درباره منار ته برنجی و معجزات آن

آداب و رسوم آمیخته با خرافات معمولاً در اثر استیصال ایجاد می شوند. نازایی معمولاً یکی از دردهای صعب العلاج آدمی بوده است که به درستی علت آن مکشوف نبود. پس بی سبب نیست که به خاطر درمان آن سحر و جادو و توجه به خرافات به سرعت جای خود را باز می کرده است. شاید تا امروز نیز درصد بسیاری از مبتلایان به این بیماری به سراغ راه های غیر پزشکی می روند. در اصفهان مناری به نام منار «ته برنجی» وجود داشت که گویا متخصص درمان نازایی بوده است!  گفتنی است این منار از آن جهت ته برنجی نامیده می شد که بعضی قسمت های نوک آن از ورقه های برنج پوشیده شده بود. شاردن پس از بیان موضوع گردو و منار ته برنجی ، یاد آور می شود که یک بار زنی به او گردو تعارف کرده بوده است! این منار دیگر وجود ندارد.

« زنان سترون عقیده به این مسجد دارند (مسجد محله سید احمدیان) و در آن مراسمی موهوم و خرافی مضحکی معمول می دارند به این طریق که اقوم زن عقیم ، افسار اسبی را روی چادر به سر او بسته به پای منار می کشند. زیر بغل زن جاروب و یک کوزه نو ، پر از گردو است. و با این حال او را بالای منار می برند. در حال بالا رفتن روی هر پله باید گردویی بشکند و هسته را توی کوزه ریخته ، پوسته را روی پله ها بریزد. و موقع پایین آمدن پله ها را با جاروب بروبد. سپس کوزه و جاروب را به محراب مسجد می برد و گردو را با کشمش در گوشه چادر خود می ریزد و در برگشتن به مردانی که با آنها می می خورد، و از آنها خوشش می آید، می دهد. و از ایشان خواهش می کند که آن را بخورند. ایرانیان معتقدند که با این عمل، نازایی رفع می گردد.» (سفرنامه شاردن، ترجمه عریضی، ص 87)

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٧:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٦/٢٢

معرفی کتاب سفرنامه شاردن

 ژان شاردن متولد پاریس بود. او در سال 1075ق برای تجارت الماس به شرق آمد و هم زمان با سلطنت شاه عباس دوم به مدت شش سال در ایران زیست. از طرف شاه عباس دوم لقب «تاجر باشی» یافت. در زمان شاه سلیمان نیز چند سالی در ایران زندگی کرده و به کسب و کار مشغول بود.  در پایان سفر و زندگی در ایران کتابی قطور و پرمحتوا راجع به آن دوران به رشته تحریر در آورد که امروزه بی شک یکی از منابع مهم شناسایی ایران و سلسله صفوی است. او در مقدمه کتابش آورده است « تمایل شدیدی که به شناختن ایران و به نوشتن سفرنامه های دقیق و صحیح راجع به آن داشتم، مرا واداشت تا در این مدت به اندازه امکان و با کمال جدیت به تحصیل زبان فارسی و به شناسایی دقیق آداب و رسوم مردم این کشور بپردازم. از این رو مرتبا به دربار و دیوانخانه مراجعه کردم . با مردم و دانشمندان به گفتگو پراختم... تقریباً تمام طول و عرض کشور ایران را پیموده و همه جای آن را ... دیده ام» (ص 2)

درباره شهر اصفهان او به ذکر کلیاتی راجع به این شهر و زاینده رود پرداخته و مانند یک دوربین فیلمبرداری محلات آن روز شهر، آثار و ابنیه و کوچه ها را به تصویر کشیده است. در خلال آن به شرحی راجع به شخصیت های مورد گفتگو و یا نکاتی درباره اوضاع شهر و کشور را بیان می دارد. به دلیل جزئیات دقیقی که این سیاح از شهر اصفهان به دست می دهد، از طریق سفرنامه وی می توان شهر اصفهان را با دقت و جزئیات خوبی ترسیم کرد. نکته دیگر این که شاردن تا حدودی با اصول طراحی و نقاشی نیز آشنا بود و از بسیاری از بناهای شهر نقاشی کرده است. این نقاشی ها در پاریس و در همان سال های انتشار کتاب به در قالب یک کتاب جداگانه انتشار یافته است. (این کتاب که در قطع رحلی است در دانشگاه اصفهان موجود می باشد)

از سفرنامه شاردن چندین ترجمه در ایران موجود است:

1.در سال 1330 حسین عریضی بخش اصفهان آن را ترجمه کرده و به چاپ رسانید. این کتاب در سال 1379 بازنویسی شده و در اصفهان توسط انتشارات گلها با کوشش مرتضی تیموری به چاپ رسید.(تصویر بالا)

2.کامل ترین ترجمه مربوط به محمد عباسی است که در سال 1335 تا 45 کل ده جلد آن را ترجمه کرده و توسط انتشارات امیرکبیر به چاپ رسانید. بعد از آن مدت این ترجمه تجدید چاپ نشده است که جا دارد این انتشارات به تجدید چاپ آن اقدام نماید. در ده جلد گفته شده کل مسیر سفر و کلیاتی که شاردن راجع به اوضاع جامعه ایران عصر صفوی بیان می کند ترجمه شده است. اما در ترجمه حسین عریضی فقط بخش هایی از جلد هفت و هشت که مربوط به اصفهان می باشد آمده است.

3.اقبال یغمایی نیز در سال 1372 سفرنامه را در چهار جلد ترجمه کرده و توسط انتشارات طوس به چاپ رسانید.

