / محمد دروگر

خودکفایی ملی در اندیشه سید جمال الدین واعظ اصفهانی / پروین کارگر

اندیشه های خودکفایی بانوی اصفهانی
/ الهه باقری

روشنفکران و همراهی با اقتصاد مقاومتی / مجید علیپور

اندیشه خودکفایی در دولت ملی محمد مصدق  / پروین کارگر

 

مقالات بخش جامعه در این شماره مجله
به قرار زیر است:

تئوری اقتصاد خود کفایی از دیدگاه رهبر انقلاب / حسن قانونی

بحران توسعه ملی ، برنامه ششم و اقتصاد مقاومتی / گزارش سخنرانی فرشاد مومنی

توسعه ناموزون ، مقاومت شکننده / حجت الله میرزایی

باسته های حقوقی اقتصاد مقاومتی / محمد شریف شاهی

باید یک دوره ریاضت بکشیم / گفتگو با مهدی کشمیری

اقتصاد مقاومتی، گذشته، حال وآینده / الساندرو آمادیو

پایان عصر کادیلاک سواری / حسین قانونی

اقتصاد مقاومتی یعنی کار آفرینی ، نه کاریابی / گفتگو با ایمان باستانی فر

اقتصاد مقاومتی ، راهکارها و چالش ها /  گزارش همایش

 

مطالب متنوع دیگری در بخش های
ادبیات، هنر ، کتاب و شهر در این شماره آمده است .

مجله برای فردا

شماره 12 ، تیر 1395

قیمت 7000  تومان

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٤/۱٢
تگ ها : معرفی کتاب

تولد دوباره مجله فرهنگ اصفهان

 


شماره اول از دوره جدید فرهنگ اصفهان سرانجام منتشر شد. مجله فرهنگ اصفهان زیر نظر اداره ارشاد اصفهان منتشر می شود. انصافاً از همان ابتدای فعالیت که فکر کنم در دهه هفتاد بوده است، مجله فرهنگی و خوبی بوده است. البته بسته به نظر سردبیر، و حال و هوای جامعه مخاطب، گاهی صبغه تاریخی و گاهی رنگ و بوی جامعه شناسی آن بیشتر می شده است. اکنون نیز شیب رویکرد به سمت روانشناسی قرار دارد، اما همیشه نیم نگاهی به تاریخ این شهر داشته است. مگر می شود مجله ای در اصفهان نشر یابد و گوشه های از تاریخ بلند این شهر را بازگو نکند.

این شماره مجله نیز با مطالب زیر منتشر شده است:

سیاست فرهنگی / حبیب رضا ارزانی

اصفهان شهر فرهنگ و هنر / شیرین داروغه

حقوق بشر از دیدگاه اسلام / حبیب رضا ارزانی و شیرین داروغه

تفاوت نسلی یا انقطاع نسلی / مسعود شیربچه

بررسی نهاد خانواده و تعارض در روابط زناشویی  / سعید صادقی

تاثیر شبکه مجازی لاین بر اعتماد میان زوجین / عیسی چراتی

پدیده طلاق و خانواده پایدار / محمود گلزاری

حماسه ملی چیست / مظفر احمدی دستگردی

صدر  اصفهانی و اقدامات وی در اصفهان / محمد علی چلونگر و هوشنگ خالدی

عصار خانه  و عصاری در گذر زمان / علیرضا مرادی

زیستن در مکتب اصفهان / شهاب شهیدانی و اکبر شاهمندی

بحران آب و چالش های فرهنگی با تاکید بر حوزه زاینده رود / غلامحسین نصوحی

وضعیت موقوفات شهر اصفهان  در زمان قاجار / عطیه سادات طباطباییان

نگاهی به رویدادهای فرهنگی شهر


فرهنگ اصفهان

دوره جدید، ش 1، بهار 1395

تعداد صفحات 96

قیمت ؟

 

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٩:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٤/۱
تگ ها : معرفی کتاب

آگهی تبلیغاتی کارخانه صنایع پشم و کارخانه وطن

 

یک آگهی تبلیغاتی تاریخچه مختصری از کارخانه سازنده و نیز قیمت ها و فضای آن روزگار را بیان می کند. این دو آگهی تبلیغاتی در دهه بیست در روزنامه های تهران منتشر می شده اند. نکته مهم آن که در هر دو آگهی به اطلاع مخاطبین می رساند که به خرید کالاهای ایرانی روی آورند.