4.میرسید علی جناب نیز به ترجمه بخش اصفهان این سفرنامه اقدام کرده و در پایان کتاب ارجمند خود «الاصفهان» آن را آورد. کتاب الاصفهان ابتدا در سال 1303ش به صورت چاپ سنگی در اصفهان انتشار یافت. بعدها از این کتاب الاصفهان نیز دو چاپ منتشر شد که یکی به کوشش عباس نصر و توسط نشر گلها بود (سال 1371) و دیگری را سازمان میراث فرهنگی و در سال 1376 به کوشش محمد رضا ریاضی انتشار داد.

5.گزیده و شرحی از سفرنامه شاردن که توسط «رانلد دبلیو فریر» تهیه شده وبود در سال 1384 توسط حسین هژیریان و حسن اسدی ترجمه شده و توسط انتشارات فرزان روز منتشر شد.

چهارباغ عصر صفوی

درباره خیابان چهارباغ کسانی که تصور می کنند از همان زمان اطراف آن مغازه بوده است باید بدانند شاردن این خیابان را چنین دیده است: اطراف این خیابان فرح انگیز دلپسند ، باغ های وسیع زیبایی است که هر یک دارای دو عمارت کلاه فرنگی است.که یکی بزرگتر و در میان باغ و مشتمل بر تالاری است که از هر طرف باز و در گوشه های آن اتاق ها و صندوق خانه هاست. و دیگری روی سردر باغ بنا شده و آن نیز از هر طرف باز است تا بتوان رفت و آمد مردم را در خیابان دید. (ص 118)

نکته: از این کلاه فرنگی های درون باغ فقط یک عدد امروز باقی  مانده که همان عمارت هشت بهشت باشد. سردرهای گفته شده همگی در دوره ظل السلطان ویران شده و اگر کسی بخواهد از این سردرها تصوری داشته باشد باید سردر باغ دولت آباد یزد را به خاطر بیاورد.

سفرنامه شاردن

ترجمه حسین عریضی

به کوشش مرتضی تیموری

با مقدمه فضل الله صلواتی

نشر گلها – اصفهان 1379

211صفحه

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۸:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٦/۱٩

میدان نقش جهان از بالا (1314)

اریک اشمیت(Erich Schmidt) یک محقق آلمانی بود که در سال 1314ش پس از اخذ اجازه از مقامات وقت از بسیاری از شهرها و سایت های تاریخی کشور عکس برداری کرد. او این کار را توسط یک هواپیمای کوچک انجام داد. نتیجه این عکس ها در کتابی چاپ شد. کتاب ترجمه نشده است اما اگر شما در گوگل این نام را جستجو کنید به بسیاری از عکس های او دسترسی خواهید یافت.  تصویر بالا میدان نقش جهان را در آن سال نشان می دهد. این میدان در آن سال ها شاهد تحولاتی بود. در ابتدا کف آن باغچه بندی و گلکاری گردید. سپس یک حوض در وسط آن برای زیبایی ساخته شد. عمودهای برق برای روشنایی شب نصب گردید و از همه مهم تر با کشیدن خیابان های سپه و سپس حافظ این میدان به گذرهای شهری وصل گردید. اخبار این تحولات میدان را می توانید در کتاب «تحولات عمران و مدیریت شهری اصفهان در دوره پهلوی اول» بیابید.   

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۸:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٦/۱٧

خاطرات پال هنت (اصفهان در دهه پنجاه)

درباره حال و هوای اصفهان در دهه پنجاه شمسی به یک کتاب مهم برخورد کردم. پال هنت یک کشیش انگلیسی بود که در سال 1352 از انگلستان مأمور  هیأت مذهبی کلیسای انگلیسی در اصفهان گردید و به این شهر وارد شد. وی مدت 5 سال در اصفهان زیست و سپس در سال 1358 به تهران رفت و بعد از یک سال نیز عازم انگلستان گردید. در پنج سالی که او در اصفهان بود مدرنیته و هجوم خارجی ها خصوصا آمریکایی ها، انگلیسی ها و روس ها در این شهر چشمگیر بود. که نویسنده به درج آن صحنه ها اقدام کرده است:

«تعداد آمریکایی های در اصفهان به حدود ده هزار نفر رسید و به دنبال آنها چند شرکت انگلیسی هم فعالیت خود را در اصفهان آغاز کردند. که قرار بود احداث شهرکی واقع در 30 کیلومتری اصفهان را بر عهده گیرند. تعداد روس ها نیز در اصفهان کم نبود ولی آنها که عمدتاً در حوالی کارخانه ذوب آهن در حومه اصفهان زندگی می کردند به ندرت در شهر دیده می شدند» (ص 46)  وجود این همه خارجی در شهر اثرات زیادی نیز بر جا می گذاشت « نوع زندگی آمریکایی به سرعت فراگیر می شد. سوپرمارکت هایی به وجود آمده بود که علی رغم بالا بودن نرخ اجناسشان ، اکثر مردم به خرید از آنها رغبت داشتند، و حتی یک بار که کره محلی در اصفهان نایاب شد ، بلافاصله یکی از شرکت ها با هواپیمای اختصاصی مقدار زیادی کره مخصوص بادام زمینی از آمریکا وارد کرد » (ص 47)

پال هنت در کلیسای «لوقا» در خیابان عباس آباد برای این جماعت مسیحی کلیسایی تشکیل داده و موعظه می کرد. هم چنین بر کار مدیریت بیمارستان مسیحی یا بیمارستان انگلیسی ها (عیسی بن مریم) نیز اشراف داشت. در همین هنگام که زندگی در شهر جریان داشت، و نویسنده تماس و تعاملات خود با طبقات مختلف مردم شهر را به تصویر می کشید، طبقاتی مانند کابینت ساز، قلمزن، صوفیان و حتی طلبه ها، و به حدی با شهر تماس یافته بود که که در مراسم محرم نیز شرکت جسته و خاطراتی می آورد،  جرقه های انقلاب اسلامی زده شد و این خارجی به سرعت متوجه می گردد که برخورد مردم با او تغییر می یابد. در شهر نیز حوادثی اتفاق افتاد و  سرانجام در 22 بهمن انقلاب اسلامی به پیروزی رسید. پال هنت علی اغم خارجی های دیگر در اصفهان ماند و حدود یک سال بعد نیز حال و هوای شهر و حوادث آن را دیده و به ثبت رسانیده است.

شاید مهم ترین حادثه ای که برای او مهم بوده است، تصرف بیمارستان مسیحی یا عیسی بن مریم در خرداد 1358 به دست نیروهای انقلابی و بیرون کردن کادر پیشین بود که شرح ماجرا را به طور مفصل در اینجا بازگو کرده است. (ص 70) بالاخره مشکلاتی که برای او و همکارانش به وجود آمد باعث شد بار سفر تهران را بسته و سرانجام نیز راهی انگلستان شود.

 

پال هنت خاطرات خود در این مدت را نوشته و تصویری جالب و دلکش از عینک یک خارجی در آستانه انقلاب اسلامی از اصفهان به یادگار نهاده است. نکته ظریف آن که در این کتاب به طور مفصل فعالیت های هیأت های مذهبی مستقر در اصفهان را به تصویر کشیده و از مراکز، موسسات و مدارس این هیأت ها پرده بر می دارد. موسساتی برای نابینایان ، درمانگاه ها و موسسات آموزشی که در پرده خدمات آموزشی به کار تبلیغ مسیحیت نیز مشغول بودند.

« دو سه خانواده آلمانی نیز در اصفهان بودند که تحت نظر کلیسای انگلیسی یک مدرسه ویژه پسران نابینا را سرپرستی می کردند در بین آنها شخصی به نام کریستوفل وجود داشت که این کار را از پنجاه سال قبل آغاز کرده بود » (ص 124)

خاطرات پال هنت که به نام «کشیش های انگلیسی در دوران انقلاب اسلامی ایران» نام گرفته و توسط انتشارات اطلاعات به چاپ رسیده است، دارای 185 صفحه می باشد که اغلب صفحات آن مربوط به حوادث اصفهان است. بنا بر این می تواند به عنوان یک منبع مهم راجع به اصفهان در دهه پنجاه مورد توجه قرار گیرد.

خاطرات پال هنت ( کشیش های انگلیسی در دوران انقلاب اسلامی)

ترجمه حسین ابوترابیان

انتشارات اطلاعات چاپ سوم (1382)

 

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٦/۱۱
تگ ها : معرفی کتاب

عکس های سفر آسیای میانه

بر سر دوراهی تاریخ قرن چهارم تا هشتم (بخارا و سمرقند)

ارگ شهر بخارا

معماری تیموری در نمای یک مدرسه در منطقه ریگستان

موزه امیر تیمور و تصویر او در شهر تاشکند

مسجد بی بی خانم (همسر تیمور) در شهر سمرقند

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۸:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٦/٥
تگ ها : آسیای میانه

سفر به آسیای میانه (ترکمنستان / ازبکستان و تاجیکستان)

مجموعه ریگستان در شهر سمرقند

در مرداد ماه امسال فرصتی دست داد تا با جمعی از اساتید و همکاران دانشگاه اصفهان سری به کشورهای آسیای میانه بزنیم .(ترکمنستان- ازبکستان و تاجیکستان ) سفر به صورت زمینی و با اتوبوس صورت گرفت و حدود 17 روز به طول انجامید. مروری کوتاه بر این سفر:

 ترکمنستان دو شهر مهم دارد که عشق آباد و مرو باشند. یک سایت تاریخی نیز دارد که خرابه های شهر «نسا» می باشد. بی توجه به تاریخ و فرهنگ ، توسعه سریع هدف حکمرانان این کشور است. ترکمنستان با مدد پول نفت و گاز رنگ اروپایی به خود گرفته است. جمعیت اندک (8 میلیون نفر) و درآمد بالا باعث شده است عشق آباد به مانند یکی از شهرهای فوق مدرن درآید.

اما بالاتر از همه کشور ازبکستان بود که دو شهر بخارا و سمرقند را در خود جای داده اند. این دو شهر برای اهالی تاریخ یعنی تمامی قرن چهارم تا هشتم ایران. (دوره های سامانیان تا تیموریان) امیر اسماعیل سامانی و این دوره در ازبکستان و تاجیکستان یعنی هویت و سرافرازی. این چنین است که مجسمه  یا به قول آنها پیکره امیر اسماعیل و تصاویر او و نام او در همه جا یافت می شود. از سوی دیگر تیمور لنگ که برای ما جهانگشایی خونخوار است، برای آنها قهرمان ملی است. چرا که بی اغراق امیرتیمور بنیانگذار شهر سمرقند است. مجسمه او بر سر اسب در میدان اصلی تاشکند قرار دارد و در کنار آن موزه امیرتیمور.