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٦:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/۳/٢٩

محدودیت عکاسی در سفرنامه والتر هینتس

سفرنامه های زیادی از عصر رضاشاه وجود ندارد. شاید هم نوشته شده و تا کنون ترجمه نشده باشند. یکی از این سفرنامه ها که اخیراً ترجمه شده اند، سفرنامه والتر هینتس است. این مورخ و پژوهشگر آلمانی در دوران رضاشاه بین سال های 1315 تا 1318 برای بازدیدی علمی به ایران آمده است. بیشتر نقاط کشور را گشته و تصاویری جالب و ناب از آن روزگار برای ما به یادگار نهاده است.

نکته ای که می خواهم بدان اشاره کنم محدودیت هایی است درباره عکاسی در ایران که در این زمان وضع شده بود. در مقاله ای تحت عنوان «چرا از دوره رضاشاه زیاد عکس نداریم؟» زمینه های قانونی این محدودیت ها را گفتم و در این سفرنامه فضای اجرایی این محدودیت ها به خوبی آشکار است.

با این که والتر هینتس آلمانی بود و این کشور رابطه خوبی را دولت ایران داشت، با این حال وقتی او در قزوین قصد داشت عکاسی را شروع نماید می گوید « عکس گرفتن در ایران امروز کار خیلی آسانی هم نیست. نخستین تکلیف دستورالعمل عکس گرفتن در ایران چنین است: گرفتن عکس از میدان ها وتاسیسات عمومی هنگامی ممکن است که عکاس قبلاً مجوز پلیس محل را دریافت کرده باشد. ... بنا بر وظیفه اول به اداره نظمیه رفتم. اما بسته بود. بعد از ظهر پنج شنبه بود ... در قزوین صبح جمعه دوباره در نظمیه بودم. که گروهبان علی آقا به نام همراه در اختیارم گذاشته شد. اول رفتیم به کاخ نادری. شب پیش عکس گرفتن دزدکی بر خودم ممنوع کرده بودم. درست هنگامی که می خواستم کلید لایکا را بزنم علی آقای شریف زد به بازویم و گفت «رئیسم گفته است که فرنگی می تواند از همه جا عکس بردارد جز خرابه!» من می بایست در سفرم به ایران نفرین به این واژه خراب را حسابی می آموختم که برای یک عکاس مانعی بزرگ تر است از نگهبان متعصب یک امامزاده. در حالی که به زحمت بر خشم فزاینده ام چیره می شدم به گروهبان همراهم گفتم «سرکار من یک مورخ ام و خودم از آلمان به قزوین آمده ام تا از کاخ نادرشاه عکس بگیرم. درباره اش در کتاب هایم نوشته ام. پس این همه پول را بی خود خرج کرده ام؟»(هینتس، 1392، ص 23). هینتس در مسجد جامع قزوین با ترس و لرز چند عکس گرفت که ناگهان پلیس مخفی رضاشاهی از راه رسید و یقه او را گرفت. او به پلیس مخفی گفت «من با کوشش حکومت ایران در پیشگیری از برداشتن عکس های بی مزه ای که فقط از گوشه های ویران و نابسامان گرفته می شوند و با شکار گداهای آسمان جل میان شترها و الاغ ها، کاملاً موافق هستم. رضاشاه درست گفته است که ایرانی الوان و رمانتیک نیاز دارد. اما در مورد بناهای کاملاً تاریخی باید که پلیس را به برداشت بلند نظرانه ای رهنمون شد»(همان، ص 27)

والتر هینتس در تمام طول سفر با مشکلات اینچنینی برای عکاسی از بناها و آثار تاریخی مواجه بود. مسلم این شخص جرات نمی کرد لنز دوربین را به سمت مردم عادی کوچه و بازار بگرداند و عکس هایی از آنها بردارد. چرا که متهم می شد که قرار است تصویر سیاهی از ایران به خارج برده و به خارجیان نشان دهد. بدین ترتیب مقرارات سخت گیرانه رضاشاهی باعث شد گنجینه عکس ایران در این بیست سال به شدت کم شود.