ادامه مطلب   
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۸:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٦/٥
تگ ها :

امان از موتور سواران (چهل سال پیش)

ترافیک میدان نقش جهان دهه پنجاه

از مشکلاتی که دوچرخه سواران در ترافیک شهری ایجاد کرده بودند در چندین پست سخن گفتیم. با کمال تأسف هر چه نقش و حجم دوچرخه در خیابان های شهر کم می شد، موتورسیکلت به جای آن می نشست و البته با قدرت و سرعتی که موتور سیکلت دارد، اعمال خطرناک و خطرسازی را که دوچرخه ها انجام می دادند، موتور سیکلت ها جانشین آنها گردیدند. اما این بار به شکلی خطرناک تر که موضوع مرگ و زندگی راکب موتور و پیاده ها نیز در میان بود. به طوری که در نیمه دوم دهه پنجاه شکایت از اعمال موتور سیکلت ها در روزنامه های اصفهان زیاد و زیادتر شد. این بخش از روزنامه راه نجات مربوط به سال 1356 را برای شما انتخاب کرده ام. برای یک مورخ اجتماعی جای تعجب است که چطور در طی این سی چهل سال فرهنگ استفاده از موتور سیکلت هنوز هم بهبود چشم گیری نیافته و هنوز بعضی موتور سواران همان اعمال را انجام می دهند که اخلاف آنها سی چهل سال پیش در خیابان ها انجام می دادند. گذشتن از چراغ قرمز و خلاف راندن در خیابان ها و بزرگراه ها بارزترین آنهاست.

اینک متن روزنامه

موتور سیکلت ها

در تصادفات رانندگی و مرگ و میرهای ناشیه از آن، آمارها نشان داده که تصادف موتور سیکلت سوارها بیش از هر سایر وسایل نقلیه بوده است. کمتر موتورسیکلت سواری را می‌توان سراغ گرفت که یک جای بدنش بر اثر تصادف موتور سیکلت عیب ندیده باشد. این مرکب تندرو و خطرناک زیر پای جوانان سبک سر، حالت آلت قتاله ای را دارد که در کف زنگی مست بگذارند و او بدون آن که بداند چه می‌کند، و جلویش چه خطراتی وجود دارد دسته گاز را تا ته می‌چرخاند و از سرعت سرسام آور لذت می‌برد که به ناگاه به جایی می‌خورد و کله معلق می‌زند. مسلم شده که موتور سیکلت یک وسیله نقلیه نامطمئن و بدون ایمنی است و نباید آن را به دست هر آدم بی مبالاتی داد که خود را قربانی کند یا دیگران را به دیار عدم بفرستند. و متأسفانه بسیاری از خانواده ها، روی محبت به فرزند، برای طفل خود در سنین خردی، این مرکب را می‌خرند و خیال می‌کنند درحق او محبت کرده اند، و از طرفی با آن که راندن موتور سیکلت برای اطفال و جوانان کم سن و سال تخلف است، مع الوصف چون این مرکب رامی توان از هر کوره راهی راند، تا مأمورین راهنمایی آن را نبینند، خیلی از جوانان بدون داشتن گواهینامه بر آن سوارند و سخت می‌تازند و حادثه می‌آفرینند.

(راه نجات، سال 1356)

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٧:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٥/۱۱

معرفی کتاب فرهنگواره گرمابه با رویکرد به حمام های اصفهان

 

طرح جلد کتاب یک «لنگ» واقعی است تا ما را آماده کند که داریم وارد حمام می شویم. در میان آداب و رسوم و مکان های اجتماعی قابل اعتنا، حمام ها جایگاه ویژه ای دارند. به واقع می توان گفت «حمام خود یک فرهنگ است» علی رضا لطفی و دکتر حسین مسجدی در جهت بازشناسی و انتقال این فرهنگ دست به نگارش کتاب «فرهنگوار گرمابه» زده اند که بسیار جای تقدیر و تأمل دارد. اینان در پیشگفتار کتاب آورده اند:

«بازشناسی فرهنگ گذشتگان ، یادآور سرمایه های تمدن این سرزمین است... ضرورت نگارش این اثر از آنجاست که با گذشت زمان و تغییر در روش های زندگی ، بسیاری از آداب و رسوم و فرهنگ مردم به فراموشی سپرده شده است و بیم آن می رود که با تغییر نسل ها و عدم انتقال این فرهنگ به نسل ها آینده ، بسیاری از مباحث مردم شناسی و فرهنگی محو و یا برای نسل های جدید گنگ و نارسا گردد و به آیندگان انتقال نیابد» (قسمتی از پیشگفتار کتاب)

اینان در 25 فصل ابعاد مختلف این فرهنگ را به بررسی نشسته و تحقیق مطلوبی راجع به آن ارائه داده اند این فصول شامل : گرمابه از منظر ادیان، گونه شناسی گرمابه، معماری گرمابه، تأسیسات گرمابه، گرمایش گرمابه، گرمابه و روشنایی، نظافت و تهیه هوا، ملزومات گرمابه، گرمابه و بهداشت و درمان ، شغل های گرمابه ، اقتصاد گرمابه، گرمابه و آیین های فرهنگ عامه، مسائل گرمابه، خرافات و اعتقادات گرمابه، گرمابه در ادب فارسی، معرفی برخی از گرمابه های تاریخی اصفهان ...

بخش هایی از این کتاب در واقع بسط یافته کتاب آقای روح الامینی به نام «حمام عمومی در جامعه و فرهنگ و ادب دیروز» می باشند ولی باید در نظر گرفت پژوهش حاضر در طی چندین سال تهیه و تدوین شده است .هم چنین فصل معرفی برخی از گرمابه های تاریخی اصفهان، به این کتاب رنگ و بوی محلی نیز می دهد. در این بخش 18 حمام موجود استان اصفهان به طور مختصر معرفی شده اند.

اما می توان گفت چنان که در پیشگفتار آمده است، وجه میدانی و شناخت فیزیکی مولفان از حمام بسیار خوب بوده است و به همین خاطر در معرفی قسمت های مختلف حمام و کارکرد هر بخش و نیز اعمالی که در کجا انجام می شده است، مولفان توانسته اند به خوبی مطلب را ارائه دهند. در قسمت کتابخانه ای نیز تحقیقی وافی انجام یافته و خصوصاً موضوعات مرتبط با فرهنگ عامه از جمله خرافات، سحر و جادو در حمام و آداب و رسوم حمام در فرهنگ مردم، نیز به خوبی ذکر شده است. از سوی دیگر با تسلطی که دکتر مسجدی بر متون ادب فارسی دارد، توانسته است جایگاه« گرمابه در ادب پارسی» را به خوبی کنکاش و معین نماید.