 سفرنامه والترهینتس

ترجمه پرویز رجبی

انتشارات ایران شناسی (1392)

تعداد صفحات 222

قیمت 17 هزار تومان

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۸:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/۳/٢۳

آگهی تبلیغاتی چای ساعتی اصفهان

 

چای ساعتی

اکنون که موقع ماه رمضان است اگر
وقت افطار به منزل کسی روید ، بدواً صحبت از چای ساعتی به میان می آید.

چای ساعتی
مورد گفتگوی عموم خانواده هاست.

چای ساعتی پر رنگ ، خوش طعم ، معطر ،

 چای ساعتی را
مصرف کنید

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/۳/۱٢

معرفی کتاب انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک ج4

بررسی یک پدیده تاریخی از دریچه تاریخ نگاری غیر رسمی (مطبوعات و اسناد) از آن جهت اهمیت دارد که نزدیک ترین روایت را به واقعه به ما می گوید. بالاخره جلد چهارم کتاب «انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک» از چاپخانه به در آمد . جلدهای اول تا سوم آن نیز در سالهای پیش انتشار یافته بود. این جلد تحولات اصفهان را از تاریخ 1/ 7/ 1357 تا 30 / 7 / 1357 تحت پوشش خود دارد. یعنی تحولات یک ماهه مهر 1357. بی گمان هر چه به زمان پیروزی انقلاب اسلامی نزدیک تر می شویم حجم اسناد نیز بیشتر شده و انتشار آنها با دشواری بیشتری همراه است. ناشر در مقدمه کتاب آورده است « اسناد این مجموعه که مقطع زمانی 1/ 7/ 1357 تا 30 / 7 / 1357 را شامل می شود، نگاهی است از دریچه اسناد ساواک به انقلاب اسلامی در اصفهان. با وجود کمبودها و نواقص ذاتی این اسناد، می توان با قاطعیت اعلام کرد که این اسناد شناخت دست اولی از سیر رویدادها و مواضع انقلابیون در اختیار پژوهشگران قرار خواهد داد. و اقدامات و تصمیم های رژیم را بدون دخل و تصرف به قضاوت مردم خواهد گذاشت. تقابل نیروهای مذهبی و حکومت پهلوی در مهرماه یکی از مهمترین صحنه های رویارویی دو گروه در سال 1357 بود. از مهمترین حوادث این ماه هجرت تاریخی امام خمینی (ره) به پاریس و ناکارآمدی دولت آشتی ملی شریف امامی بوده است » (مقدمه ناشر)

با نگاهی به این صدها سند درج شده و بازنویسی شده در این کتاب می توان به نقش مدارس و  نقش دانشگاه اصفهان در تحولات انقلاب اسلامی در اصفهان به خوبی پی برد. در خلال این اسناد علاوه بر بررسی وقایع سیاسی، نکات اجتماعی قابل تأملی نیز دیده می شوند.

نام کتاب

انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک (استان اصفهان)

جلد 4

ناشر: مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات

چاپ اول : زمستان 94

تعداد صفحات 580 صفحه

قیمت 22 هزار تومان

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٥:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/۳/۱
تگ ها : معرفی کتاب

چرا از دوره رضاشاه عکس زیادی نداریم؟

این مقاله در مجله عکس شماره 325 پاییز و زمستان  1394 انتشار یافت

 

بی‌گمان عکاسی در ایران تا حد زیادی مدیون ناصرالدین شاه قاجار است. این پادشاه هم خود عکاس بود و هم در رواج عکاسی تلاش زیادی به خرج داد.  به همین خاطر عکاسی در ایران عصر قاجار رشد چشمگیری داشت.[1] اما عکاسی در ایران در دوره رضاشاه دچار زوال و افت شدیدی شد. به همین خاطر علی‌رغم پیشرفت در این صنعت، گنجینه عکس‌های ما از این دوره بسیار ضعیف است. با کمی دقت معلوم می‌شود بیشتر عکس‌های باقی مانده از این دوره عکس‌های رسمی است که از مراسم رسمی با همان کلاه‌های معروف پهلوی باقی مانده‌اند. علت آن روحیه استبداد و ترسی بود که رضاشاه از گرفتن عکس و یا انتقال تصاویری از ایران داشت. به حدی که خارجیانی که در قالب گردشگر قصد داشتند به ایران سفر کنند حق نداشتند عکس بگیرند یا حتی از روی بناها نقاشی کنند. این کار منوط به اجازه مخصوص از اداره شهربانی و سپس اداره معارف بود که معلوم است با دردسرها و فسادی که مخصوصا در اداره شهربانی وجود داشت، کمتر کسی جرات یا تحمل داشت برای کسب این اجازه مراجعه نماید. می‌توان پنداشت وقتی برای خارجیان این همه محدودیت برقرار می‌شده است، ایرانیان برای این کار چه دردسرهایی داشتند.