مشخصات کتاب

فرهنگواره گرمابه با رویکرد به حمام های اصفهان

علیرضا لطفی و حسین مسجدی

نشر کتاب آبان 1392

تعداد صفحات 436

قیمت حدود 40 هزار تومان (قیمت درج نشده است)

 

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٧:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٥/٤

چگونه اصفهان منچستر شرق شد؟

از آغازین روزهایی که بشر به پوشش احتیاج پیدا کرد و دریافت از پنبه و پشم می‌توان نخ درست کرد و آن نخ را با دستگاه های دستی به پارچه تبدیل نمود، صنعت نساجی شکل گرفت. هر قومی و هر جامعه ای برای خود دستگاه های دستی پارچه بافی تهیه کرده و لباس خود را برای خود می‌بافت. اما از اوایل قرن نوزدهم، زمانی که در اروپا کارخانه‌های نساجی مدرن شکل گرفت، این معادله به هم ریخت و سیل پارچه‌های خوش بافت و ارزان قیمت اروپایی، رفته رفته بازار کشورهای دیگر را تحت سیطره خویش در آورد. این امر خواه ناخواه فشار زیادی به صنعت نساجی بومی آنها وارد می‌آورد. چرا که مصرف کننده داخلی، به جای پارچه های دست ساز داخلی، که زمخت بوده و یک نواخت نبودند، به سراغ پارچه های وارداتی رفتند. نساجان داخلی و صنف های وابسته به آنها کارشان بی رونق شد. دولت‌ها و آگاهان جامعه به میدان آمده و واکنش‌هایی  از خود نشان دادند. ماجرای صنعت نساجی در اصفهان از انقلاب مشروطیت به رنگی دیگر در آمد. در این زمان یک نوع هم بستگی ملی و دلسوزی همگانی برای صنعت در حال نابودی کشور ایجاد شد. عده ای از تجار بزرگ شهر دور هم جمع شدند و « انجمن تجار » را تشکیل دادند تا کارخانه نساجی بیاورند و راه بسازند و بانک برپا کنند. چنین شد که نقش حاج محمدحسین کازرونی در این میان بیش از همه بود. شاید مهمترین خطی که به کمک روحانیون دنبال کردند، خط تحریم کالاهای خارجی بود. شاید بتوان صنعت داخلی در این فضا نفسی بکشد. تکاپویی شد و چند کارگاه کوچک نیز برپا گردید. اما این‌ها همه چون پشتوانة دولتی نداشت و صاحبی که کار را پیگیری نماید همه قائم به شخص بود و ناتمام ماند. تازه جنگ جهانی اول نیز از راه آمده بود. جنگی که در هولناکی و سیاهی هیچ چیز برای کشور ما باقی نگذاشت.

داستان ورود صنایع نساجی مدرن اصفهان به «کارخانة وطن» باز می‌گردد. در سال 1304ش دو نفر از بازرگانان اصفهان به نام عطاءالملک دهش و محمدحسین کازرونی به شراکت یک دیگر این کارخانه را در اصفهان پایه نهادند.کارخانه تا سال‌ها فقط پارچه های کلفت سربازی تولید می‌کرد. بعدها پتوهای پشمی نیز به محصولات کارخانه اضافه شد.

ادامه مطلب   
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٧:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٤/۳۱

معرفی کتاب مجموعه مقاله های همایش حمام در فرهنگ ایرانی

 اصفهان از شهرهایی است که به دلیل قدمت تاریخی و ماندگاری آثار ،  «حمام دار»  نیز هست. یعنی بخشی از میراث گذشته اش که اکنون به ما رسیده، حمام های قدیمی هستند. حمام ها زندگی اجتماعی قدیم را بسیار روشن و بی پرده به تصویر می کشند. حمام مهدی قلی بیک در مشهد ، حمام سلطان امیر احمد در کاشان، حمام گنجعلی خان در کرمان و حمام علی قلی آقا در اصفهان موزه ها یا نمایشگاه هایی از پستو های روزگار قدیم هستند.

هم زمان با رشد توجه به تاریخ اجتماعی و مردم شناسی ، مطالعات حمام هم گسترش یافته است. یکی از این کارها کتاب«حمام عمومی در جامعه و فرهنگ و ادب دیروز» اثر محمود روح الامینی می باشد که در سال 1386 توسط انتشارات اطلاعات منتشر شد.

در خرداد 1382 همایشی توسط میراث فرهنگی تحت عنوان «همایش حمام در فرهنگ عمومی» برگزار شد که مجموعه مقالات آن شامل 38 مقاله در سال 1384 توسط این سازمان انتشار یافت. (کتاب 430 صفحه می باشد) در مقالات مختلفی که در کتاب مذکور انتشار یافته است جنبه های مختلف معماری، فرهنگ، و آداب حمام مورد مطالعه قرار گرفته و نیز چندین حمام در سراسر کشور معرفی گردیده اند.

چند مقاله از این کتاب که به اصفهان مربوط می شد معرفی می گردند:

حمام به شیوه اصفهانی (فرهاد فخار تهرانی)

حمام و آداب حمام رفتن ارمنیان (لئون میناسیان)

مرمت، احیا و تغییر کاربری حمام وزیر اصفهان (محمد حسین وافی)

حمام رهنان (لیلا ذاکر عاملی ـ عیسی اسفنجاری)

مشخصات کتاب:

مجموعه مقاله های همایش حمام در فرهنگ ایرانی

سازمان میراث فرهنگی و گردشگری

بهار 1384

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۸:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٤/٢۳

تاریخ شفاهی زنان کارگر

ورود ماشین‌های صنعتی با کاستن از ضرورت داشتن قوای جسمانی برای کارگران، می‌باید راه ورود زنان و کودکان به طبقه کارگران صنعتی را باز کرده باشد. فعالیت اقتصادی زنان ایران در شهرها تا پیش از دوره رضاشاه  اغلب محدود به فضای خانه بود. با تأسیس موسسات صنعتی، مجالی به وجود آمد که زنان در چهارچوب اجتماع و در یک موسسه به کار بپردازند. معمولاً در معرفی کارخانه به تعداد کارگران به شکل کلی اکتفا می‌کردند و به تفکیک جنسیت تعداد کارگران درج نمی‌گردید. شاید برای نخستین بار که در منابع ذکری از وجود کارگران زن در کارخانه وطن شد مربوط به سال 1309 می‌باشد که در گزارشی آمد در این کارخانه «یک هزار نفر زن و مرد» مشغول به کار می‌باشند( اخگر، ش 314، 1 فروردین 1309) چهارسال بعد کارخانه وطن بر ماشین‌آلات خود افزود و کارخانه را وسعت داد. پس طی یک آگهی اعلام کرد که قصد دارد یک هزار نفر زن را برای کارگری استخدام نماید( اخگر، ش 952، 4 تیر 1313) در همان سال معلوم شد سید محمد بنکدار یک کارخانه پنبه پاک کنی در اطراف اصفهان باز کرده که در مواقعی تعداد کارگران زن آن به 200 تا 300 نفر می‌رسد( اخگر، ش 1005، 3 بهمن 1313)

بر اساس یک تحقیق در سال 1349 میان18676 نفر کارگر مشغول به کار در کارخانجات نساجی اصفهان، تعداد سه هزار نفر کارگر زن در کارخانجات اصفهان مشغول کار بود. این تعداد تقریباً یک ششم آمار کل کارگران است. یعنی به ازای هر شش کارگر، یک نفر آنان زن بودند.[1] نکته مهم آن که درآمد ثابت کارخانه ها، دختران زیادی را به کارکردن در آن موسسات وا می‌داشت و از سوی دیگر سطح پرداخت پایین‌تر زنان نسبت به مردان، موجب می شد کارفرماها تمایل زیادی به استخدام زنان کارگر از خود نشان دهند. حضور این همه زن در محیط کار و کارخانه، مسلماً به تغییراتی در فضای شهر و حیات اجتماعی آن منتهی شده است. اما از میان هزاران زنی که از سال 1304 شمسی در کارخانه وطن مشغول به کار شدند تا زمانی که بوق کارخانه ها در فضای شهر اصفهان می‌پیچید، تا کنون هیچ کدام به ثبت و ضبط خاطرات خود نپرداخته اند. انگیزه و میزان دستمزدها، محیط مردانه و خشن کارخانه، روابط کارگران زن با یک دیگر و نیز نگاه جامعة پیرامون و خانواده به زنان کارگر چه بود؟ عزت الله باقری کارگر کارخانه وطن که دو تا از خواهران وی کارگران کارخانجات نساجی بودند راجع به شرایط این زنان کارگر در خاطراتش می نویسد: «اصولاً فرهنگ و تفکر حاکم به نحوی بود که کارگران فقط با کارگران در می‌آمیختند. اغلب کارگران مرد با زنان کارگر ازدواج می‌کردند. ده‌ها پسر و دختر خانواده‌های کارگر را سراغ دارم که با هم ازدواج کرده اند مثل دو تا از خواهر‌های من. اگر کارگری وضع نسبتاً خوبی داشت ممکن بود یک پیشه ور دخترش را به زنی قبول می‌کرد ولی معمولاً اعضای سایر اقشار و طبقات مثل بازاری و کاسب و غیره سراغ دخترهای کارگران نمی‌رفتند.. . دختر کارخانه ای در میان سایر طبقات مردم مقداری نداشت.[2]» اما تحولات جنبش کارگری بعد از شهریور 20 جایگاه زنان کارگر را نیز متحول کرد. «اما بعدها که جنبش کارگری پا گرفت، برای کارگران هویت و حیثیت بالایی ایجاد کرد و ازدواج با یک کارگر، چه دختر و چه پسر، افتخار هم داشت و روشنفکران و بازاریان زیادی با کارگران ازدواج کردند. اصلاً بعضی از کادرهای حزب توده سعی می‌کردند خودشان را به صورت و هیأت کارگران در بیاورند»[3]



[1] . درخشانی، مصطفی (1349) صنایع نساجی اصفهان، پایان نامه کارشناسی در دانشگاه اصفهان ، ص 161

[2] . باقری، عزت الله، از وانان تا وین، ج1 ، ص 190

[3] . همان، ج1، ص 190

ادامه مطلب   
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٧:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٤/٢۱

یک مجله برای اصفهان (برای فردا)

 

در شهر اصفهان، که گویا پایتخت فرهنگ و تمدن ایران نیز هست، مجله استخوان دار و حسابی نداریم. یک مجله «فرهنگ اصفهان» بود که یادش بخیر! اداره ارشاد منتشر می کرد ولی سال هاست تعطیل شده است. یک مجله «دریچه » منتشر می شود که زیاد منظم نیست و متعلق به بخش خصوصی است. مجله دیگر «برای فردا» است که اینک شماره چهارم آن منتشر شده است. سردبیر مجله آن را «پل ارتباطی نخبگان و جامعه» می داند و در یادداشت خود آورده است« از نگاه ما اصفهان نیازمند نشریه ای است که فارغ از هر گونه خبر زدگی ، به ریشه ها و علل هر پدیده از یک سو و بررسی پیامدهای آن از دیگر سو بپردازد. نشریه ای که بتواند فارغ از پرداختن به مصادیق، تفسیری از گذشته و حال اصفهان ارائه دهد و مشاوری امین برای نخبگان و مدیران شهر باشد» سردبیر تأکید دارد که «این نشریه از هیچ جریان سیاسی و یا ایدئولوژی فکری حمایت نمی کند » و دوباره بر این امر انگشت می گذارد که نشریه «اصفهان محور» است.