به یاد داشته باشیم گاهی یک قانون یا محدودیت اثر خود را چندین دهه بعد نشان می دهد. نگارنده که در حوزه کارخانجات نساجی اصفهان تحقیق می‌کرد، متوجه شد با وجود اهمیت و افراد زیادی که وابسته به این تشکیلات صنعتی بودند، عکس‌های باقی مانده از آن بسیار اندک است.[2]

در میان مجموعه اسنادی تحت عنوان «اسنادی از صنعت جهانگردی در ایران» به چاپ رسیده است، اسناد و مکاتبات فراوانی راجع به این موضوع و مشکلاتی که برای عکاسان و سپس فیلمبرداران به وجود آمده و تلاش ادارات شهربانی و معارف برای عدم عدول از این قانون سخیف دیده می‌شود.

در تاریخ 22/ 2 / 1317 این تصویب نامه از هیأت وزیران گذشت:



[1] . درباره تاریخچه عکاسی در ایران چندین کتاب منتشر شده که یکی از آنها رک: طهماسب پور، محمد رضا (1392) ناصرالدین شاه عکاس، نشر تاریخ ایران. چاپ دوم. درباره سبک عکاسی مردمی (عکس از مردم عادی کوچه و بازار) که در دوره رضاشاه تکرار نگردید می‌توان به مجموعه عکس‌های آنتوان سورگین و نیز عکس‌های ارنست هولستر مراجعه کرد.

[2] . بخشی از عکس کارخانجات نساجی اصفهان در کتاب «چهره های اصفهان، پریسا دمندان» دیده می شود.

ادامه مطلب   
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٢/٢٥

پیله وری در اصفهان معاصر، چالش ها و حواشی

این مقاله در مجله فرهنگ مردم (ویژه اصفهان) به چاپ رسید.

چکیده

کلیمیان یا یهودیان به دلایل متعدد، در کشورهای اسلامی زیاد به ملکداری و کشت و کار علاقه‌ای نداشتند. اصناف و حرف صنعتی نیز آنچنان مورد توجه آنها نبود. اما چند حرفه را بسیار می‌پسندیدند. خرید و فروش آثار عتیقه و پیله‌وری و سپس طبابت سه شغلی بود که بسیار بدان رغبت داشتند. گاهی هم این سه شغل در یک نفر جمع می‌شد. پیله‌وری یعنی گرداندن لوازم خانه، خصوصاً پارچه، در کوچه‌ها و بردن آنها به درب منزل مردم برای عرضه و فروش بسیار در میان یهودیان متداول بود. در اصفهان نیز از دیرباز این حرفه در میان یهویان رواج داشت، اما در مواقعی با واکنش‌هایی از سوی مردم مواجه می‌شد. این مردم هم شامل پارچه فروشان و بزازان بازار بود و هم شامل مردم مذهبی که این رویه را نمی‌پسندیدند. در این مقاله با مراجعه به اسناد، واکنش به این موضوع را در دو مقطع تاریخی مورد بررسی قرار می‌دهیم. اولی در موقع انقلاب مشروطیت که فرصتی پیش آمده بود تا اصناف شهر از قدرت خود برای بیرون راندن رقیب استفاده نمایند و دیگر در زمان رضاشاه که باز هم صنف بزاز تلاش کرد تا این امر را مغایر با قانون کشف حجاب جلوه داده و جلوی آن را بگیرند. نکته مهم این که مقابله با پیله‌وری یهودیان همیشه جنبه اقتصادی و اجتماعی توامان داشت. یعنی عده ای که منافع اقتصادی خود را با این کار در خطر می‌دیدند، سعی داشتند با مطرح نمودن جنبه‌های اجتماعی و مذهبی، کار خود را پیش ببرند. انعکاس این نوع نکات اجتماعی از داده‌های جالب توجه این مقاله است.

ادامه مطلب   
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۳:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٢/٢۳

← صفحه بعد