در این شماره از نشریه چند پرونده مورد بررسی قرار گرفته است که اولی به بحث «هفته اصفهان» می پردازد. سپس پرونده تاریخ است که «صنعت نساجی اصفهان» را به شرح و نقد نشسته است و نیز موضوع «همسریابی در گذر از سنت ها» را نشان داده است.بخشی نیز به «ادبیات» و «هنر» اختصاص دارد. این جانب بنا به مطالعات خود در حوزه تاریخ نساجی ، در قسمت پرونده مربوطه با این نشریه همکاری داشته ام. مطلب قابل ذکر من مربوط به «تاریخ شفاهی زنان کارگر» در اصفهان است که با مصاحبه ای با یکی از این زنان به آن پرداخته ام. در پست های بعد به درج این مصاحبه خواهم پرداخت.

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ٩:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٤/۱۸
تگ ها : معرفی کتاب

پنج کتابی که هر اصفهانی باید بخواند

شهروند اصفهان بودن یعنی شهروند تاریخ بودن. یعنی مسافر دیاری پر از گذشته و خاطره . یعنی مالک آثار و ابنیه ای که با گذشت قرون هنوز نمی توان قیمتی بر آن نهاد. یعنی صاحب یک فرهنگ دیرسال و شگرف بودن . پس هر اصفهانی برای پاسداری و پاسداشت این گنجینه ای که از پدران و پدر بزرگان به او رسیده باید اندکی تلاش کند و در وهلة اول باید « شهرآگاهی » خویش را بالا ببرد. امروز پای سخن هر پیرمرد و پیرزن اصفهانی که بنشینید در حد یک کارشناس میراث فرهنگی راجع به تاریخ این شهر و نیز خصوصیات و برجستگی های ابنیة آن سخن ها دارد. او بسیار چیزها راجع به میدان نقش جهان و مسجد جامع و میدان کهنه و ... میداند با افسانه ها و اساطیری که با آنها آمیخته است.

اما آیا نسل جدید اصفهانی هم با این علاقه و شور به این ابنیه می نگرد؟ آیا در مقابل این که چرا اصفهان این جایگاه را دارد به همان خوبی پیران و کهنسالان پاسخ می دهند؟

گسترش ارتباطات و بیشتر شدن منابع و کتب مربوط به اصفهان باید نسل جدید را بیش از گذشتگان به غور در اصفهان و ارزش هایش کشانیده باشد اما گویا این گونه نیست و اصفهان شناسی و اصفهان دوستی میراثی نیست که از هر پدر و مادری به فرزندش برسد .

در اینجا برای پر کردن این خلاء پنج کتابی را که هر اصفهانی باید خوانده باشد تا حداقلی از مسئولیت اصفهانی بودنش را ایفا نماید پیشنهاد می کنیم. به خاطر داشته باشیم این کتاب ها را باید خواند تا لااقل وقتی میهمانی از شهری دور یا نزدیک از ما مطلبی راجع به این شهرمان پرسید ، پاسخی درخور داشته باشیم:

ادامه مطلب   
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٤/۱٧
تگ ها : معرفی کتاب

معرفی کتاب از طبابت تا تجارت

اطلاعات ما راجع به وضعیت اصفهان در زمان جنگ جهانی اول بسیار اندک است. ما به درستی نمی دانیم در آن سال های پر مصیبت در این شهر چه خبر بوده است. شاید بخشی از اطلاعات ما برگرفته از روزنامه های آن روزگار است که صاحب این قلم در کتاب «اصفهان از انقلاب مشروطه تا جنگ جهانی اول» آنها را جمع آوری کرده است. اما کتاب ارزشمند خاطرات میرزا عبدالجواد اخوت به نام «از طبابت تا تجارت» این خلاء را تا حدودی پر کرده است. ایشان در زمان جنگ جهانی اول در اصفهان بوده و شاهد بسیاری از وقایع تلخی که گذشت. او با قلم زیبای خود به ثبت و ضبط این وقایع اقدام کرده است.

حاج میرزا عبدالجواد اخوت در سال 1306ق در دوره ناصرالدین شاه در اصفهان متولد شد و در 57 سالکی در سال 1324ش در تهران در گذشت. پدر او در بازار اصفهان سقط فروشی داشت. در دوره مظفرالدین شاه به آموختن پزشکی روی آورد .او انقلاب مشروطیت را درک کرد و اطلاعاتی اندک راجع به این تحول در اصفهان را بازگویی کرده است. در زمان جنگ جهانی اول در اصفهان مطب داشت و در عین حال عضو کمیسیون حفظ الصحه یا بهداشت بود. او در دوره رضاشاه دوباره راهی بازار شد و در اصفهان و شیراز به کار تجارت پرداخت. میرزا عبدالجواد در سال 1334ق یعنی در سال پایانی جنگ جهانی اول شروع به نوشتن خاطرات خود کرد و این کار تا سال 1337ق ادامه دارد. این مقطع از تاریخ اصفهان مصادف است با قحطی، خشکسالی و مصیبت های بعد از جنگ جهانی اول که در اینجا فرصت ثبت و ضبط را یافته اند. خاطرات او در سال 1337ق که نویسنده برای طبابت به خاک بختیاری رفت به پایان می رسد.

میرزا عبدالجواد آنجا که از دوران کودکی و تحصیل خود سخن می گوید و نیز زمانی که در جوار محمدحسن میرزا پزشکی می آموخت تا باز کردن مطب و حوادث محکمه یا مطب همه و همه سخنان او  جالب و دارای اطلاعات زیادی از زندگی اجتماعی مردم آن روزگار است. خصوصاً اطلاعاتی که او از همین منظر راجع به شیوع بیماری های مختلف در زمان بحران جنگ جهانی ارائه داده است بسیار مهم و ارزشمند می باشند.

بخش هایی از کتاب...

اقدامات انگلیسی ها

دولت انگلیس ... هر جا جنس] گندم [یافت شود ، به هرقیمتی بگویند می خرد و انبار می کند و روز به روز بر قیمت او می افزاید (ص 238)

امنیت و حکومت اصفهان

امنیت به کلی از بیچاره مردم اصفهان صلب شده . ماشالله حکومت اصفهان هم به اندازه یک بچه وجود و کفایت ندارد ... روزی نبود و نیست که در اطراف شهر مال التجاره های عمده که از شهرهای خیلی دور تا اینجا، دو سه فرسخی شهر ، سالم رسانیده اند، به سرقت نرود و هر چه هم تجار و صاحبان مال پیش او رفته ، شکایت از سارقین می کردند، به وعده های زبانی دروغ وقت می گذرانید (ص239)

مرض حصبه

هنوز هم مرض حصبه برطرف نشده ولی بحمدالله قدری کمتر شده است. خلاصه ادانی و اواسط ناس یا از شدت گرسنگی و یا از مرض  حصبه اتصالاً می میرند. روزی نیست که کنار کوچه ها و درب مساجد چندین نفر میت بدون صاحب دیده نشود.(ص250)

شیوع وبا

هنوز بیچاره مردم اشک چشمشمان در مصیبت تلف شدگان از قحطی تر است که گرفتار بلیه تازه و مرض جدیدی شده اند یعنی در اصفهان تازگی دارد و در اغلب شهرهای ایران مدتی بود و هست که شایع است و اسم نامبارک این بلیه مرض وبا است ... از طرف کمیسیون حفظ الصحه اعلانی منتشر شد و طریقه حفط الصحه و پیشگیری از این مرض مهلک را دستور داده بودند ولی افسوس که اغلب مردم به قدری عوام و بی فهم هستند که به این دستورات استهزا می نمایند و وقتی می گویی آب را جوشانیده صرف نمایید یا فلان غذا را نخورید تا محفوظ بمانید می گوید مگر معتقد به خدا نیستی!(ص266)

کتاب از طبابت تا تجارت 330 صفحه است که یک صد صفحه آن مقدمه ارزشمند آقای مهدی نفیسی است و باقی خاطرات میرزا عبدالجواد می باشد.

نام کتاب: از تجارت تا طبابت (خاطرات یک تاجر اصفهانی)

نویسنده: حاج میرزا عبدالجواد اخوت

به کوشش مهدی نفیسی

نشر تاریخ ایران (1386)

قیمت4000 تومان

  
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۸:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٤/۱۱

36 سال پیش ششم تیر 1357

در منظومه فرهنگ ما ، یکی از غفلت ها، فقدان« زندگی نامه نویسی» است. زندگی نامه نویسی در اینجا بسیار کم اتفاق می افتد و اگر گاهی زندگی نامه کسی نوشته می شود، یا به قصد بالا بردن اوست یا به قصد بر زمین زدن وی. ما زندگی نامه نویسی را جدی نگرفته ایم. بیان زندگی آدم ها موجب می شود اثرات وجودی آنها از روزگار آن شخص فراتر آمده و به زمان ما نیز برسد. ما نیز بتوانیم از تجربیات او سود جوییم. خوبی های او را تکرار کنیم و از بدی هایش فاصله بگیریم. زندگی نامه نویسی موجب می شود هزینه های فرد و جامعه به حد زیادی کاهش یابد. چرا که راهی را یک نفر رفته و فراز و فرود آن را بر ما معلوم می دارد. ما را به خوبی از گردنه های آن آگاه می نماید.

امیرقلی امینی یکی از آنهایی است که باید زندگی نامه او به نگارش در آید چرا که این نام با اصفهان معاصر به سختی با یکدیگر گره خورده اند. از سال 1307 تا 1354 یعنی حدود 50 سال امینی روزنامه نگار این شهر بوده است . روزنامه نگاری که فقط ناظر و مسئول ثبت و ضبط وقایع نبوده است ، بلکه خود بازیگر و اثر گذار بر وقایع نیز بود. می توان گفت امینی در این مدت «شهردار در سایه» اصفهان بود. او بود که در روزنامه اش راجع به نقشه شهر و خیابان کشی ها نظر می داد. شهرداران را نسبت به اجرای طرح هایی ترغیب می کرد. او بود که حتی راجع به اندازه طول خیابان ها پیشنهاد می داد. موضوع فاضلاب شهری و لوله کشی آب شهر بسیار مورد توجه امینی بود. شاید اگر مطالبات مکرر و تند امینی نبود این دو پروژه شهری چندین و چند سال دیرتر به اجرا در می آمدند. در همین زمان امینی در نقش عضو انجمن شهر اصفهان دیدگاهایش را به سوی اجرا سوق می داد.

ادامه مطلب   
نویسنده : عبدالمهدی رجائی ; ساعت ۳:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٤/٤

← صفحه بعد